در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او با درایت و کفایت سیاسی خود در 22 سال و اندی حکومت در این خطه توانست یادگارهای بسیاری از خود به جا بگذارد. خاطره خوب او و پدرش سعدبن ابوبکر زنگی در ذهن مردمان باعث شده تا امروزه روز بنای آرامگاه او پابرجا و آباد بماند اما نارسایی حافظه جمعی ما در دوران معاصر (به هر دلیلی) باعث شده این بنای خانوادگی که از معدود یادگاران عصر مغولان در ایران است درانزوای ندیدنها و خرافههای تاریک و غبار ایام از خاطرها برود و گم شود. ضروری است بنای یادبود سعدبن ابوبکر احیا شود. این مجموعه آرامگاه خانوادگی سلغریان است؛ سعدابن ابابکر زنگی همان کسی است که نام شیخ اجل سعدی شیرازی از عنوان او گرفته شده. سعدی هم در برخی از اشعارش بسیار افتخار کرده که در دوران او میزیسته است. سعدبن ابوبکر، حامی سعدی است. او سعدی را بزرگ کرد و به تربیت او همت گماشت تا سعدی شد و درخشید.
اتابکان سلغر (بروزن بلبل) بنا به استنادات تاریخی در سال 662 حکومت و حاکمیت این بانو را پذیرا شدند. او در زمان حکومت خود، فعالیتهای زیادی برای پیشرفت و عمران و آبادانی استان حاکمنشین فارس انجام داده و سرانجام سال 684 هجری قمری پس از 22 سال و چندی حکومت به عالم بقا پیوست.
اکنون آرامگاهش در حدود میدان خاتون شیراز در امتداد کوچهای باریک، بدون هیچ تابلوی راهنمایی در انزوای خود، روزگاریست که سر به ویرانی گذاشته است. مردم به اشتباه آنجا را زیارتگاه میپندارند، اینجا هیچ متولی ویژهای ندارد و اگر چه سال 1310 ثبت تاریخی ملی شده، اما پس از 78 سال هیچ تلاشی برای احیا و نجاتبخشی این بنا صورت نگرفته است؛ به گزارش مهر، بنایی که بخشی از حافظه تاریخی ما و سرمشقی از روزگاران درخشان ادبپروری، فرهنگ دوستی و تمدنسازی ایرانیان است، امروزه حتی از وزش باد هم متاثر میشود و از هم میپاشد و در هم فرو میریزد! گویا چهارمین بانو فرمانروای دولتهای اسلامی و نخستین بانو فرمانروای فارس (آبش خاتون) در اندوه ویرانیها گم شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: