در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایشان بعد از فوت همسر اول خود با مردی از تبار عراق شیخ باقر شیخالعراقین زاده، نوه ملاعبدالحسین، موسس مسجدی در پامنار، ازدواج کرد و همراه با تنها فرزند خود، حسین خاکی، به تهران عزیمت کرد. در زمان ناصرالدین شاه، طلاکاری گنبد حرم کاظمین به پدر همسر ایشان سپرده شد و گلین خانم و فرزندش در سال 1313 خورشیدی به قصد دیدار و زیارت عازم عتبات عالیات شدند. اما از آنجا که شیخ باقر اصلا عراقی بود قصد ماندگار شدن در آن کشور را داشت. ولی گلین خانم با این امر موافق نبود. بدین سبب پس از جدایی ایشان با فرزندش به ایران برگشته و دوباره در تهران ساکن شد.
بانوی قصهگو اینک با درک سفر به عراق، قصههای دیگری ساخته و پرداخته بود و تاثیر این رفت و آمد دقیقا در برخی از آثارشان نمود عینی پیدا کرد. در همان روزها، گلین خانم در تهران به تنهایی زندگی میکرد و برای بهبود وضعیت میبایست برای امرار معاش تلاش کند. از این روی در خانههای اعیان شهر، اغلب به کار مراقبت و نگهداری فرزندان ثروتمندان اشتغال داشت. در روزهای کار و خستگی، بانوی قصههای شیرین، از قصه دور نیفتاد و همواره برای فرزندان اجباری غصههای دیرین خود را قصه میساخت و در همین زمان بود که از جانب جواهر کلام، روزنامهنگار و دیپلمات ایرانی بهطور کاملا اتفاقی با جوانی خوش مشرب از بلاد فرنگ آشنا شد و همین برخورد باعث شناسایی و کشف خانم قصههای ایرانی شد.
لارنس پال لول ساتن، ایرانشناس شهیر انگلیسی که برای تعمق و تدبر در فرهنگ ایران زمین به این سرزمین آمده بود شیفته آثار گلین خانم شد. بهطوری که با مدیر وقت روزنامه «هور» روزها به ثبت و ضبط قصههای ایشان پرداخت و بعد از تاسیس رادیو، مشدی گلین خانم را هر هفته برای قصهگویی با درشکه به رادیو تهران میبرد که مدتها این قصههای عامیانه و جذاب برای مردم پخش میشد.
جای شگفتی است که یک انگلیسی با همت خویش و تعدادی از علاقهمندان به فرهنگ ملی، آثار ارزشمند و بجا ماندنی میراث کهن فارسی را به ایرانیان شناساند!
قصه، جزء مهمی از میراث فرهنگی هر قوم به شمار میآید. در قصه ارزشهای سنتی، پسزمینههای فرهنگی و روانشناسانه، جریان شکلگیری ادبیات کوچه و بازار، حوادث و سوانح اجتماعی سیاسی، با روایتی عامیانه و دور از رنگ و لعابهای مصنوعی در نهاد نسل هر روزی باعث ایجاد بستر مناسب شناخت و لذت است.
بنابراین تحقیق در قصههای اقوام و ملل میتواند از یک سو ما را در برداشت خاص یک قوم از زندگی یاری داده و از طرفی روابط بین هر یک از اقوام و فرهنگها را باز نماید.
فضای فرهنگی دیرین ایران به عنوان یک حلقه مهم اتصال بین نگرشهای قدیم هند و فرهنگهای منطقه مدیترانه، که بعدها به مقدار زیاد برای فرهنگ اروپایی دارای اهمیت شد، همواره حایزاهمیت است.
لول ساتن در طول 4 سال قصههای مشدی گلین خانم را که حتی از سواد خواندن و نوشتن بی بهره بود با حوصله ودقت جمع آوری کرد و برای اولین بار در انگلستان به چاپ رسانید. همچنین در دو نوبت، یکی در سال 1985و نیز در1994 ترجمههایی از مجموعه قصههای این بانوی فرزانه زبان آلمانی به چاپ رسید. مشدی گلین خانم پس از سالها سختی و رنج سال1984 دیده از جهان فرو بست.
اما قصههای وی همواره در شناسایی بنیادهای فکری قومی اصیل، راهنمای پژوهشگران و علاقهمندان به فرهنگ سرزمین اجدادی است.
به قول اولریش مارتسولف، قصههای گلین خانم درحکم شاهکارهای ادبی کوچکی هستند که نه ازطرف تودهای بینام و نشان و حاصل فعالیت ذهنی قشری عامی بلکه از جوهر وجودی مردم و شکوفایی بزرگ فرهنگ قومی جهان نگر به وجود آمده است.
مجید رعایایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: