در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ضمن تفتیشی که از محتویات جیب متوفی به عمل آمد عکسی به نام مهدی دلخوشی به دست آمد. جنازه بعد از انجام تشریفات قانونی به خاک سپرده شد.
اطلاعات ــ 12 خرداد 1332
جوانی در دستگاه رنگرزی افتاد و سوخت
ابراهیم شاگرد یک مغازه رنگرزی که هر روز دستگاه مخصوص ساختن رنگ را سرویس میکرد، هنگامی که طبق معمول بر سر دستگاه که پاتیل رنگ نامیده میشود رفت ناگهان پایش لغزید و تعادل خود را از دست داد و به داخل دستگاه که پر از مایع مذاب بود افتاد.
همکارانش وی را به بیمارستان برده و تحت معالجه قرار دادند اما چون قسمت عمده بدن وی سوخته بود درگذشت.
پزشک، جنازه را معاینه کرده و اجازه دفن بهنام ابراهیم فرزند غلامرضا 15 ساله صادر کرد.
اطلاعات ــ 11 خرداد 1333
دختر خردسالی در اثر سوختگی فوت کرد
خانواده خدیجه از منزل بیرون رفته و وی را تنها گذاشته بودند. خدیجه که بیش از 9 سال نداشت در اتاق مشغول بازی شد و کبریتی آتش زد و خواست چراغ نفتی را که در اتاق بود روشن کند. ناگهان چراغ آتش گرفت و چون بدن خدیجه نیز آغشته به نفت شده بود لباس او هم آتش گرفت و قسمت زیادی از بدنش سوخت.
اولیای کودک پس از اطلاع از جریان وی را به بیمارستان سینا برده و تحت معالجه قرار دادند ولی معالجات مفید واقع نشد و در آنجا درگذشت.
پس از معاینه ، پزشک قانونی اجازه دفن بهنام خدیجه فرزند لطفالله که در اثر سوختگی قسمت عمده بدنش، فوت کرده بود، صادر گردید.
اطلاعات ــ 9 خرداد 1332
مردی زیرگاری رفت و فوت کرد
یک گاری اسبی که حامل بشکه آب بود با سرعت از دروازه شمیران به سمت پایین عبور میکرد. در همین هنگام یک جوان 22 ساله از مقابل اسبها به سمت دیگر خیابان دوید و ناگهان گاری بشدت به وی برخورد کرد و او را به گوشهای انداخت.به طوری که بیهوش شد و ساعتی بعد در بیمارستان فوت کرد. پزشک جسد را معاینه کرد و اجازه دفن بهنام محمد فلاح 22 ساله صادر نمود.
راننده از طرف ماموران دستگیر گردید و حادثه تحت بررسی قرار دارد.
اطلاعات ــ 10 خرداد 1332
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: