گفتگو با دکتر صدیقه امینی کافی‌آباد، پاتولوژیست

بچه‌ها فقط از من یک شام گرم می‌خواهند

کد خبر: ۲۶۱۶۹۸

او عضو اولین گروه‌های دانشجویی بود که پس از انقلاب فرهنگی وارد دانشگاه شد و بلافاصله پس از خاتمه دوره پزشکی وارد رشته تخصصی آسیب‌شناسی شد. امینی از پژوهشگران موفق در زمینه خون و بیماری‌های منتقله از راه خون است.

وقتی به او می‌گویم می‌خواهم به عنوان یک بانوی موفق با شما صحبت کنم با شکسته نفسی می‌گوید: از کجا می‌دانید من موفق هستم. من آرزو داشتم رتبه علمی ‌مثل ماری کوری به دست می‌آوردم.

گفتگویی که با وی انجام دادهایم به مناسبت 24 خرداد مصادف با 14 ژوئن روز جهانی اهداکنندگان خون و حسن تصادف تقارن این روز با 20 جمادی‌الثانی میلاد حضرت فاطمه‌(س) و روز زن است.

از وقتی که وارد سازمان شدید تا وقتی که رتبه اولین معاون زن سازمان انتقال خون را به دست آوردید چقدر طول کشید؟

سال 78 کارم را در سازمان به عنوان مسول بخش هپاتیت و ایدزشروع کردم و بعد از 12 ماه سرپرستی مدیریت فنی به من سپرده شد و بعد از 8 ماه نیز ابلاغ مدیر فنی برایم آمد. 4 سال مدیر فنی بودم و بعد از آن مدیر کنترل کیفی که بیش از 5 سال طول کشید و از شهریور سال 1387 نیز به عنوان معاون فنی و کنترل کیفی سازمان معرفی شدم.

می‌توانم سنتان را از شما سوال کنم؟

گفته‌اند از خانم‌ها دو تا سوال را نپرسید؛ یکی سنشان و دیگری حقوقشان! ولی با یک ضرب و تقسیم ساده می‌شود گفت که چهل و چند ساله هستم.

پس به نظر می‌رسد طی این مدت پیشرفت خوبی داشته اید. اما چنان‌که به نظر می‌رسد خودتان راضی نیستید. ارزیابی خودتان از این مدت کار و پژوهش چیست؟

برای من جایگاه داشتن چندان مهم نبود و بیشتر اثر بخشی کار برایم اهمیت داشت. وقتی به پایگاه‌ها نگاه می‌کنم و پیشرفت آنها را می‌بینم یا وقتی می‌بینم دستور‌العمل‌هایی را که اینجا نوشته‌ایم چقدر توانسته به پایگاه‌ها کمک کند و جلوی خطا‌ها را بگیرد و موجب ارتقای فرآیند‌ها باشد احساس رضایت به من دست می‌دهد.

شما چقدر از این موفقیت‌ها سهیم بوده‌اید؟

این مجموعه مثل دستگاهی است که باید همه چرخ‌هایش باهم بچرخد تا پیش برود و من دقیقا نمی‌توانم بگویم چقدر سهم دارم، اما می‌توانم بگویم که یکی از این چرخ‌ها بوده‌ام و به پیشروی این مجموعه کمک کرده‌ام.

با نگاهی به گذشته فکر می‌کنید نقش خود را به نحو احسن ایفا کرده‌اید یا فکر می‌کنید می‌توانسته بهتر باشد.

فکر می‌کنم من تمام تلاشم را کرده‌ام و اگر باز هم به آنجایی که می‌خواسته‌ام نرسیده‌ام گاه عوامل فراسازمانی و محیطی بیرون نیز دخیل بوده است. در واقع گاه مسائل و جنجال‌های مطبوعاتی که برای انتقال خون ایجاد شده جلوی حرکت به جلو را گرفته و نیروها را به جاهای دیگری هدایت کرده که مجموعه نتوانسته با سرعت مورد انتظار پیشروی داشته باشد، اما آنچه در حیطه اختیارات من بوده تقریبا انجام داده‌ام.

پیشتر گفتید به عنوان یک بانوی پژوهشگر و مدیر به رتبه‌ها و جایگاه‌های سیاسی اهمیتی نمی‌دهید و دوست داشتید به رتبه علمی ‌ماری کوری می‌رسیدید. فکر می‌کنید برای رسیدن به جایگاه یک ماری کوری ایرانی چقدر فاصله دارید و چقدر باید تلاش کنید؟

خیلی! برای رسیدن به این جایگاه سعی کرده‌ام طرح‌های پژوهشی که می‌گیرم نتیجه نهایی‌اش چیزی باشد که خدمت خوبی به مردم ارائه دهد و در طرح‌های پژوهشی همیشه دنبال این مساله بوده‌ام.

البته هیچ‌وقت نمی‌تواند قابل قیاس با کشف ماری کوری باشد، ولی سعی کرده‌ام که به نتیجه مفیدی برسد و چند طرحی در دست دارم که امیدوارم در این زمینه کمک کند.

طرح‌هایی که داشته‌اید تا چه حد به عملیاتی شدن نزدیک شده؟

طرح‌هایی که داشته‌ام اغلب به دست آوردن اطلاعاتی بوده است که می‌توانسته زمینه را فراهم کند که فرآیندی اصلاح شود یا شیوه جدیدی مطرح شود.

تاکنون چند طرح پژوهشی داشته‌اید؟

در 27 طرح یا مشارکت داشته‌ام یا مجری طرح بوده‌ام که حدود 22 تای آن به اتمام رسیده و روی بقیه هنوز داریم کار می‌کنیم.

به عنوان یک خانم مدیر و پژوهشگر در شبانه‌روز چند ساعت کار می‌کنید؟

در حدود 10 تا 12 ساعت داخل سازمان و تا 3 ساعت در خانه کارهای اینجا را انجام می‌دهم و بقیه برای خواب است.

چقدر از وقتتان به خانه و خانواده می‌رسد؟

من در طول تمام این سال‌های اشتغال موقعیت خیلی خوبی داشته‌ام و خانواده‌هایمان در مجموعه‌ای منسجم به هم کمک کرده‌اند . فرزندان، همسر و خانواده خودم و مادر و خواهرم همیشه به من کمک کرده‌اند و این موقعیت کار کردن زیاد را مرهون آنها هستم.

فرزندانم نیز الان موقعیت ویژه‌ای به من داده‌اند، زیرا در حال تحصیل هستند و خود تا ساعت 10 ــ 9 زودتر به منزل نمی‌آیند و تنها توقعی که دارند یک شام گرم است. این به من وقت بیشتری می‌دهد که به کارهای بیرون و مطالعاتم بپردازم.

در چه سنی ازدواج کردید؟

کمی ‌بیش از 20 سال داشتم که ازدواج کردم. در آن زمان دانشجوی پزشکی بودم. بچه‌ها هم آن روزها همراه من هر کدام یک دوره پزشکی تخصصی را گذرانده‌اند!

همسرم نیز در آن مقطع 23 ساله و دانشجو و شاغل بود. هر دو درس می‌خواندیم و بچه‌ها همیشه شاهد درس خواندن ما بودند و الان هم همین را دارند می‌بینند.

اولین فرزندتان چند سال بعداز ازدواج به دنیا آمد؟

دو سال بعد.

خانواده‌هایتان در تهران هستند؟

بله به همین دلیل حمایت‌های خیلی خوبی را در یافت کردم.

وقتی تازه صاحب فرزند شده بودید هیچ‌وقت فکر کردید کاش درس را کنار می‌گذاشتید؟

هیچ‌وقت نه از درس خواندن و نه از مادری کردن و زندگی خانوادگی خسته نشدم. هر دو را با عشق انجام می‌دهم. وقتی مطالعه می‌کنم یا کار خانه را به عنوان زنگ تفریح بین خواندن‌هایم انجام می‌دهم از هردو آنقدر لذت می‌برم که حد ندارد.

می‌گویند خدا به مادر بودن پاداش می‌دهد، به فرزند خوب بودن پاداش می‌دهد، به همسر خوب بودن پاداش می‌دهد. من با خودم فکر می‌کنم شاید به من بگویند همه پاداش‌هایت را با تو حساب کرده‌ایم چون از هر موقعیتی که به عنوان همسر، فرزند و مادر داشته‌ای لذت برده‌ای.

به خانم‌هایی که نیاز دارند مادر باشند و همسری کنند و در عین حال در جامعه نیز نقش ایفا کنند چه توصیه‌ای دارید تا بتوانند همه این نقش‌ها را با هم به خوبی انجام دهند؟

همیشه فکر می‌کنم آدم وقتی بازی می‌کند باید قاعده‌بازی را رعایت کند. آدم هیچ چیز را نباید فدای چیز دیگر کند. باید از وقت‌ها بهترین استفاده را برد. وقتی دیگران درس می‌خوانند بهترین موقعیت است که تو هم همپای آنها درس بخوانی. در این صورت کسی انتقاد نمی‌کند، اما اگر آنها می‌خواهند درس بخوانند یا به تفریح بروند کار یا درس را بهانه کنید هیچ وقت نتیجه خوبی به دست نمی‌آید، زیرا برخلاف قاعده‌بازی قدم برداشته‌اید. در این صورت خانواده مقابله به مثل خواهد کرد. باید با خانواده و اطرافیان صادقانه به تفاهم رسید. باید آنها بدانند که خیلی برایتان عزیز هستند. چه مادر و چه بچه‌ها و چه همسر وقتی انسان را در تلاش‌هایش خالصانه بدانند کمک می‌کنند و امروز باید بگویم در موفقیت‌های من تک‌تک افراد سهم داشتند.

سخت‌ترین دوران زندگی و کار چیست؟

در کار دوره بورد تخصصی سخت‌ترین بود و در زندگی وقتی حس می‌کردم تلاش‌هایی که انجام داده‌ام به نتیجه نرسیده است. بیماری فرزندان از این لحظات است.

به فرزندانتان چه راهی را توصیه می‌کنید؟

فرزندان من هر دو ریاضی فیزیک خوانده‌اند و پسرم دانشجوی برق شریف است و دخترم برای کنکور دارد آماده می‌شود. من هیچ‌وقت به آنها نگفته‌ام حتما رشته من را ادامه دهید ولی پژوهشگر بودن چیزی است که به انسان انگیزه می‌دهد و انسان را برای یافتن پاسخ‌ها پویا می‌کند و من به آنها توصیه می‌کنم که در رشته خود هم پژوهشگر باشند.

البته درس خواندنشان شبیه خودم است و گاه خودم را نیز خسته می‌کنند.

در مورد ازدواج چطور فکر می‌کنید باید مثل شما در اوایل راه ازدواج کنند یا درسشان را تمام کنند؟

البته هنوز فرصتی برای اعلام نظر مستقیم آنها نشده، ‌اما به نظر من بهتر است جوان‌ها زودتر در این مورد تصمیم‌گیری کنند. هر کاری موقعی دارد و اگر دیر کنند فرصت‌ها از دست می‌رود. فرصت لذت بردن از زندگی و همچنین انعطاف و تاب و توان و حوصله و صبوری انسان نیز از دست می‌رود. برای همین فکر می‌کنم اگر بخواهم به فرزندانم توصیه کنم، همان سن ازدواج من و پدرشان را با یکی دو سال تغییر پیشنهاد می‌کنم.

در مورد مدیریت زنانه و مقاومت پرسنل و بخصوص آقایان چه تجربه‌ای دارید؟

ما باید یک باور را داشته باشیم. مدیریت‌های زیادی را به بانوان سپرده‌ایم، اما اگر بخواهیم بررسی کنیم که چقدر مدیران زن موفق هستند، باید به میزان پذیرفته شدن آنان دقت کنیم.

اگر در یک سخنرانی به سخنان شخص توجه کنید و فکر کنید این حرف‌ها را اگر یک خانم می‌زد چقدر با وقتی که یک مرد می‌گوید میزان پذیرش فرق داشت متوجه تفاوت‌های میزان پذیرش بین زن و مرد می‌شوید.

خانم‌ها مدیران بسیار دارای پشتکار و سختکوشی هستند.

و البته سختگیر هم هستند!

البته اول نسبت به خودشان و بعد نسبت به دیگران. برای همین من در مجموعه‌هایی که کار کردم هیچ وقت احساس بدی نداشتم، اما اگر بخواهم بگویم اگر مرد بودم موفق‌تر بودم باید بگویم شاید، ولی من خیلی مصرتر از آن هستم که به عنوان یک زن عقب‌نشینی کنم.

فکر می‌کنم اگر انسان خانم باشد در عوض از یک سری مسوولیت‌ها فارغ است و راحت‌تر می‌تواند به مسوولیت‌های شغلی خودش برسد.

و آخرین توصیه‌ها به خانم‌ها؟

هرگز نباید بچه‌ها را فدا کرد. حتی در بالاترین موقعیت‌های شغلی. اگر ما بچه‌ها را نداشتیم وضع دیگری بود ولی وقتی تصمیم گرفتیم که مادر باشیم مسوولیت مادر بودن را باید انجام دهیم،‌ اما وقتی داریم کار می‌کنیم نیز باید در نظر داشته باشیم ما در جایگاهی نشسته‌ایم که باید شرح وظیفه خود را انجام دهیم وگرنه باید در مقابل مادران دیگر و فرزندان دیگر پاسخگو باشیم. بنابراین سعی کنید در کاری که انجام می‌دهید سستی نکنید و به بهترین شکل آن را انجام دهید.

شاید در مقطعی به صلاح ببینید که کار بیرون را کنار بگذارید و وظیفه مادری را خوب انجام دهید. انجام دادن درست و کامل یک کار بهتر از انجام دادن سطحی و نیمه‌کاره دو مسوولیت است.

ماندانا ملاعلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها