بیشتر دخترانی که از خانه فرار میکنند بین 11 تا 25 سال سن دارند، آنها معمولا در مناطق فقیرنشین کشور هستند و پس از فرار به سمت قسمتهای مرفهنشین میروند.
آنچه در این میان اهمیت دارد اتفاقاتی است که برای این دختران پس از فرار رخ میدهد. تـقـریـبـا صـددرصـد ایـن دخـتـران در مـعرض آسیبهای شدید اجتماعی هستند و مرتکب جرم میشوند.
نکته قابل توجه در مورد زندگی دختران این اسـت کـه خـانوادهها حاضر نیستند فرزندان فراریشان را دوباره بپذیرند و حتی اگر آنها را دوباره بپذیرند رفتاری با این دختران میکنند که آنها یکبار دیگر از خانه بگریزند. متاسفانه اورژانسهای اجتماعی تنها 3 ماه از این دختران مراقبت میکنند و پس ازآن مرکزی مشخص پذیرای این افراد نیست.
این معضل در شرایط فعلی قابل حل است. برطرفکردن فقر اقتصادی خانوادهها و فراهم کـردن امـکـان برآورده شدن نیازهای منطقی دختران، دفاع از آنها در برابر والدین خشن و غیرمسوول از جمله این موارد است.
نکته مهم دیگر نقش مذهب در این مساله است. کم رنگ شدن مذهب بیشترین آسیب را به افراد وارد میکند و اگر بتوان مذهبی بودن را در آنـهـا تقویت کرد میتوان جلوی بسیاری از آسیبها را گرفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم