از اصفهان و سپاهان چه خبر؟!
هفته سوم تمرین و هفته دوم بدنسازی را پشتسر میگذاریم. البته هنوز به شکل مطلوب از این تمرینها بهرهبرداری نکردهایم.
سفر بازیکنان تیم ملی و مرخصی بازیکنان خارجی، یک جورهایی دست ما را در حنا گذاشته ولی اینها مانع از آن نمیشود که کار را تعطیل کنیم. بحمدالله از روند کار رضایت کامل دارم و تصور میکنم تا آغاز لیگ به آمادگی دلخواه برسیم. من همیشه کوشش دارم تیم رو پا و سرحالی را وارد لیگ کنم.
از اوضاع و احوال اطراف تیم چه خبر؟
اهل مبالغه نیستم، ولی در اینجا فهمیدم که رمز موفقیت سپاهان در چیست، اینها مدیریتی آگاه، ورزشی و اهل کار دارند، شرایط را به خوبی درک میکنند و پیش از آن که ما اعلام نیاز کنیم، نیاز ما را احساس میکنند و این یک موهبت است و این آرزوی هر مربی است که با چنین مجموعه کاربلدی کار کند.
این مقایسهای با گذشته، یعنی استقلال نیست؟
منظور خاصی نیست، اشاره به یک نقطه معلوم هم نیست. یک مصداق کلی است. حالا ممکن است به یک جایی بربخورد یا نخورد. من برداشت شخصی خودم را ارائه میدهم و امیدوارم در فوتبال ما الگوبرداری شود و اگر مجموعهای کارش موفقیتآمیز است، مورد توجه قرار بگیرد و دیگران هم به آن تاسی کنند.
پتانسیل سپاهان نسبت به فصل پیش چگونه است؟
ما فهرستی از بازیکنان موردنیاز را به مدیریت تیم ازجمله آقای ساکت ارائه کردهایم. خوشبختانه 80 درصد کار صورت گرفته، یعنی بازیکنان موردنیاز ما جذب شدهاند. یکی دو بازیکن دیگر بگیریم دیگر کاری به بازار نقل و انتقالات نداریم. تصور خود من این است که مدیریت ما خوب عمل کرده است.
چه بازیکنان جدیدی را جذب کردهاید؟
مهدی کریمیان، احمد آلنعمه، شاهین خیری، میثم خسروی، ابراهیم توره و... . همان طور که گفتم 2 بازیکن دیگر نیز به این تعداد اضافه خواهند شد.
فکر نمیکنید بازی در لیگ و جام باشگاهی، بازیکنان نخبهتر و باتجربهتری را طلب کند؟
من به این نفرات اعتقاد کامل دارم. اینها از نظر خود من و مدیریت، نفرات زبدهای به شمار میروند و نگاهها به رفع نیازهای تیم در پستهای مختلف است.
یکی از رقبای نزدیک سپاهان، استقلال است. درباره این تیم چه نظری داری؟
دوست ندارم دیگر حرفی بزنم. در گذشته هر چه باید گفته شود، گفتهام. برای آنها هم آرزوی موفقیت دارم. من هیچ وقت نمیتوانم استقلال را فراموش کنم.
درباره حذف تیم ملی از جام جهانی چه نظری داری؟
خیلی ناراحت شدم. حضور در جمع بهترینهای جهان، یک موفقیت بزرگ است. اگر تیم ملی ما به جام جهانی راه پیدا میکرد، همه ما جهانی میشدیم و همه در این موفقیت سهیم بودیم. از من که چند بازیکن در تیم ملی دارم تا شما روزنامهنگارها که مدتها برای تیم ملی قلم زدهاید، این یک حسرت بزرگ برای همه ما ایرانیهاست که جام جهانی آینده را با افسوس نگاه کنیم و جای تیم ملی خود را در آن خالی ببینیم.
چه باید میکردیم تا این اتفاق بد نمیافتاد؟
متاسفانه ما تغییرات عجولانه زیاد داشتیم. از خود من گرفته تا دایی و این بیشتر به دلیل نگاه سیاسی به ورزش و بویژه فوتبال است.
آقای رئیسجمهور باید نگاه ورزشی به فوتبال داشته باشد. متاسفم که بگویم آدمهایی مثل دادکان، مصطفوی، پروین، حجازی و... باید در خانه بنشینند و آدمهای سیاسی و غیرورزشی سرکار باشند.
البته آنها هم دوست دارند که موفق بشوند، اما قضایا را یک جور دیگری میبینند و بنا به برداشت خود عمل میکنند و این ناآگاهی و ناآشنایی آنها با فضای ورزشی است که به ما لطمه میزند.
به عنوان مثال، شما در بسکتبال می بینید که آدمهای استخوانخرد کرده در این رشته چطور بسکتبال را جهانی کردهاند، چرا ما نباید از این تجربه درس بگیریم و چرا باید چشم بر این واقعیتها ببندیم.
راه دور نرویم همین باشگاه سپاهان به دلیل بافت ورزشی و آدمهای آشنا به ورزش سالهاست که در سطح اول فوتبال ما مطرح است و خدمات شایانی به فوتبال کرده است، باید از این الگوها درس بگیریم.
آدمهای کاربلد، راه را نصف میکنند آدمهای کارنابلد و ناآشنا به بیراهه میروند و زمانی که کار را یاد میگیرند، عوض میشوند و این جابهجاییهای عجولانه و غیرمنطقی، حاصلش همین میشود که در بین 5 تیم آسیایی هم قرار نمیگیریم.
حرف آخر.
امیدوارم که این اتفاقهای تلخ برای ما راهگشا باشد، خسته شدیم از بس شکست خوردیم و متنبه نشدیم.
علی رئیسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم