در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایادی: لیونلهههههههههههههههههههههه مسی!
مسی: قربان تو، تو لطف داری!
ایادی: لیونلهههههههههههههههههههههه مسی!
مسی: آقا شرمنده میکنی!
ایادی: لیونلهههههههههههههههههههههه مسی!
مسی: اه! بابا بسه دیگه! هی لیونل مسی لیونل مسی، خب که چی؟
ایادی: بیاحساس خوب ذوقزده شدم.
مسی: خب باشه، ولی دیگه نه اینقدر!
ایادی: حالا چرا شاکی میشی؟
مسی: واسه این که من میدونم آخر این لیونل مسی گفتنها به کجا ختم میشه دیگه!
ایادی با چشمهایی گشاد: نه!! به کجا ختم میشه؟
مسی: به مارادونا!
ایادی: ای ول از کجا فهمیدی؟
مسی: خجالت بکش!
ایادی: بابا کلی هم دلت بخواد که ملت با دیدن تو یاد مارادونا بیفتند. والاه!
مسی: آخه این یعنی چی؟ یعنی من هر چقدر جون بکنم آخرش باید ملت رو یاد مارادونا بندازم؟ پس خودم چی؟
ایادی: هان؟
مسی: خب منم دلم میخواد اسطوره باشم. این همه جون نمیکنم که آخرش مردم رو یاد مارادونا بندازم که.
ایادی: هان؟
مسی: به خدا دیگه خسته شدم. آخه این چه وضعیه؟
ایادی: هااااااااااان!
مسی: تو هیچ حرف دیگهای نداری؟
ایادی: هان؟
مسی: آقا لطفا بیاین اینو بندازین بیرون.
ایادی: نه... ببین! صبر کن، میخواستم بپرسم احساست از این که امسال با بارسا همه تیمها رو درو کردی چی بود؟
مسی: میخوای چه احساسی داشته باشم؟ خوشحالم دیگه!
ایادی: فقط همین؟
مسی: خب آره!
ایادی: ای بابا! برو خودت رو به دکتر نشون بده. آخه این دیگه چه جورشه؟ من اگر بودم خودم رو میترکوندم.
ای خدا چرا شانس رو به یکی نمیدی که قدرش رو درست و حسابی بدونه؟
مسی: میدونی من با بارسا به هر چی که میخواستم رسیدم و حالا دیگه از خدا هیچی نمیخوام جز این که سال دیگه هم همین روند رو ادامه بدیم! این چیزها هم اصلا به شانس و این جور چیزها بستگی نداره. لیاقت میخواد!
ایادی: آره جون خودت اصلا به شانس بستگی نداره! وگرنه همین جوریش هم آدم با 169 سانت قد مثل آب خوردن میشه بهترین بازیکن جهان! آره، آره تو راست میگی... .
مسی: منظورت اینه که... .
ایادی: منظورم اینه که اون نصفه دیگهات رو که زیر زمینه دربیار بیرون به همه نشون بده!
مسی: حالا چته؟ تو چرا یه دفعه با من چپ افتادی؟
ایادی: خودمم نمیدونم! میدونی وقتی با بقیه بچههای بارسا داشتی دور افتخار میزدی دلم میخواست منم در مقام مربی اونجا باشم و با شادمانی شما همراه بشم... آه... ای روزگار پست! تا کی با من سر
دشمنی داری ... .
مسی: خب اگر بخوای من میتونم صحبت کنم تو بیای بشی مربی ما، دوست داری؟
ایادی: شوووووووووووخی میکنی!
مسی: خب معلومه!
ایادی: بیادب! خوشت مییاد با رویاهای آدم این جوری بازی کنی؟ اصلا حالا که این جوری شد، ال دیه گو!ال دیه گو!
مسی: بسه دیگه! باز اسم این مرتیکه کوکایینی رو آورد جلوی من!
ایادی: اه؟ تا حالا که اسطوره بود و... .
مسی: اونی که اسطوره است منم داداش، نه اون! اسطوره اون دیگه فراموش شده است.
ایادی: تو راست میگی... .
مسی: داری اذیتم میکنی... .
ایادی: بابا مسی ال دیه گو خودت رو حالا ناراحت نکن... .
مسی: منو بگو که میخواستم با تو مصاحبه کنم. حیف که از نسل سوم اومدی وگرنه میگفتم بندازنت بیرون.
ایادی همراه با آواز: ال... دیه... گو... .
مسی: مامان!
ایادی: ال... دیه... گو... .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: