با توجه به سرازیر شدن بازیکنان خارجی زیادی از جمله از کشورهای برزیل و نیجریه به کشورمان و ارزانی نسبی آنها، تعدادی از تیمهای لیگی ترجیح میدادند از دروازهبانهای خارجی بهره ببرند و شاهد بودیم دروازهبانهای اصلی 3 تا 5 تیم لیگ برتری خارجی بودند. مثلا عیسی اندوی را زمانی که مربی ذوبآهن بودم، خودم به این باشگاه آوردم. او در آن زمان سن بازی در تیم امید را داشت، ولی به مرور، به تکامل نزدیک و به مهرهای قابل حساب برای ذوبآهن تبدیل شد. به هر حال نصب تابلوی ورود ممنوع روبهروی دروازهبانهای خارجی فضایی به وجود میآورد که دروازهبانهای داخلی فرصت بیشتر و بهتری برای حضور و خودنمایی پیدا کنند و چه بسا در این بین، جوانانی پیدا شوند که بتوانند مشکل دروازهبانی ما را برطرف کنند، هر چند با روندی که در فوتبالمان به وجود آمده شاید روزی ناچار شویم این تابلوی ورود ممنوع را مقابل تمام بازیکنان خارجی نصب کنیم. نباید غافل بود که فوتبال ما در پستهای دیگری چون دفاع وسط، هافبک دفاعی و مهاجم نوک هم دچار کمبود شده است. به طور مثال پس از رفتن علی دایی، هنوز نتوانستهایم مهاجم نوک گلزن و تمام عیاری پیدا کنیم که جایگزین او شود.
واقعیت این است که فوتبال ما دچار نوسان و نقصانی نسبت به گذشته شده است و دیگر آن تکستارههایی که در گذشته متولد میشدند و میتوانستند به تنهایی نتیجه یک مسابقه را تغییر دهند، کمتر ظهور میکنند. بویژه آن که با خداحافظی کریمی، مهدویکیا و هاشمیان از تیم ملی باید به این نقطه رسیده باشیم که نسلی از بازیکنان خوب در حال جدا شدن تدریجی از فوتبالمان هستند. این مسالهای است که زمینهای ریشهای دارد.
این کنار رفتن و جدایی تدریجی ستارههای فوتبال ملی ایران، آرامآرام جایگاه فوتبالمان را به پایین هدایت میکند. به عنوان مثال در رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا شاهد بودیم 3 تیم ایرانی شرکتکننده در این مسابقهها در همان دور مقدماتی حذف شدند و دیگر تیم باقیمانده هم در نخستین بازی دور حذفی. تیم ملی فوتبالمان هم نتایج چندان بهتری از این باشگاهها نگرفته است. اینها همگی نشان میدهند اگر برنامهریزی بهتری به خرج ندهیم و کارهای منطقی و اصولی خود را افزایش ندهیم حتی از بازیابی جایگاه گذشته هم باز خواهیم ماند.
البته کمبود محسوسی که در پست دروازهبانی به آن اشاره شد، زمینه برخی استفادهها را به وجود آورد که شاید برخی نسبت به آن تلقی خوشایندی نداشته باشند. به طور مشخص اشاره به نام سیدمهدی رحمتی، دروازهبان اصلی تیم ملی میکنم. او بعد از دوره چند سالهای که نه در استقلال و نه در تیم ملی نتوانسته بود جایگاه مناسبش را به دست آورد، یکی دو سالی است که درجه بهتری از کارآیی خود را نشان میدهد، یعنی هم در تیم ملی عملکردی نسبتا خوبی داشت و هم در کسب عنوان سومی مس در لیگ برتر.
به دلیل کمبود دروازهبان در کشور او به جایی رسیده که به قولی با 4 تیم وارد مذاکره میشود. این اتفاق زمانی قابل پیشگیری است که دروازهبانهای آماده زیادی وجود داشته باشند تا برای یک دروازهبان چنین بازار گستردهای وجود نداشته باشد. من ازلحاظ حرفهای به رحمتی حق میدهم چون پس از سالها به شرایطی رسیده که سرآمد دروازهبانان کشورمان شناخته میشود و به طور طبیعی باید از آن حداکثر استفاده را بکند، ولی در مجموع آن را مشکلی معلول همان عامل کمبود دروازهبان خوب میدانم؛ یعنی در شرایط عادی هیچ تیمی حاضر نخواهد شد 600 یا 700 میلیون تومان بابت استخدام یک دروازهبان هزینه کند.
رسول کربکندی
مربی - کارشناس فوتبال و دروازهبان پیشین تیم ملی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم