تاویل‌ نمادین‌ نقش‌ها در هنر اسلامی‌(2)

نقش‌ نمادین‌ شمسه‌

تجسم‌ نمادین‌ شمسه‌ (خورشید) جایگاه‌ مهمی‌ را در هنر ایران‌ به‌ خود اختصاص‌ داده‌ و در دوران‌ متمادی‌ موردتوجه‌ قرار گرفته‌ است. این‌ نقش‌ دارای‌ مفاهیم‌ نمادین‌ فراوانی‌ است. قبل‌ از اسلام، قرص‌ خورشید نماد روزنه‌ای‌ بوده‌ است‌ که‌ نور الوهیت‌ از طریق‌ آن‌ بر زمین‌ جاری‌ می‌شده‌ است. قرص‌ خورشید در نقش‌ برجسته‌ اهورا مزدا (یا فروهر) در وسط‌ دوبال‌ که‌ در امتداد یکدیگر هستند قرار گرفته‌ است‌ نیز بیانگر این‌ موضوع‌ می‌باشد. نقش‌ قرص‌ خورشید همراه‌ دوبال‌ برفراز ستون‌ها و دیوارهای‌ سنگی، محافظ‌ آسمان‌ و جدا نگهداشتن‌ آسمان‌ از زمین‌ بوده‌ است. (1)‌
کد خبر: ۲۵۶۳۸۶

در هنر اسلامی‌ شمسه‌ ملهم‌ از نقش‌ مدور خورشید، عموما با نقوش‌ اسلیمی، ختائی، کتیبه‌ )Inscription(، هندسی‌ و در بعضی‌ موارد با استفاده‌ از نقوش‌ حیوانی‌ مثل‌ ماهی‌ و یا پرنده‌ طرح‌ شده‌ است. این‌ نقش‌ در اکثر هنرهای‌ تزئینی‌ چه‌ در آثار مذهبی، مثل‌ تذهیب‌ صفحه‌ آغازین‌ قرآن‌ (2)، تزئین‌ داخل‌ و بیرون‌ گنبدها، مساجد و... و یا در دیگر هنرها: مثل‌ کتاب‌ آرائی، قالی، آلات‌ فلزی، سفال‌ و... به‌ وفور مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ است.‌

نقش‌ نمادین‌ شمسه‌ به‌ صورت‌های‌ مختلفی‌ توسط‌ هنرمندان‌ کار شده‌ است.‌

گاهی‌ شبیه‌ قرص‌ خورشید همراه‌ با پرتوهای‌ کوچک‌ و یا به‌ صورت‌ جمع‌ کثیری‌ از تکرار شعاعها به‌ گونه‌ای‌ که‌ کل‌ سطح‌ را پوشش‌ داده‌ است. گاهی‌ در داخل‌ قرص‌ خورشید، صورتی‌ انسانی‌ ( به‌ شکل‌ مونث) با ابروهای‌ به‌هم‌ پیوسته‌ و خال‌ سیاه‌ بر گونه‌ها نقش‌ شده‌ است. علاوه‌ بر موارد فوق، نقش‌ شمسه‌ با نقوش‌ دیگر مثل‌ چشمه، ماهی، شیر، سیمرغ‌ و... به‌ صورت‌ ترکیبی‌ همراه‌ شده‌ است.‌

همانطوری‌ که‌ اشاره‌ شد نماد خورشید (شمسه) که‌ در بیشتر آثار هنر اسلامی‌ دیده‌ می‌شود، دارای‌ معانی‌ و مفاهیم‌ نمادین‌ فراوانی‌ می‌باشد. ازجمله‌ می‌توان‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ نماد الوهیت‌ و نور وحدانیت‌ اشاره‌ کرد (الله‌نورالسماوات‌ والارض، سوره‌ 24، آیه‌ 35.) قابل‌ ذکر است‌ این‌ نمود گاهی‌ هم‌ به‌ شکل‌ قندیل‌ در آثار هنر اسلامی‌ تجلی‌ پیدا کرده‌ است.‌

هنرمندان‌ مسلمان‌ در بسیاری‌ از آثار خود مفهوم‌ «کثرت‌ در وحدت‌ و وحدت‌ در کثرت» را به‌ صورت‌ شمسه‌ نشان‌ داده‌اند. «کثرت» در واقع‌ تجلی‌ صفات‌ و اسما نور ذات‌ وحدانیت‌ است‌ که‌ به‌ صورت‌ اشکال‌ کثیره‌ نمود پیدا کرده‌ است. برای‌ تفهیم‌ این‌ مفهوم، حکما مثالهای‌ گوناگونی‌ را بیان‌ داشته‌اند. به‌ طور مثال‌ هر گاه‌ گلوله‌ ذغال‌سرخ‌ شده‌ را با آتش‌ چرخان‌ بچرخانیم، دایره‌های‌ سرخ‌ از چرخش‌ گلوله‌ ذغال‌ حاصل‌ می‌شود. این‌ دایره‌ در واقع‌ چیزی‌ نیست‌ جز جلوه‌ای‌ از گلوله‌ (نقطه) ذغال‌ در مکان‌ و زمانهای‌ مختلف‌ که‌ چشم‌ نقاط‌ کثیره‌ را متصل‌ به‌ هم‌ و به‌ شکل‌ دایره‌ای‌ می‌بیند.‌

ز هر یک‌ نقطه‌ زین‌ دور مسلسل‌

هزاران‌ شکل‌ می‌گردد مشکل‌

ز هر یک‌ نقطه‌ دوری‌ گشته‌ دایر‌

همو مرکز هم‌ او در دور سایر‌

گلشن‌ راز شبستری‌

تزئینات‌ کاشی‌ داخل‌ سقف‌ گنبد مسجد شیخ‌ لطف‌الله‌ اصفهان‌ با نقش‌های‌ اسلیمی‌ و یا نورگیرهای‌ گچبری‌ شده‌ هندسی‌ داخل‌ طاق‌های‌ مقبره‌ شاه‌نعمت‌الله‌ولی‌ در ماهان‌ کرمان، مواردی‌ از نمونه‌های‌ بیشماری‌ هستند که‌ نقش‌ شمسه‌ در آنها بیانگر نمود «وحدت‌ در کثرت‌ و کثرت‌ در وحدت» می‌باشد.‌

خورشید با صورتی‌ مونث‌ با ابروهای‌ بهم‌پیوسته‌ را احتمالا می‌توان‌ نماد صفت‌ جمالی‌ ذات‌ حق‌ تعالی‌ دانست. عرفا، صفت‌ جمالی‌ - معشوق‌ - را که‌ دارای‌ ویژگی‌های‌ زنانه‌ و نشانی‌ از زیبایی‌ و جمال‌ خداوند دارد را با صفت‌ جلالی‌ - اقتدار الهی‌ - که‌ دارای‌ ویژگی‌های‌ مردانه‌ است‌ مقایسه‌ می‌کنند. ابن‌ عربی‌ معتقد است: «ذات‌ مونث، نماد زیبایی‌ محض‌ است‌ و تو جز چشمانش، چیزی‌ نمی‌بینی‌ و جز زیبایی‌اش‌ چیزی‌ را دوست‌ نمی‌داری.(»3) شاید استفاده‌ از نقش‌ خورشید با صورتی‌ مونث‌ با ابروهای‌ بهم‌ پیوسته‌ بر فراز بسیاری‌ از گلدسته‌ها ( به‌طور مثال‌ نقش‌ خورشید بر فراز گلدسته‌ امامزاده‌ حمزه‌ تبریز) و یا گنبدها به‌ همین‌ دلیل‌ باشد(شکل‌ 2.)‌

در بعضی‌ از منابع‌ ادبی، خورشید را نماد پیامبر اسلام، حضرت‌ محمد (ص) ذکر کرده‌اند. این‌ ایده‌ ممکن‌ است‌ از مفهوم‌ آیه‌ 174 سوره‌ نسا اخذ شده‌ باشد: یا ایهاالناس‌ قدجایکم‌ برهان‌ من‌ ربکم‌ و انزلنا الیکم‌ نورا مبینا،: ای‌ مردم‌ برای‌ «هدایت» شما از جانب‌ خدا برهانی‌ محکم‌ آمد «رسولی‌ با آیات‌ و معجزات‌ فرستاده‌ شد» نوری‌ تابان‌ به‌ شما فرستادیم‌ (ترجمه‌ الهی‌ قمشه‌ای.) در این‌ آیه‌ خداوند در پاسخ‌ کفار که‌ از پیغمبر (ص) می‌خواهند یک‌ معجزه‌ بیاورد، خود پیامبر را دلیلی‌ محکم‌ و نوری‌ تابان‌ معرفی‌ می‌کند. مولوی‌ هم‌ در این‌ باب‌ چه‌ خوش‌ سروده‌ است: ‌

آفتاب‌ آمد دلیل‌ آفتاب‌

گر دلیلت‌ باید از وی‌ رخ‌ متاب‌

و یا شبستری‌ از پیامبر به‌ عنوان‌ خورشید اعظم‌ یاد می‌کند:‌

بود نور نبی‌ خورشید اعظم‌

گه‌ از موسی‌ پدید و گه‌ ز آدم‌

نمود تجسمی‌ این‌ مضمون‌ را می‌توان‌ در یکی‌ از صحنه‌های‌ نقاشی‌ خمسه‌ نظامی‌ که‌ در قرن‌ نهم‌ هجری‌ در شیراز مصور شده، مشاهده‌ کرد. در این‌ نقاشی، هنرمند صحنه‌ معراج‌ پیغمبر (ص) همراه‌ با فرشته‌ها را نشان‌ می‌دهد. در وسط، به‌ جای‌ تصویر پیغمبر (ص)، یک‌ شمسه‌ را طراحی‌ کرده‌ است‌ که‌ 12 هاله‌ نور در اطراف‌ آن‌ قرار گرفته‌اند و در وسط‌ شمسه‌ هم‌ نوشته‌ «یا محمد» آمده‌ است. هنرمند خورشید را نماد پیغمبر (ص) قرار داده‌ است.‌

‌ پانوشت‌ها:‌

1- وجود هاله‌ نور در پشت‌ سر تصاویر انسانی‌ و گاهی‌ حیوانات‌ در آثار هنری‌ اوایل‌ دوره‌ اسلامی‌ ممکن‌ است‌ متاثر از این‌ عقیده‌ کهن‌ باشد.‌

2- تا اواخر دوره‌ سلجوقی‌ نه‌تنها قرآن‌ بلکه‌ همه‌ کتابها با نقش‌ شمسه‌ شروع‌ می‌شوند.‌

3- نزهت‌ براضه، ابن‌ عربی‌ در چشم‌انداز پست‌ مدرنیسم، ترجمه‌ یوسف‌ عزیزی‌ بنی‌طرف، روزنامه‌ همشهری‌ ش‌ 2905، ص‌ 5‌

دکتر محمد خزایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها