گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

روز بزرگ

روزنامه‌های صبح امروز ایران موضوع سرمقاله‌های خود را به انتخابات ریاست جمهوری اختصاص داده‌اند از جمله «روز بزرگ»،«برای شنبه و بعد از آن!‌»،«روز سرنوشت»،«دولت عقل»،«پرشورترین انتخابات»،«دموکراسی به خیابان آمده است»،«همه رای می دهیم»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۲۵۸۵۲۵

جام جم:روز بزرگ

«روز بزرگ»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جام جم به قلم محسن ماندگاری است که در آن می‌خوانید؛فردا روز بزرگی است، روز تعیین سرنوشت میلیون‌ها ایرانی که قلب‌هایشان برای ایران می‌تپد.

پس از چند هفته تبلیغات انتخاباتی که شور و حال ویژه‌ای در جامعه ایجاد کرده است و بویژه پس از انجام مناظره‌های بی‌سابقه تلویزیونی نامزدهای انتخابات، همه نظرسنجی‌ها از حضور گسترده مردم در صحنه انتخابات و شکسته شدن رکورد میزان مشارکت مردم حکایت دارد.

همان طور که رهبر معظم انقلاب نیز بارها تاکید کرده‌اند فارغ از آن که چه کسی انتخاب شود، مهم‌ترین اصل برای نظام جمهوری اسلامی ایران، «مشارکت گسترده مردم» است و از این رو است که فردا روز بزرگی است.

شاید برای ایرانیان که تنها 30 سال است، مزه مردمسالاری را به برکت انقلاب اسلامی می‌چشند فردا روزی تکرار ناشدنی باشد و نتیجه آن فارغ از آن که چه کسی انتخاب شود سال‌های سال در یاد و ذهن همه مردم باقی بماند.انتخابات 88 از هر جهت با همه انتخابات‌های دیگر متفاوت بوده و هست و برای درک این موضوع کافی است سری به خیابان‌ها و میادین شهرها بزنیم. شور انتخاباتی همه را فرا گرفته وتو گویی همه برای حضور در پای صندوق‌های رای لحظه‌شماری می‌کنند.

شاید این بار دیگر نیازی به تبلیغ عمومی برای دعوت به شرکت در انتخابات نیست، چرا که مردم، یک به یک خود این وظیفه را برعهده گرفته‌اند. تفاوتی هم ندارد هوادار کدام نامزد باشند، مهم این است که به یکدیگر توصیه می‌کنند روز جمعه را در خانه نمانند و در تعیین سرنوشت خود مشارکت نمایند.

تبلیغات انتخاباتی از نیمه شب گذشته ممنوع شده است. نامزدها و طرفدارانشان هر چه لازم بوده برای تبلیغ و پیروزی انجام داده‌اند و امروز، روز تصمیم گیری است و فردا روز بزرگ تعیین سرنوشت ؛ ازاین رو انتظار می‌رود فردا با رعایت کامل قانون و با احترام به همه مقررات برای حفظ سلامت انتخابات از خانه بیرون آییم و به دریای بیکران ملت بپیوندیم.

فردا، روز بزرگی است، روزی که برای همیشه درخاطره‌ها باقی خواهد ماند. روز تعیین سرنوشت.

آفتاب یزد:برای «شنبه» و بعد از آن!‌  

«برای شنبه و بعد از آن!‌»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفتاب یزد است که در آن می‌خوانید؛کمتر از 48 ساعت دیگر، نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آشکار شده و دست‌اندرکاران امور سیاسی بایستی از فاز رقابت به فاز انجام تکالیف روزمره خود نقل مکان کنند.

نتیجه هم هر چه که باشد نه دنیا به آخر می‌رسد و نه اگر بهشت یا جهنمی در کشور وجود داشته باشد با نتیجه این انتخابات، بهشت بلافاصله جای خود را به جهنم نخواهد داد و جهنم به بهشت تبدیل نخواهد شد. پس بهتر است از هم اکنون خود را برای روزهای بعد از شنبه آماده کنیم و به انتظار چهار سالی بنشینیم که بسیار زودتر از تصور بعضی سـیاستمداران تشنه قدرت یا شیفته خدمت« سپری خواهد شد. اما سپری کردن موفق روز شنبه و روزهای بعد از آن، جز با نگاهی هوشمندانه و غیرمتعصبانه به حوادث گذشته به ویژه اتفاقاتی که در هفته‌های اخیر به وقوع پیوسته، امکان‌پذیر نیست.

در دوره تبلیغات انتخاباتی، نامزدهای انتخابات و حـامـیـان آنـهـا از بی‌نظیرترین روش‌ها برای جلب توجه مردم استفاده کردند. اینکه بعضی روش‌ها -از جمله اتهام‌افکنی‌های بی‌سابقه- مشروع و اخلاقی هست یا نه، موضوعی است که بایستی در روزهای آینده به آن پرداخت، اما همین روش‌ها می‌تواند برای آینده، درس ا~موز باشد. در این مدت اتهام‌افکنی‌ها بالاترین سطوح سیاسی کشور را دربرگرفت. رئیس‌مجلس خبرگان که اعضای نهاد ناظر بر عالی‌ترین مقام کشور، او را به ریاست خود برگزیده‌اند یکی از کسانی بود که مورد اتهام واقع شد. رئیس بازرسی دفتر رهبری نیز از این اتهام‌افکنی ها یا افشاگری‌ها مصون نماند. اما بلندگوهایی که قبلاحتی انتقاد از یک روحانی نه چندان انقلابی را برنمی‌تافتند امروز سکوت پیشه ساخته‌اند و از به خطر افتادن نظام سخن نمی‌گویند. البته حق با آنهاست. کشور و نظام ایران مستحکم‌تر از آن است که با انتقاد‌ - ولو ناحق - علیه یک یا چند مقام به خطر بیفتد. امنیت ملی کشور نیز مبتنی بر قواعد و پایه‌هایی است که حتی دروغ پراکنی علیه بعضی عناصر موثر نظام، آن را متزلزل نخواهد کرد. اما روزهای آینده نشان خواهد داد که آیا بعضی افراد به استحکام نظام و کشور اعتقاد عمیق دارند یا حرکات تبلیغی آنها در روزهای اخیر، با پایان انتخابات خاتمه خواهد یافت و باز هم به روزهایی برخواهند گشت که در آن، انتقاد از بعضی مسئولان - ولو دقیق و صحیح - فریاد آنها را به آسمان می برد که اسلام و نظام به خطر افتاد!‌

‌ ‌در همین روزها ،‌هر چهار کاندیدا تلاش کردند خود را دارای سعه صدر و صاحب تحمل در برابر انتقادات وحملات رقبا نشان دهند. از روز شنبه مشخص خواهد شد که »تحمل نمایی« و »لبخندها« تنها به دلیل وجود دوربین 70 میلیونی در بـرابـر آنها بوده است یا تحمل وصبوری،به آموخته‌ای غیرقابل خدشه برای آنها تبدیل شده است؟ ما نشانه‌هایی در دست داریم که ثابت می‌کند با پایان انتخابات، تحمل نمایی‌ها نیز تمام خواهد شــد. اخــطــاری کــه ســه روز قـبـل بـه بـهانهیکی از سرمقالات به آفتاب یزد داده شد یکی از دلایل ما برای این اظهارنظر ناخوشایند است. اما امیدواریم اینگونه نباشد!

‌ ‌روزهای آینده نشان خواهد داد برخی نهادهای نظارتی، حفظ حیثیت خود را واجب می‌دانند و به انجام وظایف قانونی برای رسیدگی به تخلفات آشکار در تبلیغات انتخاباتی خواهند پرداخت یا از کنار اقدامات جانبدارانه تعدادی از رسانه‌های عمومی، عبور خواهند کرد؟ در روزهای اخیر، تعدادی از سازمان‌های نظارتی با هشدارهایی مبهم، بر رسیدگی به اینگونه تخلفات تاکید کردند. از روز شنبه آینده، عملکرد نهادها ی نظارتیزیر ذره‌بین مردم هوشمند ایران قرار خواهد داشت تا مشخص شود که این هشدارها تنها برای خالی نبودن عریضه مطرح شده یا آنکه حفظ اعتماد عمومی بر»جلب محبت دوستان هم جناح« ترجیح داده خواهد شد! آیا باز هم کسانی پیدا خواهند شد که به دوستان خود توصیه کنند »حفظ وحدت جناحی از آشکار ساختن تخلفات و کوتاهی های فرصت سوز، مهم تر است«؟

اما نکته مهم تر که با سرنوشت چهار سال آیـنـده کـشـور، ارتـبـاط کـامل دارد تعامل کاندیدای منتخب با اقشار گوناگون جامعه است. از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که خوش اقبال ترین کاندیدا، چیزی بیش از 17 تا 20 میلیون رای نخواهد داشت. به عبارت دیگر حداقل 27 تا 30 میلیون ایرانی نسبت به سوابق و برنامه های »رئیس جمهور منتخب« قانع نخواهند شد. ‌‌

ضـمن آنکه احتمالاً اگر تنوع بیشتری در کاندیداها وجود داشت تعداد آرای اختصاص یافته به هر یک از کاندیداها که به معنای درصد پذیرش برنامه های آنها در جامعه است کاهش می یافت.

پس هر کس که رئیس جمهور می شود اگر به امنیت ملی و پیشرفت کشور می اندیشد به جای »رجزخوانی« برای رقیب یا رقبا، بایستی به فکر راه‌هایی باشد که ریشه نارضایتی، ناامیدی یا عدم اقناع میلیون ها مخالف خویش را شناسایی و آنها را به جمع همراهان خویش برای پیشرفت کشور اضافه کند. این کار بایستی از نخستین لحظه پس از اعلام نتایج انتخابات انجام شود تا مردم مطمئن شوند منتخب 22 خرداد، بیش از آنکه به ساختمان سفید ریاست جمهوری بیندیشد در فکر کسب رضایت ملت ایران به ویژه اکثریتی است که او یا برنامه‌های او را دارای کفایت کافی برای انجام وظایف ریاست جمهوری نمی‌دانسته اند. ‌‌

تا روز شنبه زمان زیادی باقی نمانده است همانطور که تا نخستین شنبه بعد از یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری (‌سال 92) زمانی طولانی در پیش نیست. پس ای کاش مخـاطبان بخش های مختلف این سرمقاله به گونه ای رفتار کنند که در شنبه سال 92، بسیار سربلندتر از شنبه 22 خرداد 88 باشند!‌‌

کیهان:روز سرنوشت

«روز سرنوشت» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم حمید امیدی است که در آن می‌خوانید؛در شرایطی به روز رأی گیری در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نزدیک می شویم که کاندیداها در فرجه قانونی تبلیغات، ماراتن نفس گیری را پشت سر گذاشته و اکنون خود را در معرض «انتخاب مردم» قرار داده اند. در این مدت نامزدها - حتی آنهایی که تبلیغات زودرس خود را پیش از زمان قانونی آغاز کردند- سعی داشتند با بیان دیدگاهها و تبیین برنامه هایشان برای اداره کشور، نظر رأی دهندگان را بسوی خود جلب کنند. هر چند شناخت و آگاهی مردم محدود به دوره تبلیغاتی کاندیداها نمی شود اما از اثربخشی حجم فشرده ای از آراء و نظرات که در میدان رقابت انتخاباتی نصیب مردم شد نیز نمی توان گذشت. در این باره مناظره های تلویزیونی سهم عمده ای به خود اختصاص دادند.

اما مردم برای رأی گیری فردا در حالی خود را آماده می کنند که برخلاف ادوار گذشته- و حداقل نه به این وسعت- طی چند هفته اخیر از تونل بداخلاقی های انتخاباتی، تخریب و حجم وسیعی از سیاه نمایی، تهمت، افترا، دروغ و جنگ روانی که به وضوح کلید آن در خارج از کشور خورده شد، عبور داده شدند. این بداخلاقی ها- از سوی هر کدام از کاندیداها که باشد- به مذاق مردم خوش نیامد. بحث این نوشتار نقد فضای تبلیغاتی و چگونگی و چرایی استفاده نامزدها از ابزار تبلیغی نیست- که البته به جای خود قابل طرح و نقد جدی است-دراین باره به یکی از فرمایشات حکیم فرزانه انقلاب کفایت می شود که؛ «مردم از دعواهای سیاسی و اختلافات سیاسی و من خوبم و تو بدی خسته اند. مردم این چیزها را دوست ندارند. در کشور کارهای زیادی هست که باید انجام بگیرد. گره هایی هست که باید باز شود. دعواهای لفظی، شعارهای لفاظی گونه مشکل مردم را حل نمی کند. مردم احتیاج دارند به اینکه در میدان عمل و کار با لجن هایی که نمی گذارد این دریاچه مصفا، طراوت لازم را داشته باشد مبارزه شود.»

فردا روز سرنوشت است. روزی که شعور و آگاهی مردم روی برگه های رأی و در صف های بهم فشرده و شورآفرین آنان متبلور می شود. میزان حضور مردم در هر انتخاباتی عیار سنجش مقبولیت و مشروعیت یک نظام سیاسی به حساب می آید. مردم آگاه و همیشه در صحنه ما در طول 30 سال انقلاب و 30 انتخابات نشان داده اند که برای حفظ ارزشهای امام و انقلاب، تحقق آرمانها و اعتلا، سرافرازی و پیشرفت کشورشان همواره با حضوری گسترده برای انتخاب شایسته ترین ها پای صندوق های رأی، حاضر شده اند. انتخاب اصلح؛ یعنی کسی که «درد کشور را بفهمد، درد مردم را بفهمد و از درد مردم احساس درد کند، با مردم یگانه و صمیمی باشد. ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافی گری و اسراف دور باشند...»

در نظام جمهوری اسلامی ایران، نقش مردم نقشی برجسته و تعیین کننده است. به استناد وقایع دوران انقلاب و پس از آن استقرار نظام و حکومت اسلامی و تمامی سالهای پس از آن، مردم ایران نقش محوری در حفظ نظام اسلامی برعهده داشته اند. برگ برگ تاریخ انقلاب از رشادت ها، شجاعت ها و گذشت و ایثار ملت بزرگ ایران، زرین است. اکنون نوبت آن است که در فرصتی دیگر، مردم نقش خود را در استحکام پایه های حکومت مبتنی بر مردم سالاری دینی، ایفا کنند.

معمار انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) به نقش و جایگاه مردم اهمیت فراوانی داده و همواره بر مشارکت آنان در انتخابات تاکید داشته و می فرمودند؛ «باید مشارکت کنید. اگر خدای نخواسته از عدم مشارکت شما یک لطمه ای بر جمهوری اسلامی وارد بشود، بدانید که آحاد ما که این خلاف را کرده باشیم خدای نخواسته، مسئول هستیم. مسئول پیش خدا هستیم. مساله، مساله ریاست جمهور نیست. مساله، مساله اسلام است. مساله، مساله قواعد اسلام است. مساله، مساله حیثیت اسلام است.»

در شرایط حساس کنونی جهانی و منطقه ای، دشمن مترصد آن است که از کوچکترین شکاف بین مردم و مسئولان در جهت منافع سلطه جویانه و به طمع ناکارآمد جلوه دادن حکومت دینی، بیشترین بهره برداری  را نماید. هوشیاری مردم و شرکت عظیم آنان پای صندوقهای رأی  مثل همیشه دشمنان را مایوس خواهد کرد. شاید دشمن پس از 30 سال توطئه، جنگ، ترور و تیرهایی که همه به سنگ صلابت و مقاومت مردم ایران اصابت کرده،  ظاهراً چشم بر روی براندازی نظام اسلامی بسته است، اما دشمن همیشه دشمن است و در کمین!

حجم وسیع تبلیغات رسانه ها و رادیوهای بیگانه با این هدف که تفکر اصولگرایی پیروز  میدان انتخابات نباشد، از نشانه گذاری آنان برای دور کردن انقلاب و کشور از آرمانها و اهداف بزرگ خبر می دهد. آنان حتی اگر- در ظاهر هم که شده-  از یک کاندیدای خاص حمایت کنند، باز با اصل انتخابات مخالفند و نمی خواهند که مردم پای صندوقهای رأی حاضر شوند. هدف دشمن کمرنگ و بی رونق جلوه دادن انتخابات است و حضور پرشور مردم قادر خواهد بود تا مثل همیشه نقشه های شوم آنان را نقش بر آب کند.

با شرکت در انتخابات فردا، اندیشه «انقلابی بودن و انقلابی ماندن» را به فرزندان و نسل های بعد از خود انتقال داده و با انتخاب اصلح ضامن بقاء نظام بوده و از بزرگترین سرمایه و نعمت الهی یعنی «حکومت اسلامی» حفاظت خواهیم کرد.

مقام معظم رهبری درباره ویژگی های انتخاب اصلح می فرمایند: «آنچه کشور احتیاج دارد، رئیس جمهوری مصمم، کاردان، توانا، پیگیر و با حوصله است. رئیس جمهوری که  قدر مردم را بداند. با مردم صمیمی باشد. برای مردم مجاهدت کند. برای مردم کار و تلاش کند. ظرفیت های کشور را آنچنان به کار بگیرد که مردم بتوانند از این ظرفیت ها در همه جا بهره مند شوند. رئیس جمهوری که اعماق کشور و  روستاهای دور افتاده برای او با  تهران تفاوتی نداشته باشد. حق شهرهای بزرگ و کوچک  در نظر او یکسان باشد. بتواند برای رفع تبعیض  و پر کردن شکاف میان ثروتمندان و فقرا تلاش و کار کند و رئیس جمهوری شجاع، با تدبیر و مومن به هدفهای انقلاب و نظام باشد.»

فردا روز سرنوشت است. باید در آغاز دهه چهارم انقلاب برای وحدت و انسجام بیشتر، تقویت نقش خود در اداره امور کشور، استحکام پایه های حکومت  دینی و مردمی و شکست و یاس دشمنان، بار دیگر پای در رکاب انقلاب بگذاریم.

اعتماد ملی:صیانت از رای ملت

«صیانت از رای ملت»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی اعتماد ملی به قلم سید عطا الله مهاجرانی است که در آن می‌خوانید؛قانون اساسی ما رکن اداره کشور را مراجعه به آرای عمومی می‌داند مثل انتخابات ریاست جمهوری. مراقبت از آرا و امانت داری در حفظ رای مردم از چند منظر قابل توجه است:
اول: نهاد شورای نگهبان بر انتخابات نظارت دارد و نظارت هیچ نهاد دیگری را هم بر نمی‌تابد. چنان که در انتخابات دوم خرداد اجازه نداد نهاد ریاست جمهوری هم نظارتی داشته باشد. در این دوره هم به سازمان بازرسی گفتند که اجازه نظارت ندارد. تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان است و غیر تسلیم و رضا راه و چاره‌ای نیست.

دوم: نظارتی است که نامزد‌ها از طریق معرفی نمایندگان خود می‌توانند بر آرا داشته باشند. به نظرم هر سه کاندیدا، آقایان رضایی و کروبی و موسوی( به ترتیب الفبا نوشتم!) باید این حق را بسیار جدی بگیرند. و مشخصا از آرا در هر حوزه انتخاباتی اطلاع دقیق داشته باشند. چنان که می‌دانیم آرای شمرده شده حوزه‌ها در مرکز فرمانداری تجمیع می‌شود و آرای شهرها و شهرستان‌ها در مرکز استان و نهایتا وزارت کشور است که جمع آراء را اعلام می‌کند. این بار هم لابد شورای نگهبان در اعلام نتایج آرا بر وزارت کشور سبقت نمی‌گیرد.

باید قانونی تصویب کرد که وزارت کشور موظف باشد آرای تمامی حوزه‌های انتخاباتی را به تفکیک در اختیار نامزد‌ها بگذارد و اگر هم لازم بود هزینه چنین کاری از نامزد‌ها گرفته شود. اوراق انتخاباتی اقلا برای یک دهه حفظ شود. و نیز چنان که در دنیای مدرن مرسوم است، از شمارش آرا فیلم گرفته شود.

سوم: نظارت مهمتر، نظارت ملی است. معتمدان مردم در حقیقت بخش کوچک نظارت ملی هستند. همه مردم باید مراقب باشند تا کسی به خود اجازه دخالت در آرا مردم را ندهد. در انتخابات ریاست جمهوری 1376 شاهد بودیم که در یکی از استان‌ها، مجموعه آرا ریخته شده در صندوق‌های رای از عدد کل واجدین شرایط رای بیشتر بود. مشارکت بیش از صد در صد.

صیانت از رای ملت

در جوانی برای ما می‌گفتند که«ارائه طریق» با «ایصال الی المطلوب» فرق دارد. فرقش این بود. در ارائه طریق شما به فردی نشانی می‌دهید که از کدام راه برود. در ایصال الی‌المطلوب او را همراهی می‌کنید تا به مقصد برسد. به گمانم در انتخابات فعلی مردم ایران، همین موجی که برخاسته و سراسر کشور و ملت را فرا گرفته، باید با رای خود تا پایان شمارش و اعلام نتیجه همراه باشد تا آرای ملت به مقصد برسد.

باید تدبیر و آینده بینی را همگی ما از جمله طرفداران رئیس‌جمهور فعلی از سید حسن نصرالله بیاموزیم و بیاموزند. که در برابر رای مردم با تدبیر و تواضع تسلیم شد. همه می‌دانند که کاندیداهای حزب الله و امل پیروز شدند. اما هم پیمانان مسیحی آنان، گروه میشل عون آراء لازم را کسب نکردند. آینده‌نگری و تدبیر همان اقتضا را داشت که حزب‌الله عمل کرد.

مردم باید به شکل طبیعی از نتیجه رای خود مطمئن باشند. چنانچه وجدان عمومی جامعه نشان دهد که اقبال به سوی کدام جبهه و جریان فکری است. اما در عمل برخی بخواهند به هر ترتیب که شده پیروز انتخابات باشند. کشور و ملت دچار بی‌سامانی خواهد شد. همان نکته‌ای که در نامه تاریخی رئیس مجلس خبرگان به رهبری اشاره شده است. سال‌ها پیش مهندس بازرگان در دادگاه نظامی سخن درست و درشتی گفت:«ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزه سیاسی برخاسته‌ایم. ما از رئیس دادگاه انتظار داریم این نکته را به بالاتریها بگویند»

مردم باید احساس کنند و اقناع شوند که رای آنان موثر است و از رای آن‌ها صیانت می‌شود. به گمانم هیچگاه در تاریخ انتخابات صیانت از آرا تا به این حد پراهمیت و حساس نبوده است.

رسالت:پرشورترین انتخابات

«پرشورترین انتخابات»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛فردا 22 خرداد یک روز به یاد ماندنی در تاریخ ایران زمین خواهد بود. انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری یکی از پرهیجان‌ترین و پرماجراترین انتخابات‌های پس از انقلاب است . تقریبا همه ملت اعم از نخبگان ، گروهها ، احزاب و شخصیتهای سیاسی و مذهبی و حتی مخالفان نظام درگیر این انتخابات بودند.

هیچ گروه و سازمان سیاسی در داخل و خارج کشور انتخابات را تحریم نکرده است . حتی رادیوهای بیگانه با نوعی سوزن‌بانی تمایل خود را از رای‌آوردن برخی کاندیداها پنهان نکردند.

به این ترتیب ما یک انتخابات پرشور با عمق و ژرفای بالایی از مشارکت را شاهد خواهیم بود.
مردم طی دو سه هفته اخیر تصمیم قطعی خود را گرفته‌اند . دقیقا هر کس می‌داند به چه کسی رای می‌دهد.
از چهار نامزد محترم مطرح یکی رئیس دولت نهم می‌باشد که یک کارنامه شفاف و روشن از خود باقی گذاشته است.

بسیاری از گروهها و احزاب، بویژه علمای بزرگ و تشکلهای روحانی آقای احمدی‌نژاد را به عنوان کاندیدای اصلح معرفی کرده‌اند و معتقدند کارآمدی دولت نهم کم‌نظیر و قابل دفاع است . اگر مردم به احمدی‌نژاد رای بدهند در حقیقت مهر تائیدی به شجاعت، کفایت و کارآمدی دولت زده‌اند و معلوم می‌‌شود که مردم راضی هستند 4 سال دیگر خدمتگزاری مسئولان فعلی تداوم یابد. این رویکرد به مفهوم دادن نمره قابل قبول به چهارسال دیکته دولت فعلی است.اگر مردم به هر یک از سه نامزد محترم مطرح رای دهند مفهوم آن است که به برنامه‌ها و وعده‌های آنان اعتماد کرد‌ه‌اند و انشای نامزد مورد علاقه خود را به دیکته رئیس دولت نهم ترجیح داده‌اند.انتخابات به تعبیرمقام معظم رهبری آبروی ملی ما و یکی از شاخص‌های رشد ملی ماست. باید حریم و حرمت هر چهار نامزد به عنوان رجال سیاسی و مذهبی کشور محفوظ بماند.

یک جریان افراطی مستظهر به حمایت بیگانگان سعی می‌کند مانع اعلام نتیجه انتخابات مطابق آنچه که مردم اراده کرده‌‌اند بشود و با راه‌اندازی جنگ روانی و پخش شایعه، اعلام نتایج را مخدوش نشان دهد. همین جریان است که زیبایی‌های مردمسالاری دینی را در ایران می‌خواهد زشت جلوه دهد و به جای بذر اخوت و برادری و تحکیم وحدت ملی و انسجام اسلامی، تخم خشونت و اغتشاش بکارد.
هوشیاری مردم ضامن سلامت انتخابات است و عقلانیت سیاسی نامزدها وطرفداران واقعی آنها در یک رقابت اخلاقی، خنثی کننده توطئه فتنه‌گران خواهد بود.

اعتماد:دولت عقل

«دولت عقل»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی اعتماد به قلم بهروز بهزادی است که در آن می‌خوانید؛فردا جمعه 22 خرداد است؛ یک روز بزرگ در تاریخ ملت ایران. این ملت فردا می خواهد بگوید بزرگ است، رشید است. به بلوغ سیاسی رسیده است و سرنوشت خود را در دست دارد. تصمیم می گیرد و البته بهترین تصمیم را. ملت ایران فردا بیش از هر چیزی برای پاسداری از منافع ملی خود به صحنه می آید و این معنی خود را دارد، یعنی اینکه آینده کشور از هر چیزی مهم تر است. مردم ایران فردا می خواهند کسی را انتخاب کنند که برای چهار سال کشورشان را به او بسپارند و این «او» باید توانا، قدرتمند و قابل اعتماد و اعتنا باشد. این «او» باید کسی باشد که با بررسی درباره زندگی و احوالاتش به این نتیجه رسیده باشیم که توانایی نمایندگی یکایک ما را دارد.

شاید خیلی کسان باشند که به آنان احترام می گذاریم. شاید خیلی کسان باشند که اگر جان و مال ما را بخواهند بی دریغ تقدیم شان می کنیم. شاید خیلی کسان باشند که مورد اطمینان ما واقع شده اند و شاید خیلی کسان باشند که آنان را دوست می داریم ولی آیا همه آنها صلاحیت رای ما را دارند؟ این پرسشی است که در مقابل یکایک ما ایرانیان قرار دارد؛ چه کسی را انتخاب کنیم که علاوه بر داشتن صفاتی که برشمردم توانایی اداره کشوری بزرگ به نام ایران را داشته باشد. سهل و آسان نگیریم.

به صرف عشق و علاقه و دوستی و احساسات رای ندهیم بلکه اینها بخشی از دلایل رای دادن ما باید باشد. بخش دوم و مهم تر دانایی و توانایی است. اینجاست که متوجه می شویم مسوولیتی بزرگ بر دوش یکایک ما سنگینی می کند. در انتخاباتی چون فردا غلتیدن در سراب زیبای احساسات نابخشودنی است. چرا این سخن را می گویم؟ به این دلیل که در روزهای گذشته بسیاری از کسان را دیده ام که با معیار احساس به انتخاب نامزد موردعلاقه خود رفته اند و چون احساس کور است، اجازه بدهید بگویم کورکورانه به دفاع از یک نامزد پرداخته اند. باز بسیار کسان را دیده ام که به نفع شخصی یا گروهی خود را در انتخاب نامزدی مورد توجه قرار داده اند و چشم بسته اند و به چیز دیگری نیندیشیده اند و حتی کسانی را دیده ام که در برابر برخی تبلیغات بدون بررسی، تفکر و تعقل سر تسلیم فرود آورده اند.

در انتخاباتی به بزرگی 22 خرداد باید احساس را به کناری بیفکنیم و به ادراک و تعقل روآوریم و با این پیشداوری که وظیفه بزرگی برعهده داریم وارد صحنه شویم. کسی را انتخاب کنیم که به این نتیجه رسیده باشیم که می تواند نگهبان این کشور بزرگ باشد. باید توانایی این نگهبانی را در او ببینیم.ورود به چنین فرآیندی راه دارد و راه آن بررسی برنامه های کاندیداها از یک سو و شناخت شخصیت آنان از سوی دیگر است.امروز و امشب را وقت داریم. یک بار دیگر برنامه های کاندیداها را بخوانیم، یکایک آنها را با عقل خود بررسی کنیم، توان کاندیداها را با غور در زندگی آنان بسنجیم تا ببینیم کدام یک از نظر ما بهترین برنامه را برای توسعه و پیشرفت کشور اعلام کرده است.

تازه این بخشی از کار است، آنگاه باید بررسی کنیم که آیا او توانایی اجرای این برنامه را دارد؟ آنگاه است که می توانیم بگوییم با تمسک به عقل و خرد به کاندیدایی رای داده ایم که معتقدیم بهترین و تواناترین فرد برای حفظ کشور و پاسبان منافع ملی است. مسلم بدانیم که همه ما چنین فردی را دوست می داریم و می توانیم بگوییم با احساس و ادراک توامان به او رای داده ایم.چه بسیار کشورهایی که با احساسات مردم شان فروغلتیده اند و چه بسیار کشورهایی که با تعقل ملت شان سرافراز از گردنه های تاریخ عبور کرده اند. ما باید دومی باشیم چرا که همیشه دومی بوده ایم. اکثریت این ملت آگاه است و به این آگاهی افتخار می کند. این آگاهی یعنی اینکه فردا به کسی رای می دهیم که با هر محاسبه یی بهترین باشد.

کوتاه سخن آنکه این «بهترین» را یکایک ما با مراجعه به عقل و خرد خود به آسانی می توانیم انتخاب کنیم و به انتخاب خود ببالیم و بنازیم و بگوییم آنجا که سخن از منافع ملی است، ملت ایران متحد و یکپارچه ایستاده است. اگر چنین شود که می شود، همه به انتخاب هم افتخار خواهیم کرد. همه به آرای یکدیگر احترام خواهیم گذارد و نتایج را هرچه باشد خواهیم پذیرفت چرا که روندی از عقلانیت بر عرصه انتخابات حاکم بوده است و عقلانیت هیچ گاه اجازه خلاف و خطا و حتی اشتباه را نمی دهد.

جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفته

«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛در اصول مترقی قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران که خونبهای شهیدان و نقطه آمال و آرزوهای یک ملت ستمدیده است انتخابات نه به عنوان یک « وظیفه » بلکه به مثابه یک « حق » عمومی و ملی برای آحاد مردم ایران تصریح شده است . در اصل پنجاه و ششم قانون اساسی آمده است : « حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت خویش حاکم ساخته است هیچکس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند. » از جمله این حقوق و طرقی که در قانون اساسی آمده و در اختیار مردم قرار گرفته تا حق حاکمیت خویش را اعمال کنند برگزاری انتخابات و انتخاب مسئولین و مجریان نظام است که تاکنون در انتخابات متعددی که در کشور برگزار گردیده به اجرا گذاشته شده است ولی آنچه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را متمایز از انتخابات دیگر کرده وقوع فتنه ها و اختلافاتی است که دلسوختگان و وفاداران انقلاب را بشدت نگران ساخته و دستاوردهای 30 ساله نظام را در معرض تعرض و لکه دار کردن قرار داده است .

آنچه در روزهای تبلیغاتی بر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و ارکان آن گذشت چیزی نیست که به این سادگی از اذهان زدوده شود و نشان داد افرادی برای بالاکشیدن خود و توجیه مدعیات خود همه ارزشهای اخلاقی و دستاوردهای انقلاب را زیرپا گذاشته و با ملکوک کردن استوانه های نظام حاضر به فتنه گری و به جان هم انداختن مردم هستند. واقعیت اینست انقلاب اسلامی که بر پایه ایمان صداقت اخلاق یکرنگی و اعتقاد دینی شکل گرفت در یک میثاق عمومی به نام قانون اساسی متبلور گشت که اهداف اصول روشها و معیارها را مشخص می کند و هر حرکتی را که بخواهد در کشور محقق شود ملزم به انطباق با اصول نموده و از این قاعده مستثنی نمی کند. مردم ایران اهداف و خواسته هایی داشته و دارند و توقع شان اینست که جامعه به سمت استقرار اسلام و ارزشهای اخلاقی و اصولی انقلابی برود و نمی پذیرند که در ایام انتخابات عده ای برای کشاندن مردم به سمت خویش و برای بدست آوردن رای آنها به روشهای عوامفریبانه و زیرسئوال بردن دستاوردهای انقلاب متوسل شوند. این افراد با این شیوه های ضداخلاقی به جای حاکم کردن معیارهای انقلاب به دنبال حاکمیت بخشیدن خرده فرهنگ های مغایر با ارزشهای اخلاقی بوده و انحرافاتی را در بدنه انقلاب ایجاد می کنند که در صورت بی اعتنایی ادامه مسیر انقلاب را مشکل خواهد نمود. بنابراین همه آنهایی که دل در گرو انقلاب و نظام دارند در این شرایط حساس که شاهد نزول سطح اخلاقیات فرهنگ و اقتصاد در جامعه هستند باید حق خود را در صحنه انتخابات به کار گرفته و خواست عمومی را مبنی بر حفظ کرامت انسانی و انقلابی و تعالی و توسعه همه جانبه با آرا خود اعلام کنند.

بسیاری از مردم اکنون چاره کار را درا ین می بینند که حفظ نظام وتحقق عملی خواسته های عمومی نیازمند عزم ملی در حضور مقتدرانه در روز انتخابات و پای صندوق های رای است و انتخاب دقیق عالمانه و حکمت آمیز آنها می تواند به نهادینه کردن اصول اخلاقی و استقرار راهبردها و برنامه های مناسب برای توسعه انقلاب و مایوس کردن دشمنان انقلاب منجرشود.

در بررسی مسائل خارجی این هفته انتخابات لبنان تشدید تنش میان آمریکا و کره شمالی و اظهارات باراک اوباما در قاهره از جمله اهم رخدادها بودند . در لبنان نتایج نهایی انتخابات حاکی از آن بود که گروه حاکم موسوم به « 14 مارس » با کسب 71 کرسی مجلس اکثریت را به دست آورد و مخالفان دولت موسوم به « 8 مارس » توانستند 57 کرسی پارلمان را به خود اختصاص دهند . گرچه نتیجه انتخابات به گونه ای نسبی به نفع گروه غربگرا بود ولی باید توجه داشت که جناح حزب الله اکثریت قاطع آرا را در مناطق مورد رقابت خود کسب کردند و این جناح مسیحی و وابسته به میشل عون شریک ائتلافی حزب الله در گروه 8 مارس بود که نتوانست آرای لازم را به دست آورد.

در پی اعلام نتایج انتخابات سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله نتیجه را پذیرفت و آنرا به جریان رقیب و ملت لبنان تبریک گفت . سیدحسن نصرالله در عین حال افزود که نتیجه انتخابات حقیقت مهمی را روشن کرد و آن این موضوع بود که برخلاف جوسازی جناح مقابل تهدیدی از سوی سلاح های حزب الله بر فضای انتخابات مشاهده نشد و مردم لبنان در کمال آرامش و اطمینان رای دادند. نصرالله افزود این مسئله بار دیگر بر ادعاهای حزب الله که سلاح این جنبش تنهابرای دفاع از لبنان است صحه گذاشت . اکنون با روشن شدن نتایج انتخابات باید گفت که در صحنه سیاسی و معادلات داخلی این کشور تغییر محسوسی ایجاد نشده است و روال کار به صورت گذشته ادامه خواهد داشت .

مجلس لبنان 128 کرسی دارد و طبق قانون گروه اکثریت دولت آینده را تشکیل خواهد داد . در جریان انتخابات اخیر ائتلاف مخالفان دولت متشکل از جنبش حزب الله جنبش امل و جریان آزاد ملی به رهبری میشل عون در برابر ائتلاف حاکم متشکل از حزب « المستقبل » به رهبری سعد حریری حزب سوسیالیست به رهبری ولید جنبلاط و دو حزب کتائب و فوات رقابت داشتند. گفتنی است از چند ماه قبل تلاش های گسترده ای از خارج از جمله توسط آمریکا عربستان و مصر برای تاثیرگذاری بر انتخابات لبنان در جریان بود که جنجال سازی قاهره بر سر موضوع کشف مقداری سلاح و دستگیری چند نفر که ادعا شد با حزب الله در ارتباط بوده و از طریق مصر به غزه اسلحه می رساندند از آن جمله می باشد.

دیگر موضوع مهم خبری هفته جاری تشدید بحران شبه جزیره کره و افزایش تنش میان واشنگتن و پیونگ یانگ بود. پس از آنکه آزمایش هسته ای پیونگ یانگ و پرتاب چند موشک جدید با واکنش واشنگتن مواجه شد و آمریکا پیش نویس قطعنامه ای را برای اعمال تحریم های تازه در شورای امنیت به تصویب رساند کره ای ها اعلام نمودند به آزمایش های هسته ای و موشکی ادامه خواهند داد.

در ادامه این مشاجرات کره شمالی دو روز قبل دو خبرنگار آمریکایی را به جرم جاسوسی به 12 سال زندان محکوم نمود . این دو خبرنگار زن سه ماه قبل در منطقه مرزی با چین توسط ماموران امنیتی کره شمالی دستگیر شدند و آن دو که برای یک شبکه تلویزیونی متعلق به « ال گور » نامزد سابق ریاست جمهوری آمریکا کار می کردند حین تهیه گزارش از قاچاق زنان دستگیر شدند. کارشناسان براین عقیده اند که کره شمالی درصدد است از این موضوع برای اعمال فشار بر آمریکا استفاده کند. این درحالی است که آمریکا هفته جاری اعلام کرد قصد دارد کره شمالی را بار دیگر به فهرست موسوم به کشورهای حامی تروریسم باز گرداند.

با شدت گرفتن رویارویی میان کره و آمریکا اوضاع در شبه جزیره متشنج شده و کره جنوبی نیز که متحد آمریکا می باشد تسلیحات جدیدی را در مرز خود با کره شمالی مستقر نموده است . بحران شبه جزیره کره اواخر سال گذشته پس از آن شدت گرفت که کره ای ها آمریکا را به فریب کاری و عدم پایبندی به قول هایش در مذاکرات متهم نمودند. کره شمالی سال گذشته پس از چندین دور مذاکره با آمریکا که با نظارت 4 کشور دیگر از جمله روسیه صورت گرفت پذیرفت که در قبال دریافت امتیازاتی فعالیت بزرگترین مرکز هسته ای خود را به حال تعلیق در آورد.

بازتاب اظهارات باراک اوباما در دانشگاه الازهر قاهره که تحت عنوان بهبود مناسبات با جهان اسلام صورت گرفت دیگر رخداد هفته جاری بود. اگرچه برخی کشورها و جریانات به سرعت از اظهارات اوباما و ابراز علاقه رئیس جمهور جدید آمریکا برای ترمیم روابط با کشورهای اسلامی استقبال کردند ولی تعدادی دیگر این اظهارات را ناکافی و حتی آنرا یک تاکتیک دانستند. واقعیت این است که آمریکا با اقداماتی که طی سالهای اخیر علیه کشورهای اسلامی و مسلمانان صورت داده به شدت در میان مسلمانان منفور است . حمله آمریکا به دو کشور اسلامی یعنی عراق و افغانستان به جریان انداختن تبلیغات منفی علیه اسلام و مسلمانان پس از انفجارهای 20 شهریور 1380 نیویورک و حمایت همه جانبه از جنایت های رژیم صهیونیستی از جمله در کشتار مردم غزه مواردی هستند که وجهه آمریکا در میان مسلمانان را به شدت بی اعتبار ساخته اند. موج تنفر و انزجار از آمریکا در میان مسلمانان امروز به حدی است که در گذشته کمتر سابقه داشته است . با اینحال با توجه به واقعیات موجود بسیار بعید است که آمریکایی ها به صورت جدی در صدد تغییر سیاستهای خود در قبال مسائل مورد علاقه جهان اسلام باشند. تغییراتی که اوباما مدعی است می خواهد در قبال کشورهای اسلامی انجام دهد به دو محور مهم ارتباط پیدا می کند. نخست تفکر قیم مابانه و مداخله جویانه واشنگتن در برخورد با کشورهای اسلامی و دوم حمایت بی چون و چرا از رژیم صهیونیستی می باشد و تا زمانیکه تغییری اصولی در این دو مورد صورت نگیرد تمامی ادعاها بی حاصل و بیهوده خواهد بود.

ابتکار:دموکراسی به خیابان آمده است

«دموکراسی به خیابان آمده است» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم فضل الله یاری است که در آن می‌خوانید؛در تاریخ انقلاب از روزهای "طلایی" سخن رفته است که خیابانهای شهرهای بزرگ به ویژه تهران و مهم تر از همه جلوی دانشگاه تهران جولانگاه افکار و آرا بود. از روزهایی یاد می -شود که گروههای مختلف سیاسی و احزاب تازه شکل گرفته - که یک آزادی ناگهانی را در حال تجربه بودند- در جلوی دانشگاه تهران نشریات خود را عرضه می کردند و در کنار آن با شدت و حرارت یک خرد معتقد به دفاع از آرمانهای خود پرداخت دفاعی که البته در آن از فشنگ و تفنگ خبری نبود. تنها واژه بود که در برابر واژه رد و بدل می شد. استدلال بود و برهان و از توهین و تحقیر - هنوز- خبری نبود. آن روزها خیابانهای شهرهای بزرگ محل برخورد آرا و افکار بود. تحمل و مدارا بود که خرج مخالفت با سخنان رقیب می شد. اگر به تاریخ های مختلفی که احزاب و گروههای مختلف سیاسی از انقلاب اسلامی نوشته و هرکس از ظن خود یار انقلاب شده اند نگاهی انداخته شود همه در قضاوت پیرامون این روزها اتفاق نظر دارند. آن روزها که هنوز از درگیری های خیابانی خبری نبود و هنوز گروه ها از لوله تفنگ سخن نمی گفتند و هیچ واژه ای بوی باروت نمی داد، همه روزهای طلایی انقلاب می خوانند.این روزها و در آستانه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اتفاق خجسته ای در فضای سیاسی کشور رخ داده است. خیابانهای شهرهای بزرگ و تهران (که من شاهد بوده ام) یادآور آن روزهای زیباست. میدان ولیعصر تهران این روزها که تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری بصورت قانونی در جریان بوده است، تنها یک میدان در پایتخت نیست که خود پایتخت دموکراسی و تضارب آرا شده است. میدانی که بازیگران آن البته سیاستمداران سرد و گرم چشیده نیست. که دختران و پسران جوانی است که با همه شور و حرارت جوانی- که همه می دانیم در شرایط بحرانی و عصبی کنترل آن چقدر دشوار است- خردمندانه به صحنه آمده اند. این روزها گذر از این میدان که پیش از این به محلی برای ارضای حس تنوع طلبی و زیباسازی و پوشش و صورت و چشم و ابرو، تبدیل شده بود، انسان را با پدیده ای اجتماعی روبرو می کند.

هواداران کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری هر روزه در گوشه و کنار این میدان جمع می شوند و روبروی هواداران رقیب می ایستند و چشم در چشم و رو به رو به بیان ویژگی های مثبت نامزد مورد حمایت خود و البته انتقاد از نامزد رقیب می پردازند. رویارویی هک در آن مشت های گره کرده و رگ های برآمده نیز وجود دارد. اما مدارا و تحمل نیز دیده می شود. این میدان که به جولانگاه انتخاباتی هواداران نامزدهایی تبدیل شده است که خود بیشترین و تندترین انتقادات را به سوی طرف مقابل روانه کرده اند و گاه نیز از جاده انصاف و اخلاق خارج شده اند. شگفت اینکه هواداران راه نامزدها را نرفته اند. بدون آن که میزی میان آنها فاصله انداخته باشد و یا کسی حساب وقت را داشته باشد نقطه نظرات خود را بیان می کنند.نگاهی به تعداد جمعیتی که این روزها در میدان ولیعصر دیده می شود و توجه به آمارهایی که نهادهای انتظامی از آمار برخورد و درگیری داده اند نشان دهنده اتفاق بزرگی است .

اتفاقی که نشان دهنده بالارفتن درجه تحمل و مدارا در ملتی است که پیش از این به عجول بودن و احساسی بودن آن تردید نداشتیم.این روزها هواداران نامزدها بصورت جمعی و در حال راهپیمایی با پلاکاردها و پوسترهای کاندیدای خود در خیابان های تهران در رفت و آمدند. حضور همزمان دو گروه رقیب که بیش از این امکان درگیری و زد و خورد را افزایش می داد. این روزها تنها به تندشدن شعارها و افزایش هیجانات ظاهری منجر می شود.

 بسیار دیده می شود که گروهی راه را برای عبور هواداران رقیب باز می کنند. این روند برای ملتی که در سی سال پس از انقلاب آستانه تحمل پایینی را به نمایش گذاشته بود و عملا امکان گفتگوی دو جانبه را از گروههای مختلف سیاسی گرفته بود، اتفاق خجسته ای است. برای ما که در سالهای میانی دهه هفتاد شاهد درگیری های شدید در تجمعات کوچک و کم اهمیت نیز بوده ایم، برای ما که شاهد به هم خوردن تجمعات قانونی احزاب و گروههای درون نظام بوده ایم، برای ما که آرامش در تجمعات سیاسی تنها با حضور یک نیروی نظامی و انتظامی قابل تصور بود. وضعیت این روزها اتفاق خوبی در تاریخ سیاسی کشور است.

اما این اتفاق نباید تنها در حد یک خبر جالب تلقی شود، بلکه باید به چشم یک "آغاز" به آن نگریست. آغاز تغییرات مثبت در روش ها و نگرش های بخش بزرگی از ملت ایران. آغاز کنار گذاشتن روشهای کهنه، بی فایده و پرهزینه برای دستیابی به هدفهای اجتماعی و سیاسی. این تغییر البته می تواند در نگاه نخبگان سیاسی، اعم از رهبران گروهها و احزاب، نامزدهای حال و آینده و هرکسی که قرار است گروهی یا همه این مردم را روزی رهبری کند. بدون تردید نگاهی به تجمعات خیابانی میدان و خیابان ولیعصر و مناظره هایی که در منتهی الیه این خیابان و در ساختمان جام جم برگزار شد می تواند ما را به مقایسه وا دارد که نتیجه آن می تواند این باشد که دیگر نمی توان مردم را توده بی شکلی دید که سرآمدان و رهبران احزاب و گروهها آن ها را شکل می دهند، گویی این اتفاق باید به عکس در جریان باشد. رفتار و سلوک سیاسی و اجتماعی این روزهای جوان ایران می تواند الگوی مناسبی برای اداره کشور، حزب و گروه سیاسی و اجتماعی باشد.

این روزها خیابان بین گروههای مختلف تقسیم شده است. هرکس در گوشه ای از آن به فعالیت مشغول است. گروههایی که از اول در آن مستقر بودند، آن را ملک طلق خود نمی دانند و به گروههای جدید نیز میدان می دهند. آنان که تعداد خود را بیشتر می بینند جمعیت کمتر را نیز راه می دهند. این روزها میدان ولیعصر تهران، نمونه ای از جامعه متکثر و دموکرات را به نمایش گذاشته است، بی حضور قوای قهریه و نظارتی.اتفاق این روزها را می توان با افتخار در تلویزیون با ارائه نمودار نشان داد. این رفتار باید حد پایینی باشد برای ارتقای رفتارهای دمکراتیک، باید به آن به چشم یک حداقل نگاه کرد که باید به وضعیتی حداکثری برسد تا متناسب به چیزی باشد که در عمق جانهای ایرانی نهفته است و تحت عنوان فرهنگ جغرافیا و تاریخی بنام "ایران" شناخته می شود. انتخابات به پایان می رسد و کاندیدای یکی از همین گروههای فعال در خیابان در مسند ریاست جمهوری قرار می گیرد.

برنده این میدان (هم رئیس جمهور آینده و هم هواداران) می توانند این رفتار را از جایگاه یک پیروز ارتقا ببخشند. چرا که خود اولین کسانی بوده اند که طعم شیرین این اتفاق را چشیده اند. سخن پایانی با آنانی است که هنوز این اتفاق را ندیده اند و این خبر مهم را نشنیده اند و یا خود را به ندیدن و نشنیدن زده اند، آنان که "دمکراسی" را به چشم یک اسب تروای غربی می بینند، برای تسخیر قلعه های هویت ملی و مذهبی.دمکراسی آن شبه ترسناک نیست، چشم ها را بگشاییم . همین است که به خیابانها آمده است.

سرمایه:همه رای می دهیم

«همه رای می دهیم»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی سرمایه به قلم حسین عبده تبریزی است که در آن می‌خوانید؛این که گویی این کنم یا آن کنم این دلیل اختیار است ای صنم(مولوی) در مسیر مردم سالاری، کشور در آستانه انتخابی بزرگ است. ناظران سیاسی معتقدند تعداد شهروندان تحریمی در این انتخابات در مقایسه با ارقام 30 سال تاریخ انقلاب اسلامی حداقل خواهد بود.

اگر به مردم سالاری علاقه مند باشیم، ناچاریم نقش تحریم در مردم سالاری را مورد بررسی قرار دهیم. بایکوت انتخاباتی البته در دموکراسی ای که کار می کند، جایگاهی ندارد. زیرا مشارکت در کانون فرآیندهای مردم سالارانه است.

تحریم انتخابات نوعی اعتراض سیاسی است که در آن گروهی از رأی دهندگان احساس می کنند تقلب انتخاباتی محتمل است، یا نظام انتخاباتی علیه کاندیداهای خاصی جبهه گیری می کند و به نفع کاندیدای خاصی عمل می کند، و یا گروه اداره کننده انتخابات فاقد مشروعیت است. حال، پرسش آن است که وقوع کدام شرایط در فرآیند دموکراتیک می تواند تحریم را توجیه کند؟ قبل از این که تصمیم به تحریم گرفته شود، این موارد یک به یک باید مورد بررسی قرار گیرد. مثلاً، باید بپرسیم آیا در ایران شبیه به تایلند به دلیل قانون اساسی ای که تثبیت قدرت نیرویی خاص را ممکن می کند، تحریم، توجیه پذیر است؟ به نظر نمی رسد این توجیه در مورد ایران صادق باشد.

سوال دیگر آن است که آیا روندهای گذشته و معمول در انتخابات قبلی بیانگر آن است که رای دادن فایده ای ندارد؟ در این مورد نیز پاسخ منفی است، چرا که در دوم خرداد نیز شرایط انتخاباتی برای جریان اصلاحات کاملاً نامناسب تشخیص داده می شد، اما نتیجه متفاوت شد.

در دموکراسی ای که کار نمی کند و در آن رقابت عادلانه ناممکن است، تحریم می تواند نقش ایفا کند. مشکل در این نهفته است که تشخیص دهیم در چه شرایطی و در چه نقطه ای از فرآیند دموکراتیک، انتخابات عادلانه کلاً ناممکن است تا آن حد که تحریم را امری موجه می سازد. البته، به گمان بسیاری از کارشناسان سیاسی، حتی اگر به نقطه ای برسند که در آن تحریم توجیه پذیر باشد، باز هم تحریم به عنوان علاج آخر و آخرالدوا تلقی می شود. چه بسیار اتفاق می افتد که در سایر کشورهای جهان احزاب سیاسی در فرآیند انتخاباتی به این نتیجه برسند که انتخابات در مواردی رقابتی و برابر نیست، اما مشارکت مفید است و تحریم کمکی به توسعه مردم سالاری نمی کند. به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران در چنین مرحله ای از تحول اجتماعی که تحریم را توجیه کند، قرار دارد.
این تشخیص که خارج دایره انتخابات بایستیم، در این لحظات حساس از توسعه دموکراسی در کشور تاکتیک سیاسی پرخطری است که با هزینه های بسیار می تواند همراه باشد. تاثیر تحریم در انتخابات جاری ایران حتماً حداقل است و آثار آن توسط مخالفان دموکراسی خنثی می شود. برخی معتقدند ممکن است تحریم تاثیری بر مشروعیت داشته باشد، اما بی شک بر نتیجه انتخابات تاثیری نخواهد داشت. گروه های جامعه مدنی در ایران معتقدند که تحریم در انتخابات جاری خطر بزرگی در بلندمدت دارد و آثار زیانباری بر فرآیند دموکراتیک کشور باقی می گذارد. در واقع، اکنون اجماعی ملی شکل گرفته که حامیان تحریم را به حاشیه گفتمان انتخاباتی ایران عقب رانده است.

تثبیت مردم سالاری زمان بر است. زمان می خواهد تا دموکراسی با بطن جامعه تلفیق شود. دموکراسی تنها شکل گیری چند نهاد نیست. کثرت نهادهای حامی مردم سالاری در سطوح مختلف (قانون اساسی، مجالس مقننه، احزاب سیاسی، دادگاه ها، رسانه ها، نهادهای مدنی و غیره) لازم است. این نهادها همه باید به ارزش های دموکراتیک پای بند باشند، و نه این که صرفاً بیانگر شکاف ها و عدم اطمینان هایی باشند که در جامعه یافت می شود. به علاوه، این نهادها می باید از میان مردم یارگیری کنند و توسط مردم حمایت شوند. جامعه ایرانی با وجود برداشتن گام های بلند البته با مرحله مطلوب فاصله دارد.

در جامعه مردم سالارانه، مردم برای دموکراسی ذهنیت و فضای فکری مناسب دارند. چنین کاری به وقت نیاز دارد و زمان می برد تا جامعه به چنین مرحله ای برسد، به ویژه اگر مردم در تاریخ چند هزار ساله خود، سال های طولانی در اقتصادها و رژیم های سلطه/ قدرت زندگی کرده باشند. جامعه ایران هنوز با رسیدن به جامعه ای دموکراتیک پرفاصله است.

در ایران هنوز عده ای به اشکال مختلف و به دلایل مختلف مورد سوءاستفاده قرار می گیرند. فرقه گرایی، ترس و امنیت، عدم توسعه یافتگی اقتصادی، و احساس ناامنی اجتماعی کردن همه عواملی است که ممکن است مردم را به سمت انتخاب های کوتاه مدتی ببرد که در بلندمدت مردم سالاری آنها را به خطر می اندازد. با این همه، در ایران، دموکراسی امری در جریان است، و البته روشن است که به پختگی کامل نرسیده است، و نمی توان آن را روی دکمه خودکار گذاشت. برای تعمیق آن و حمایت از آن چه به دست آمده، می باید زحمت کشید. شرکت در انتخابات و تشویق گسترده دیگران به این حوزه و دعوت از آنان برای رأی به جریان اصلاحات ضرورت تام دارد.

بنابراین، در روز جمعه 22 خردادماه 1388 همگی به طور گسترده در انتخابات شرکت کرده، و حرکت اصلاح گرایانه جاری کشور را پیش خواهیم برد و به تعمیق دموکراسی و توسعه در ایران کمک خواهیم کرد.

دنیای اقتصاد:روز سرنوشت‌ساز

«روز سرنوشت‌ساز»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد است که در آـن می‌خوانید؛ از ساعت 8 امروز مهلت تبلیغات انتخاباتی ریاست‌جمهوری به پایان می‌رسد و نیروی انتظامی اعلام کرده است که بر پایی هر نوع تجمع انتخاباتی ممنوع است و اگر ستادی انتخاباتی به قانون توجه نکنند، با آنان برخورد قانونی صورت خواهد گرفت.

 البته دیروز عصر و شب گذشته تحرکات تبلیغاتی چهار کاندیدای موجود به اوج خود رسید و همین تجمعات هم نشان از برگزاری انتخاباتی پرشور دارد. در چنین شرایطی احزاب، تشکل‌ها، گروه‌ها، شخصیت‌ها، مراجع و نهادهای رسمی با صدور اطلاعیه‌های گوناگون از تمامی مردم ایران دعوت کردند با حضور گسترده پای صندوق‌های رای سرنوشت چهار سال آینده ایران را خود تعیین کنند.

البته انتخاباتی که فردا در ایران برگزار می‌شود، توجه رسانه‌های خارجی را هم به خود جلب کرده است و گروه‌های متعدد خبری و تصویری به ایران آمده‌اند تا انتخابات را پوشش دهند. ولی هر چه هست، فردا روزی سرنوشت‌ساز در تاریخ ایران خواهد بود و هر رای ایرانی می‌تواند در تعیین سیاست‌های کشور طی چهار سال آینده موثر باشد، به خصوص اینکه در انتخابات اخیر برای اولین بار مناظره‌های مستقیمی بین چهار کاندیدا برگزار شد و همین مناظره‌ها هم شور انتخاباتی را در ایران به حد اعلا رساند. فردا روزی تاریخی برای ایران خواهد بود و همه ایرانیان همگام با هم پای صندوق‌های رای می‌روند. واجدین شرایط رای ‌دادن در این انتخابات 46میلیون و 200هزار نفر هستند و آن گونه که وزارت کشور اعلام کرده است، رای‌گیری از ساعت 8 صبح فردا شروع می‌شود و تا ساعت 6 عصر ادامه خواهد داشت و اگر نیاز باشد، زمان رای‌گیری در چند نوبت یکساعته تمدید خواهد شد.

البته روال سال‌های گذشته چنین بوده که معمولا در چند نوبت یکساعته زمان رای‌گیری تمدید شده است، ولی توصیه این است که مردم اول وقت پای صندوق‌های رای بروند و برگه‌های رای خود را به صندوق‌ها بیندازند، ضمن آنکه توصیه می‌شود حتی‌المقدور رای‌دهندگان با خود قلم همراه داشته باشند تا برای رای دادن با مشکلی مواجه نشوند. همچنین طبق اعلام وزارت کشور هر نوع تبلیغ هنگام اخذ رای ممنوع است و کسانی که به این موضوع توجه نکنند، مطابق قانون متخلف انتخاباتی شناخته می‌شوند و با آنان برخورد قانونی خواهد شد. وزارت کشور همچنین اعلام کرده است که نتایج آرا به تدریج اعلام خواهد و اولین نتیجه انتخابات پس از شمارش حداقل پنج‌هزار صندوق رای اعلام می‌شود و به تدریج نتایج جدید اعلام می‌شود.
گزارش‌های تکمیلی دنیای اقتصاد درباره شرایط برگزاری انتخابات را در صفحات خبر (2 و 8) بخوانید.

مردم سالاری: تداوم 22 بهمن در 22 خرداد

«تداوم 22 بهمن در 22 خرداد»عنوتن یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم محسن دقت دوست است که در آن می‌خوانید؛
چندی است که وارد چهارمین دهه از عمر پربرکت نظام جمهوری اسلامی شده ایم. اینکه می گوییم پربرکت نه از روی کلیشه و تعارفات معمول است، که باور داریم دستاوردهای بی بدیل انقلاب اسلامی را و توانش را در برآوردن آرزوهای شیرین ایرانیان در طول صدها سال گذشته، آرزوهایی همچون آزادگی و استقلال حقیقی که صدسال پیش مردمان این سرزمین برایش فداکارانه مبارزه کردند و از نثار جان و مال دریغ ننمودند. آری، در روزگاری که غربیان اینک مصدرنشین و زیاده خواه، چپ و راست خویش را تمایز نمی دادند، این اجداد ما بودند که حلاوت رستن از قید و بندهای اسارت بیگانگان و حکومتی آزاد و مردم سالار را چشیدند و دیگران نیز چون همیشه از ما گرته برداری کردند. مشروطه دستاورد بزرگی بود که ماحصل مجموعه انسجام مردمی و رهبری هوشمندانه علمای دینی و فرهیختگان ملی بود. عظمت قیام مشروطه آنجا نمایانتر است که بدانیم حضور مردم در صحنه و روشن گری های بزرگان در زمانه ای صورت گرفت که خفقان صدها ساله حکومت های ستم پیشه، تمامی ابزار و امکانات سرکوب شور و قیام مردم را در اختیار حاکمان وقت قرار داده بود.

اما دیری نپایید که از شیرینی این ظفر شکوهمند جز تلخکامی و حقارت باقی نماند و روند حاکمیت بازهم به قلدری و دیکتاتوری انجامید.

اگر با هر عالمی که تسلط بر تاریخ معاصر ایران دارد در مورد مشروطه صحبت کنید بی گمان در همان ابتدا برق غرور و افتخار را در چشمانش مشاهده خواهید کرد. اما رفته رفته آن بشاشیت آغازین جای خود را به چهره ای درهم رفته همراه با آه و افسوس فراوان خواهد داد. و شما کنجکاوانه خواهید پرسید که چرا؟ چه شد که ایرانیان از اوج استقلال و آزادی به خصیض استبداد و سرخوردگی رسیدند؟ چه عواملی سبب ایجاد شکاف و گسست در آرمان ملتی شد که حاضر شدند برای دفاع از شرف و عزت خود در مقابل گلوله و سرنیزه نیز بایستند؟ چه شد که هم اینان نظاره گر بردار رفتن بزرگی چون "شیخ فضل ا.. نوری" و بسیاری دیگر شدند و دم برنیاوردند؟

این پرسش به ظاهر کم حجم پاسخی به بلندای همان تاریخ مشروطه دارد. پاسخی پیچیده با دلایل پنهان و آشکاری که در هم فرو رفته اند و سعی در بازکردن این کلاف سردرگم اتلاف وقت است و دردی را درمان نمی کند. ما باید گذشته را چراغ راه آینده کنیم. مطمئنا عواملی چون تن دادن به نااهلیها و دورشدن از اتکا به رهبران عالم و دلسوز و شکستن صفوف وحدت و پیوستگی مردم و اینکه عده ای سعی نمودند تا با ایجاد انحراف در مسیر خواسته های حقیقی مردم، کلید آرمان های متعالی آنان را در جیب خودشان نشان دهند، مجموعه ای بودند که دست در دست یکدیگر رفعت قیام مشروطه را به حقارت استبداد رضاخانی رساندند. تاریخ از این بازی ها بسیار دارد. اگر جستجو کنید که چرا پس از وفات حضرت رسول (ص) ماجرای "صغیفه" تحمیل شد و آن رفتار با دخت ایشان صورت گرفت و به فاصله چندسال بعد بر یار و یاور همیشگی آن حضرت تاختند و امت اسلام حتی شهادت امیرالمومنین (ع) را در محراب مسجد و در حین خواندن نماز باور نمی کردند و همچنان که روزها و سالها سپری شدند ابعاد و عمق این شکاف بیشتر و بیشتر شد، به ژرفای مشابهات استدلالی رویدادهای تاریخ پی می بریم.

هموطن، در واقع فردا من و تو رسالت تاریخی خویش را به انجام می رسانیم. ما وارث کشوری هستیم که وجب به وجب خاکش ناظر دلاوری مردان و زنان شجاع این سرزمین بوده و از خون همین عاشقان دین و میهن آغشته است. ما نباید بگذاریم تا در "ضمیر امیدوار" بنیانگذار نظام مقدس ما خللی وارد شود. ما نباید بگذاریم که بدخواهان و بدطینتان بار دیگر موفق شوند تا اتحاد و همدلی مردم را از آنان بگیرند و بذر کینه و عداوت بپاشند تا خرمن خویش انباشته کنند. بی شک مفسدان و غارتگران حقیقی بیت المال هم ایناند که می خواهند حلاوت سه دهه زندگی مستقل و سرافرازانه مردم ما را بستانند و با ایجاد فضای یاس و بدبینی، خود بر گرده این ملت سوار شوند. و چنان هاله معنویت و تقدسی دور خویش بسازند که حقوق اساسی ملت که پاسخگویی مسئولین را در مقابل کرده هایشان ایجاب می کند فراموش شود. در صورتی که این ملت هوشیار و آگاه است و این کشور و نظام را به خوبی از سم پاشی ها محافظت کرده و می کند تا زمانی که آنها را به دستان مبارک صاحب حقیقی خود یعنی حضرت بقیه ا.. (عج) برساند. آری، 22 خرداد 88 یادآور 22 بهمن 57 است، آینده ما و فرزندان ما در گرو آموختن از گذشته و ساختن آینده ای دارد که گذرگاه انتخابات فردا بدون شک از مهمترین ارکان این سازه است. به امید قبولی در این آزمون تاریخی.

قدس:مشارکت سیاسی نماد قدرت نرم افزاری

«مشارکت سیاسی نماد قدرت نرم افزاری»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در آن می‌خوانید؛فردا ایران اسلامی بار دیگر صحنه یکی از به یادماندنی ترین حماسه های تاریخ انقلاب اسلامی خواهد شد تا به جهانیان ثابت کنند که جوانان و شهروندان این جامعه در راستای ادای دین خویش نسبت به دستاوردهای نظام همواره در عرصه های سیاسی و اجتماعی نقش آفرینی نموده و توانسته اند تاکنون با خلق شگفتی های مثال زدنی، در دفاع از آرمان جمهوری اسلامی استوار و مستحکم بمانند.

22 خرداد جغرافیای ایران شاهد یکی از پر شورترین صحنه های حماسی ملت سلحشور ایران می باشد که فراز دیگری از افتخارات و توفیقات نظام را در حافظه تاریخی مردم ایران به ثبت می رساند و بیانگر حضور همه جانبه مردم شهید پرور کشورمان در صحنه انتخابات است.

فردا آحاد جامعه اعم از شهری و روستایی و طبقات گوناگون جامعه از صنوف مختلف، بر حسب تکلیف در صفهای طویل و فشرده، حماسه ای به یادماندنی را در مقابل چشمان ناظران سیاسی، تحلیلگران بین المللی و چهره های ژورنالیستی که برای ثبت و گزارش این رخداد سیاسی به ایران آمده اند به نمایش خواهند گذاشت.

انتخابات تجلی حضور و مشارکت سیاسی مردم و عرصه تحقق اراده ملت برای تعیین سرنوشت خویش است، از این رو دارای اهمیت و جایگاه بلندی است و مردم نقش برجسته ای در ایفای این رسالت و تکلیف بزرگ بر دوش خواهند داشت.

بر اساس اصل ششم قانون اساسی، در نظام جمهوری اسلامی ایران «امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود، از راه انتخابات، انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر اینها، یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون تعیین می گردد.»

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام(ره) در ارتباط با اهمیت مشارکت گسترده مردم در انتخابات معتقدند: «باید همه شما، همه ما زن و مرد، هر مکلف، همان طور که باید نماز بخواند، همان طور باید سرنوشت خودش را تعیین کند.»

اساس نظامهای مردم سالار مبتنی بر مشارکت سیاسی مردم است. امروزه این نظامها ضریب مشروعیتشان را بر اساس چگونگی حضور مردم، محاسبه می کنند. اگر در دموکراسی ها حضور مردم از درصد قابل قبولی برخوردار نباشد، نظامهای سیاسی مزبور، با بحران مشارکت روبه رو می شوند. بدین ترتیب، برای بقا و دوامشان پیوسته به حضور مردم در سطوح قابل قبولی نیاز دارند.
نظام مردم سالاری دینی در ایران که از دو پایه جمهوریت و اسلامیت برخوردار است، برای مقبولیت و عینیت بخشی به مشارکت سیاسی مردم، می باید دوام و بقای خود را از این رهگذر تضمین نماید.

مردم ایران همه می آیند تا حمایت قاطع خود را از نظام اسلامی و دستاوردهایش به نمایش بگذارند. مردمی که تاکنون در عرصه های مختلف در انجام وظیفه خویش کوتاهی نکرده و در هر حوزه ای با وظیفه شناسی خود و موقعیت شناسی سربلند بیرون آمده اند، در این برهه نیز نقش خود را به نحو شایسته ای ایفا خواهند نمود تا برگ زرین دیگری بر افتخارات جمهوری اسلامی بیفزایند.

لذا نقش پررنگ مردم در انتخابات به منزله تجدید بیعت با رهبری نظام و آرمانهای جمهوری اسلامی است، تا از این رهگذر ثابت نمایند پشتیبانی شهروندان با وجود گذشت زمان نه تنها کم رنگ نگردیده، بلکه هوشیاری و بیداری ملت همواره توانسته است پایه های نظام را از استحکام قابل قبولی برخوردار نماید.

مشارکت در پای صندوقهای رأی، نماد اتحاد و یکپارچگی آحاد شهروندان فارغ از تعلقات حزبی، فرقه ای، قومی و مذهبی است، زیرا آنچه از درجه اهمیت بالایی برخوردار می باشد، اعتلای قدرت، وحدت و یکپارچگی است که این مهم از طریق حضور در انتخابات تحقق می یابد.

حماسه حضور به نوعی نمایش اقتدار ملی است که جمهوری اسلامی به دلیل پافشاری بر مواضع ایدئولوژیک خویش در معرض تهدیدها از سوی جبهه استکبار می باشد، ولی قراین و شواهد بویژه در حوزه نرم افزاری، گویای این واقعیت است که ایران به قدرتی تبدیل شده که دنیای غرب را از هرگونه اقدام تهدیدآمیز نسبت به این سرزمین اسلامی منصرف کرده است. تعاملات ایران و جهان غرب در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی بویژه در سالهای اخیر مؤید این اظهارات است.

شهروندان با نمایش حماسه وحدت خود عملاً تبلیغات ماه های اخیر دشمنان را که همواره در آستانه هر انتخاباتی با جوسازیهای منفی تلاش می کنند، شرایط جامعه را با سیاه نمایی وارونه جلوه دهند، تا از این طریق بر مشارکت مردم تأثیر بگذارند، نقش بر آب نموده و هوشیاری خویش را به اثبات خواهند رساند.

امروزه این باور در میان طیف وسیعی از صاحب نظران سیاسی مبنی بر تقویت پایه های نظامهای سیاسی از طریق ساز و کار دموکراتیک و بر اساس انتخابات، از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

به سخن دیگر، اگر حضور پر شور و هوشمندانه هر شهروند ایران اسلامی را به منزله شلیک تیری به قلب دشمنان نظام تعبیر نماییم، سخنی به گزافه و اغراق نگفته ایم.

انتخابات ریاست جمهوری دهم یکی از بهترین فرصتها جهت ناامید کردن دشمنان این نظام، در پای صندوق رأی می باشد تا از این رهگذر بدخواهان انقلاب اسلامی را از پیگیری اهدافشان منصرف کنند.

مردم خداجوی، دفاع از آرمانهای نظام را بر خود واجب می دانند و در هیچ برهه ای در این خصوص کوتاهی نکرده اند، به نحوی که حمایتهای بی دریغ سالهای دوران دفاع مقدس که نمونه مثال زدنی از ملت ایران در پاسداری و صیانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی بر جای گذاشته است، اکنون نیز با حضور پر شور توأم با شعور، بر گ زرین دیگری در کارنامه درخشان خود به ثبت خواهد رساند.
بدین ترتیب، آحاد شهروندان در انتخابات با شور وصف ناپذیری حضور خواهند یافت تا پاسخی عملی و عینی به تحلیلهای مغرضانه بدخواهان جمهوری اسلامی داده باشند.

صدای عدالت:چالش هایی که رئیس جمهور آینده

«چالش هایی که رئیس جمهور آینده در سیاست خارجی با آن‌ها روبه‌روست»عنوانه سرمقالیه‌ی روزنامه‌ی صدای عدالت به قلم حسین عادلی است که در آن می‌خوانید؛ اگرچه مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم به‌ویژه اقشار کم درآمد از یک سو و احترام به کرامت و شرافت و آزادی‌های مردم از سوی دیگر از مهمترین چالش‌های رئیس جمهور آینده به شمار می‌آید، ولی واقعیت این است که حل بسیاری از مسائل اقتصادی در گرو ایجاد یک تعامل مناسب با جهان میسر است. امروزه همه کشورهای جهان به‌ویژه کشورهایی چون ایران همواره در تعامل و درگیر با دیگر کشورها هستند و نمی‌توانند در انزوا باقی بمانند. ایران با داشتن موقعیت ژئوپلیتیک و ژئو اکونومیک و نیز با برخورداری از گذشته تمدنی بزرگ چه قبل و چه بعد از اسلام و برتر از همه با سر دادن شعارهای آرمانی انقلاب اسلامی نمی‌تواند خودرا از صحنه بازی بین‌المللی کنار بکشد. ایران مانند بازیکن فوتبال است که در وسط میدان قرار دارد. اگر فعال نباشد گل می‌خورد. دفاع از خودرا نیز باید با همکاری و تعامل تاثیرگذار با دیگران پی بگیرد.

از این روست که چالش سیاست خارجی از مهمترین چالش‌های رئیس جمهور آینده است. وضع ما در صحنه بین‌المللی نیاز به بازسازی جدی دارد. به یاد داریم که کشورمان در چند سال گذشته با تهدید روبه‌رو بود و هر روز اخباری در مورد احتمال حمله نظامی آمریکا و یا اسرائیل به ایران در رسانه‌های دنیا منتشر می‌شد. از همین رو نیروهای مسلح، ارتش و سپاه، می‌بایستی آمادگی دفاع می‌داشتند. انواع و اقسام تحریم‌ها و تحقیر‌ها بر کشور و بر مقامات ما تحمیل شد و کشور ما توسط شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آراء به عنوان تهدید کننده صلح و امنیت جهانی قلمداد شد. شیخ نشین‌های خلیج فارس که در سال‌های قبل تازه عادت کرده بودند با احترام با ایران سخن بگویند به طور علنی شروع به تبلیغات منفی کردند. کار به آن‌جا رسیده که اعلام کرده‌اند شرکت در بازی‌های اسلامی در ایران مشروط به عدم استفاده از نام خلیج فارس است. آن یکی ما را متهم می‌کند که در کشورشان شورش بپا می‌کنیم و این یکی از سخنان غیررسمی یکی از مسولین اسبق کشور بهانه‌گیری می‌کند و شاخ و شانه می‌کشد. زمانی که رئیس جمهور کشور در جلسه سران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شرکت می‌کند حتی حرمت مهمان را نگه نمی‌دارند و با آویزان کردن نام مجعولی از خلیج فارس و محکوم کردن ایران از میهمان عالیقدر ایرانی خود پذیرائی می‌کنند. هم اکنون نیز درصدد هستند پای یک نیروی نظامی خارجی دیگر را به بهانه ترس و تهدید ایران به منطقه بکشانند. فرانسه برای اولین بار نیروی نظامی وارد امارات می‌کند.

وفتی به اروپا می‌رویم می‌بینیم از روابط ما با این کشورها فقط پوسته‌ای بس شکننده مانده است، پوسته‌ای بی‌محتوا که در آن نه خبری از احترام هست و نه تفاهم و نه همکاری. هرچه هست تحریم هست و تحقیر و تحدید و گاهی هم تهدید.
از این دست نمونه ها کم نیست و هریک داستانی پر درد دارد.

اما وضع موجود نیاز به رسیدگی و بازسازی سیاست خارجی را دو چندان می‌کند. به نظر اینجانب موارد زیر را می‌توان برشمرد.
1- بازتعریف هدف‌ها سیاست خارجی و کارکردهای آن: به مجموعه رفت و آمدهای بدون هدف و بدون نتیجه و برنامه‌ریزی نشده با ادبیات تند و تبلیغاتی سیاست خارجی نمی‌گویند. هدف سیاست خارجی عبارت است از حفظ امنیت کشور، تامین منافع ملی و ایجاد فرصت برای توسعه ملی و همه جانبه کشور. درسند چشم‌اندار نیز راه رسیدن به این هدف‌ها تعامل موثر خوانده شده است. در مرحله نخست باید در ادبیات و مفاهیم سیاست خارجی، کارکرد و در ابزار آن بازنگری کرد. به‌کارگیری ادبیات مناسب و هم شان خودمان و تاریخ تمدن‌مان و مذهب‌مان چیزی است که از ما انتظار می‌رود. ابزارهای سیاست خارجی را باید با نتایج آن سنجید نه با گفتارهای تبلیغاتی آن. در شیوه‌های کارشناسی نشده و اقدامات احساسی و بدون برنامه‌ریزی و استفاده از عوامل غیر متخصص و ناکارآمد باید تجدید نظر اساسی کرد. سیاست خارجی باید به عنوان یکی از ستون‌های اصلی امنیت کشور به شمار آید و آن را باید به دست عوامل توانمند و با اراده قوی سپرد. باید برای تدوین سیاست‌ها از همه ظرفیت‌های حقیقی و حقوقی کشور استفاده کرد، همان‌طور که در همه جای دنیا چنین می‌کنند. سیاست خارجی بر سرنوشت همه مردم اثر می‌گذارد و باید برای تدوین و اجرای آن از همه کمک گرفت.

سیاست خارجی باید از امنیتی کردن کشورمان در جهان به طور جدی بپرهیزد و سیاست تفاهم و همکاری را جایگزین آن کند. درگیر شدن در یک گفتمان امنیتی و تهدید بسیار آسان است، ولی به کار‌گیری گفتمان هوشمندانه دیپلماتیک برای پیشبرد مقاصد عالی کشور و تامین امنیت و منافع ملی سخت است. ما باید استفاده از این راه سخت را دوباره از سر بگیریم. به هر روی چالش اول سیاست خارجی بازسازی سیاست خارجی از نظر مفهومی، نقش و کارکرد و عوامل آن است.

2- چالش رفع تحریم‌های اقتصادی: واقعیت این است که کشور‌مان از هر طرف در محاصره اقتصادی قرار گرفته است. البته تحریم‌ها در سال‌های قبل هم وجود داشت، ولی همه تحریم‌های سال‌های قبل تحریم‌های یک جانبه آمریکا بود که حتی در برابر آن‌ها اروپا ایستادگی می‌کرد و آن‌ها را به مورد اجرا نمی‌گذاشت و نسبت به آن‌ها اعتراض می‌کرد. اما در سال‌های اخیر تحریم‌ها چند جانبه و الزامی شده است و از سوی شورای امنیت به همه کشورها ابلاغ شده که این تحریم‌ها را اعمال کنند و گزارش اجرای آن را به کمیته نظارت براین تحریم‌ها بدهند. این تحریم از دو جنبه قابل بررسی است: یکی از منظر خارجی و دیگری از دیدگاه داخلی.

از منظر خارجی مسلما همه ما می‌گوئیم که اگر این اقدامات برای به زانو درآوردن ایران باشد ملت ما در برابر آن مقاومت می‌کند و این تحریم‌ها اثری برای کوتاه آمدن ما در صرف‌نظر کردن از حقوق‌مان ندارد. اما جنبه دیگر این تحریم‌ها این است که این اقدامات هزینه‌های سنگینی بر ملت ما وارد می‌آورد. اقتصاد ما را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. درست است که اقتصاد ما بزرگ است و سال‌ها طول می‌کشد تا آثار اولیه آن‌ها ظاهر شود، ولی چه کسی است که از نتایج منفی آن بر اقتصاد غافل شود. سوال اصلی این است که آیا نمی‌توانستیم و نمی‌بایست از این دیپلماسی پر هزینه پرهیز کنیم؟ آیا تنها راه برای احقاق حقوق‌مان پرداخت چنین هزینه‌های گزاف از جیب ملت بود؟

چالش پیش روی رئیس جمهور آینده این است که برای کاهش و حذف کلیه تحریم‌ها به نحوی مناسب برنامه‌ریزی کند و با اتخاذ یک دیپلماسی اقتصادی فعال نه تنها تهدیدها و تحدیدهای اقتصادی را از بین ببرد، بلکه با استفاده از ابزار سیاست خارجی فرصت‌های اقتصادی را افزایش دهد و موجبات رشد و شکوفائی اقتصاد کشور را فراهم کند، اشتغال را افزایش دهد و امکان حضور اقتصادی مدیریت ما، نیروی تخصصی ما و ابتکارات ما را در بازارهای جهانی فراهم آورد. این دیپلماسی برای ما عزت و سربلندی می‌آورد. تحریم اقتصادی نه فقط تحدید فرصت‌هاست، بلکه تحقیر کارآفرینان ما و محروم کردن جوانان ما از امید به آینده است. دولت آینده نباید از اتخاذ دیپلماسی که فرصت اقتصادی را در اختیار مردم قرار می‌دهد و جوانان را به آینده امیدوار می‌کند نگران باشد.

3- روابط با آمریکای جدید: آمریکا و ایران گرچه روابط رسمی ندارند، ولی همواره با یکدیگر درگیرند و تعامل منفی، و گاه مثبت، دارند. بزرگترین تهدید کننده امنیت ما آمریکا بوده است و ما نیز آن را بزرگترین دشمن دانسته‌ایم و برای دفاع از خودمان از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌ایم. آمریکا در سال‌های گذشته در شرق و غرب، علاوه بر جنوب، هم‌مرز ما شده است و با بالا گرفتن تنش میان دوکشور، کار را به تهدید نظامی رسانده است. مسائل مربوط به آمریکا به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر بسیاری از روابط ما با جهان و فرصت‌های اقتصادی ما اثرگذار است. گرچه ما می‌توانیم آن را نادیده بگیریم، ولی صورت مسئله را نمی‌توانیم پاک کنیم، چرا که آثار آن هر روز به سوی ما جاری می‌شود و ما را به شیوه‌ای منفعلانه وادار به موضع‌گیری می‌کند. بنابراین ما باید خود با رویکردی فعال برنامه‌ریزی لازم را به عمل آوریم. اکنون که آمریکا با انتخاب رئیس جمهور جدید ژست یک دیپلماسی تازه را نسبت به ایران گرفته زمان آن فرا رسیده که ما هم برنامه‌ریزی لازم را برای پاسخ و یا مقابله با آن انجام دهیم. اوباما پیام جدید به رهبری و ملت ایران فرستاد، لحن خودرا تغییر داد، عنوان جمهوری اسلامی را برای اولین با به نشانه به رسمیت شناختن و آمادگی برای تعامل با آن به کار برد، برای گفتگو بدون قید و شرط اعلام آمادگی کرد و ایران را برای مذاکرات افغانستان و جی 8 دعوت کرد. در مقابل، مقام معظم رهبری نیز پاسخی در خور و حساب شده و کارشناسی شده‌ای را به وی داد. این اتفاقات زمینه لازم را برای یک برنامه‌ریزی حساب شده فراهم می‌کند. دشمنان ملت و نظام ما از هرگونه تحول در روابط ما با آمریکا و حتی هرگونه گفت‌وگو میان دو کشور هراس دارند، زیرا می‌دانند که ممکن است به ارتقاء جایگاه ما در جهان منجر شود و لذا به شدت می‌خواهند جلوی آن را بگیرند. واقعیت‌های منطقه ما نشان می‌دهد که ایران و آمریکا در عین اختلاف بر سر برخی موضوعات از منافع مشترکی برخوردارند. همین امر می‌تواند زمینه همکاری آنان را فراهم کند. البته این کار پیچیده‌ای است که باید با درایت لازم انجام شود.

4- موضوع هسته‌ای: پرونده هسته‌ای ما باید در شورای امنیت بسته شود. این کار از طریق نادیده گرفتن و دشنام دادن به قطعنامه‌ها میسر نیست. نیاز به برنامه‌ریزی حساب شده دارد. می‌توان چشم خودرا بست، ولی واقعیت این است که سایه این پروند بر بخش وسیعی از روابط خارجی ما گسترده شده است. پیشرفت‌های خوب ایران در این حوزه می‌تواند زمینه اعتماد به نفس ما و تعامل را افزایش دهد. پرونده هسته‌ای از آن چنان اهمیتی برخوردار است که نباید آن را تبلیغاتی و برای هدف‌ها داخلی استفاده کرد. موضوع هسته‌ای آنچنان که گاهی تبلیغ می‌شود یک بازی مجموع صفر نیست، یعنی لازم نیست برای جلب اعتماد جهانی و تعامل با آنها از حقوق حقه خود صرفنظر کنیم. می‌توان مانند بسیاری از کشورهای دیگر هم از تکنولوژی برخوردار بود و هم اعتماد دیگران را جلب کرد. این کار به هوشمندی، صبر و حوصله و حسابگری نیاز دارد.

5- روابط با کشورهای منطقه: کشورهای منطقه برای ما از اهمیت امنیتی زیادی برخوردارند، کما اینکه به لحاظ اشتراکات تاریخی، فرهنگی و مذهبی از اولویت ویژه‌ای نیز برخوردارند. آسیای میانه، خلیج فارس و خاورمیانه مناطقی هستند که ایران باید به آن اولویت ویژه بدهد و از مزیت‌های نسبی خود استفاده کند. ایران حق دارد نسبت به تمامی تحولاتی که در این مناطق رخ می‌دهد حساس باشد و اقدامات لازم را برای حفظ منافع خود به عمل آورد. اما روابط ما به‌ویژه با عرب‌های مسلمان به شدت نیاز به اعتماد سازی و بازسازی دارد. اعراب از هرگونه تحول مثبت در جایگاه ایران در جهان و هرگونه تحول در روابط بین ایران و آمریکا هراس دارند و از هر کوششی جهت جلوگیری از آن فرو گذار نمی‌کنند و در این میان جنگ تبلغات مختلفی برعلیه ما به‌راه انداختند. گوئی که سیاست استمالت زیاد از حد و حساب نشده به ایشان جواب معکوس داده است.

6- روابط با اروپا : اروپا، از شرکای قدیمی ایران، امروزه روابط خود را به حداقل ممکن رسانده است. در واقع، تحت تاثیر انواع تحریم‌های بین المللی همکاری‌های موثر اقتصادی میان ایران و اروپا تقریبا قفل شده است. اروپا زمانی با درایت‌ در سیاست خارجی خود برابرآمریکا ایستادگی کرد. چه در مورد تحریم‌ها که بیانیه داد و چه در مورد هسته‌ای که سعی در منعطف کردن آمریکا داشت. اما امروز از هر نظر متحد آمریکا و در برخی موارد حتی پیشتاز است. باید این روابط را بازسازی کرد. اروپا و ایران می‌توانند به تامین منافع ملی یکدیگر کمک کنند. نیاز‌های اقتصادی و امنیتی و استراتژیک یکدیگر را درک و به آن کمک کنند. ایران برای اروپا و اروپا برای ایران دارائی مهم و ارزشمندی هستند.

7- دیپلماسی انرژی: از بزرگترین مزیت‌های کشور داشتن منابع سرشار انرژی فسیلی است که جهان حداقل تا 50 سال آینده همچنان به آن نیازمند است. برنامه‌ریزی برای دیپلماسی انرژی باید در اولویت قرار گیرد. اعمال این دیپلماسی در ارتباط تنگاتنگ با توسعه منابع انرژی کشور در داخل و برنامه‌ریزی اقتصادی و نیز چگونگی تعامل با جهان امکان پذیر است.

راقم این سطور برآن نیست همه موضوعات مهم سیاست خارجی را برشمرد و در این مختصر تنها به چالش‌های بزرگ اشاره دارد، اما روابط با کشورهای چین، روسیه و هند نیز از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند. از همین رو لازم است تمهیدات لازم برای توسعه زمینه‌های همکاری‌های سیاسی، بین‌المللی و اقتصادی به صورت توامان فراهم آید. همکاری استراتژیک ایران به‌ویژه با چین و هند و تا حدودی با روسیه برای تامین امنیت در آسیا در آینده بسیار مهم خواهد بود. در عین حال باید با یک دیپلماسی قوی‌تر همکاری‌های خودرا با کشورهای آسیائی و آفریقا و آمریکای لاتین ادامه داده و برنامه‌های نوینی برای آن طراحی کنیم.

در یک کلام سیاست خارجی ما باید به دور از هدف‌ها داخلی گروه‌های سیاسی منافع ملی و فرصت‌های ملی توسعه ما را هدف بگیرد و با یک دیپلماسی فعال و تاثیر‌گذار اعتماد سازی و تنش‌زدائی کند و از ایجاد هزینه برای ملت و کشور بپرهیزد و موجبات عزت و سربلندی هر چه بیشتر کشور را فراهم کند.
با انتخاب مناسب از یک سیاست خارجی پویا که متضمن عزت و سربلندی هر چه بیشتر ایران باشد برخوردار خواهد گردید.

آفرینش:سیاست خارجی، تعامل یا تقابل

«سیاست خارجی، تعامل یا تقابل»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش به قلم دکترمحمدمهدی مظاهری است که در آن می‌خوانید؛ درحالی که اقتصاد در تبلیغات انتخاباتی کاندیداها بدلیل مشکلات فراروی جامعه به محور اصلی بدل گردیده است وهرکدام به نوعی به نقد وبیان عملکردها می پردازند. بااین وجود به نظر می رسد که نحوه تعامل با جهان خارج و تدوین سیاست خارجی مدرن که برآیند منافع ملی کشور باشد، همچنان جایگاه ویژه خود را حفظ کرده است. کارشناسان اقتصادی براین باورند که رشدوتوسعه جامعه در گرو ثبات امنیت سرمایه و جذب سرمایه گذاری های خارجی است. چرا که بدون تعامل مثبت با جهان خارج و رعایت قوانین حاکم بر نظام بین الملل نمی توان به رشد وتوسعه پایدار دست یافت.

از منظر دیگر، جایگاه ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی و نوع نگاه قدرت های منطقه، اجازه انزوای سیاسی را به ایران نمی دهد. ازاین رو ایران ناگزیر به نقش آفرینی در معاملات پیچیده قدرت در خاورمیانه است.  اما درمورد اینکه چهار کاندیدای حاضر در عرصه انتخابات چه شعارهایی را برای سیاست خارجی ایران و فعالیت دراین زمینه انتخاب کرده اند واستقبال عامه مردم تا چه حد است تا مشخص شدن قطعی نتایج انتخابات آتی نمی توان به درستی پیش داوری نمود. با این وجود به نظر می رسد که دو عنصراصلی درسیاست خارجی مطرح است تعامل یا تقابل با جهان خارج.

در واقع سیاست خارجی برآیند اقتدار گرایانه  تخصیص ارزشها دربرخورد با یکدیگر است که یک واحد سیاسی از مجموعه توانایی ها وقابلیت هایش جهت بهره وری و استانداردهای مطلوب استفاده می کند. بطوریکه بعد خارجی می تواند در سطح ارتباط با دولت ها، ملت ها وسازمان های بین المللی تجلی یابد. آنچه مسلم است ایران بدلیل  تاثیرگذاری در مسائل خاورمیانه، روند صلح اعراب واسرائیل  و ترتیبات جدید امنیت منطقه خلیج فارس و چگونگی پیشبرد اهداف صلح آمیز هسته ای ازیک سو وتنظیم مناسبات با آمریکا درسال های اخیردچار چالش های اساسی درعرصه سیاست خارجی است.

چراکه تاکید بر استفاده از روش های ستیزه جویانه وتحریک کننده فرصت مغتنمی برای آمریکا وبرخی ازکشورهای اروپایی فراهم ساخته که باطرح « ایران هراسی» در منطقه، مداخله پایدار خود را در منازعات خاورمیانه توجیه نمایند. در بحث پیشبرد اهداف صلح آمیز هسته ای بدون تردید هیچ یک از کاندیداها حاضر به عدول از منافع ملی ودستاوردهای درخشان آن نیستند پس اصل حفظ این بحث وتداوم چرخه کامل سوخت هسته ای فصل مشترکی است با این وجود، چگونگی تداوم این فرایند دشوار محل مناقشه است، چرا که درچندسال اخیر برغم دستاوردهای درخشان دراین عرصه مهم، بدلیل اتخاذ رویکرد تقابل با جهان غرب شاهد تشدید فشارهای بین المللی واجرای مکانیزم های تنبیهی از مجرای شورای امنیت علیه کشور بودیم. لذا بحث اعتمادسازی دوسویه و مطرح شدن  ایجاد کنسرسیوم مشترک غنی سازی اورانیوم درمنطقه از شعارهای انتخاباتی بعضی کاندیداهاست. واما بحث نقش آفرینی ایران در روند صلح اعراب واسرائیل وتعامل با گروه های فلسطینی ازدیگر مسائل مطروحه می باشد. درنقد روند سیاست خارجی ایران نسبت به مسئله فلسطین ونحوه تعامل با اعراب باید گفت دراصل حمایت از گروه های فلسطینی واحقاق حقوق آنان نباید دچار تردید شد. با این وجود برخی تندروی ها ونادیده گرفتن واقعیت های موجود منطقه می تواند ضمن تضعیف موقعیت ایران درمنطقه، معادلات را پیچیده سازد.

بی تردید اصل بکارگیری سازمان های بین المللی و منطقه ای از جمله سازمان کنفرانس اسلامی ونیز ایجاد وحدت رویه درمیان کشورهای مسلمان منطقه می تواند در کاهش منازعه وحل وفصل مسئله مهم قلمداد گردد. دریک بررسی کلی واجماع موجود میان نخبگان جامعه برای ایجاد توسعه پایدار وبرقراری امنیت در کشور نیازمند ارائه الگوی جدیدی ازسیاست خارجی تعامل گرا با محیط بین الملل هستیم. چرا که ایران بابیش از70 میلیون نفر جمعیت، موقعیت ژئوپلیتیکی استثنایی وتوان اقتصادی ونظامی قابل توجه یکی از کشورهای عمده خاورمیانه محسوب شود. ولی ازلحاظ جریان تجارت جمهوری اسلامی ایران در ردیف 90 کشورها یا به عبارتی جز کشورهای متوسط از لحاظ شاخص های توسعه انسانی به حساب می آید.

سیاست های دولت فعلی از لحاظ جذب سرمایه گذاری خارجی به علل مختلف با واکنش منفی وسازمان های مالی جهانی  روبروست. تعقیب بی اعتنایی به نظام بین المللی، دولتی بودن اقتصاد وبالا بودن میزان ریسک موجود برای سرمایه گذاری از عوامل اصلی بازدارنده  درجلب سرمایه گذاری هاست. بنابراین شاهدیم دراین دوره از انتخابات نگرش سه کاندیدای دیگر مشخصا برمحور تعامل با جهان خارج و تنظیم مجدد مناسبات برای جذب سرمایه گذاری وبازسازی اقتصاد کشور متمرکز گشته است. با توجه به این واقعیت ها است که ایران ازمنابع مادی ومعنوی کافی بهره مند می باشد وتوانایی لازم جهت تامین امنیت داخلی وبرقراری  توازن منطقه ای دارد و می تواند با اتخاذ سیاست عقلانی وتعامل گرا فصل نوینی در روابط خارجی خود رقم زند.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها