در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی موقعیتهای مختلف فرماندهی را به عهده گرفت و از دوران کودتای 28 مرداد وفاداریاش را به شاه ثابت کرده بود. وی از سوی محمدرضا پهلوی مامور صدور ابلاغ حکم عزل دکتر مصدق از نخستوزیری و انتصاب سرلشگر زاهدی به این مقام شد. مصدق ضمن تایید دریافت این حکم، در صدور آن از سوی شاه اظهار تردید کرده، نصیری را بازداشت و روانه زندان ساخت.
شاه با شنیدن خبر دستگیری نصیری، کشور را ترک کرد. پس از پیروزی کودتا و بازگشت شاه به تهران، افراد بازداشت شده در روزهای 25 تا 28 مرداد و ازجمله نصیری فرمانده گارد سلطنتی آزاد شدند. وی پس از کودتا مورد تفقد قرار گرفت و با ارتقا به درجه سرتیپی در فرماندهی گارد سلطنتی ابقا شد و سپس درجه سرلشگری گرفت.
در 1339 ابتدا معاون ژنرال آجودان و سپس رئیس شهربانی کل کشور شد. سال 1341 به درجه سپهبدی رسید و از خرداد 1342 فرماندار نظامی تهران و حومه هم شد.
ریاست نصیری بر شهربانی کل کشور (1343- 1339) همزمان با آغاز نهضت امام خمینی(ره) بود. نصیری در مقام فرماندهی شهربانی کل کشور، در سرکوب مخالفتها، نقش مهمی داشت. در حالی که عملکرد ساواک به ریاست پاکروان در مقابله با مخالفان حکومت، رضایت شاه را فراهم نمیکرد، نصیری در ریاست شهربانی کل کشور مهره دلخواه شاه برای سرکوب مخالفان بود.
بر همین اساس در آستانه قیام 15خرداد 1342، نصیری علاوه بر ریاست شهربانی کل کشور، فرماندار نظامی تهران و حومه شد تا برای سرکوب مخالفتها فراغت بال و امکانات بیشتری داشته باشد و سپس در اسفند 1343 به ریاست ساواک رسید.
نصیری جز وفاداری مطلق به شاه نقش دیگری در مدیریت، سازماندهی و تصمیمهای مهم ساواک نداشت و اعتقاد تردید ناپذیر او در برخورد خشن با مخالفان از دلایل حضور طولانی مدتش در راس ساواک بود.
از جمله رخدادهای دوران ریاست نصیری برساواک، قتل بختیار نخستین رئیس ساواک در عراق بود. نصیری این اقدام را به نام خود ثبت کرده و به پاداش آن درجه ارتشبدی را کسب کرد. وی عضو تشکیلات بهاییان در ایران نیز بود. از ویژگیهای وی فساد مالی در سطح بسیار گسترده بود و جز کسب مال و ثروتاندوزیهای نامشروع، دل مشغولی قابل توجه دیگری نداشت.
نصیری تا واپسین ماههای عمر رژیم پهلوی در ریاست ساواک باقی ماند و همه خشونتها، شکنجهها، قتلها و اعدامهای مبارزان در این سالها تحت مدیریت او انجام میگرفت.
اما با گسترش حرکتهای مردمی، نصیری نتوانست بحران را مهار کند و عملکرد غیرانسانی وی در ساواک موجب گسترش ناآرامیها شد.
شاه به ناچار و به دنبال توصیههایی در نیمه خرداد 1357 سپهبد ناصر مقدم را به ریاست ساواک منصوب ساخت و نضیری با سمت سفیرکبیر شاه به پاکستان رفت. ولی از آنجا که جنایات وی در دوران ریاست ساواک، یکی از دلایل عمده قیام مردمی شناخته شد، با هواپیمای اختصاصی در 26 مهر 1357 به ایران بازگشت تا شاید بازداشت ظاهری او مردم را آرام سازد.
وی تا پیروزی انقلاب اسلامی در زندان بود و در جریان بازگشایی زندانها موفق به فرار از زندان نگردید و در دادگاه انقلاب اسلامی محکوم به مرگ شد که این حکم در روز جمعه 27 بهمن 1357 به اجرا درآمد.
منابع:
1. دلدم، اسکندر، زندگی و خاطرات امیرعباس هویدا، تهران: نشر گلفام، 1372.;2. شاهدی، مظفر، ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور)، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1386.>3. منصوری، جواد، تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، ج 1، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377.=4. موحد خوئی، جمیل، سربداران کوچه و بازار، تهران: میکائیل؛ اشجع، 1385.
سهیلا عیناللهزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: