در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از این مقوله میتوان چنین نتیجه گرفت که خلق هر اثر هنری، از جمله نمایشنامه، ارتباط مستقیم و بیواسطهای با جهانبینی، تجربیات و میزان همآمیختگی ذهنی و عاطفی نویسنده با زندگی و اشکال متنوع آن دارد. تنها در چنین شرایطی میتوان الگوهای واقعی رویدادها، آدمها و موقعیتها را با قرینههای نوشته و اجرا شده قبلی آنها در دنیای نمایش مقایسه کرد و سرانجام در قالب یک رویکرد تجربی برای همه آنها الگوسازیهای نوینی در نظر گرفت که الزامات و مولفههایی مثل زمان و مکان و دور تاریخی را دربرداشته باشند و در نتیجه، به نیازهای تماشاگران پاسخهای درخوری بدهند.
پردازش موضوع بر حسب سبک، متفاوت است؛ مثلا در سبک رمانتیسیسم نویسنده واقعیت را از دریچه عواطف و احساسات و ذهنیتهای نسبتا جانبدارانه دنبال میکند. لذا، واقعیتها تا حدی اغراق شده و جهتدار هستند. در سبک سمبولیسم، پدیدهها و عناصر معین جامعیت پیدا میکنند و مصداق و مظهر یک معنای کلان و جامع میشوند که امکان دارد تا چند دوره تاریخی همچنان به عنوان سمبلهای فرهنگی یا نمیاشی و هنری به کار بروند.
در آثار تخیلی واقعیتهای بیرونی به واقعیتهای تخیلی و ذهنی تغییر شکل میدهند و ممکن است فقط خود موضوع به واقعیت مرتبط باشد، وگرنه شکل و زبان ارائه آن تخیلی و ذهنی است. در یک اثر رئالیستی، این موضوع کاملا برعکس است؛ موضوع طبق قانونمندیهای خود دنیای واقعی به پردازش و باور درمیآید. به هر حال، بخشهایی که به خواب و رویاهای انسان مربوط میشوند، همواره در هر نوع متنی به شکل سوررئالیستی و فراواقعی به تصویر درمیآیند.
در نگرش رئالیستی، اگر نویسنده علاوه بر نشان دادن واقعیت، رویکرد انتقادی هم به موضوع داشته باشد، در آن صورت موضوع به شیوه «رئالیسم انتقادی» پردازش میشود و چنانچه رویکرد ایدئولوژیک اجتماعی مورد نظر باشد، یعنی نویسنده تحلیل کل اثر را براساس منافع کلی جامعه و با در نظر گرفتن خواستهها و نیازهای طبقه پایین نیز آسیبشناسی کند در آن صورت موضوع در چارچوب سبک و سیاق رئالیسم اجتماعی جای میگیرد؛ اما اگر هدف از رئالیسم صرفا انعکاس و نشان دادن آنچه هست، باشد، همه چیز همانند متن «از پشت شیشهها» اثر اکبر رادی با سبک «ناتورالیسم» ارائه میشود که شکل آغازین و پایهای رئالیسم است. ژانرها نیز تاثیر مستقیمی بر چگونگی پردازش موضوع دارند، مثلا در نمایش کمدی شکلدهی رخدادها، نوشتن دیالوگها و حتی فضاسازی در متن، تحت تاثیر نگره و رویکرد کمیک نویسنده قرار میگیرند. در تراژدی، همه این عوامل تحتالشعاع نتایج و غایات ناخواستنی تاسفبار و جبرانناپذیر قرار میگیرند و معمولا روند عاطفی و ذهنی اثر حول یک فاجعه غیرقابل انتظار شکل میگیرد و این خصوصیت باید در دیالوگها، رخدادها و حتی در فضاسازی اثر انعکاس یابد.
در درام، برحسب آن که اثر به درام حماسی، اجتماعی یا سیاسی و عاشقانه یا با تاثیرگذاریهای عاطفی بیشتر به ملودرام سمت و سو پیدا کند، اجزا و عناصر از جمله موضوع، بر همین اساس تعریف، تبیین و شکلدهی میشوند. در ژانرهای ترکیبی مثل «کمدی تراژدی» و... غالب شدن یکی از وجوه کمیک یا تراژیک الزامی است وگرنه اثر در یک حالت تعلیقی و بینابینی میماند و به ژانر معینی منتسب نمیشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: