در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند روز بعد بلوتوث «غرق شدن واقعی یک آدم» سوژه خنده و تفریح شبنشینیها شد.
لیوان
لیوان از دستش افتاد آخر بعد از آن سکته آخر دستانش خیلی میلرزید، گوشهایش هم سنگین بود، ولی نه آنقدر که غرغرهای عروسش را نشنود.
چراغ اتاق روشن شد:
ــ پاشو ببین مامانت دوباره چی رو شکست، تمام ظرفامو شکسته یه لیوانم نمیشه دم دستش گذاشت.
پسر عصبانی از اتاق بیرون آمد، پشت پیشخوان آشپزخانه ایستاد:
ــ چی می خوای مامان، چرا نصفه شبی ظرفارو میشکونی؟
ــ پسرم یه لیوان آب میخواستم آخه گلوم بدجوری خشکه...
پسر به آشپزخانه وارد شد در کابینت را باز کرد و یک لیوان برداشت، لیوان را زیر شیر گرفت و پر از آب کرد و ادامه داد:
ــ ای بابا آب میخواین، خب یکم آرومتر! تو که میدونی صبح زود هر دومون باید بریم سر کار، مهناز اگه از خواب بیدار شه دیگه خوابش نمیبره.
لیوان آب را دست مادر داد:
ــ آبو که خوردی چراغ خاموش کن.
وقتی پسر آخرین قدمش را به سمت اتاق برداشت و در را بست، مادر چراغ را خاموش کرد و لیوان پر از آب را روی پیشخوان گذاشت و رفت.
آخر توی لیوان خودش را دید که شبها به خاطر پسرش تا صبح بیخوابی میکشید.
عاطفه شکرگزار
به یادتم
دنبال کسی میگشت که همیشه به یادش باشه، باهاش باشه، اونو فراموش نکنه و دوسش داشته باشه. همه جا رفته بود، همه دنیا رو زیر پا گذاشته بود. ولی فایدهای نداشت. آخرش نصمیم گرفت بعد 20 سال به خونش برگرده. ناراحت بود از این که دست خالی بر میگرده. رسید خونه، دید کسی نیست همه جا رو گرد و خاک گرفته. یه نامه جلوی آینه بود. نامه رو باز کرد و خوند:
خیلی منتظرت موندم ولی نیومدی، همیشه دوست دارم، به یادتم و هرگز فراموشت نمیکنم.
مادر چشم انتظارت
سمانه امینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: