شهبازی ، دادیار شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب فرودگاه مهرآباد تهران از دستگیری مرد اغفالگری در تهران خبر داد و به جامجم گفت: شامگاه 19 خرداد امسال مردی با مراجعه به اداره آگاهی و موادمخدر فرودگاه مهرآباد تهران،از ربوده شدن دختر 16 سالهاش خبر داد. مرد شاکی در اظهاراتش به پلیس گفت: چندی پیش، به رفتارهای دختر 16 سالهام مشکوک شدیم و پس از کنترل تماسهای تلفنی او، متوجه شدیم با مردی ارتباط اینترنتی برقرار کرده است که در تهران زندگی میکند.
پس از پی بردن به این موضوع، رفت و آمدهای دخترم را محدود کردیم تا این که یک ماه قبل، متوجه شدیم مرد ناشناس تلفنی با دخترم تماس گرفته و قرار ملاقاتی با او گذاشته است.
وقتی از این ملاقات اطلاع یافتیم، دخترم را در خانه حبس کردم و به جای وی به محل قرار او با دوست اینترنتیاش (بهروز) رفتیم که مرد جوان به محض مشاهده من و پسرم، فرار کرد و جستجویهایمان برای یافتن او بینتیجه ماند و دخترم همچنان اصرار میکرد که به بهروز علاقهمند است و قصد ازدواج با وی را دارد. هفته گذشته، دخترم به بهانه رفتن به مدرسهاش، از خانه خارج و یک باره ناپدید شد تا این که چند ساعت پس از گم شدن وی، بهروز با خانهمان تماس گرفت و عنوان کرد که دخترم را ربوده و او را از شهرستان به تهران انتقال داده است و اگر اجازه ندهیم با دختر مورد علاقهاش ازدواج کند، او را برای همیشه مخفی خواهد کرد.
دستگیری مرد آدمربا در فرودگاه
دادیار شهبازی ادامه داد: پس از شکایت این مرد، پروندهای تشکیل و جستجو برای یافتن مرد آدمربا و آزادی دختر نوجوان آغاز شد تا این که شامگاه 20 خرداد ماه جاری ماموران اداره آگاهی و موادمخدر فرودگاه مهرآباد تهران متوجه شدند مرد آدمربا به همراه دختر ربوده شده به محوطه فرودگاه مهرآباد تهران آمده و قصد مذاکره با خانواده دختر مورد علاقهاش را دارد. به این ترتیب، به این محل عزیمت و او را دستگیر کردند. روز پنجشنبه گذشته، دختر نوجوان و مرد آدم ربا برای ادامه تحقیقات به شعبه دوم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب فرودگاه مهرآباد تهران انتقال یافتند.
دختر نوجوان در اظهاراتش به دادیار شهبازی گفت: از اوایل فروردین امسال ارتباط اینترنتیام با بهروز که خود را عینکساز معرفی میکرد، آغاز شد و پس از فریب و فراراز خانه او مرا در زیرزمین خانه مادرش در یکی از محلههای تهران، پنهان کرد و بعد عنوان کرد میخواهد با خانواده تماس بگیرد و با تهدید آنها به ربودن دخترشان، اجازه ازدواجمان را بگیرد.
در چند روزی که در زیرزمین خانه مادرش بودم، از سوی وی اغفال شدم تا این که مادر بهروز متوجه حضور من در خانهاش شد که از آن خانه فرار کردم، و پس از تماس تلفنی با بهروز، او به سراغم آمد و پس از مشاجره با وی متوجه شدم که او مرد معتادی است که بیکار بوده و فقط قصد اخاذی و سوءاستفاده از مرا داشته و علاقهای نسبت به من ندارد و زندگیام را بر باد داده است.
به دنبال اظهارات دختر نوجوان، مرد فریبکار مورد بازجویی قرار گرفت و گفتههای وی را تایید کرد. بنابر این گزارش، دختر نوجوان تحویل خانوادهاش شد و مرد فریبکار با قرارقانونی روانه زندان شد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.