گفتگوی اختصاصی «جام جم آنلاین» با برجسته ترین کاریکاتوریست کوبا

جام جم آنلاین - آریستیس استپان هرناندز گرو ، ملقب به آرس متولد 1967 کوبا ، یکی از رکورددارهای جایزه در کوبا با بیش از یکصد جایزه ارزشمند است.
کد خبر: ۲۶۲۸۳
بهترین کاریکاتوریست جهان در سال 1994 براساس آمارگیری گسترده از هنرمندان سراسر جهان از سوی نشریه تخصصی کاریکاتور «ویتی ورلد wittyworld» ، کارگردان فیلمهای کوتاه انیمیشن کارگاه «فیلمینتوس - filminutos» و دارای عنوان بهترین کاریکاتوریست قرن بیستم از سوی موسسه معتبر "Memory project" امریکاست . متن زیر حاصل گفتگوی ما با این هنرمند سرشناس کوبایی است که با هم می خوانیم.

به عنوان نخستین سوال ، اسم کار خود را چه می گذارید؛ کارتون یا کاریکاتور؛
من پزشکی هستم که مردم را می خندانم پس خنداندن کار من است بیمارانم را معالجه می کنم و آنها پس از بازگشت سلامتشان می خندند عامه مردم نیز به کارتون های کاریکاتور وارم می خندند ; اما تخصص من بیشتر در ترسیم کاریکاتور است .
کاریکاتور را از چه زمانی شروع کردید؛
من از بچگی عاشق مداد و کاغذ و نقاشی بودم مادرم فکر می کرد دکتر می شوم و پدرم دوست داشت نقاش شوم به هر حال پیش بینی هر دویشان درست از آب درآمد.
کاریکاتور را از 13 سالگی در مجلات مختلف شروع کردم و در 18 سالگی خرج روزانه ام را از این کار درمی آوردم.
این دو حرفه شما ، پزشکی و کاریکاتور، تاثیری روی یکدیگر می گذارند؛
سوال خوبی است من در طرحهایم در حسرت رسیدن به لحظات ناب احساسات یک نقاشم و در پزشکی خلاقیت کسب شده در هنر را به شکلی علمی به کار می برم حس هنری بیشتر در مشاوره بیمارانم به من کمک می کند و علم پزشکی مشخصا و متقابلا در کاریکاتورهایم حضور دارد و مسائل این حرفه را گاهی در کاریکاتورهایم نشان می دهم .
پس هنر ، دیدگاه شما را عوض کرده است؛
بله ، هنر توانسته به من دیدگاهی نو ارائه کند در واقع یک دید روانکاوانه یا بهتر بگویم روانشناسی علمی و کاربردی به من داده است به همین دلیل می توانم در طرحها و کاریکاتورها ، مردم را از جنبه های دیگر به غیر از زاویه معمول و روزانه ببینم .
کاریکاتوریست های ایرانی نیز در این رشته موفق به کسب جوایز معتبری در سطح بین المللی شده اند و می توان گفت ایران از این لحاظ بر یکی از قله های هنر دنیا نشسته است ، نظر شما در این باره چیست؛
بله ، با این تعبیر کاملا موافقم ایران بر قله نه تنها کاریکاتور ، بلکه هنر دنیا جای گرفته است ، شعر ، ادبیات ، مینیاتور و حتی ریاضی و پزشکی.
بسیاری از کاریکاتوریست های ایران را می شناسم ، با مسعود شجاعی طباطبایی در کوبا آشنا شدم و کارهای بزرگمهر حسین پور و ضیایی را دوست دارم بیشتر از مفهوم و معنای عمقی طرحهایشان لذت می برم .
تلخ است ، بی آن که گزنده و کشنده باشد آشکار کننده معضلات است ، بی آن که برخورنده و توهین آمیز به نظر برسد.
حرفهایشان نرم و ملایم است ; اما حساب شده و پرمغز و دقیق در کل کاریکاتور ایران واقعیت های جامعه اش را پیش روی مخاطبان می گذارد و تا به حال کمتر دیده ام به ملیتهای دیگر پرداخته یا زندگی شخصی و دردهای درونی خودشان را در قالب کاریکاتور پیاده کرده باشند.
این مساله منفی است یا مثبت؛
مثبت ! این مساله عمیقا قابل تحسین است که توانسته اند خود را از مسائل فردی و شخصی خودشان که مطمئنا بی اهمیت هم نیستند ، دور کنند و ذهن و فکر و قلم و هنرشان را وقف مردم کنند. این کار مسلما روح وارسته و بزرگی می طلبد ، البته باید سعی کنند جهانی تر بیندیشند.
کاریکاتور ایران در مقایسه با دیگر کشورها در چه سطحی قرار دارد؛
جواب دادن به این پرسش مشکل است ; چون معیار تمایز خوب و بد در جوامع اروپایی و امریکایی با معیارهای حسی شرقی کاملا متغایر است هر چند من برای این نوع دیدگاه شرقی ارزش زیادی قائلم ; اما اگر بخواهیم در سطح جهانی نظر بدهیم و کاریکاتوریست هایی که توانسته اند خود را در سطح بین المللی مطرح کنند ، ارزیابی کنیم ، می توان گفت ایران پس از روسیه قرار دارد.
هنرمندان ایرانی برای پیشرفت در این رشته ، چه نکاتی را باید مدنظر قرار دهند؛
این که بتوانند بجز مردم سرزمین خودشان ، به کل انسان های روی زمین بیندیشند و مشکلات بشریت را روی کاغذ بیاورند یعنی جهانی بیندیشند.
اندیشه ای که در عین قومی و ملی بودن ، هم انسانی باشد ، هم جهانی و حتی ماورایی و فرازمینی ; البته کاریکاتوریست هایی که از ایران در سطح جهان مطرح شده اند ، مطمئنا توانسته اند این گونه بیندیشند.
کارهای شما حتی بدون امضا قابل تشخیص اند هنوز طرحهایتان را از دوره ای که همه چیز را بسیار چاق ترسیم می کردید ، به خاطر دارم
هنوز هم دوست دارم فرمهایم کمی چاق و چله به نظر بیایند گمان می کنم مفهومی که در صدد بیان کردنش هستم ، با این سبک و سیاق بهتر در ذهن مخاطب جای می گیرد.
من فکرم را بسادگی ترسیم می کنم ; اما خیالات عجیب و غریبم را طوری روی کاغذ می آورم که در عین پیچیدگی ، همگان بتوانند آن را بفهمند و از آن لذت ببرند به عقیده من اگر هنرمند ، نتواند حرفهایش را برای مردم قابل درک کند ، کارش ایراد دارد و نمی توان بر آن نام هنر نهاد ; بلکه فقط یک تخلیه روحی ، شخصی و لحظه ای است که تاثیری نمی گذارد و هنری که تاثیرگذار نباشد ، اصلا هنر نیست .
راز قدرتمندی طنز کوبا در چیست؛
تحریم و محاصره اقتصادی 40 ساله امریکا علیه کوبا اقتصاد و زندگی کوبا را خرد و فلج کرده است حقوق یک شهروند فعال و پرکار در ماه نهایتا 20 دلار است ; ولی کوبایی ها خوش بینی و خوشدلی را اصل زندگی خود قرار داده اند ما یاد گرفته ایم مشکلات را با بحران ها قاتی نکنیم به همین دلیل طنز کوبایی روز به روز قویتر می شود.
همه در یک سطح هستیم و هنوز در افق دیدمان دیوارهای کاخ نشینان ، جلوی چشمانمان را سد نکرده است ، کوبایی ها به امید فکر می کنند.

گفتگو از : شادن تقدسی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها