در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه عاملی باعث شد کارگردانی قسمت چهارم ترمیناتور را قبول کنید؟
این پرسشی است که خیلی وقتها خودم هم از خودم میپرسم. چه چیزی مرا جذب ساخت آن کرد و چرا؟ همیشه گفته بودم هیچ علاقهای به کارگردانی قسمت دیگری از مجموعه فیلم ترمیناتور ندارم. راستش را بخواهید اصلا قسمت سوم آن را دوست ندارم و یکی از طرفداران آن نیستم. به جملهای اشاره میکنم که جیمز کامرون، کارگردان قسمتهای اول و دوم گفت. او گفته بود کل قصه در پایان قسمت دوم آن گفته میشود. به همین سبب نمیخواستم کارگردانی قسمت جدید را به عهده بگیرم. ولی بعد از مدتی شنیدم خط اصلی قصه به نوعی در دوران قبل از شروع قصه قسمت دوم اتفاق میافتد. قسمت دوم درباره روز جزا بود و برایم جالب بود که فیلمی در این رابطه بسازم؛ فیلمی که در چنین دورهای رخ میدهد. کامرون این دوره را زودتر از این در فیلم خود به تصویر کشیده بود و همین مساله مرا جذب کارگردانی چهارمین قسمت فیلم کرد.
قصه در زمان حال شروع میشود و درباره آدمی است که محکوم به مرگ است. به این ترتیب، قصه فیلم درباره موجودی است که ارزشهای زندگی انسانی را کشف میکند. در حقیقت، ما با پسربچهای روبهرو هستیم که معنی و مفهوم قهرمان بودن را میفهمد.
کانر شخصیت اصلی قصه فیلم مثل کاراکتر نوجوان عکاس «اسپایدرمن» نیست که توسط یک عنکبوت گزیده میشود. حقیقت را بخواهید، در آغاز وقتی فیلمنامه «رستگاری ترمیناتور» را خواندم، خیلی آن را نپسندیدم و به تهیهکنندگان فیلم گفتم این قصه جای کار زیادی دارد. در همین حال، خیلی مهم بود که ببینیم نقش جوانی جان کانر را به چه کسی بدهیم. میخواستم قصه کاملا واقعی به نظر برسد. وظیفه من بود که از این کاراکتر جان کانر به شکل درستی محافظت کنم. کانر در قسمت جدید وارد دنیای تازهای میشود و ما باید سرگشتگی او را در این دنیا نشان دهیم. البته من از قبل بازیگر مورد نظرم برای این نقش را پیدا کرده بودم. او کریستین بل بود. زمانی که وی در لندن مشغول بازی در «شوالیه تاریکی» بود، به دیدنش رفتم و تلاش کردم او را متقاعد کنم در فیلم ما بازی کند. بل خیلی ساده و راحت به من گفت اگر در فیلم خبری از جلوههای ویژه، صداهای خاص زمینه و دیگر ابداعات احمقانه کامپیوتری نباشد، در نقش جان کانر بازی میکنم. او هم مثل من به دنبال قصهای بود که تماشاچی را کاملا مجذوب و درگیر خودش بکند. اگر چنین اتفاقی میافتاد، ما دیگر نیازی به جلوههای اضافی نداشتیم.
پس برای فیلم یک جورهایی دیدگاههای مشترک داشتید؟
بله و چالش اصلی از همین جا شروع شد. حالا من باید تهیهکنندگان فیلم را مجاب میکردم که فیلم با حداقل جلوههای ویژه ساخته شود و از آن فقط در جاهایی استفاده کنیم که حقیقتا مورد نیاز است. کل فیلم باید بر مبنای قصه جلو میرفت. میدانستم که جیمز کامرون هم قسمت سوم را دوست نداشت. به همین سبب تصمیم گرفتم با او صحبت و مشاوره کنم. به کار او در قسمت اول و دوم احترام خاصی میگذاشتم. آرنولد شوارتزنگر هم در آن 2 فیلم خیلی خوب بود. نمیخواستم فیلمی را کارگردانی کنم که این دو نفر دوست نداشته باشند.
کامرون مشغول آماده کردن فیلم تازهاش «آواتار» بود وبه صورت طبیعی وقت زیادی برای صحبت کردن درباره ترمیناتور نداشت. او خیلی صریح به من گفت نسبت به تولید قسمت تازهای از این مجموعه فیلم، نظر خوبی ندارد.
وقتی اشتیاق مرا دید، اظهار امیدواری کرد که فیلم خوبی ساخته شود. برایش توضیح دادم فیلم را به این سبب کارگردانی میکنم که قصهاش خیلی نزدیک به دوران قصه قسمت دوم فیلم است.
من تصمیم گرفتم مثل کاری که خود کامرون هنگام ساخت قسمت دوم «بیگانه» انجام داد، برای قسمت چهارم ترمیناتور از مواد اورژینالی که در قصه قسمت اول و دوم وجود داشت، استفاده کنم. گفتگوی من با کامرون، مرا به این فکر انداخت. این گفتگو منبع الهام خیلی خوبی برایم شد. به سراغ استن وینستن، خالق ترمیناتورهای اورژینال رفتم و باهم درباره خلق دوباره کاراکتر 600( Tکه نقش او را آرنولد بازی میکرد) حرف زدیم. میخواستم این شخصیت را بسازم و در جایی از قصه فیلم جای بدهم. متاسفانه استن هنگام تولید فیلم درگذشت و همین باعث شد تا فیلم را به یاد و خاطره او تقدیم کنم. او کمک خیلی زیادی به دنیای سینما و ما فیلمسازان کرد.
نگران نوع بازی کریستین بل جلوی دوربین نبودید؟
خیر، او بازیگر توانایی است. قابلیتهای او را میدانستم و قصد داشتم از این قابلیتها برای بهتر شدن کار فیلم استفاده کنم. او باید یک بازی ترکیبی ارائه میداد، یعنی هم صحنههای اکشن داشت و هم صحنههای کمتحرکی که باید در آنها صحبت میکرد. بعضی وقتها او یک متن دو یا سه صفحهای پردیالوگ داشت. هر دو نوع صحنهها را خیلی خوب بازی کرد.
قبل از نمایش عمومی فیلم، برخی از سکانسهای آن را در اروپا و کانادا به منتقدان نشان دادید. چرا؟
خب، میخواستم نظر و دیدگاه اولیه آنها را درباره فیلم بدانم. این موضوع برایم اهمیت زیادی داشت. میخواستم ببینم آن حال و هوای تازهای که مورد نظرم بوده است، در صحنههای فیلم خودش را نشان میدهد یا خیر؟
از این نظرات استفاده هم کردید؟
صددرصد. وقتی به اتاق تدوین برگشتم، آنچه را که احساس میکردم از سوی منتقدان درست و منطقی گفته شده، مورد توجه قرار دادم. چیزی که برایم خیلی اهمیت داشته و دارد این است که طرفداران جدی مجموعه فیلم ترمیناتور و همینطور تماشاگران پیگیر سینما، نظری مثبت درباره فیلم ما داشته باشند.
قصه فیلم در سال 2018 رخ میدهد و دنیای پس از آخرالزمان را به نمایش میگذارد که نژاد انسانی به دلیلیک جنگ هستهای قتلعام شده و از بین رفته است. آیا این قصه خیالی اشارهای زیرکانه به مسائل واقعی معاصر است؟
بله. این قصه انعکاسی از ماجراهای دنیای معاصر هم هست، ولی شما پیش از هر چیز آن را یک کار سرگرمکننده در نظر بگیرید. بحث مسائل اجتماعی در پسزمینه قصه جریان دارد و به نوعی تکمیلکننده قصه و ماجراهاست.
اصرار خودتان بود که نگاه فیلم، یک نگاه تازه و متفاوت باشد؟
بله. میخواستم این فیلم مهر شخصی سبک کار مرا به روی خود داشته باشد. نه فقط این نکته را در فضاسازی صحنهها رعایت کردم، بلکه حتی فیلمی که برای فیلمبرداری مورد استفاده قرار دادیم، فیلم متفاوتی بود. فیلم خام ما را کداک تامین میکرد و از انبار این شرکت، فیلمهایی را بیرون کشیدیم که این روزها دیگر مورد استفاده نیستند. این کار را عمدا انجام دادم تا صحنههایی که فیلمبرداری میکنیم، رنگ خاص خودشان را داشته باشند. خوشبختانه حاصل کار چیز خوبی از آب درآمد و از آن راضی هستم. راستی! این نکته را بگویم که این نگاه متفاوت و نوع صحنهآرایی و فیلم خامی که مصرف کردیم، همه و همه در خدمت خلق آن فضای پس از آخر زمانی بود که قصه فیلم در بستر آن اتفاق میافتد.
با توجه به پرسر و صدا بودن فیلم، به این فکر نیفتادید که آن را با فرمت «آیمکس» هم فیلمبرداری کنید؟
خیر. ولی قرار است فیلم در سینماهای آیمکسی هم روی پرده عظیم 22 متری به نمایش درآید. در همین حال و هوای معمولی که فیلم را ساختهایم، به اندازه کافی بزرگ و عظیم است. اگر میخواستیم ترمیناتور 4 را با فرمت آیمکس تولید کنیم، هزینه تولید خیلی زیاد میشد و آن وقت نمیتوانستیم خیلی از کارهایی را که حالا روی آن انجام دادهایم، انجام بدهیم. در همین شرایط معمولی که فیلم ساخته شد، ما بیش از 120 میلیون دلار هزینه کردیم. حالا حساب کنید اگر میخواستیم آن را با فرمت آیمکس تهیه کنیم، چقدر باید هزینه میکردیم.
چه انتظاری از ترمیناتور جدید دارید؟
دوست دارم این فیلم فرصت آن را فراهم کند تا دنیای این مجموعه فیلم، گسترش یافته و بزرگتر شود. ترمیناتورها اکنون در دنیای سینما حکم یک اثر افسانهای کلاسیک را پیدا کردهاند و هر قسمت جدید آن باید هیجان تازهای در دل طرفداران و تماشاگرانش ایجاد کند. برای راوی اول و آخر فیلم از صدای لیندا همیلتن استفاده کردهایم که نقش اصلی قسمت اول فیلم در سال 1984 را بازی کرد. او که مادر جان کانر است. نواری برای پسرش به جا گذاشته که به وی نسبت به یک سری مسائل هشدار میدهد.
ظاهرا شما با آرنولد دیداری داشتند و از او خواستند به عنوان بازیگر مهمان، یک بار دیگر در نقش ترمیناتور ظاهر شود.
بله. به دفتر کارش رفتم. بدجوری سرش شلوغ بود. با دقت به حرفهایم گوش کرد و عذرخواهی نمود که نمیتواند جلوی دوربین فیلم ظاهر شود. پیشنهاد کرد از بعضی فیلمهای آرشیوی که در 3 قسمت قبلی مورد استفاده قرار نگرفتهاند، استفاده کنم و با کمک کامپیوتر، صحنههای مربوط به او را خلق کنم. ولی فیلمهای آرشیوی به کار ما نیامدند و به اجبار از یک ستاره بدنساز استرالیایی که شباهت زیادی به او داشت، برای این نقش استفاده کردیم. با این وجود، آرنولد گفت که حتما به دیدن فیلم در نمایش افتتاحیه میآید.
از چه نوع فناوریای برای فیلم استفاده کردهاید؟
یکی از نکات جالب و بامزه در ارتباط با فیلم این است که خود آن حکم یک فناوری را پیدا کرده و تبدیل به فناوری نوین شده است. دو کاراکتر 800 T و 2029 - که آرنولد نقش آدمهای زنده آنها را بازی میکرد دوباره به قصه فیلم برمیگردند. اما نهایت دقت را داشتم که فناوری پیشرفته امروزی به صورت وجه غالب ماجرا درنیاید. این فناوری باید در خدمت قصه فیلم میبود، نه این که خودش را به صورت نمایشی به رخ بکشد و نمایش دهد. با این حال، ترمیناتور 4 مقداری فناوری جدید سینمایی را معرفی میکند.
زمان ساخت فیلم به درجهبندی سنی آن هم فکر میکردید؟
پیش از هر چیز هدفم ساخت فیلمی بود که تماشاچی آن را بپسندد. میخواستم بهترین فیلم ممکن را بسازم. به همین سبب اصلا به چیزی مثل درجهبندی سنی فکر نمیکردم. احساس شخصیام این است که این فیلم برای همه تماشاگران سینما در هر سن و سالی که هستند، ساخته شده است.
ولی زمان فیلم در مقایسه با دیگر کارهای سینمایی، طولانیتر است.
به صورت طبیعی، قصه فیلم باید در چنین مدت زمانی تعریف شود. با خودم عهد نبسته بودم که فیلم باید چند دقیقه باشد. طول زمانی فیلم را قصه آن تعیین میکند. ولی بحث اصلی این است که آیا قصهای در یک چنین طول زمانی، میتواند کاملا بیننده را سرگرم و درگیر خود کند یا خیر؟
یک پرسش شخصی! ترمیناتور 4 را دوست دارید؟
صادقانه بگویم بله! هنگام کارگردانیاش فقط به این نکته فکر میکردم که بتواند روی پای خودش بایستد و یک کار مستقل باشد. تصمیم نهایی را درباره آن تماشاگران خواهند گرفت. یادتان باشد در پایان روز وقتی کار تولید فیلم تمام شد، من هم یکی از آن هوادارانی هستم که دوست دارم یک فیلم قشنگ ترمیناتوری را تماشا کنم. دوست دارم به آن روزهایی اشاره کنم که بچه بودیم و فیلمهای بزرگ به چشم ما حقیقتا بهترین فیلمها بودند. سال قبل مرد آهنی و شوالیه تاریکی ثابت کردند فیلمهای بزرگ و خوب هنوز وجود دارند و ساخته میشوند. پس ما میتوانیم هنوز فیلمهایی بسازیم که انبوه تماشاگران را جذب خود میکنند. این فیلمها در شرایطی تماشاچی خود را سرگرم میکنند که جنبههای هنری خوبی هم دارند و سردستی تولید نشدهاند.
ترجمه: کیکاووس زیاری
منبع: مووی آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: