دولت دهم قصد دارد با هدف کوچکسازی بدنه خود، ادغام برخی تشکیلات اجرایی را در دستور کار قرار دهد، به این امید که هم به کاهش هزینههای جاری منجر شود و هم راه را برای تعامل بیشتر با بخش خصوصی باز کند، هر چند این بحث در ابتدا حوزه صنعت و تولید را شامل شد، اما مدتی است که به قلمرو آموزش هم پا گذاشته و این روزها بحث ادغام 2 وزارتخانه «آموزش و پرورش» و «علوم و تحقیقات» در کمیسیونهای دولت و مجلس در دست بررسی است.
با این تغییر، ساختار تشکیلات اجرایی کشور در حوزه آموزش پس از دهها سال دگرگون خواهد شد، بنابراین از آنجا که هر تغییری میتواند فرصتها و تهدیدهایی توامان داشته باشد، پیش از اصرار دولت بر ادغام و مقاومت مجلس، توجه به الزامها از یکسو و پیشنیازها از سوی دیگر، ضروری است.
طی سالهای گذشته، وزارت آموزش و پرورش به دلیل حجم بالای تقاضا و ارتباط گسترده با مردم بیش از وزارت علوم در معرض تغییر و تحول ساختاری بوده است، از اجباری شدن پیشدبستانی و ورود پیش دانشگاهی و کاهش سالهای دوره متوسطه از 4 سال به 3 سال و تولد نظام جدید متوسطه و تغییر گسترده کتب درسی و خلق معاونتهای جدید و... همگی نشان میدهد که آموزش و پرورش استعداد بیشتری برای تغییر دارد و شاید به خاطر همین دگرگونیها بیش از وزارت علوم، امواج نقدها و چالشها را به جان خریده است.
اما وزارت علوم شاهد تغییرات کندتری بوده و در این عرصه محتاطتر عمل کرده است. بنابراین در فضای موجود، چالشها و مسائل پیشروی این دو وزارتخانه متفاوت است، در صورت ادغام، این چالشها به دیگری منتقل میشود. آنچه در ظاهر وزارت آموزش و پرورش دیده میشود، این است که بنیه علمی و پژوهشی ضعیفتری دارد، وجود 150 هزار مدرسه و بیش از یک میلیون و 300 هزار پرسنل و بیش از 14 میلیون دانشآموز، توان اجرایی زیادی را میطلبد.
در صورت ادغام 2 وزارت علوم و آموزش و پرورش، قطعا با وزارتخانهای فربه و عریض و طویل روبهرو خواهیم شد که شاید بخش عمدهای از نیروها تعدیل شوند.
حتی اگر فرض کنیم تعداد معاونتها در وزارت نوظهور کاهش یابد، بازهم احتمال نبود شفافیت در بودجه و حوزه فعالیت با توجه به حجم انبوه مخاطبان این دو وزارتخانه وجود دارد البته باید بپذیریم که در حال حاضر وضعیت آموزش کشور به دلیل دخالت ناهمسوی سه وزارت آموزش و پرورش، علوم و بهداشت و درمان چند پاره است و اغلب به تصمیمات موازی و گاه متضاد منجر میشود، اما بحث ادغام و یکسانسازی در این حوزه مستلزم توجه به نکات زیر است:
پرهیز از چیرگی یک وزارتخانه بر دیگری یا انتقال چالشها، صرفهجویی و کاهش هزینهها به جای نبود شفافیت در حوزههایی که بودجه بیشتری میبلعند، پایان بخشینگری و نگاه جزیرهای به معاونتها و ادارات وابسته، استفاده از تجربه جهانی، حذف سردرگمیهای اداری و ناپدید شدن برخی واحدهای کلیدی و از همه مهمتر تعیین راهبرد عملیاتی و جامع برای ارتباط بخش آموزش همگانی و آموزش عالی و توجه به مشارکت بخش خصوصی.
متاسفانه در حوزههایی مانند خصوصیسازی، آموزش و پرورش با نگاههای منفی و چالشهای جدیتری روبهروست که در صورت نبود برنامهریزی میتواند این نگاه در صورت ادغام، وزارت علوم را با دشواریهای جدیدی روبهرو کند.
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم