گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

انتخابات بازنده ندارد

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «جشن مردمسالاری دینی»،«اگر آپارتاید نمی‌خواهیم»،«انتخابی بزرگ ، آرام و سبز»،«یک لحظه هم تردید نکنید»،«انتخابات بازنده ندارد»،«دروغ و دروغگویی از نگاه قرآن»،ررسی حقوقی اظهارات کاندیداها»،«وظیفه حفظ و ارتقای سرمایه اجتماعی» و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۲۵۸۲۵۱

جام جم:انتخابات بازنده ندارد

«انتخابات بازنده ندارد»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جام جم به قلم بیژن مقدم است که در آن می‌خوانید؛با پایان یافتن مهلت تبلیغات و رقابت‌های انتخاباتی از 8‌صبح پنجشنبه، شاهد آرامشی در فضای جامعه خواهیم بود. انتخابات ریاست جمهوری دهم با همه اوج و فرودهایش، جمعه با حضور مردم در پای صندوق‌های رای به پایان می‌رسد و فصلی نو در سیاست و اداره کشور آغاز می‌گردد؛ چه رئیس‌جمهور فعلی حائز اکثریت آرای ملت گردد و چه هر یک از 3 نامزد دیگر.


هر چند برخی در رقابت‌های انتخاباتی از نمره قابل قبولی برخوردار نشدند، اما هرچه بود و هر چه هست باید همه به رای ملت گردن نهند و از زیرسوال بردن نتیجه انتخابات پرهیز کرده، هواداران خود را تحریک نکنند.

همه کسانی که نامزد ریاست جمهوری‌اند، بخوبی از ساختار انتخاباتی، نحوه نظارت‌ها و کنترل‌ها مطلع‌اند و برخی که بارها در همین سیستم و ساختار از مردم رای گرفته‌اند، می‌دانند نگرش مجریان انتخابات و علاقه‌مندی‌های فردی آنان نیز هیچ‌گاه نتوانسته است موج گسترده آرای مردمی را به بیراهه برده و نتیجه‌ای غیرواقعی تحویل دهد.

احترام به رای و انتخاب مردم اولین شرط پایبندی به مردم‌سالاری دینی است. نمی‌توان در همین سیستم اگر «من» رای آوردم، بگویم انتخابات کاملا صحیح و سالم بوده و اگر «او» رای آورد، هزار اما و اگر بر سر راه انتخاب و رای مردم بگذارم.

متاسفانه کسانی که زمانی خود در مسند اداره وزارت کشور بوده‌اند، امروز بیشترین شبهه‌افکنی‌ها را در برگزاری انتخابات می‌کنند و کمیته‌های بی‌هویت و غیرقانونی به راه می‌اندازند.

آقایان بهتر از هر کس می‌دانند هیچ تخلف و تقلبی در انتخابات ایران تاثیرگذار نبوده است و آنچه بازخوانی شده نه چند برگ رای بلکه بازخوانی اراده ملت بوده است؛ چه احمدی‌نژاد محصول این اراده باشد، چه موسوی، رضایی و کروبی.

از فردا هیجانات انتخاباتی که با ارزش هم بوده و هست، باید جای خود را به حلم و بردباری و پایبندی به قواعد بازی در جامعه‌ای زنده و پویا بدهد. چه کسانی که نامزدشان پیروز شده و چه آنهایی که توفیقی نیافته‌اند، باید مردم و نظام را برنده این رقابت بدانند.و از این منظر انتخابات بازنده‌ای ندارد و نقش هر یک از کاندیداها در جلب مشارکت مردم ستودنی و درخور تقدیر خواهد بود.

نامزدهای انتخابات باید با تدبیر و انتقال آرامش به اردوگاه طرفدارانشان مجال فرصت‌طلبی‌های احتمالی را از برخی افراطیون حاضر در جمع هواداران سلب کنند. بی‌تردید در صورت هرگونه تنش و اقدامی باید پاسخگوی عواقب آن نیز باشند. رسانه‌ها، بویژه مطبوعات و خبرگزاری‌ها نیز باید با هوشیاری به بازگرداندن فضای آرامش، وحدت و همدلی به جامعه کمک کرده و اسیر خبرسازی‌های احتمالی کمیته‌های بحران‌ساز و سایت‌های بی‌هویت نگردند.

رعایت قواعد رقابت، هیجان پیش از مسابقه، تلاش حین مسابقه و تسلیم به نتیجه مسابقه، بهترین نشان اخلاق‌‌مداری است.

رسالت:جشن مردمسالاری دینی

«جشن مردمسالاری دینی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می‌خوانید؛دوشنبه این هفته دو اجتماع بزرگ در تهران برگزار شد. صدها هزار نفر از مردم تهران در یک حماسه بی سابقه به منظور حمایت از دکتر محمود احمدی نژاد در مصلی گرد هم آمدند و خیابانهای اطراف مصلی را به رنگ پرچم جمهوری اسلامی درآوردند. در آن سو یک راهپیمایی انتخاباتی توسط هوادران موسوی از میدان تجریش تا میدان راه آهن در خیابان ولی عصر برگزار شد. در هر دو همایش هیجانات انتخاباتی و شور و نشاط مردم در اوج بود و طرفداران به انحاء مختلف نسبت به نامزد مورد حمایت خود ابراز احساسات می کردند. اگر چه دامن پاک موج سبز موسوی در برخی از قسمتهای خیابان ولی عصر به برخی شعارهای غیر منصفانه آلوده شد و برخی حتی ره اهانت پیمودند اما نکته جالب اینجاست وقتی این دو موج در هنگام غروب آفتاب به هم رسیدند هیچ نزاع، مخاصمه و درگیری خیابانی رخ نداد. هیچ یک از گزارشهای نهادهای امنیتی و اطلاعاتی حکایت از برخوردهای نابهنجار و ستیزآلود بین هواداران نامزدها نمی کند.‌اتفاق دوشنبه این هفته عمق و ژرفای ظرفیتهای دموکراتیک را در ایران به نمایش گذاشت.

بلوغ سیاسی مردم ایران، آزادی های مشروع در اظهار نظر له و علیه نامزدها، پرهیز از منازعه آمیز کردن فضای رقابتها توسط نامزدها و هواداران آنها،... و در نهایت دامنه گسترده مقبولیت نظام اسلامی در این روزها در معرض قضاوت های جهانی قرار دارد.طی سی سال گذشته تلاشهای بسیاری برای ریل گذاری در سیاست ایران صورت گرفته تا قطار رقابتهای سیاسی در ایستگاه بی ثباتی و برخوردهای متنازع حزبی متوقف نشود. در دولتهای گذشته همواره مهندسی سیاسی کشور روی میز کار دولتمردان و جریانات سیاسی قرار داشته که البته برخی اوقات گرایشات غیر بومی و بعضا سکولاریستی در مدیریت و مهندسی رقابتهای سیاسی نه تنها به ثبات سیاسی منجر نشد، بلکه مولد نوعی بی ثباتی، آنومی و بی هنجاری در رفتار احزاب و جریانات سیاسی گشته است.‌‌‌ ‌

دکتر احمدی نژاد که امروز نماینده قوی ترین گفتمان مسلط در جامعه است با وقوف به این رسالت و مسئولیت کلیدی که مسلما به تقویت کیفیت مردمسالاری دینی در دهه چهارم انقلاب می انجامد و ضرورت التفات به آزادی های سیاسی از چند ماه گذشته تمام بسترها را برای بروز و ظهور علایق و سلایق مختلف برای کشورداری در انتخابات دهم فراهم کرد.امروز واقعا بی انصافی است اگر کسی مدعی فضای بسته سیاسی در کشور شود.

به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب: “ حضور نامزدهای گوناگون با سلایق و شیوه های مختلف کاری و نیز طرفداری گروههای مختلف مردم از این نامزدها جزء افتخارات نظام است.”‌امروز در حالی که اروپا شاهد کاهش چشمگیر مشارکت مردم در انتخابات است بخصوص انتخابات پارلمانی اروپا که تنها با حدود 40 درصد مشارکت محقق شد، به نظر  می رسد مردمسالاری دینی در اوج مقبولیت و مشروعیت قرار دارد که کمترین پیش بینی ها از مشارکت مردم در 22 خرداد حدود 75 درصد است.‌به هر حال تنها دو روزتا انتخابات باقی است. هواداران نامزدها می بایست با حفظ حریم رجال سیاسی و مذهبی که نامزد ریاست جمهوری شده اند مانع از غلبه فضای ستیزآلود و خشونت آمیز بر انتخابات شوند.در روز 22 خرداد این ملت بزرگ و صبور پای صندوق های رای می آیند تا انگشت تاکید بر عزت و شرف ملی بگذارند. هر نامزد محترمی که از صندوق آرا بیرون بیاید نه تنها نماینده یک موج بلکه  رئیس جمهور همه امواج خروشان ملت ایران است.‌

بعضی خبرها و گزارش ها از آن سوی مرز حاکی است عده ای تلاش دارند که شیرینی جشن بزرگ مردمسالاری دینی را با برخوردهای نابهنجار و ساختار شکن در کام ملت ایران تلخ کنند و همایشها و میتینگ های انتخاباتی را آلوده به آشوب و اغتشاش کنند.‌این روزها رویکرد برخی افراطیون دوم خردادی بیشتر به گرایشات متنازع نزدیک است واین موضوع نتایج خوشایندی برای جریان اصلاحات در پی نخواهد داشت. کسانی که خود را داعیه دار اصلی دفاع از آزادی سیاسی در کشور می دانند باید به گونه ای رفتار کنند که اگر نمی خواهند بین منافع مختلف پل بزنند حداقل تمام پل های پشت سرشان را خراب نکنند.‌‌     ‌

چنین رویکرد افراطی نمی تواند پاسخ مناسبی به مسائل فضای سیاسی و اجتماعی کشور باشد. میانه روهای دوم خردادی باید هوشیار باشند که لطمه زدن به سرمایه اجتماعی کشور و بی اعتماد کردن مردم در مرحله اول دامنگیر خود آنها خواهد شد و اقبال عمومی را از آنها برمی گرداند.

آفتاب یزد:اگر آپارتاید نمی‌خواهیم

«اگر آپارتاید نمی‌خواهیم»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفتاب یزد است که در آن می‌خوانید؛ در ماه‌های اخیر، بسیاری از فـعــالان سـیـاسـی بـه ویـژه اصـلاح‌طلـبـان بـر لـزوم تغییـر در کـشــور تــاکـیـد کـرده‌انـد. حال و هوای عمومی شهرها و روستاها نیز نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان در شناخت مطالبه عمومی، راه درستی رفته‌اند. برای اثبات ضرورت این تغییر، سخن‌های بسیار گفته شد و تحلیل‌های بسیار ارائه گردید. اما در دو روز گذشته انتشار دو خبر، بار دیگر احساس وجـود تبعیض و دسته‌بندی افراد و رسانه‌ها به درجه  «یک» و درجه «دو» را زنده کرد.

کسانی که گفتگوهای تلویزیونی و مناظره کاندیدهای ریاست جمهوری را مشاهده کردند شاهد بودند که دکتر احمدی نژاد، به صراحت از کسانی نام برد که اگر چه از شخصیت‌های سـرشـناس نظام هستند اما نقش مستقیمی در انتخابات ندارند. در عین حال او به خود اجازه داد اتهاماتی را متوجه هر یک از آنان و اعضای خانواده ایشان نماید. احمدی‌نژاد‌در گفتگوی ویژه خبری نیز که بدون حضور سایر کاندیداها برگزار شد آمار و ارقامی از عملکرد دولت‌های گذشته ارائه نمود که رئیس یکی از آن دولت‌ها، در حـال حـاضـر رقیب انتخاباتی اوست. اما نه در مناظره با موسوی که او حملاتی را با اعلام اسامی، متوجه هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری کرد تذکری از مجری گرفت و نه در برنامه گفتگوی خبری که ادعای برداشت غیرقانونی90 ‌میلیارد تومانی در دولت موسوی را مطرح کرد، با اعتراض مجری برنامه مواجه شد. اما در برنامه مناظره موسوی و کروبی - که انتقادات شدیدی متوجه وضعیت فعلی کشور گردید- مجری با صراحت به میان سخنان موسوی آمد و قانون را به او یـادآوری نمـود. البتـه نـه افشـاگـری‌های احـمـدی‌نژاد - حتی مواردی که مستنداتی برای آن ارائه نشد- آنچنان خطرناک بود و نه اینکه مجری برنامه تذکراتی را - ظاهراً برای اجرای قانون - به موسوی و دیگران داد باید موجب نگرانی شود. اما اعلام خبری از قول مشاور احمدی‌نژاد مبنی بر اینکه »فرصت 45 دقیقه‌ای برای پاسخگویی احمدی‌نژاد در تلویزیون در نظر گرفته شده است« بسیار نگران‌کننده است ، زیرا متهم‌شدگان تـوسط احمدی‌نژاد، موفق به گرفتن فرصت برای دفاع از خود نشده‌اند. ممکن است دست‌اندرکاران صداو سیما، به بعضی آیین‌نامه‌های انتخاباتی اشـاره کننـد اما قاعدتا احمدی‌نژاد که شعار عدالت را به محوری‌ترین شعار خود تبدیل کرده اسـت نبـاید اجازه دهد نامزد‌های ریاست جمهوری از جمله خود او، »تافته جدا بافته« باشند و بتوانند از امکانی استفاده کنند که حتی چهـره‌هـایـی همچـون رئیس‌مجلس خبرگان، رئیس بازرسی رهبری و فرزندان آنها - چه رسد به آحاد مردم- به آن دسترسی ندارند. البته صدا و سیمـا اعلام کـرده اسـت کـه تاکنون برای تخصیص وقت اضافه به احمدی‌نژاد، تصمیمی گرفته نشده است. اما تجربیات سابق و حتی نحـوه پـوشـش جـدیـدترین اخبار مربوط به سفرهای تبلیغاتی چهار کاندیدا نشان می‌دهد که تحقق ادعای مشاور احمدی‌نژاد، چندان بعید نیست.

همـزمـان بـا انتشـار این خبر، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با صدور اطلاعیه‌ای دیـرهنگـام، یـک مـاده قانونی را به رسانه‌ها یادآوری کرده است که از هم اکنون می‌توان عـدم اجرای آن توسط چند رسانه دولتی یاشیفته دولت در دو روز باقیمانده تا انتخابات را قطعی دانست. ضمن آنکه این دستورالعمل به مـعنای محـدودسـازی روزنـامه‌ها در انعکاس آخرین دیـدگاه‌های سه کاندیدای رقیب رئیس دولت می‌باشد. این درحالی است که وزارت ارشاد نه تنها تاکنون در خصوص بهره‌گیری غیرقانونی از بعضی رسانه‌های وابسته به بیت‌المال برای تبلیغ یک کاندیدا و تخریب سه کاندیدای دیگر واکنشی نشـان نـداده، بلکـه روزنـامه وابسته به همین دستگاه، برخلاف قوانین و رویه‌های موجود، بدون هیچ‌گونه محدودیتی، امکانات بیت المال را در خدمت یک کاندیدا و بر علیه کاندیداهای دیگر به کار می‌گیرد! این روزنامه در جریان انتخابات مجلس هشتم ‌‌نیز یک روز قبل از انتخابات (بیست وسوم اسفند ماه 86) برخلاف همه ضـوابط قـانـونـی بیـانیه انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان را چاپ کرد و در کنار آن لیستی را به عنوان تنها لیست اصولگرایان در انتخابات و سه لیست را به عنوان لیست‌های متعدد اصلاح‌طلبان چاپ نمود! در حالی که در همان زمان، شاخه‌های مـخـتلــف اصـولگـرایـان نیـز لیست‌هایمتعدد انتخاباتی داشتند اما روزنامه وابسته به بیت المال یک روز قبل از انتخابات به دنبال اثبات این نکته بود که تنها لیست اصولگرایان، همان است کهبا هماهنگی فراکسیون دولتی اصولگرایان تهیه شده است.

به هر حال تجربیات سابق نشان می‌دهد که روزنامه‌های آنطرفی، همانطور که در ماه‌های اخیر، به اقدامات غیرقانونی خود ادامه خواهند داد و کسی نیز متعرض آنها نخواهد شد اما روزنامه‌های اصلاح‌طلب ناچار خواهند بود برای بسته‌نشدن »باریکه اطلاع‌رسانــی« دستور‌العمــل دیــر هنگــام وزارت ارشاد را اجرا نمایند. به نظر شما تنها راه عادلانه شدن این فضا چیست؟ اکنون بحث بر سر این نیست که دیدگاه هر یک از کاندیداها - از جمله رئیس جمهور فعلی - نسبت به اینگونه رفتارهای »آپارتایدگونه« چیست، اما واقعیت آن است که بعضی تریبون‌ها و رسانه‌های با نفوذ که خود را حامی دولت نهم می‌دانند به اینگونه قانون‌شکنی‌ها عادت کرده‌اند. پس هر کس از رفتــارهــای تبعیــض‌ا‌~میــز در عرصــه خبررسانی نگران است باید این نگرانی را در‌قالب رای 22‌خرداد خود نمایش دهد. هر‌چهار کاندیدا نیز حداقل در ظاهر، از این تغییر استقبال می‌‌‌کنند.
  
اعتماد:انتخابی بزرگ ، آرام و سبز

«انتخابی بزرگ ، آرام و سبز»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی اعتماد به قلم جعفرگلابی است که در آن می‌خوانید؛ ایران عزیز تاریخ پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است و تا پس فردا می رود یکی دیگر از روزهای مهم و تاریخی خود را ورق بزند، شور عمومی و موج عظیم بیداری ایرانیان از هم اکنون قابل رصد کردن است و هر کجا که می روی مردم محکم و استوار سراپا در میدان حاضرند تا دین خود را به میهن ادا کنند، این روزها مردم و خصوصاً جوانان مان آرام و قرار ندارند، آنان مسیر خویش را شناخته اند و چه بسا روز جمعه به خلق حماسه یی همت بگمارند که جهانیان را خیره سازد و بر همه معادلات بین المللی تاثیر شگرف بگذارد. دریای مواج و خروشان ملت ایران دوباره دارد اوج می گیرد تا روز جمعه به ساحل برسد و همه چیز را به رنگ سبز خویش مبدل سازد. ملت بزرگ ایران آتشفشانی از احساس را در وجود خود ذخیره دارد که هرگاه به عقل و درایت درهم می آمیزد غوغا می کند و کوه های حجیم و عظیم موانع را از سر راه خویش به کناری پرتاب می کند.

امروز نماد این احساس بلند و غرورآفرین و آن عقل دوراندیش و خردگرا مردی از تبار فرزندان انقلاب است که پا به عرصه گذاشته تا در مقابل کژی ها و ناراستی ها اراده و همت مردم خود را به نمایش بگذارد. اگر در کشور ما چند شخصیت وجود داشته باشند که حاصل تجربه، زحمات طاقت فرسا و چکیده مدیریت 30 سال اخیر باشند و ذهن و دل شان مخزن عمیق ترین دریافت های علمی و عملی جامعه باشند انصافاً یکی از آنها میرحسین موسوی است.

او در کوران حوادث پرشمار و توفنده دهه اول انقلاب یکی از حساس ترین و گسترده ترین و در واقع هسته اصلی مدیریت کشور را رهبری کرد و از سوی جامعه و رهبر فقیدش کارنامه قبولی دریافت کرد، پس از آن موسوی با اینکه از عرصه مجادلات و فعل و انفعالات مستقیم سیاسی کناره گرفت ولی در مجامع عالی حقوقی چون مجمع تشخیص مصلحت نظام در بطن مسائل نظام قرار داشت و اکنون می توان حاصل سال ها مطالعه و مداقه او را در اظهارات پخته و خصوصاً برنامه های مدونش مشاهده کرد؛ برنامه هایی که علاوه بر عملی و عینی بودن از یک ویژگی بسیار مهم و ضروری برخوردار هستند. به نظر می رسد پس از سال های پرافت و خیز مدیریت کلان کشور که در هر زمانی به عللی، موضوعی در اولویت قرار داشته و موضوع مهم دیگری به حاشیه رفته است وقت آن رسیده باشد که همه مسائل کشور به طور همزمان و در اولویت خاص خود قرار گیرند و هیچ مساله یی از توجه مسوولان درجه یک خارج نشود.

هیچ دلیلی ندارد که با تمرکز روی مسائل معیشتی مردم از کرامت نفس و حقوق و آزادی های مشروع آنها غفلت صورت گیرد، همان طور که ضرورت بسط آزادی های مدنی نباید رسیدگی به احوال اقتصادی مردم را از متن توجه ها خارج سازد. در همه مسائل دیگر جامعه هم باید این دید کلان و جامع و مسوولانه حکمفرما شود، مثلاً مستضعفان و اقشار آسیب پذیر جامعه باید در اولویت رسیدگی دولت باشند ولی این معنا هرگز نباید باعث شود به صاحبان ثروت اجحافی صورت گیرد و از همین طریق شاهد فرار سرمایه ها و رکود تولید و کاهش اشتغال در جامعه باشیم. به نظر می رسد مهندس میرحسین موسوی از ظرفیت یک توجه عمیق و همه جانبه و جامع به تمام موضوعات کشور برخوردار هستند و حتی در زمینه برآوردن حداقل آرمان های گروه ها و جناح های مختلف سیاسی دستی توانا دارند. اگر جناح اصولگرا به ارزش های دینی تاکید دارد (که البته میزان پایبندی و اهتمام شان در همین زمینه امروز به چالش گرفتار شده) در تدین و ارزشگرایی وی نمی توانند نقطه اشکال بگذارند.

اگر اصلاح طلبان روی گسترش آزادی ها و حقوق انسانی و توسعه سیاسی متمرکز هستند باز این میرحسین موسوی است که هم کارنامه یی قابل قبول دارد و هم برنامه مشخص و قابل اجرایی ارائه می دهد و هم خود فردی دموکرات و تابع خرد جمعی است. با این اوصاف می توان ادعا کرد پیروزی مهندس موسوی پیروزی نسبی و متعادل معدل خواست های گوناگون همه اقشار جامعه است و نگاهی کلان و آینده ساز و استراتژیک را در کشور حاکم خواهد ساخت. سخن اصلی در این مقال خدمت همه خوانندگان این است که با توجه به شرایط خاص داخلی و خارجی کشور که همگان متوجه آن هستند و مشکلات و موانع بزرگی که اصلاح طلبی چون موسوی پس از تصدی دولت با آن مواجه خواهند بود، وی نیاز مبرم به آرایی بالا و حلال مشکلات دارد. تنها در صورت آرای عظیم اوست که مشکلات تحویل دولت، تعامل با یک مجلس غیرهمسو و غلبه بر صدها و هزاران مشکلات به ارث برده شده میسر می شود، حالا که به میدان آمده ایم و راه و چاه را شناخته ایم، باید همت کنیم تا منتخب ما بتواند مقتدر و عزیز و معتبر و استوار ناظر به حمایت ملت بزرگ ایران پنجه در پنجه مشکلات بیندازد و سختی را به آسانی مبدل سازد.

این دو، سه روزه برای جوانان و دختران و دانشجویان و مطلعان و دلسوزان روز نشستن در خانه نیست، برای ایران عزیز، برای انقلابی که صد درصد مال ماست، مال برادران و خواهران شهید و جانباز و آزاده ماست، مال پدران و مادرانی است که پیکر خونین جگرگوشه ها را با دست خود به خاک سپرده اند، مال همان پابرهنگانی است که هم شهید دادند و هم بر سفره خالی خود صبر کردند تا ایران و اسلام بماند، باید به پا خاست و آرام و مطمئن و پرحرارت و مهربان پیام ایران دوستی و انقلاب دوستی اصلاح طلبان را به گوش همگان رساند. صدای بلند خاتمی عزیز هنوز گوش مان را نوازش می دهد، مردانگی و استواری و شجاعت غرورآفرین کروبی دل هایمان را قوی می دارد و همه و همه ما را به راه می خوانند، ما را برای خلق حماسه یی دیگر پای صندوق های رای می کشانند. وعده ما روز جمعه و رایی همراه با جان مان چون پیکانی که از کمان آرش رها شد و تا انتهای توسعه ایران پیش رفت.

جمهوری اسلامی:یک لحظه هم تردید نکنید

«یک لحظه هم تردید نکنید»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛این جمله از شهید مظلوم آیت الله بهشتی معروف است که فرمودند : انقلاب به دو چیز احتیاج دارد; خون دادن و خون دل خوردن .

خون را شهدا دادند و با تزریق آن به رگهای جامعه انقلابی ما به این جامعه حیات بخشیدند و نظام جمهوری اسلامی را تثبیت کردند و تداوم بخشیدند. خود بهشتی هم از همین قافله بود و به تعبیر دقیق تر قافله سالار بود و به عنوان سیدالشهدای انقلاب اسلامی خون او و یارانش انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند نهال انقلاب اسلامی را بارور کرد.

خون دل خوردن به این معنا نیست که ما بازماندگان در کوران حوادث تماشاچی صحنه ها باشیم و هنگامی که بازیگران به صحنه گردانی مشغولند تاسف بخوریم . شهید بهشتی با این توصیه از همه وفاداران به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی خواسته است همواره در صحنه باشند و در عین حال که از بعضی فتنه ها دلشان خون می شود مقاومت کنند و با عمل به وظیفه انقلابی خود در حفظ و تقویت انقلاب و نظام بکوشند.

نویسنده این سطور به یاد دارد که خود آیت الله بهشتی در کوران حوادث تلخ سال های 59 و 60 در عین حال که بسیار خون دل می خورد حتی یک لحظه از انجام وظایف انقلابی خود غافل نشد و هر روز مصمم تر از روز قبل در صحنه حاضر بود و به فعالیت ادامه می داد. تهمت های پیاپی زخم زبان های کینه توزانه و تیرهای زهرآلود شایعات که بسیار سهمگین و سنگین بودند نتوانستند بهشتی را از پا در آورند و در عزم جزم او برای دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی کوچکترین خللی وارد کنند. آن شهید عزیز گاهی با آهنگی حزن آلود اما مصمم می گفت : در دوران فتنه قرار داریم و چشم این فتنه را فقط با برخورد صادقانه می توانیم کور کنیم .

آنچه این روزها بر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و ارکان آن گذشته و می گذرد قیمت سخنان گران قیمت شهید مظلوم آیت الله بهشتی را از هر زمان دیگری نمایان تر می کند. شهدای ما که خون داده اند و این انقلاب و نظام مقدس را به عنوان میراثی ارزشمند و بی بدیل برجای گذاشته اند از ما این انتظار بجا را دارند که در عین حال که با دیدن صحنه های تاسف بار این روزها و انکار همه دستاوردهای افتخارآفرین انقلاب و تهمت زدن های ناجوانمردانه به استوانه های نظام جمهوری اسلامی خون دل می خوریم در اینکه باید با تمام توان در صحنه بمانیم و فتنه گران را افشا کنیم و از حق دفاع نمائیم و پاسدار اخلاق و حرمت ها و ارزش ها باشیم حتی لحظه ای تردید نکنیم . امروز نیز با یک فتنه مواجهیم فتنه ای که در جریان آن زیر پوستین زیبای اصولگرائی همه اصول لگدمال می شوند و فتنه گران با حربه دین به جنگ دین آمده اند. از پدران و مادران و همسران و فرزندان بسیاری از شهدا خبر داریم که تهمت های چند روز گذشته و انکار خدمات صادقانه بزرگان نظام و یاران و بازوان امام خمینی توسط افرادی که هیچ نسبتی با انقلاب و امام ندارند خواب از چشم آنها ربوده و جای آنرا اشک گرفته است . آنها و همه کسانی که دل در گرو انقلاب و نظام جمهوری اسلامی دارند این نگرانی را نمی توانند از خود دور کنند که این فتنه اگر مهار نشود چیزی از انقلاب باقی نخواهد ماند و ماجرای مشروطیت تکرار خواهد شد.

چاره کار در حضور حماسی مردم پای صندوق های رای است که می تواند پیام مهمی برای وفاداری ملت ایران نسبت به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی داشته باشد. دشمنان انقلاب که این روزها با شنیدن آنهمه تهمت و مطالبی که کارائی نظام حکومتی دینی را ناکارآمد جلوه می دهد و روحانیت انقلابی را زیر سئوال می برد بسیار خوشحال هستند و رادیوهای بیگانه که برای ضدیت با نظام جمهوری اسلامی غذای مناسبی به دست آورده اند با حضور حماسی مردم در پای صندوق های رای مایوس خواهند شد. آنها اکنون با این تصور که مردم ایران با شنیدن تهمت های چند روز اخیر و تخریب ارکان نظام و چهره های انقلابی و روحانیت اصیل دچار تردید شده اند بطور مکرر و مستمر صحنه های مناظره ای را که در آن این تهمت ها و تخریب ها مطرح شده است از شبکه های تلویزیونی ماهواره ای خود پخش می کنند تا به این تردید دامن بزنند. مردم ایران با هوشیاری و درک مثال زدنی خود باید با این ترفند دشمنان انقلاب مقابله کنند و با حضور یکپارچه خود پای صندوق های رای به آنان بفهمانند که تصور غلطی دارند و مثل گذشته گرفتار تحلیل های احمقانه خود هستند . دشمنان باید در روز 22 خرداد با مشاهده روان شدن سیل جمعیت به سوی صندوق های رای به این نتیجه برسند که مردم ایران به سخنان بیهوده و اتهامات واهی اعتنا نمی کنند و به رهبران انقلابی خود چنان اعتمادی دارند که این قبیل اتهامات بی پایه هرگز نمی تواند آنها را از راهی که انتخاب کرده اند باز گرداند.

انتخاب دقیق نیز یکی از راه های چاره است . مردم باید از مجموع مناظره ها گفتارها و سایر تحرکات تبلیغاتی به این نتیجه رسیده باشند که چه کسی صداقت دارد و چه کسی اهل فریب ریاکاری تزویر و بی صداقتی است . جامعه ما و نظام جمهوری اسلامی ایران به صداقت نیاز دارد. مردم با انتخاب صداقت باید دست رد بر سینه همه بی صداقتی ها بزنند تا انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بتواند بی دغدغه به راه خود ادامه دهد. صداقت حتی می تواند شکست ها و ناکامی ها را هم جبران کند ولی وقتی صداقت وجود نداشته باشد حتی موفقیت ها و پیشرفت ها هم فاقد ارزش خواهند بود.

متانت و حفظ آرامش نیاز مبرم و حیاتی انتخاباتی است که در آستانه آن قرار داریم . از هم اکنون مشخص است که افرادی درصدد برهم زدن آرامش جامعه برای دست یابی به مقصود خود هستند. آنها منافع خود را در هرج و مرج جستجو می کنند. مردم باید با حفظ آرامش و خودداری کردن از درگیری این توطئه را خنثی کنند تا انتخابات در نهایت انضباط برگزار شود و مردم بتوانند از حق قانونی خود برای سپردن امور اجرائی کشور به فرد مورد نظر خود استفاده نمایند.

ابتکار: بررسی حقوقی اظهارات کاندیداها

«بررسی حقوقی اظهارات کاندیداها»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم دکتر جلیل محبی است که در آن می‌خوانید؛مناظرات انتخاباتی اخیر مباحثی را درباره احتمال جرم بودن برخی اظهارات و بیانات کاندیداها ایجاد کرده است. در این یادداشت کوتاه به بررسی حقوقی انواع اظهارات کاندیداها خواهیم پرداخت.اظهاراتی که در مناظره مذکور شائبه مجرمانه بودن داشته اند را می توان به سه دسته تقسیم نمود.

1- اظهارات مبتنی بر افترا: براساس ماده (697) قانون مجازات اسلامی « هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جرائد یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری را صریحا نسبت دهد یا آن ها را منتشر نماید که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا (74) ضربه شلاق و یا یکی از آن ها حسب مورد محکوم خواهد شد.

 تبصره - در مواردی که نشر آن امر اشاعه فحشا محسوب گردد هر چند بتواند صحت اسناد را ثابت نماید مرتکب به مجازات مذکور محکوم خواهد شد.»درخصوص ماده فوق چند نکته قابل توجه است:اول جرم بودن عمل انتسابی; به این معنا که فرد زمانی براساس ماده (697) قانون مجازات اسلامی قابل مجازات است که «جرمی» به دیگری نسبت دهد و با توجه به اینکه مطابق این ماده وجود «صراحت» از انتساب جرم لازم است و از آنجا که صراحتا جرمی به کسی انتساب داده نشده لذا اظهارات مذکور، از دیدگاه نویسنده این سطور قابل تعقیب نیست. نکته دوم آن است که بر فرض انتساب صریح جرم، باید افرادی که جرم به آنها نسبت داده شده است به علت جرائم مذکور دادگاهی شده و شخصی که آن جرائم را منتسب نموده است در دادگاه حاضر و صحت ادعای خود را اثبات نماید. این امر مستلزم آن است که مرجع صالح به رسیدگی افراد مذکور را احضار و تحقیق درخصوص پرونده را به بازپرس بسپارد. شایان ذکر است تخلف از تعقیب متهمین و مظنونین، خود قابل تعقیب انتظامی است. پس از تشکیل پرونده درمورد جرم مذکور ممکن است 3 حالت واقع شود:1- صدور قرار منع تعقیب در دادسرا برای فرد متهم شده به جرم،2- صدور حکم برائت در دادگاه برای فرد متهم شده به جرم،3- صدور کیفرخواست در دادسرا و حکم محکومیت در دادگاه برای فرد متهم شده به جرم.درصورت صدور حکم محکومیت به استناد ماده (697) فرد به علت افترا قابل تعقیب نیست. لکن درصورت صدور قرار منع تعقیب یا حکم برائت کسی که جرم به او نسبت داده شده است می تواند براساس ماده (697) تعقیب فرد را به عنوان مفتری درخواست نماید. نکته دوم آن است که درصورت تعقیب فرد به علت جرم افترا» سو» نیت وی در انتساب جرم می بایست ثابت گردد و چنانچه فرد براساس اطلاعات اشتباه و مانند آنها مرتکب آن اعمال شده باشد، مجازات نخواهد شد.

2- اظهارات مبتنی بر توهین:مواد (608) و (609) قانون مجازات اسلامی درخصوص توهین مقرر می دارد:«ماده608 : توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک چنانچه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا (74) ضربه و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود»«ماده609: هر کس با توجه به سمت، یکی از روسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهوری یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه ها و موسسات و شرکت های دولتی و شهرداری ها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به سه تا شش ماه حبس و یا تا (74) ضربه شلاق و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شود.»با توجه به این که تاکنون از فحش و الفاظ رکیک استفاده نشده است به نظر نمی رسد جرائم این دو ماده ارتکاب یافته باشد ثانیا رویه سیاسی موجود در جامعه ظاهرا بر این موضوع توافق کرده است که این گونه اظهارات را توهین تلقی ننماید والا بسیاری از رجال سیاسی مملکتی  خصوصا در چهار سال گذشته  می بایست به مجازات مندرج در مواد مذکور محکوم می شدند.

3- اظهارات مبتنی بر نشر اکاذیب:براساس ماده (698) قانون مجازات اسلامی «هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش یا توزیع هر گونه اوراق چاپی یا خطی با امضا» یا بدون امضا» اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت راسا یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحا یا تلویحا نسبت دهد اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحا» ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شود یا نه علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا (74) ضربه محکوم شود. »مهم ترین ارکان این جرم «قصد اضرار به غیر» یا «قصد تشویش اذهان عمومی» به همراه بیان مسائلی کذب یا خلاف واقع است که هر دو مورد باید در دادگاه اثبات گردد. اعم از آنکه ضرری به دیگری وارد شده باشد یا خیر.درخصوص صدق و کذب اظهارات بیان  شده نمی توان به قاطعیت سخن گفت. بررسی صدق و کذب این اظهارات براساس اسناد و مدارکی خواهد بود که طرفین در دادگاه اقامه می کنند و تصمیم گیری پس از رویت آن اسناد با دادگاه است. لکن درباره «قصد اضرار به غیر» این سوال مطرح است که آیا ضرر وارد به دیگری می تواند کاستن از میزان رای رقیب باشد. ظاهرا پاسخ به این سوال مثبت است. چراکه چه ضرری بیشتر و بالاتر از عدم کسب قدرت سیاسی و ریزش آرا» انتخاباتی. نتیجتا با توجه به ماده (727) قانون مجازات اسلامی که جرم موضوع ماده را قابل گذشت دانسته و نمی توان بدون شاکی خصوصی متهم را احضار نمود، هریک از 4 کاندیدای ریاست جمهوری می توانند با مراجعه به مراجع قضایی شکایت خود را مبنی بر اظهارات کذب رقبای سیاسی به قصد اضرار به غیر مطرح کنند. باید توجه داشت که بر اساس ماده 698 ایراد ضرر به غیر برای تحقق جرم ضرورت ندارد و همین که قصد این کار وجود داشته باشد کفایت می کند. لذا حق شکایت حتی برای فرد برنده انتخابات نیز محفوظ است.

مردم سالاری:دروغ و دروغگویی از نگاه قرآن

«دروغ و دروغگویی از نگاه قرآن»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری است که در آن می‌‌خوانید؛دروغ در حوزه رذایل اخلاقی و نابهنجاری اجتماعی به معنای سخن ناراست، خلاف حقیقت و یا واقعیت و گفتاری ناحق است.

راغب اصفهانی در کتاب مفردات الفاظ القرآن بر این باور است که اصل کذب و دروغ در گفتار است. تفاوتی در دروغ از این لحاظ نیست که در گذشته اتفاق افتاده باشد یا در آینده; چنان که تفاوتی از این جهت وجود ندارد که دروغ نسبت به وعده ای باشد که انجام نمی شود و یا امر دیگری باشد. (مفردات ص 478 ذیل واژه صدق)
البته برای دروغ اقسام و انواعی گفته اند و برای هر یک از آنها نام های خاصی گذاشته شده است. از جمله به افک و افترا و زور و حرص اشاره کرد.

نفاق و دروغ، دو روی یک سکه
شخصی که کاری ناپسند انجام می دهد و یا قانون شکنی می کند، زمانی که در موقعیت بازخواست قرار می گیرد با ابزار دروغ می کوشد تا زشتی کار خویش را بپوشاند و دیگری را فریب دهد. فریب و نیرنگ زدن از راه تغییر ماهیت عمل به گفتار موجب می شود تا شخص در جایگاهی قرار گیرد که عیب و عاری بر او نیست.

ماهیت دروغ فریب دیگری است. دروغگو در تعامل اجتماعی، برای بازسازی وجه شخصیتی و اعتباری خویش تلاش می کند و فریب و نیرنگ در گفتار از این جهت انجام می شود.

دروغگو، به نوعی، شخصی منافق است و اساسا ارتباط تنگاتنگی میان دروغ و دورویی است. دو رویی و دروغ بیانگر آن است که میان ظاهر و باطن فرد سازگاری و تناسب نیست و عدم تطابق به عنوان مولفه اصلی نفاق و کذب می باشد. دورویی و دروغگویی از این نظر یکسان هستند.

در دروغگویی شخص برای بازسازی و توجیه رفتارها و کردارهایش تلاش می کند و می کوشد تا شخصیت کاذبی را به جامعه نشان دهد که عامل وادارکننده شخص به دروغگویی می تواند ترس از قدرت دیگری و یا دست یابی به منفعت و یا مصلحتی باشد اما در نفاق عامل اصلی و هدفی که موجب می شود تا به نفاق گرایش یابد ترس از قدرت است که می تواند وی را از منفعتی محروم کند و یا فشاری بر او وارد سازد و او را وادار به امری کند که با باورها و اعتقادات وی سازگار نیست. از این رو می توان گفت نسبت میان دروغگویی و نفاق عموم و خصوص مطلق است.

عوامل دروغگویی
قرآن عوامل چندی را به عنوان عامل دروغگویی معرفی می کند. قرآن منشا دروغ را شیطان و ابلیس می داند و به انسان هشدار می دهد که شیطان به عنوان بنیانگذار دروغ و کسی که از این طریق کوشید تا به اهداف پست خود دست یابد، موجودی است که انسان را تشویق به دروغ می کند. قرآن در داستان آفرینش و خلافت انسان گزارشی کامل از واقعه به دست می دهد و در آن جا به اموری توجه می دهد که بسیار حیاتی و حساس است.

قرآن گزارش می کند که ابلیس برای دست یابی به اهداف خویش و خوار و گمراه کردن انسان به دروغ متوسل می شود و نخستین موجودی است که از آن برای دست یابی به اهداف شوم خود سود می برد. به نظر می رسد که ابلیس بی دروغگویی نمی توانست آدم را گمراه کند و لذا برای گمراه کردن وی از سوگند دروغ بهره برد.

قرآن به انسان هشدار می دهد که شیاطین و یاران ابلیس الهام کنندگان دروغ بر دروغگویان هستند (شعرا» آیه 221 و 222) و آنان هستند که به این نابهنجاری دامن می زنند. البته قرآن توضیح می دهد که شخصیت دروغگویان به آنان اجازه می دهد تا تصرف شوند. از این رو می فرماید شیاطین بر هر تهمت زننده و گناهکار الهام به دروغ می کنند.

چیرگی شیطان و ابلیس بر انسان موجب می شود تا به دروغ بلکه سوگندهای دروغ گرایش پیدا کند و برای دست یابی به منافع، با سو»استفاده از باورهای مردم به اموری چون خدا و پیامبر و امامان (ع) سوگند بخورد. (مجادله آیات 14 و 19)

حسادت، عامل دروغ

از دیگر عوامل، می توان به حسادت اشاره کرد. انسان به جهت حسادت نسبت به دیگری گرفتار اخلاق زشت دروغ می شود. نمونه و مصداقی که قرآن مطرح می سازد داستان برادران یوسف(ع) است که برای جلب اعتماد حضرت یعقوب و دست یابی به منفعتی، دروغ بر زبان راندند است. (یوسف آیه 9 و11)
بی گمان حسادت، عامل بسیاری از نابهنجاری ها، و رذایل اخلاقی است و از این لحاظ می بایست گفت که حسادت حتی عامل مهم در کفر ابلیس و رانده شدن حضرت آدم(ع) از بهشت است.
عامل دیگری که قرآن شناسایی ومعرفی می کند گناه پیشگی انسان است. در حقیقت دروغ گویی ریشه در گناه دارد از این رو در آیه 7 سوره جاثیه می فرماید: ویل لکل افاک اثیم; وای بر هر دروغگوی گناهکار. در این آیه اثیم به عنوان تعلیل و علت و عامل دروغ بیان شده است.

قرآن مکر زنانه را نیز به عنوان عامل دروغگویی مطرح می سازد. (یوسف آیه25 تا 28) با توجه به آنچه ذکر شد به نظر می رسد که عامل اصلی همان مساله توجیه رفتار و اعمال است.
شخص می کوشد تا با توجیه رفتار خویش و زشت نشان دادن رفتار دیگری خود را تبرئه نماید. از این رو مکر، هم می تواند زنانه باشد و هم غیرزنانه و هم دروغگویان از این شیوه برای دست یابی به اهداف خاصی بهره می برند.
با آن که دروغ در میان همه ملت ها و ادیان امری ناپسند و زشت شمرده می شود (غافر آیه 28) ولی همگان بدان تمسک می جویند و برخلاف باورها و اعتقادات خویش دروغگویی را گاه به صورت پیشه و گاه به صورت موردی انجام می دهند.

برخی از افراد بیش از دیگران به دروغ تمایل و گرایش دارند. این افراد کسانی هستند که از نظر شخصیتی، خود را با گناه آلوده کرده اند ولی از آن جایی که نمی توانند به آسانی و در همه جا رفتارهای نابهنجار و غیرقانونی خود را انجام دهند به دروغ گرایش می یابند تا در پناه دروغ، اعمال و رفتار خویش را توجیه و پسندیده جلوه دهند.

آثار دروغ و دروغگویی

برخی بر این باورند که عامل فزاینده نابهنجاری ها و گناهان در شخص و جامعه، دروغ و دروغگویی است. هر چند که هنجارشکنی و گناه، ریشه در علل و عوامل دیگری دارد ولی افزایش گرایش فرد به گناه را می بایست در دروغگویی انسان دانست.
اگر شخص به جهت کسب منافع و یا مصالح، قانون را زیر پا می گذارد و با عبور از قانون و هنجارهای پسندیده اجتماعی می کوشد تا به آن منافع دست یابد این عامل دروغ است که این مساله را سامان می دهد و با تغییر وجوه ناپسند و زشت آن، مساله را در ظاهر پسندیده و هنجاری می نمایاند. بنابراین باید گفت دروغ در جامعه مهم ترین عامل افزایش نابهنجاری ها و حریم شکنی ها و قانون شکنی هاست.

آثار دروغ و دروغگویی

هر نابهنجاری آثار و تبعاتی در فرد و جامعه و در دنیا و آخرت به جا می گذارد. از مهم ترین آثار دروغگویی در حوزه اجتماعی، سلب اعتماد عمومی است. افزایش دروغ در میان افراد جامعه، هرگونه قضاوت و داوری درستی را سلب می کند و اشخاص در تعامل با یک دیگر نمی توانند به گفتارهای یک دیگر در هیچ حوزه ای اعتماد کنند.
از آثار دیگری که قرآن برای دروغ بر می شمارد آثاری است که به حوزه شخصی باز می گردد. قرآن بیان می کند که نخستین کسی که از دروغ زیان می بیند خود دروغگوست. (غافر آیه 28) قرآن از مردم می خواهد که از دروغ پرهیز کنند; زیرا دروغگویی امری زیان آور برای انسان است (همان) افزون بر این موجب می شود تا در زمره ستمگران قرار گیرد (آل عمران آیه 94 و انعام آیه 21 و 93 و 144) و در دنیا از رستگاری محروم گردد (یونس آیه 69 و نحل آیه 116) و از هدایت الهی نصیب و بهره ای نبرد. (زمر آیه 3 و نیز غافر آیه 28) و در آخرت نیز روسیاه برانگیخته شود. (زمر آیه 60)

دروغ عامل بدعت ها

قرآن گفته های بی اساس و دروغ را عامل اصلی بدعت ها در دین برمی شمارد. (نحل آیه 116) و دروغگویی را عامل مهمی در افزایش بیمار دلی افراد بیان می کند. (بقره آیه 8 و 10) و این گونه است که از دریافت آیات الهی و حقایق باطنی محروم می شود. (جاثیه آیه 7 و 8) و در نهایت با پیشه گرفتن دروغگویی در دنیا به جرگه منافقان وارد می شود و به مصیبت نفاق گرفتار میآید. (توبه آیه 77).

دروغگو، انسان نامتعادل

به نظر می رسد که دروغ به عنوان نابهنجاری گفتاری، هم به صورت موردی و هم به صورت تداوم عامل مهمی در خروج انسان از تعادل شخصیتی است. انسان متعادل برای این که دچار بیماری نفاق و فقدان سلامت شخصیتی نشود می بایست از دروغ موردی نیز پرهیز کند.

قدس:انتخابات لبنان و ساختار جدید سیاسی

«انتخابات لبنان و ساختار جدید سیاسی»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی قدس به قلم حسن هانی زاده است که در آن می‌خوانید؛
برآیند انتخابات پارلمانی لبنان نشان داد که بازیگران عرصه های سیاسی منطقه ای و بین المللی با بهره گیری از ابزارهای مالی وتبلیغاتی تأثیر خود را بر ساختار قدرت سیاسی لبنان باقی گذاشتند.

گزارشهای رسانه ای نشان می دهد که گروه 14 مارس برای هر رأی یکهزار دلار هزینه کرده تا قدرت سیاسی لبنان را به سود خود مصادره کند.با این حال و با وجود فضای امنیتی حاکم بر لبنان و تهدیدات مکرر رژیم صهیونیستی، جریان 8 مارس وفادار به مقاومت اسلامی توانست 57 کرسی پارلمانی را به دست آورد.با اینکه در لبنان به دلیل وجود دموکراسی توافقی قدرت متمرکزی وجود ندارد وهمه طوایف در ساختار سیاسی این کشور شریک هستند اما بنظر می رسد برخی کشورهای غربی و آمریکا و همچنین چند کشور عربی درصدد حذف سیاسی جریان مقاومت هستند.سفر جوزف بایدن معاون رئیس جمهوری آمریکا به لبنان و دخالتهای عربستان در تأمین هزینه های انتخاباتی جریان 14 مارس و جریان سازی خبری رسانه های مصر وعربستان علیه حزب ا... در چارچوب یک طرح مشترک عربی، آمریکایی و اسرائیلی برای تقویت جناحهای غربگرا در لبنان قابل ارزیابی است.

اسرائیل در طول یک ماه گذشته با نصب پیچیده ترین تجهیزات الکترونیکی در مناطق موازی جنوب لبنان از طریق ارسال پیامکهایی بر روی تلفنهای همراه ساکنان جنوب لبنان آنان را از عواقب رأی دادن به حزب ا... بر حذر داشت.این وضعیت موجب شد که دولت لبنان شکوائیه ای علیه رژیم صهیونیستی تسلیم سازمان ملل کند زیرا اعمال تحریک آمیز و تهدیدات رژیم اسرائیل با روح قطعنامه 1701 مغایرت دارد.

طبیعی است، با وجود چنین فضایی حزب ا... لبنان با استفاده از پایگاه مردمی خود هرگز در برابر فشارهای بیرونی تسلیم نخواهد شد و مقاومت راه خود را ادامه خواهد داد.اظهارات اخیر سید حسن نصرا... در مورد قبول نتایج انتخابات پارلمانی لبنان نشان داد که مقاومت اسلامی به قواعد بازی سیاسی لبنان آشنایی کامل دارد و مایل نیست با استفاده از ابزارهای خشونت، روند دولت سازی لبنان را تغییر دهد.با این حال، در صورتی که جناح 14 مارس بخواهد با استفاده از ابزارهای قانونی و پارلمانی شرایط دشواری برای مقاومت اسلامی لبنان ایجاد کند به طور قطع صحنه سیاسی داخلی لبنان شاهد بحرا نهای جدید طایفه ای خواهد بود.

نتایج انتخابات لبنان در شکل گیری سیاستهای فرامرزی لبنان و سازماندهی ارتباط با کشورهای منطقه تأثیر خواهد گذاشت اما این به مفهوم ضعیف شدن محور تهران-دمشق-بیروت نخواهد بود و دولت آینده لبنان رابطه خود را با ایران و سوریه تحکیم خواهد بخشید.

صدای عدالت:ترفند جدید حامیان احمدی نژاد

«ترفند جدید حامیان احمدی نژاد»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی قدس به قلم مصطفی ایزدی است که در آن می‌خوانید؛برای مخالفان مردم سالاری و کسانی که به جای جمهوری اسلامی از عبارت دولت اسلامی بهره می گیرند ; انتخابات ، ارزش مشروعیت بخشی ندارد و فقط یک فرآیند زینت افزایی برای بستن دهان هواداران دمکراسی در کشورهای غربی است . لذا این مدعیان اصولگرانه سعی می کنند در تبلیغات انتخابات از ترفندهایی استفاده کنند که مردم به ویژه افراد مردد و سرگردان را از ورودبه صحنه انتخابات مایوس نمایند. این ترفند ازآن جا ناشی می شود و شکل می گیرد که محافظه کاران می دانند حضور پرشور مردم پای صندوق های رای به پیروزی اصلاح طلبان یعنی مدافعان واقعی مردم سالاری دینی منجرمی شود و البته هیچ کابوسی برای مخالفان اصلاحات وحشتناکتر از این نیست که خود را اخراج شده از قدرت توسط مرد مومن و متعهد،بپندارند. یکی از جدیدترین ترفندهای تبلیغاتی طرفداران و مبلغین احمدی نژاد این است که رای دهندگان جامعه را از نظر اقتصادی طبقاتی جلوه دهند. تفکر کمونیستی رسوخ کرده در مشاوران تبلیغاتی رئیس دولت نهم به آنان خط داده است که وانمود کنند طرفداران احمدی نژاد از فقیران و تهیدستان جامعه هستند و طرفداران سه نامزد دیگر از اغنیا و ثروتمندان می باشند. این جماعت تبلیغاتی پیش از آن که فکر کنند این شعار و این استراتژی تبلیغاتی چه مصائبی برای خود آنان فراهم می کند ،دست به این ترفند زده و اکنون در باتلاق آن گرفتار آمده اند.

سایت برنا که متعلق به سازمان جوانان است و این سازمان از ارکان دولت و صد درصد با بودجه دولتی و عمومی اداره می شود برخلاف همه موازین قانونی و شرعی و اخلاقی به طور کامل در اختیار تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد قرار گرفته است و این در شرایطی است که رئیس دولت نهم قبلا اعلام کرده بود من یک ریال از بودجه دولت استفاده نمی کنم و اعضای دولت هم حق ندارند، دقیقه ای از وقت خود را در اختیار تبلیغات داوطلبان ریاست جمهوری از جمله احمدی نژاد قرار دهند . با این همه فریبکاری ، سایت برنا به طور شبانه روز به نفع احمدی نژاد خبر تولید می کند وبعضا هم نظرسازی - به جای نظرسنجی - می نماید و آن را از طریق پیامک تلفن همراه برای همه می فرستد. این که فقرا طرفدار احمدی نژاد هستند و اغنیا طرفدار دیگران همین گونه و توسط برنا به دست صاحبان موبایل که به سیستم دریافت خبر مجهز هستند رسیده است در افشای این ترفند نکاتی چند یاد آوری می شود تا بی پایه بودن آن روشن گردد:
1- آقای احمدی نژاد با آوردن وزرای میلیاردی نشان داد که هم از ثروتمندان بسیار کلان حمایت می کند و دانه درشت های اقتصادی متعددی از او حمایت می کنند .

2- حزب موتلفه اسلامی و بازاریان و کلان سرمایه داران به طور رسمی از احمدی نژاد حمایت کرده اند.

3 - چند روزی است که در و دیوارشهرها و روستاها حتی در دورترین نقاط ایران با تابلوهای تبلیغاتی بزرگ ، بنرهای وسیع ، پوسترهای فراوان ، پارچه نوشته های گسترده در تبلیغ آقای احمدی نژاد پوشانده شده است . در یک بر آورد ساده می توان حدس زد که هزینه این همه ابزار و مواد تبلیغاتی به صدها میلیارد می رسد. این پولها از کجا آمده است یا توسط چه کسانی هزینه شده است ؟اگر بگویند فقر اداده اند که عاقلانه نیست . اگر بگویند هواداران ثروتمند او داده اند که این ادعا مغایر سوژه تبلیغاتی آنان یعنی تقسیم رای دهندگان به فقرا و اغنیاست . اگر بگویند هوادار ثروتمند نداریم فقرا هم که پولی برای مساعدت ندارند ومجبور می شویم که بگوییم پس این همه هزینه از بیت المال برداشت شده است . اگر منبع این هزینه های بسیار بالا را برای مردم روشن کنند صادقانه برخورد کرده اند در غیر این صورت مردم چاره ای جز این ندارند که دروغ راجایگزین صداقت ببینند.

4- اگر بپذیریم که طرفداران و رای دهندگان به احمدی نژاد از فقرا هستند معنی اش این است که مثلا نزدیک به هشت ، ده میلیون رای احتمالی ریخته شده به نام وی به اضافه آرا مستمندان که به دیگران داده می شود مساوی است با جمعیت فقرای کشور، حال آقای احمدی نژاد و دستیارانش می پذیرند که عملکرد دولت نهم در بعد اقتصادی توسعه فقروافزایش فقرا و مستمندان بوده است؟

رئیس سازمان جوانان که از دوستان آقای احمدی نژاد است و سایت برنا را در اختیار توزیع این شعار و انتشار این خبرو اخبار دست راستی دیگر قرار داده است ، به این ابهامات و تضادها پاسخ بدهد .و واقعیت این است که تورم 25 درصدی موجود و وام دار کردن قشر ضعیف جامعه که به نام سهام عدالت و مسکن مهر هزاران منت برسر این قشر و شهروندان حقوق بگیر دولتی و خصوصی گذاشته ،این مردم متدین را پیدا کرده است آیا کسی هست که در یکی از این خانه هایی که در طرح مسکن مهر قولش داده شد و این همه در بوق و کرنا رفت ، نشسته باشد؟

آیا این همه اوراق بی پشتوانه که به نام سهام عدالت به دست دهک های پایین جامعه و بازنشستگان و سایر حقوق بگیران با درآمد کم داده اند تاکنون سودی به جیب این اقشارمستمند ریخته است؟

5- از طرفی این همه استقبالی که مردم روستاهای دور افتاده و جمعیت حاشیه شهرها وجنوب شهری ها که از نامزدهای اصلاح طلب می شود، نشانه چیست ؟

در کدامیک از شهرهای بزرگ ایران و حتی در منطقه جنوب غربی تهران که هواداران صدها هزار نفری مهندس موسوی گرد هم می آیند تا علاقه خود را ابراز دارند و حمایت خود از این سید بزرگوار را اعلام نمایند این همه ثروتمند و پولدار کلان داریم؟

6- این که احمدی نژاد در مناظرات و سخنرانی های خود مرتب دم از مبارزه با دانه درشت ها می زند و در نهایت چند روز مانده به انتخابات به جای معرفی مفسدان اقتصادی که از خودش حمایت می کنند از دولتمردان گذشته به عنوان غارتگران بیت المال نام می برد می خواهد عوامفریبی کند و به اقشار کم در آمد بگوید من با فساد مبارزه می کنم . در صورتی به قول علی مطهری از اعضای جبهه مدعی اصولگرایی در مجلس ،چرا آقای احمدی نژاد از غارتگران حامی خودش نام نمی برد؟(جراید 88/3/19)
7- واقعیت این است که هواداران رئیس دولت نهم همان تبلیغات منافقین و کمونیست های اوایل پیروزی انقلاب اسلامی را تکرار می کنند تا ضربه ای به چهره های مورد وثوق مردم بزنند.وبدیهی است مردم حافظه خود را از دست نداده اندو با فهم و شعوری که دارند ادعاهای دروغین قدرت طلبان و تمام خواهان را تجزیه و تحلیل می کنند و در انتخابات روز 22 خرداد ماه جاری به فرد اصلح رای خواهند داد.

دنیای اقتصاد:سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و رییس جمهور آینده

«سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و رییس جمهور آینده»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم ناصر یارمحمدیان است که در آن می‌خوانید؛ کشورهای صنعتی غربی آبستن دو قرن تجربه توسعه‌یافتگی پس از انقلاب صنعتی می‌‌باشند و رسیدن کشور‌های در حال توسعه به ماشین حرکت توسعه آنها بدون توسل به تجربه توسعه‌یافتگی‌شان به همان اندازه وقت‌گیر است که این کشورها تحمل کرده‌اند و از سوی دیگر به دلیل سرعت فزاینده رشد و توسعه علم و دانش، ممکن است این شکاف بین کشورهای شمال و جنوب به طور فزاینده افزایش یابد؛ به همین خاطر توجه به میانبر‌ها در رفع این شکاف اهمیت بسزایی دارد.

سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی که معمولا از جانب کشورهای توسعه یافته‌تر به سمت کشور‌های در حال توسعه سرازیر می‌‌شود، یک راه انتقال این تجربه است. انتقال تکنولوژی، مدیریت، آموزش، انتقال سرمایه انسانی و کارآفرینی، از جمله پیامد‌های انتقال سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی است. متاسفانه کشور ایران در این بخش پس از انقلاب اسلامی‌‌ تاکنون نتایج امید بخشی نگرفته است. اگر به برخی آمارهای بین‌المللی نگاهی کنیم، عدم توجه سیاست‌های دولت‌های بعد از انقلاب را به این امر متوجه خواهیم شد. مطابق با گزارش سرمایه‌گذاری جهانی کنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل (UNCTAD 2008)، جریان ورودی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی ایران برای سال 2005 که بیشترین مقدار را در بین این سال‌ها به خود اختصاص داده است، 918‌میلیون دلار بوده و در سال قبل و بعد به ترتیب 306 و 317‌میلیون دلار بوده است. این در حالی است که این مقدار برای کشور چین در سال 2005 چیزی حدود 79 برابر ایران بوده و در سال قبل و بعد به ترتیب 198 و 229 برابر ایران بوده و برای ترکیه در این سه سال 9و 11 و 63 برابر ایران بوده است، ملاحظه می‌‌شود که این ارقام تا چه اندازه نجومی‌‌هستند و نشان دهنده عقب افتادن از قافله توسعه اقتصاد جهانی است.

کشور ایران در طول سال‌های 2004 تا 2007 فقط توانسته است 2/0‌‌درصد از جریان ورودی سرمایه‌های خارجی در حال جریان در قاره آسیا را به خود اختصاص دهد که رقم بسیار پایینی است. همچنین نسبت سرمایه‌های وارد شده به ایران به کل سرمایه‌های وارد شده به کشور‌های در حال توسعه 1/0‌درصد است.

از آنجا که ایران به طور بالقوه قابلیت جذب سرمایه‌های خارجی را با توجه به وجود منابع و ذخایر خدادادی و همچنین نیروی کار گسترده دارا می‌‌باشد، امید می‌‌رود رییس‌جمهور آینده برنامه‌ای مدون و هدفمند برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی داشته باشند. وجود پتانسیل جذب سرمایه‌های خارجی را می‌توان در شاخص پتانسیل سرمایه‌گذاری مستقیم(1) ایران که توسط آنکتاد محاسبه شده است، ملاحظه کرد. این شاخص برای ایران در بین 141 اقتصاد 59 محاسبه شده است؛ این در حالی است که شاخص کارایی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی(2) 133 محاسبه شده است.

در شرایطی که اقتصاد ایران از عدم تعادل‌های اقتصادی داخلی و خارجی رنج می‌‌برد و وضعیت نابسامان اقتصادی محسوس‌تر خود را نشان می‌‌دهد و دیگر درآمد‌های نفتی مثل گذشته نمی‌تواند این عدم تعادل‌ها را بپوشاند، بهترین استراتژی دولت برای بهبود اوضاع تمرکز بر امر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی است و شایسته است نامزد‌های انتخابات ریاست‌جمهوری با ارائه برنامه و ایده‌های نو برای جذب سرمایه‌های خارجی وارد عرصه انتخابات شوند و در صورت پیروزی، مستقیما با نظارت شخصی به دنبال جذب سرمایه‌های خارجی باشند. اگرچه نگارنده اهمیت این موضوع را با برخی نامزدهای محترم ریاست‌جمهوری، در سفری که به اصفهان داشتند، در میان گذاشته است، اما امید می‌‌رود این چشم‌انداز مورد التفات همه نامزد‌های ریاست‌جمهوری در صورت پیروزی در انتخابات قرار بگیرد و رییس‌جمهور آینده مستقیما به امر جذب سرمایه‌های خارجی اقدام کند و با اختیاراتی که در دست دارند، در جهت رفع موانع و تسهیل سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران خارجی بپردازند؛ کاری که بسیاری از روسای‌جمهور متقدم کشورهای نوظهور صنعتی پیش از این انجام داده‌اند.


«شمع که خاموش شد ...» عنوان یادداشت روز روزنامه ی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن می‌خوانید؛ - شمع را که خاموش کرد، «طلحه» با نگاه از «زبیر» پرسید؛ علی را چه می شود؟ چرا شمع را خاموش کرد؟! علی تازه به خلافت رسیده بود و آن شب در پرتو نورشمع به حساب بیت المال رسیدگی می کرد. آن دو آمده بودند برای ادامه ویژه خواری خویش در حاکمیت علی نیز تضمین بگیرند! وقتی علی شمع بیت المال را خاموش کرد و به همین اندازه هم حاضر به هزینه از بیت المال برای گفت وگو با ویژه خواران نشد،  معلوم بود که پاسخ علی چیست. اما، پاسخ طلحه و زبیر به علی هم شنیدنی است، از مدینه بیرون رفتند و غائله جمل را آفریدند و به مقابله با حکومت عدل علی برخاستند؛ یعنی «خروج از حاکمیت». دقیقاً مانند کسانی که همین چند سال پیش، وقتی احساس کردند دوران ویژه خواری و لفت و لیس آنان از بیت المال رو به پایان است، با «خروج از حاکمیت»  دست به تحصن زدند و تابلویی به زبان انگلیسی- که برای حامیان بیرونی هم قابل فهم باشد - بر فراز سر خویش برافراشتند. چه می خواستند؟ ادامه حاکمیت اشرافی خود بر مردم. شعارشان اما، چیز دیگری بود، نگرانی از فقدان «دموکراسی»! که خود  زیر پا نهاده بودند. چرا که بیان آنچه در دل داشتند رسواکننده بود. طلحه و زبیر هم پرچم دیگری، غیر از آنچه در دل داشتند برای مقابله با حاکمیت عدل علی برافراشتند. خونخواهی خونی که خود ریخته بودند و مظلوم کسانی که بی خبر از اصل ماجرا، زیر آن پرچم سینه می زدند!

2- اینجا «صفین» است. کسانی که در «بدر» با قرآن جنگیده بودند، اکنون پاره های قرآن را به فریب بر نیزه کرده اند. بوی شکست به مشامشان خورده بود. پس باید به چیزی متوسل شوند که برای جماعت مسلمان قابل احترام باشد. چه باک که خود به آن اعتقادی ندارند! وقتی با پاره های قرآن می توان به جنگ «روح قرآن» رفت، درنگ چرا؟! حیله کارگر افتاد. کسانی از سپاه علی(ع) دست از جنگ کشیدند  و مالک از کنار خیمه معاویه بازگردانده شد. مثل امروز که نظام اسلامی با به کارگیری گفتمان امام و انقلاب در قوه اجرایی، حاکمیت اشراف و رانت خواران را با خطر جدی روبرو کرده است. اگر این روال و این نسخه ادامه پیدا کند... این بار، اما شال های سبز را واسطه کرده اند. می گویند نشانه سیادت است و راست می گویند، اما اگر به همین منظور وارد معرکه کرده اند چرا بر دست و سر و مچ کسانی آویخته اند که سید نیستند! این که چه هستند؟ بماند! بسیاری از آنها نمی دانند در کدام میدان به بازی گرفته شده اند. نگوئید چرا بعضی ها را با معاویه و عمروعاص مقایسه می کنید. در مثل مناقشه نیست و این ترفند از آن روی که ترفند است با آنچه در صفین اتفاق افتاد یکی است. مگر وقتی گفته می شود فلان کار شیطانی است به معنای آن است که  انجام دهنده آن شیطان است؟! اینجا هم سوءاستفاده از شال سبز،  با آنچه در صفین اتفاق افتاد شباهت دارد. نه این که فلانی و فلانی- خدای نخواسته- با معاویه و عمرو عاص قابل مقایسه باشند، که به یقین نیستند.

3- اینجا «دمه  الجندل» است، علی در اطراف صفین. آتش جنگ صفین بعد از آن ماجرا، موقتاً خاموش شده است.
علی را به «حکمیت» وادار کرده اند و برخلاف میل او «ابوموسی اشعری» را به عنوان حکم به امیرالمومنین تحمیل کرده اند. بقیه داستان را شنیده اید. چرا ابوموسی به عزل علی(ع) تن داد؟ می گویند ساده لوح بود و از عمروعاص فریب خورد. راست می گویند. اما ابوموسی یک خصوصیت دیگر هم داشت. او مردی بسیار ثروتمند بود تا آنجا که وقتی از شهری به شهر دیگر می رفت چندین شتر فقط اموال منقول او را حمل می کرد.

خب! آیا ابوموسی با آن ثروت انبوه می توانست به ادامه خلافت علی راضی باشد؟ معلوم است که نه! چرا؟! مگر علی در اولین روز از خلافت ظاهری خود نفرموده بود اگر با اموال به غارت رفته از بیت المال خشتی خریده و در ساختمانی هم به کار برده باشید، آن را بازمی ستانم؟

مگر همین علی نبود که می فرمود «هیچ ثروت انبوهی ندیدم، مگر آن که در کنار آن حق پایمال شده ای بود». آیا کلان سرمایه دارانی مانند جناب ابوموسی اشعری می توانند با خلافت او کنار بیایند؟! بنابراین چه فرصتی مناسب تر از «حکمیت» که او را عزل کنند!! اما با کدام بهانه؟ انگیزه اصلی، یعنی حفظ ثروت انبوه و زندگی اشرافی که قابل گفتن نیست! هست؟!... پس باید یک بهانه مردم پسند پیدا کرد. چه بهانه ای از این بهتر که ادامه خلافت علی «خطرناک» است!

علی که در خلافت باقی بماند، گریبان معاویه را رها نمی کند و خطر جنگ در پیش است! اصلا عیسی به دین خود، موسی به دین خود. به ما چه مربوط که حکومت معاویه خونریز و غارتگر است... ابوموسی نگفت که اگر ترس معاویه از علی نباشد، دست جنایت او از دمشق تا کوفه و مدینه و مکه و همه بلاد آن روز دراز می شود. حجاج بن یوسف که حاکم شد، تازه مردم متوجه شدند که چه فریبی خورده اند و چگونه مال و جان و ناموس خود را به خطر انداخته اند.

امروز هم، کسانی سخن از «تنش زدایی» بر زبان دارند و به روی خود نمی آورند که اگر ایستادگی دولت اصولگرا در برابر باج خواهی آمریکا و اسرائیل نبود، دست تجاوزگر آنان تا کجا دراز بود؟!... امروز هم ادامه دولت اصولگرا را خطرناک می دانند ولی نمی گویند یا نمی دانند تا بگویند که این دولت به گواهی همه شواهد و اسناد برای آمریکا و اسرائیل خطرساز و برای مردم ایران، امنیت آفرین بوده و هست.

4- اینجا «کوفه» است. مقر خلافت امیر مومنان و با فاصله نزدیک به 800 کیلومتر از دمشق، مرکز حکومت اشرافی معاویه. جنگ های جمل و صفین و نهروان تمام شده است. معاویه اما، هنوز نگران است. چرا که حاکمیت اشرافی خود را در خطر می بیند. اشراف دیگر هم در اضطراب به سر می برند. اما، جنگ با علی که کارساز نبود. باید حیله دیگری اندیشید. بله، پیدا شد! «علی سخت گیر است»! «با این و آن درگیر می شود»! «آرامش جامعه را برهم می زند»! و... اما، نمی گفتند که علی با چه  کسانی سخت گیر است؟ با ویژه خواران زورگو و زیاده خواه یا مردم محروم و مظلوم؟! آرامش چه کسانی را برهم می زند؟ آرامش خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا یا مردم کوچه و بازار؟! علی که آن پسرک یتیم را بر پشت خود سوار می کرد، نیمه شب برای محرومان نان و خرما به دوش می کشید. از اندوه آن دخترک فقیر به ملامت خویش می نشست. چهره به آتش تنور نزدیک می کرد و می گفت: بسوزان! و سوزندگی آتش دوزخ را به یاد پسر ابوطالب بیاور ... بسیاری در آن روزگار به فریب معاویه که از دمشق به کوفه می رسید و زبان به زبان در دهان خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا می چرخید، فریفته شدند...

امروز هم، انگار همان شیپور فریب که در آن می دمند، مبارزه با مفسدان اقتصادی را «مانع سرمایه گذاری»  می دانند، کوتاه کردن دست غارتگران از بیت المال را بداخلاقی! می نامند، نشست و برخاست با توده های مردم را حرکت «پوپولیستی» معرفی می کنند، هزینه بیت المال برای محرومان را فریب انتخاباتی! قلمداد می کنند و...

5- بدیهی است که در این نوشته قصد مقایسه «مثل به مثل» میان هیچکس با هیچکس نیست. مرور گوشه هایی از تاریخ است. مگر نه این که مرور تاریخ برای عبرت گرفتن است؟ انگار باردیگر جنگ احزاب است و باز هم ماجرای آن روزهای مدینه و حجاز و کوفه در میان است. خوب که نگاه می کنی، انگشت حیرت به دندان می گیری. چه خبر است؟! آمریکا، اسرائیل، اتحادیه اروپا،  کلان سرمایه داران، محکومان به جاسوسی، مفسدان اقتصادی، خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا، دشمنان تابلودار امام و انقلاب، همه و همه با تمامی اختلاف نظرها و مقاومت های -گاه نزدیک به تضاد- گردهم آمده اند و در یک نقطه اشتراک نظر دارند. فقط یک نقطه. دولت اصولگرا نباشد...  آنها که در گذشته ای نه چندان دور با یکدیگر رابطه ای شبیه «کارد و پنیر» داشتند، امروز به هم پیوسته اند، چنان که گویی از روز ازل «خاله خواهرزاده» بوده اند! چرا؟! مگر چه شده؟! این جماعت ناهمخوان با کدام چسب به هم چسبیده و همخوان شده اند؟! آیا ایستادگی دربرابر باج خواهی بیگانگان جرم است؟ کوتاه کردن دست رانت خواران از بیت المال چه؟ ساده زیستی و پاکدستی چه گناهی دارد؟ حضور در میان مردم به جای نشستن در کاخ های افسانه ای که جرم نیست! هزینه کردن درآمدها برای محرومان، عمران و آبادانی کشور، گسترش علم و تکنولوژی، کار شبانه روزی و بی وقفه برای مردم، مقابله با حرامخواران، تبدیل خط سازش به خط مقاومت و ناامیدکردن دشمن از حمله به کشور و... اگر این همه جرم نیست- که نیست- این ائتلاف بیرونی و درونی در مخالفت با دولت نهم برای چیست؟!

6- و بالاخره یادآوری رخدادهای آن دوران برای تداعی علی این دوران است، یعنی ولی امر مسلمین و قافله سالار انقلاب وگرنه، بدیهی است که احمدی نژاد نه فرشته است، نه «معجزه هزاره سوم»! او سردار پا به رکاب و گوش به فرمان رهبر است و مانند هر سردار دیگر بی عیب و ایراد هم نیست. دشمنان بیرونی که طی 4 سال گذشته علیه او شمشیرها را از رو بسته اند، احمدی نژاد را فقط و فقط از آن روی که بر گفتمان امام و انقلاب اصرار دارد، مورد هجوم قرار داده و می دهند به ایرادهای او که کاری ندارند... که از آنان جز این انتظاری نیست، از مفسدان اقتصادی، عوامل وابسته به بیگانه، جریانات ضدانقلاب، شخصیت های چند چهره، رانت خواران و... که امروزه علیه دولت نهم شمشیر کشیده اند نیز انتظاری نمی رود. اما از کسانی که با انقلاب همراه بوده اند، انتظار دیگری در میان است، به نفع دنیا و آ خرت خودشان،  چرا که این قافله با همراهی توده های عظیم مردم به راه افتاده و ایستادنی نیست،  بنابراین، بیدار بمانید که از راه نمانید.

سرمایه:وظیفه حفظ و ارتقای سرمایه اجتماعی

«وظیفه حفظ و ارتقای سرمایه اجتماعی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی سرمایه به قلم حسین عبده تبریزی است که در آن می خوانید؛به کارگیری مفهوم سرمایه اجتماعی در اقتصاد پدیده ای نسبتاً اخیر است. در کنار سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی، هر جامعه ذخیره ای از سرمایه های اجتماعی دارد. بشر به تنهایی بی پناه است وقتی در تماس و پیوند با دیگران قرار می گیرد وقتی پیوند های اجتماعی تقویت می شود سرمایه اجتماعی گردآوری می شود تا نیازهای اجتماعی او را پاسخگو باشد، و ظرفیت اجتماعی حاصله، بهبودی اساسی در شرایط زندگی وی در جامعه ایجاد می کند.سرمایه اجتماعی به ارتباطات درونی و میان شبکه های اجتماعی اشاره دارد.
 
سرمایه اجتماعی به موجودی اعتماد اجتماعی، هنجارها، و شبکه هایی گفته می شود که افراد برای حل مشکلات مشترک خود به کار می گیرند. سرمایه اجتماعی مجموعه منابع واقعی یا بالقوه مربوط به دراختیارداشتن (مالکیت) شبکه بادوام و ماندگار روابط کم وبیش نهادینه شده جوامع و گروه هاست. سرمایه اجتماعی هر چیزی است که رفتار شخصی یا جمعی ناشی از شبکه های روابط، عمل متقابل اعتماد و هنجارهای اجتماعی را تسهیل می کند.سرمایه اجتماعی ارزش ها یا هنجارهای مشترکی است که در روابط اجتماعی واقعی همکاری را ارتقاء می دهد.سرمایه اجتماعی تولیدکننده التزام مدنی است و سنجه اجتماعی مناسبی برای اندازه گیری سلامت همگانی و دسته جمعی جامعه است.

سرمایه اجتماعی همکاری و روابط حمایتی مشترک را در جوامع و ملت ها تسهیل می کند و از این رو وسیله ارزشمندی برای مقابله با بی نظمی های اجتماعی از قبیل جرم و جنایت نهفته در جوامع مدرن است.
سرمایه اجتماعی منبعی بی طرف است که هر شیوه و طریقه عملی را تسهیل می کند، اما اینکه آیا جامعه در نتیجه این سرمایه در موقعیت بهتری قرار می گیرد یا نه به طور تام و کمال به این بستگی دارد که چه گونه و با چه هدفی مورد استفاده قرار می گیرد. سرمایه اجتماعی به ارزش جمعی همه «شبکه های اجتماعی» و تمایلات ناشی از این شبکه ها برای اینکه کاری برای یکدیگر انجام دهند برمی گردد. فن آوری امکان بسط سرمایه اجتماعی در فضاهای مجازی را تقویت کرده است و سایت هایی چون Facebook و Myspace می کوشند تا سرمایه اجتماعی را بسط دهند.

سرمایه اجتماعی همچون سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی بر بهره وری اشخاص و گروه ها تأثیر دارد. نقش سرمایه اجتماعی در خلق سرمایه روشنفکری بر کسی پوشیده نیست. برخلاف سرمایه فیزیکی «سرمایه اجتماعی» با استفاده از آن مستهلک نمی شود، بلکه برعکس با عدم استفاده، مستهلک می شود. از این نظر، با مفهوم اقتصادی جاافتاده «سرمایه انسانی» مشابه است.

رابطه زندگی ارتباطی و پیوندی با مردم سالاری، شناخته شده است. مفاهیم به هم پیوستگی و ربط اجتماعی رابطه تنگاتنگی با مردم سالاری دارند. سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی و مردم سالاری مفاهیمی به هم مرتبط اند. سرمایه اجتماعی قدرت مند برای مردم سالاری ریشه دار و رشد اقتصادی پایدار ضرورت دارد. سرمایه اجتماعی عملاً می تواند تولیدکننده یا بازتولیدکننده ناعدالتی هم باشد. از طریق استفاده مستقیم یا غیرمستقیم ارتباطات اجتماعی، افراد به موقعیت های قدرت دست می یابند، و می توانند از آن سوء استفاده کنند. مهیار عارفی، برنامه ریزی شهری، ایجاد اجماع را که بیانگر علائق شخصی و توافق بین افراد برای انجام فعالیت جمعی است، شاخص مستقیم مثبتی از سرمایه اجتماعی می داند.

در خردادماه سال 1384، اقتصاد ایران برروی سکوی پرش بود، چون حاکمیت و مردم به اجماع نسبی در زمینه مفاهیم اساسی اقتصادی، از قبیل سرمایه گذاری، خصوصی سازی، حقوق مالکیت، کنترل تورم، آزادسازی،... رسیده بودند. این اجماع خود به سرمایه اجتماعی افزوده بود. آمادگی برای اقدامی جمعی که شاخص سرمایه اجتماعی است، افزایش یافته بود.

سرمایه اجتماعی به طور مستقیم در دسترس همه مردم نیست، همان طور که سایر اشکال سرمایه نیز در اختیار همگان نیست. طبعاً مسؤولان و دولت مردان با تأثیر بیشتری از آن استفاده می کنند. به علاوه، سرمایه اجتماعی هم به طور مساوی تولید نمی شود. اکنون مطالبات تجربی بسیاری وجود دارد که نشان می دهد سرمایه اجتماعی با عملکرد دولت همبستگی دارد. بنابراین، در ایران نیز واکنش متقابل بین سرمایه اجتماعی و رفتار و کارکرد دولت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. وظیفه دولت تولید کالاهای عمومی است. اینکه سرمایه اجتماعی به مثابه یک منبع تا چه حد صرف تولید کالای عمومی (public goods) برای منافع افراد می شود، درجه موفقیت در استفاده از آن را نشان می دهد. به نظر بسیاری از صاحب نظران، سرمایه اجتماعی عنصر اصلی ساختن و حفظ مردم سالاری است. سرمایه اجتماعی کشورها کاهش می یابد، اگر سطح اعتماد به دولت کاهش یابد، و اگر سطح مشارکت مدنی تنزل پیدا کند. در واقع، سرمایه اجتماعی با میزان اعتماد و کنش متقابل در جوامع و بین افراد اندازه گیری می شود.
سرمایه اجتماعی را می توان با مقیاس اعتماد و رفتار متقابل در جامعه و بین افراد اندازه گیری کرد.

سرمایه اجتماعی پیش شرط اساسی توسعه موفقیت آمیز است، اما به استقرار قانون مستحکم و نهادهای سیاسی پایه ای نیاز می رود تا سرمایه اجتماعی ساخته شود. سرمایه اجتماعی غالباً در مفهوم شبکه هایی که فرد در اختیار دارد و از آنها برای هدف انسجام شخصیت اجتماعی استفاده می کند، درک می شود. اما آن چه به سرمایه اجتماعی واقعی می انجامد، بیشتر آمادگی برای خلق، نگاهداری، و توسعه چنین شبکه هایی است.

اندازه گیری کمٌی سرمایه اجتماعی دشوار است. در اندازه گیری سرمایه اجتماعی سیاسی معمول است که تعداد اعضا را ملاک می گیرند. مثلاً در مورد احزاب، این مقیاس مورد استفاده قرار می گیرد. گروه هایی که عضویت بیشتر دارند، به میزان تولید سرمایه اجتماعی بیش از گروه هایی که عضویت محدودتر دارند، کمک می کنند، هرچند که گروه های کوچکی نیز هستند که سهم بالایی در خلق سرمایه اجتماعی جامعه دارند. البته، اینجا نیز عضویت افراد در گروه های اجتماعی مختلف، مشکل محاسبه را پیچیده می کند. به علاوه، سطح انسجام هر گروه بر سرمایه اجتماعی تأثیر می گذارد، و هیچ روش محاسباتی جدی برای درجه انسجام و درهم آمیختگی وجود ندارد. تأثیر رشد بهره وری بر شکل گیری سرمایه اجتماعی قطعی است.

دو مجرای اساسی تأثیرگذاری سرمایه اجتماعی بر اقتصاد یکی حوزه اقتصاد خرد و دیگری حوزه سیاست های کلان است. دولت ها از این دو طریق می توانند بر سرمایه اجتماعی بیفزایند.

وظیفه دولت ها افزودن بر «سرمایه اجتماعی» در هر کشور است و قضاوت درباره تاثیر عملکرد دولت نهم بر وضعیت «سرمایه اجتماعی» ایران را در این برهه که به دلیل نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات، محدودیت های قانونی برای نقد وجود دارد، به افکار عمومی فهیم واگذار می کنیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها