این مرد در توضیح آنچه اتفاق افتاده بود گفت: مدتی بود به خاطر اینکه به مسافرت رفته بودم مغازهام را تعطیل کرده بودم. زمانی که برگشتم متوجه شدم مقداری پول از مغازهام به سرقت رفته است. با توجه به اینکه با شاگردم اختلاف داشتم فکر میکنم او عامل این سرقت است.
با توجه به شکایت این مرد ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند و متوجه شدند شاهین شاگرد مرد مغازهدار مدتی قبل به دلیل اینکه با صاحب کارش اختلاف حساب داشته با وی درگیر شده است. اما از آنجایی که صاحب کارش زیر بار این بدهی نرفته شاهین مغازه را ترک کرده است. زمانی که ماموران برای بازجویی از متهم به خانهاش رفتند متوجه شدند وی از محل فرار کرده و دیگر باز نگشته است. با بازجویی از دوستان متهم پلیس موفق به شناسایی و دستگیری متهم شدند.
شاهین در بازجوییها اتهام خود را پذیرفت و گفت: من در مغازه مرد شاکی کار میکردم و حقوقی که دریافت میکردم آنقدر نبود که بتوانم راحت زندگی کنم. با این حال مرد مغازهدار بعد از مدتی به دلیل اینکه با من اختلاف داشت مرا بیرون کرد اما حق و حقوقم را نداد. من مرتب پیگیری میکردم و چندین بار هم به سراغش رفتم و از او پول خواستم اما حرفم را نپذیرفت تا اینکه تصمیم گرفتم هر طور شده خودم پولم را از او پس بگیرم.
وی ادامه داد: روز حادثه به مغازهاش رفتم و متوجه شدم که مغازه بسته است. فهمیدم که او به مـســافـرت رفـتـه اسـت. مـیدانـسـتـم هـر بـار کـه میخواهد به مسافرت برود مغازه را تعطیل میکند. شب حادثه با توجه به برنامهریزی که کرده بودم به مغازه رفتم و از آنجایی که میدانستم مرد مغازهدار پولهایش را در مغازهاش نگه میدارد به محل نگهداری پولها رفتم و مبلغ 5 میلیون تومان برداشتم و فرار کردم.
متهم ادامه داد: من جوانی تنها هستم که کسی بجز مادرم ندارم ،هرچه کردم بخاطر او بود چرا که مادرم بیمار است و باید تحت مداوای پزشک باشد من بهخاطر اینکه نمیتوانستم هزینههای درمان را تامین کنم تصمیم به سرقت از مغازه متهم گرفتم.
وی گفت: اگر مادرم بیمار نبود و به پول احتیاج نداشتم هرگز این کار را نمیکردم و از حق خودم میگذشتم. بعد از اینکه از مغازه اخراج شدم شغلی هم پیدا نکردم که بتوانم درآمدی داشته باشم و به این راه کشیده شدم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم