گفتگوی توهمی با لیونل مسی

پس خودم چی؟

این هم از مصاحبه با لیونل مسی. مردیم بس که دوستان نوشتند با مسی مصاحبه کن، با مسی مصاحبه کن! همان طور که می‌دانید تعداد مخاطبان این صفحه هر روز دارد از تعداد مخاطبان صفحه اون یارو شترگاو و این یکی جانور یعنی کافه کاغذی بیشتر می‌شود. به خاطر همین ما از قبل هم مشهورتر شده‌ایم. خوشمان آمده است. این را به لیونل مسی هم گفتیم، گفت ای کاش من هم جای تو بودم/ با شادمانی پر می‌گشودم/ می‌رفتم از شهر به روستایی... . (امضا: ایادی مشت بر دهان خورده)
کد خبر: ۲۵۸۷۷۵

ایادی: لیونلهههههههههههههههههههههه مسی!

مسی: قربان تو، تو لطف داری!

ایادی: لیونلهههههههههههههههههههههه مسی!

مسی: ‌آقا شرمنده می‌کنی!

ایادی: لیونلهههههههههههههههههههههه مسی!

مسی: اه! ‌بابا بسه دیگه! ‌هی لیونل مسی لیونل مسی، خب که چی؟

ایادی: ‌بی‌احساس خوب ذوق‌زده شدم.

مسی: خب باشه، ولی دیگه نه اینقدر!

ایادی: حالا چرا شاکی می‌شی؟

مسی: واسه این که من می‌دونم آخر این لیونل مسی گفتن‌ها به کجا ختم می‌شه دیگه!

ایادی با چشم‌هایی گشاد: نه!! به کجا ختم می‌شه؟

مسی: به مارادونا!

ایادی: ‌ای ول از کجا فهمیدی؟

مسی: خجالت بکش!

ایادی: بابا کلی هم دلت بخواد که ملت با دیدن تو یاد مارادونا بیفتند. والاه!

مسی: آخه این یعنی چی؟ ‌یعنی من هر چقدر جون بکنم آخرش باید ملت رو یاد مارادونا بندازم؟ پس خودم چی؟

ایادی: هان؟

مسی: خب منم دلم می‌خواد اسطوره باشم. این همه جون نمی‌کنم که آخرش مردم رو یاد مارادونا بندازم که.

ایادی: ‌هان؟

مسی: به خدا دیگه خسته شدم. آخه این چه وضعیه؟

ایادی: ‌هااااااااااان!

مسی: تو هیچ حرف دیگه‌ای نداری؟

ایادی: هان؟

مسی:‌ آقا لطفا بیاین اینو بندازین بیرون.

ایادی: نه... ببین! صبر کن، می‌خواستم بپرسم احساست از این که امسال با بارسا همه تیم‌ها رو درو کردی چی بود؟

مسی: می‌خوای چه احساسی داشته باشم؟ خوشحالم دیگه!

ایادی: فقط همین؟

مسی: خب آره!

ایادی: ای بابا! برو خودت رو به دکتر نشون بده. آخه این دیگه چه جورشه؟ من اگر بودم خودم رو می‌ترکوندم.

ای خدا چرا شانس رو به یکی نمی‌دی که قدرش رو درست و حسابی بدونه؟

مسی: می‌دونی من با بارسا به هر چی که می‌خواستم رسیدم و حالا دیگه از خدا هیچی نمی‌خوام جز این که سال دیگه هم همین روند رو ادامه بدیم! این چیزها هم اصلا به شانس و این جور چیزها بستگی نداره. لیاقت می‌خواد!

ایادی: آره جون خودت اصلا به شانس بستگی نداره! وگرنه همین جوریش هم آدم با 169 سانت قد مثل آب خوردن می‌شه بهترین بازیکن جهان! آره، آره تو راست می‌گی... .

مسی: منظورت اینه که... .

ایادی: منظورم اینه که اون نصفه دیگه‌ات رو که زیر زمینه دربیار بیرون به همه نشون بده!

مسی: حالا چته؟ تو چرا یه دفعه با من چپ افتادی؟

ایادی: خودمم نمی‌دونم! می‌دونی وقتی با بقیه بچه‌های بارسا داشتی دور افتخار می‌زدی دلم می‌خواست منم در مقام مربی اونجا باشم و با شادمانی شما همراه بشم... آه... ای روزگار پست! ‌تا کی با من سر

دشمنی داری ... .

مسی: خب اگر بخوای من می‌تونم صحبت کنم تو بیای بشی مربی ما، دوست داری؟

ایادی: شوووووووووووخی می‌کنی!

مسی: خب معلومه!

ایادی: بی‌ادب! خوشت می‌یاد با رویاهای آدم این جوری بازی کنی؟ اصلا حالا که این جوری شد، ال دیه گو!‌ال دیه گو!

مسی: بسه دیگه! باز اسم این مرتیکه کوکایینی رو آورد جلوی من!

ایادی: اه؟ تا حالا که اسطوره بود و... .

مسی: ‌اونی که اسطوره است منم داداش، نه اون! اسطوره اون دیگه فراموش شده است.

ایادی: تو راست می‌گی... .

مسی: داری اذیتم می‌کنی... .

ایادی: بابا مسی ال دیه گو خودت رو حالا ناراحت نکن... .

مسی: ‌منو بگو که می‌خواستم با تو مصاحبه کنم. حیف که از نسل سوم اومدی وگرنه می‌گفتم بندازنت بیرون.

ایادی همراه با آواز: ال... دیه... گو... .

مسی: ‌مامان!

ایادی: ال... دیه... گو... .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها