عشایر، ذخایر فراموش شده

چند چادر سیاه بزرگ، گله‌های دور و پراکنده گوسفند، زنانی با دامن پرچین و روسری‌های بلند رنگی و مردانی آفتاب‌سوخته. این یعنی یک طایفه از ایل عشایر؛ ایل بروانلو. اما این فقط چیزی است که از دور می‌بینی. جلوتر که برویم مشکلات نمود پیدا می‌کند. از این جلوتر نمی‌شود رفت، درد و دل‌ها هم، شنیدنی و هم سوزناک است.
کد خبر: ۲۵۷۶۰۶

به دیدن عشایر که به گفته امام خمینی(ره) ذخایر انقلابند، رفتیم. درون چادرها، در نگاه مردان و زنان کوچ‌نشین و در دستان پینه‌بسته‌شان دنیای دیگری‌ست. دنیایی که سقفش آسمان بلند و فرشش دشت‌های سبز به گل نشسته. کودک کرد عشایر، گوسفندها، سگ‌های گله و چوب‌دستی پدر چوپانش را خوب می‌شناسد و نگاهش سرشار از سبزی دشت‌هاست.

امروز گوسفندها را به اصطلاح "کل" می‌کنند. مردان خانواده و مزدبگیرانی که کارشان پشم‌زنی است تن گوسفند‌ها را از پشم انبوه، تهی می‌کنند و آنها را لاغر و بدقواره به دامن دشت می‌سپارند تا به کار مداوم هر روزه‌شان برسند.

چوپان‎ها، گوسفندها را از دشت‌های کلات هی می‌کنند تا به هزار مسجد برسند؛ به کوه‌های سرسبز ییلاق. در این سفری که در طول تاریخ سال‌ها تکرار شده است، امروز دیگر اکثر زنان حضور ندارند و خانه را در شهر اداره می‌کنند.

زنان چند روز یکبار با مردانشان همراه می‌شوند، غذا می‌پزند و همپایشان مسیر کوچ را طی می‌کنند؛ اما فقط چند روز در هفته. دیگر از بافتن سیاه‌چادرها با موی بز که به قول خودشان یک ماه طول می‌کشید خبری نیست. دیگر همه چیز بوی طبیعت را نمی‌دهد؛ چادر برزنتی جای این چادرهای دستباف را گرفته است. صنایع دستی هم دیگر آفریده نمی‌شود. نمدها و گلیم‌ها را دیگران می‌بافند و عشایر زیر پا پهن می‌کنند.خیلی از مردم ایل به خاطر خشکسالی، دام‌ها را فروخته و شهرنشین شده‌اند.

بچه‌ها به مدارس شهری می‌روند. ایل برای کودک عشایر امروزی تبدیل به گردش یک روزه جمعه همراه گوسفندان، توپ بازی، دویدن دنبال بره‌ها و چیدن گل‌های تازه روییده دشت شده است.

با رسیدن گوسفندان به هزار مسجد، ایل دوباره شکل می‌گیرد. زنان دوباره چادرها را برپا و مدتی را همراه مردان سپری می‌کنند. در حالی که در گذشته همپای همیشگی ایل بودند و امروز در شهر جا خوش کرده‌اند.

مسیر کوچ که سابقا 40 روز طول می‌کشید و با شتر و با سختی فراوانی طی می‌شد امروز به لطف ماشین‌ها، خیلی کمتر شده است. نمی‌دانم آیا شهرنشین‌ها حق دارند طراوت و حال و هوای سنتی ایل، صنایع دستی، لباس‌های پرچین و همان زندگی پرفراز و نشیب و پرماجرا را از ایل عشایر و مردمش بخواهند و به سختی‌های این شیوه زندگی فکر نکنند.

با تمام این حرف‌ها هنوز جای جای دشت‌های خراسان با کوچ‌نشینان عشایر عجین است. هنوز صدای کوچ ایل، صدای هی هی گوسفندان و خنده و شادی بچه‌ها در برخی نقاط این سرزمین به گوش می‌رسد. هنوز ایل و عشایر و زیبایی‎های دنیای بکرشان پا برجاست.

در این بازدید، پای درد دل‎‌های پیرمردی 80 ساله نشستم؛ احمد معتمدی یکی از دامداران عشایر می‌گفت: مسوولان گفته امام را که فرمودند "عشایر ذخایر انقلابند" فراموش کرده‌اند.

وی با اشاره به اینکه برای سهمیه سوختشان کارت نفت دارند و در این زمینه مشکلی ندارند، می‌افزاید: تنها در خصوص بنزین مشکل داریم چرا که مسیرهای کوچ، صعب‌العبور می‌باشد و سهمیه بنزین اختصاصی برای وسایل نقلیه‌مان جوابگو نیست.

وی عملکرد دامپزشکی و خدمات‌رسانی این نهاد را برای عشایر مثبت دانست و تصریح می‌کند: اداره امور عشایر نیز در بحث آبرسانی و مرمت جاده‌ها خدمات مناسبی را برای عشایر ارایه می‌دهد.

این پدر شهید درخصوص اشتغالزایی فرزندان عشایر، تاکید می‎کند: با وجود آنکه فرزندم دارای مدرک لیسانس است، ولی در شهر بیکار می‌باشد و حاضر به اشتغال در جامعه عشایری هم نیست.

اطرافم را نگاهی انداختم؛ اکثرشان مردان مسنی بودند که ناگریزند عشایر بمانند. اینجا کوه و دشت سنگ صبور بود. سنگ صبوری که باید درد دل‌های ساده‎ترین مردم را بشنود، نمی‌دانم چه سنگی طاقت شنیدن این حرف‌ها را دارد که "دخترم دکتر است چند ماهی است که ندیدمش. او به اینجا نمی‌آید، چرا باید به میان این خاک‌ها و سختی‌ها آید، اصلا به چه امیدی باید بیاید که پیریمان را مشاهده کند" یا اینکه " اسمم حاج علی است؛ از کودکی با این کوه و دام و دشت زندگی کرده‌ام، ولی امروز باید در خانه 90 متری دخترم در حاشیه مشهد زندانی باشم. مطمئن هستم که مدت زیادی دوام نمی‎آورم" و ....

کسانی را که آن روز دیدم همگی به رنگ کوه و دشت درآمده بودند؛ ساده و بی ادعا. تنها دغدغه‎شان عده معدودی از نوجوانان و بچه‌های باقیمانده‎شان بود. هر کس یک چیز می‌گفت. از آنها خواستم که یکی به نمایندگی از آنها صحبت کند؛ محمد سیدی - جوانی 30 ساله - جلو آمد.

او می‌گوید: عشایر در حد انبوه تولید لبنیات ندارند چرا که وضعیت مراتع بسیار بد است و دوشیدن شیر برایشان سودی ندارد.

سیدی با اشاره به اینکه از کشور ترکیه برای خرید پشم‌های گوسفندانشان مشتری دارند، می‌افزاید: متاسفانه قیمت پشم گوسفند از 10 سال پیش تاکنون تغییری نکرده است به طوری که کل‏گر( پشم چین) با کیلویی 450 تا 500 تومان پشم گوسفند را می‌چیند ولی پشم کیلویی 300 تومان است.

وی با بیان اینکه عشایر بودن باعث ایجاد مشکل برای خود عشایر شده است، تصریح می‌کند: روستاییان به دلیل ثابت بودنشان کمتر مشکل دارند.

او یادآور می‌شود: در منطقه روستایی گوجگی کلات سدی را احداث می‌کنند که کشاورزان این روستا اطراف این سد را که مربوط به مسیر کوچ عشایر است به کشت محصولات کشاورزی اختصاص داده‌اند و این بر مشکلات ما می افزاید.

این دامدار عشایر می‌گوید: در سال گذشته که دچار خشکسالی بودیم، روستاییان با مبالغ گزافی علوفه تولیدی‌شان را به عشایر می‎فروختند به طوری که در سال گذشته بالغ بر 17 میلیون تومان علوفه از روستاییان خریداری کردیم.

او با تاکید بر اینکه اگر سال جاری به لحاظ بارندگی‌ همانند سال‌های گذشته می‌بود، دیگر عشایری در خراسان رضوی وجود نداشت، خاطرنشان می‌کند: در سال گذشته هر بره خودمان را به دلالان 40 هزار تومان به فروش رسانیدم و این در حالی است که این دلالان از هر بره عشایر بالغ بر 100 هزار تومان سود بردند.

خجسته، رییس هیات مدیره شرکت تعاونی عشایری شهید بهشتی مشهد که در این بازدید همراهمان بود، می‌گفت: جامعه عشایری نهادی همانند شورای اسلامی روستاها برای پیگیری مشکلاتشان ندارند.

وی با تاکید بر اینکه روستاییان از عشایر باج می‌گیرند، بیان می‎کند: فعالیت‌های منابع طبیعی و جهاد کشاورزی به گونه‌ای است که روستاییان با عنوان غرق‌بان به عشایر ضربه وارد می‌کنند.

وی با بیان اینکه روستای گوجگی در زمان اول انقلاب تنها 200 هکتار اراضی کشاورزی داشت، اظهار داشت: پس از انقلاب منابع طبیعی با صدور مجوز اراضی کشاورزی، این روستا را به 2 هزار هکتار افزایش داد و این در حالی است که منابع طبیعی با تعلیف دامداران عشایر مخالفت می‌کند.

او یادآور می‌شود: مسیر کوچ عشایر در اداره منابع طبیعی و عشایر مشخص است ولی این در حالی است که اداره منابع طبیعی در مسیر کوچ عشایر اقدام به طرح طوبی نموده است و نباید چنین اقدامی انجام شود.

خجسته با اشاره به اینکه به دلیل عدم حمایت دولت از عشایر، فرزندانمان به دنبال شغل عشایری نمی‌آیند،‌ تصریح می‌کرد: فرزندان تحصیلکرده عشایردر شهرها نیز با مشکل اشتغالزایی مواجه می‌باشند.

وی می‌گوید: کشاورزان و برخی از افراد با نفوذ اقدام به زیر و رو کردن منابع طبیعی می‌کنند و این در حالی است که به جای اینکه اداره منابع طبیعی با این افراد برخورد کند با عشایر مظلوم و بی‌دفاع برخورد می‌کنند.

وی خاطرنشان می‌کند: فرد با نفوذی در مسیر کوچ عشایر بروانلو اقدام به احداث کارخانه تولید آب معدنی کرده که از حمایت مسوولان استان نیز برخوردار می‌باشد و این در حالی است که این ایل عشایر از 200 سال پیش از چشمه آب معدنی فوق استفاده می‌کردند.

پس از بازگشت از بازدیدی که داشتم با خود به جمله امام خمینی(ره) که "عشایر ذخایر انقلابند" می‌اندشیدم، عشایری که همواره پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه در دوران دفاع مقدس بدون هیچ نیتی و با فداکاری از آرمان‌های امام امت و کشور دفاع کردند.

عشایر گمنامی که با وجود مشکلات و سختی‌ها به تولید مواد پروتئینی کشور می‌پردازند تا کشورمان را به خودکفایی که امام راحل نیز بر آن تاکید داشتند برسانند. عشایری که از مرزبانان اصلی ایران هستند، امروز، به دلیل این مشکلات، روزبه‎روز کمتر می‌شوند و این سوال را از خود می‌پرسم که آیا روزی می‌رسد که تمام آنان مانند حاج علی، دشت را به مقصد آپارتمانی چند متری ترک کنند؟

در این خصوص مصطفی گلدوز، مدیر روابط عمومی اداره کل امور عشایری خراسان رضوی ، گفت: با ایجاد اتحادیه عشایری سعی بر آن شده تا دام‌ها و محصولات عشایری توسط خود اتحادیه خریداری شود که سود این امر به خود عشایر و بعد به اتحادیه می‌رسد و با این کار تا حدی دست واسطه‌ها کوتاه می‌شود.

وی افزود: در این راستا فروشگاه‌هایی از قبیل فروشگاه صنایع دستی و گوشت عشایری هم ایجاد شده است که قیمت‌گذاری‌ها به صورت عادلانه توسط خود اتحادیه بر روی محصولات انجام می‌گیرد.

وی ادامه داد: در فردوس روستایی برای عشایر ایجاد شده که این افراد در ایام تعطیلاتشان در این مکان مستقر شده و به آموزش آنها در زمینه صنایع دستی مانند قالی بافی و ... پرداخته می‌شود که از سویی دیگر اشتغال‌زایی آنان را نیز به دنبال دارد.

وی بیان داشت: اعتباراتی هم در راستای حمایت از کوچ عشایر به آنان از قبیل رسیدگی‌های پزشکی به عشایر و دام‌هایشان در طول مسیر ییلاق‌ها و قشلاق‌هایشان اختصاص داده‌ایم تا با مشکلات کمتری رو به رو شوند.

وی در خصوص بیمه عشایری خاطرنشان کرد: نه تنها عشایر خود از بیمه برخوردار می‌باشند، بلکه دام‌های آنان نیز بیمه می‌شوند تا در صورت خشکسالی و یا حوادث غیر مترقبه تا حدی جبران مافات شود.

در بازدید آن روز، چیزهای زیادی یاد گرفتم؛ مهمان‌نوازی، سخاوت، صبر، فداکاری و بی ادعایی.

ایسنا

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها