گفتگو با یک متهم به قتل

خیانت مرا به این راه کشاند

39 ساله است و متهم به قتل یک نوجوان. روزگار سختی را در زندان می‌گذراند، اما این روزها در حال اتمام است و قرار شده او را بزودی آزاد کنند. این مرد اما دردی بزرگ‌تر در سینه دارد. خیانت همان چیزی که باعث شد مسعود دست به آدمکشی بزند. هرچند او از قصاص رهایی یافته، اما عذاب قتل یک انسان او را رها نمی‌کند. گفتگوی ما با این مرد را بخوانید. او در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده است.
کد خبر: ۲۵۹۰۳۶

چند سال است که در زندان هستی ؟

حدود 2 سال. البته قرار است بزودی آزاد شوم و همه چیز تمام شود. بابت آن خیلی خوشحال هستم. می‌توانم دوباره در کنار فرزندانم باشم.

مقتول را می‌شناختی؟

نه، اصلا او را نمی‌شناختم. اولین بار بود که می‌دیدمش. او بسیار جوان بود، اما کاری کرده بود که نتوانستم بگذرم و در لحظه عصبانیت او را زدم. البته هنوز از این اتفاق ناراحتم.

مقتول در خانه‌ات چه می‌کرد؟

او با همسرم رابطه داشت. من نمی‌دانستم که همسرم به من خیانت می‌کند و به طور اتفاقی فهمیدم. آن شب قرار بود برای مراسم ختم یکی از اقـوامـم بـه یکی از شهر‌های اطراف بروم، اما نمی‌دانم چه شد که یکباره تصمیم گرفتم برگردم. دلم شور می‌زد و تماس‌های همسرم هم باعث شد که‌ این دلشوره در من بیشتر شود و سرانجام این اتفاق افتاد.

همسرت چرا با تو تماس می‌گرفت؟

مـی‌خـواسـت بـدانـد شـب می‌مانم یا این‌که برمی‌گردم. چند بار که تماس گرفت شک کردم و پیش خودم گفتم این تماس‌ها بی‌دلیل نیست؛ به همین خاطر هم برگشتم.

چطور متوجه حضور شخص غریبه‌ای در خانه‌ات شدی؟

وقتی به خانه برگشتم دیدم چادر همسرم کنار در افتاده است. او زمانی این کار را می‌کرد که می‌خواست بیرون برود یا این‌که از بیرون تازه برگشته بود. بعد که وارد شدم دیدم همسرم رنگش پریده و با اضطراب از من می‌خواهد که وارد حمام شوم، اما وضعیت خانه طوری بود که نشان می‌داد غریبه‌ای در خانه است. وسایل داخل انباری بیرون ریخته شده بود. در انباری را باز کردم و پسر نوجوانی را دیدم. به من حمله کرد که مرا بکشد. من هم چاقویی از آشپزخانه برداشتم و به شکمش زدم. بعد به طرف همسرم رفتم تا او را بزنم که همسرم از خانه فرار کرد.

چه مدتی بود که همسرت با این پسر رابطه داشت؟

درست نمی‌دانم، اما بعد از دستگیری بود که فهمیدم مدت زمان زیادی از رابطه آنها می‌گذشته است. من برای همسرم مرد وفادار و خوبی بودم. نمی‌دانم چطور شد که او این کار را با من کرد و باعث مرگ جوان دیگری هم شد.

اختلافی با همسرت داشتی؟

ما هم مثل همه زن و شوهر‌ها با هم دعوا می‌کردیم، اما این اختلاف آنقدر عمیق نبود که همسرم به من خیانت کند. بعد از این‌که دستگیر شدم تمام ذهنم پر شده از علامت سوال و مرتب از خودم می‌پرسم که من چه کردم که همسرم مرا مستحق این کار دانست. او می‌توانست من را ترک کند یا اگر خطایی از من دیده بود با من در میان بگذارد. نمی‌دانم چرا این کار را نکرد.

همسرت می‌گوید تو مردی شکاک بودی و همین شکاک بودن باعث شده تا با تو در مورد ایـن جـوان و این‌که مزاحمش می‌شده است صحبت نکند؟

نه این طور نیست. او واقعیت را نمی‌گوید. من شکاک نبودم، من مردی ساده‌لوح بودم که فکر می‌کردم همسرم من و فرزندانش را دوست دارد، اگر نمی‌توانست به من بگوید که کسی مزاحمش می‌شود می‌توانست به خانواده‌اش یا حتی پلیس بگوید؛ اما او این کار را نکرد و وارد رابطه با جوانی شد که باعث نابودی همه ما شد.

فرزند هم داری؟

من 2 دختر دارم که از همه چیز در دنیا برایم با ارزش‌تر هستند و بشدت نگرانم از این‌که در این مدت چه می‌کنند و چطور با آنها رفتار می‌شود.

فرزندانت حالا کجا هستند و چه کسی از آنها نگهداری می‌کند؟

در حال حاضر پیش مادرشان هستند و این مساله من را بشدت نگران کرده است؛ چراکه فکر می‌کنم همسرم صلاحیت نگهداری از آنها را ندارد و می‌خواهم هر چه زودتر آزاد شوم تا بچه‌ها را از همسرم جدا کنم و پیش خودم نگه دارم.

چرا بچه‌هایت را به مادرت نسپردی تا او نگهداری کند؟

من تنها یک خواهر دارم که او خودش فرزند و شوهر دارد و پذیرش مسوولیت 2 دختر بچه برایش سخت است. با این حال قبول کرده بود که این کار را بکند، اما دادگاه اجازه نداد و حضانت فرزندان را به همسرم سپرد.

شما هنوز هم زن و شوهر هستید؟

همسرم تقاضای طلاق کرده است و مهریه‌اش را هم به اجرا گذاشته. چون من در زندان بودم و دسـتـم بـه جایی بند نبود به همین خاطر هم نتوانستم کاری بکنم، البته من نمی‌توانم دیگر با او زندگی کنم و قصد جدایی داشتم؛ اما به هر حال اجازه نمی‌دهم فرزندانم تحت هیچ شرایطی با همسرم زندگی کنند.

در زندان به کاری که کردی فکر کرده‌ای؟

من همیشه به اتفاقی که افتاده فکر می‌کنم؛ به این‌که همسرم با من چه کرد و من باعث مرگ جـوانـی شـدم کـه می‌توانست سال‌های زیادی زندگی کند. اما او خطایی کرده بود که برای من غیرقابل بخشش بود. از این‌که باعث مرگ جوانی شده‌ام بسیار متاسفم البته من در دادگاه حقیقت را گفتم و همین هم باعث شد که از قصاص رهایی یابم و قضات مرا به پرداخت دیه محکوم کنند.

بعد از این همه سال باز هم فکر می‌کنی کار درستی کردی که فردی را به قتل رساندی؟

من اگر پسر جوان را کشتم به این خاطر بود که یکباره در شرایط بحرانی قرار گرفتم. اگر پیش از دیدن این جوان در خانه متوجه رابطه او با همسرم می‌شدم قطعا همسرم را طلاق می‌دادم و کسی هم در این میان کشته نمی‌شد. می‌دانم او هم برای خانواده‌اش عزیز بوده است، اما کاری که او کرده بود قابل بخشش نبود. باز هم می‌گویم کشتن یک فرد عذاب زیادی را به قاتل وارد می‌کند و من هم دچار عذاب وجدان هستم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها