گزارشی از نفوذ تجملات در مراسم تشییع و تدفین

حلوای مرغوب در سینی‌های سیلور

خدا نکند برای کسی اتفاق بیفتد، مرگ عزیزان را می‌گویم؛ که در این صورت تحمل مصیبت عزیز از دست رفته از یک طرف، و افتادن در هزار توی برگزاری مراسم تشییع و تدفین و برگزاری به اصطلاح آبرومندانه مراسم ختم و یادبود در کنار پذیرایی از خیل دوستان و آشنایان که از راه‌های دور و نزدیک قدم رنجه کرده و گاه چندین روز میهمان صاحبان عزا خواهند بود، از طرف دیگر بر دوش بستگان متوفی سنگینی خواهد‌کرد.
کد خبر: ۲۵۸۳۰۱

حادثه ناگهانی باشد یا غیر ناگهانی، تکان دهنده و مصیبت بار است. همه چیز آشفته و به هم ریخته است. یکی فریاد می‌زند، آن یکی بلند بلند گریه می‌کند و عزیزش را صدا می‌زند و اما اتفاقا نزدیک‌ترین بستگان، بویژه آقایان کمتر فرصت پیدا می‌کنند بفهمند چه اتفاقی افتاده است تا سوگواری کنند. هم آنها که مصیبت زده‌تر هستند، اولین کسانی خواهند بود که باید به فکر برگزاری مراسم بعدی باشند. پیش از این که بتوانند بغض فرو نشسته در گلو را آزاد کنند، رسید مخارج بیمارستان تقدیمشان می‌شود. رزرو مسجد، چاپ اعلامیه، تامین وسیله ایاب و ذهاب برای تشییع کنندگان، خرید قبر ، رزرو سالن برای ناهار و تدارک وسایل پذیرایی از میهمانان و تازگی‌ها فیلمبرداری از تمام مراحل تشییع و تدفین یکی از دغدغه‌های اصلی صاحبان عزاست.

گام اول

مراسم آغاز می‌شود. مصیبت دیدگان بر سر و روی خود می‌زنند و شیون می‌کنند. عده‌ای نیز با چهره‌ای غم‌آلود آنان را همراهی می‌کنند. اما این مربوط به یکی دو صف اول تشییع‌کنندگان است. در ردیف‌های بعدی کسانی را می‌بینید که بسختی می‌توانید باور کنید که برای مراسم تشییع و تدفین آمده باشند. گروهی با هم گفتگو می‌کنند و می‌خندند، آن یکی بلند بلند با تلفن همراه خود صحبت می‌کند و قرار‌های تجاری و غیر‌تجاریش را محکم می‌کند، آن دیگری آن چنان خود را آراسته است که اگر به خاطر رنگ‌های تیره زیورآلات و لوازم آرایشش نبود، نمی‌توانستی بفهمی‌ به عروسی می‌رود، یا به عزا. گروهی از همسایگان نیز سر از پنجره بیرون آورده و خانواده عزادار را تماشا می‌کنند. آنها حتی به خود زحمت نداده‌اند چند پله پایین بیایند و آنچنان که مرسوم است جنازه را چند قدم همراهی کنند. این روزها حتی ابهت مرگ هم شکسته است.

اینها که گفتیم همه یک روی سکه است. اما بخوانید از طرف دیگر ماجرا: بحث بر سر این است که مراسم در کدام مسجد معروف بالای شهر برگزار شود، کدام مداح و کدام سخنران دعوت شود، اعلامیه بر کاغذ گلاسه باشد یا معمولی، به نظر می‌رسد آمبولانس حمل جنازه اگر بنز الگانس باشد، متوفی احساس راحتی بیشتری خواهد کرد. مواظب باشید در کدام قطعه قبر می‌خرید. قطعه‌های 1 تا 110 سرسبزتر و خوش آب و هواتر و در نتیجه گران‌تر و با کلاس‌ترند، رستورانی که رزرو می‌شود، حتما باید در فلان نقطه شهر باشد. مواظب آبروی متوفی باشید. راستی ترمه و تاج گل فراموش نشود.

در گیر و دار این هیاهوها و آمد‌و‌شدها مراسم تکفین و تدفین با سرعت و با حداقل آداب ممکن و آن گونه که حجت الاسلام حسینی همدانی می‌گوید به صورت خودکار و ماشینی انجام می‌شود و بعد هم تشییع کنندگان با شتاب برای صرف ناهار به رستوران دعوت می‌شوند.

زمانی برای گریستن

معلوم نیست این از ملزومات زندگی ماشینی است یا ما این‌گونه یاد گرفته‌ایم که هر چقدر مدرن‌تر می‌شویم، باید بیشتر از هم فاصله بگیریم و عاطفه کمتری نسبت به یکدیگر داشته باشیم. این است که دست کمک اطرافیان را رد می‌کنیم و یا ترجیح می‌دهیم برای این که احترام خود را حفظ کرده باشیم، و یا این که کمکمان دخالت تلقی نشود، خود را کنار بکشیم و حتی در سخت ترین لحظات، کار را به خود مصیبت‌دیدگان واگذار کنیم.

لازم نیست سن زیادی داشته باشید تا به خاطر بیاورید تا همین چند سال پیش حتی اگر روحیه همکاری‌های خانوادگی در میهمانی‌ها و عروسی‌ها کمرنگ شده و همه چیز به تالارها و سالن‌های پذیرایی سپرده می‌شد، اما در مراسم عزا هرکس سعی می‌کرد در حد توان خود و بدون چشمداشت باری از دوش مصیبت زدگان بردارد. یکی درست کردن حلوا را به عهده می‌گرفت، آن یکی هسته‌های خرما را برای کمک به نظافت محیط در می‌آورد و آنها را در ظرف می‌چید، یکی دیگر غذا درست می‌کرد و به تغذیه صاحبان عزا که معمولا از فرط ناراحتی نمی‌توانستند غذایی میل کنند، رسیدگی می‌کرد. در چنین شرایطی بستگان متوفی نه حال پذیرایی داشتند و نه عرف می‌پذیرفت که آنان در تکاپو و آمد و شد برای تهیه مقدمات مراسم ختم و یادبود باشند. وظیفه مصیبت دیدگان تنها این بود که در گوشه‌ای بنشینند، عزاداری کنند و به سرسلامتی دوستان و آشنایان پاسخ دهند. این رسم به حدی الزامی‌ بود که دخالت عزاداران در امور پذیرایی مورد مذمت اطرافیان قرار می‌گرفت. درچنین شرایطی همه چیز برای تخلیه احساسات مصیبت‌زدگان و همدردی اطرافیان مهیا بود. آنها می‌توانستند آن‌طور که علم روان‌شناسی می‌گوید، درخصوص عزیز از دست رفته خود صحبت و هر چه می‌خواهند گریه کنند. همه شرایط برای پذیرفتن و کنار آمدن با غم از دست دادن عزیز تازه گذشته فراهم بود و مراسم ختم و هفت و چهلم نیز این روند را آسان‌تر می‌کرد.

گام دوم؛ مراسم ختم

هر چه کوتاهی در مراسم تدفین و تشییع بوده در اینجا باید جبران شود. حلوا را به فلان قنادی سفارش دهید که آن را به شکل قالب گل و هر کدام به قیمت ... تومان درست می‌کند. تزئین خرما با انواع مغزها و با گل‌های رنگارنگ و نوار و تور مشکی و در سینی‌های سیلور جلب توجه بیشتری خواهد کرد. کار نداشته باشید که قبلا پذیرایی با میوه و شیرینی و شربت در مراسم ختم نکوهش می‌شد. اکنون هرچقدر وسایل پذیرایی بیشتر باشد، سرتان را بالاتر می‌گیرید و احساس بهتری خواهید داشت.

بستگان متوفی گویا می‌خواهند به این طریق دین خود را به عزیز از دست رفته ادا کنند. می‌خواهند احساس کنند هیچ چیز از او کم نگذاشته‌اند و به این ترتیب اسباب راحتی وجدان خود و آرامش روح او را فراهم آورند. نظر حجت الاسلام حسینی همدانی را هم بخوانید: بعضی‌ها فکر می‌کنند هر چه تجمل مراسم بیشتر باشد، خدمت بیشتری به متوفی کرده‌اند. اگر تاج گل‌هایی که آورده می‌شود بزرگ‌تر باشد، میت مورد آمرزش بیشتری قرار می‌گیرد و به آورنده نیز ثواب بیشتری می‌دهند.

کارشناسان همانقدر که اسراف و افراط در برگزاری مراسمی ‌از این دست را مذموم می‌دانند تفریط را نیز نکوهش می‌کنند

اما برای عده‌ای دیگر، اینجا هم میدان جدیدی برای خودنمایی است. دست خودشان هم نیست. باید به‌هر‌نحو که شده موقعیت خودشان را به رخ دیگران بکشند. عزا و عروسی هم فرق نمی‌کند. چه حس خوبی است وقتی همه از این همه ریخت و پاش انگشت به دهن می‌شوند و نقل مجالس می‌شود که فلانی در گران‌ترین نقطه بهشت زهرا برای مرده‌اش قبر خرید، سنگ قبری که سفارش داد از نوع گرانیت برزیلی یا یونانی بود، چه رستورانی، چه پذیرایی با شکوهی! همه اینها را که می‌شنوند، احساس راحتی می‌کنند. چه خوب توانسته‌اند در مسابقه چشم و همچشمی‌گوی سبقت را بربایند.

در هر دو صورت نتیجه این خواهد بود که از چند‌متر مانده به ورودی مسجد تاج‌ها و سبدهای گل  که قبلا فقط سفید بود با روبان‌های مشکی، ولی این روزها بدون توجه به ماهیت مراسم عزا شاخه‌های گل با رنگ‌های شاد نیز به آن اضافه شده است  در کنار خیل عظیمی‌از پارچه نوشته‌ها به شما خوشامد می‌گوید و در طول مراسم آنقدر با انواع خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها پذیرایی می‌شوید که فرصت نمی‌کنید فاتحه‌ای و سوره قرآنی نثار مرحوم تازه درگذشته کنید. به نظر می‌رسد در این مسابقه نمایش موقعیت اجتماعی آنچه بیش از همه به ورطه فراموشی سپرده شده است، هدف از برگزاری مراسم ختم و یادبود است. مراسمی‌ که قرار است به ما و همه شرکت‌کنندگان یادآوری کند که این سفری است که همه ما در پیش داریم و بدون استثنا دیر یا زود رهسپار این راه خواهیم شد. پس باید برای این سفر آمادگی لازم را داشته باشیم و مقدمات سفر، لوازم ضروری سفر و همراهان سفر را فراهم کنیم. حسینی همدانی در زمینه علت برگزاری مراسم ختم می‌گوید: فلسفه برگزاری مراسم ختم و یادبود این است که شرکت‌کننده در فضایی قرار بگیرد که متنبه شود، به فکر بیفتد، تصمیم قاطع و صحیح بگیرد که آینده و باقیمانده عمر را از دست ندهد. اما متاسفانه این بیماری اسراف و ولنگاری اقتصادی و تجمل پرستی به این مساله معنوی هم سرایت و آن را از اساس ساقط کرده است.

نه افراط، نه تفریط

اهدای سبدهای گل، تدارک وسایل پذیرایی به شیوه تجملاتی و تشریفاتی و مواردی از این دست علاوه‌بر‌این که معنویت مراسم تدفین و یادبود را تحت الشعاع قرار می‌دهد و آنها را از هدف اصلی دور می‌کند، به دلیل اسراف و ترویج مصرف‌گرایی از نظر اصول عقلی و شرعی نیز مورد مذمت و نکوهش است. چه خوب است به جای اهدای این سبدهای گل که طبیعتا عمر کوتاهی دارند، کار مفید‌تری انجام دهیم. آنچه در ادامه می‌خوانید، نامه‌ای است که در یکی از همین مراسم ختم تقدیم صاحبان عزا شده است: ... عزیز، ضمن تاسف و با ابراز همدردی، می‌خواستم بنا به رسم معمول شاخه گلی اهدا کنم؛ اما شایسته تر دیدم به جای این کار رسید کمک به صندوق خیریه ... به نام آن مرحوم را تقدیم نمایم تا ضمن تسلی خاطر شما هم کودکان نیازمند و هم روح آن عزیز تازه گذشته بهره‌ای برده باشند.

آنچه مسلم است سبدهای گلی از این دست هیچ‌گاه پژمرده و پر پر نخواهند شد.

اما کارشناسان همانقدر که اسراف و افراط در برگزاری مراسمی ‌از این دست را مذموم می‌دانند، تفریط را نیز نکوهش می‌کنند. به اعتقاد حسینی همدانی افراط و تفریط در هر کاری مضر و مخل است. کما‌‌این‌که بعضی بدون در نظر گرفتن جنبه تذکری مرگ با سرعت و بی سر و صدا و بدون گرفتن مجلس مساله را ختم می‌کنند که این هم صحیح نیست. باید جلسه گرفت، برای متوفی دعا و طلب مغفرت و رحمت کرد و خدماتی انجام داد و ثواب آن را به میت هدیه داد.

حکایت درویش بچه و توانگر زاده

به نظر می‌رسد این روحیه فخر فروشی از دیرباز در فرهنگ و تمدن ما بروز و ظهور داشته است که آثار مذمت آن را در جای جای ادبیات خود مشاهده می‌کنیم. حکایت سعدی علیه الرحمه، یکی از این نمونه‌هاست:

توانگر زاده‌ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچه‌ای مناظره در پیوسته که صندوق تربت ما سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت پیروزه درو به کار برده. به گور پدرت چه ماند؛ خشتی دو فراهم آورده و مشتی خاک بر آن پاشیده. درویش پسر این بشنید و گفت: تا پدرت زیر این سنگ‌های گران بر خود جنبیده باشد، پدر من به بهشت رسیده باشد.

سیعده کافی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها