در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تبلور عینی این نظام در بخشهای مختلفی است، اما در قیاس با سایر بخشها، 4 بخش دارای ظرفیت و اهمیت بیشتری است؛ بخشهای فرهنگ، سیاست و قضا طی 3 دهه گذشته، در تبلور نظام ارزشی مبتنی بر ولایت فقیه و عینیت یافتن آن، پیشگام بودهاند. البته باید توجه داشت که میان آنچه را که هست و آنچه را که باید باشد تمییز قائل شد؛ زیرا اول با آن که در حوزه نظریه پردازی در این 3 بخش کارهای گسترده و گرانسنگی شده است، اما بسیار بیش از این را طلب میکند و دوم، این نکته بر کسی پوشیده نیست که در همین سطح از اجرای نظریههای مبتنی بر مبانی دینی و ارزشی، محقق سازی به صورت کامل در بدنه اجرایی نظام صورت نگرفته است، چون که طبیعت یک نظام ارزشی پویا و رو به تکامل، جز این نمیتواند باشد.
بخش چهارم، بخش اقتصاد است. به نظر میرسد در این بخش، هنوز به طور بایسته و شایسته تبلور و عینیت یافتن نظام مبتنی بر ولایت فقیه را به نظاره ننشستهایم. این همان نقطه کانونی است که پیش از این، نگارنده در خصوص اعلام سال 1388 از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران بعنوان سال شروع اصلاح الگوی مصرف و نامیده شدن دهه چهارم انقلاب اسلامی به عنوان دهه پیشرفت، توسعه و عدالت از سوی معظم له مورد تاکید قرار داده و به «راه نگار انقلاب اقتصادی» تعبیر کرده است؛ انقلاب اقتصادی که خاستگاهش ارائه نظامی نوین به جهان، یعنی «نظام اقتصاد اسلامی» و پیادهسازی آن در کشور است.
اقتصاد اسلامی به عنوان گونهای از نظامهای اقتصادی که ریشه در متون و منابع اسلامی داشته و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تایید شده است، هنوز به اندازه کفایت تبیین و توصیف نشده و از دیدگاه اجرایی نیز هنوز به اندازه ظرفیتهای اجرایی خود، عملیاتی و پیادهسازی نشده است. با آن که طراحی بانکداری بدون ربا در کشور، حرکتی کوچک و ناقص در جهت تدوین نظام اقتصاد اسلامی و صد البته قابل تقدیر و ستایش است، اما باید توجه داشت که این حرکت ابتدا، جای بازنگریهای بسیار دارد و دیگر این که نباید این باور غلط خطرناک را نضج دهد که آنچه را از نظام اقتصاد اسلامی میتوان انتظار داشت، همین است و بس.
طراحی یک نظام اقتصادی فراگیر و جامع کاری بسیار دشوار و فرآیندی بسیار پیچیده و زمان بر است که تنها از عهده تلاش هدفمند صدها دانشمند و طی دهها سال کار متمادی، میتواند برآید.
ناگفته نماند که برخی ناآگاهان، اقتصاد را در ردیف علوم محض غیر ارزشی قلمداد و پیمودن راه دشوار طراحی نظام اقتصاد اسلامی را بسی دشوارتر کردهاند؛ ادعایی که حتی معتقدان به نظام اقتصاد سرمایهداری نیز در خصوص علوم اقتصادی به آن صحه نمیگذارند. ریشه این ناآگاهی در عدم شناخت کافی نسبت به بخش دستوری اقتصاد و تفکیک آن از بخش توصیفی است. حتی برخی در حالی منکر نظام اقتصاد اسلامی میشوند که بزرگانی از اقتصاددانان برجسته غیرمسلمان، بصراحت از اقتصاد اسلامی به عنوان روش و نظامی نوین در علوم اقتصادی یاد کردهاند؛ المرء عدو ما جهله.به هر حال، فرآیند طراحی نظام اقتصاد اسلامی نیازمند پشتیبانی همه جانبه دستگاههای حاکمیتی و مراکز پژوهشی، برای طراحی تفصیلی در حوزههای تئوریک و اجرایی است. این امر بسیار مهم باید در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی، مورد توجه کاندیداهای ریاست جمهوری دوره دهم قرار گیرد و ایشان به عنوان یک رسالت اساسی برای 4 سال آینده، موضوع پایهگذاری نهادها و فرآیندهای طراحی تفصیلی و برنامه ریزی عملیاتی اجرای نظام اقتصادی اسلام در پهنه ایران را آغاز، پیگیری و پشتیبانی کنند تا همگان، هم برتریهای نظری و هم کاراییهای عملی و اجرایی آن را در زندگی شخصی و در فرآیندهای اجتماعی خویش احساس و احراز کنند.
در پایان تاکید میشود که بهرهگیری عملی از الگوی اقتصادی اسلام، نباید با تاخیر تاریخی روبهرو شود.
بهروز پورسینا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: