در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این نگرانیها هر چند در پوشش بداخلاقیها نمود مییابد، اما قطعا عقبه و آبشخور آن بر مردم پوشیده نیست.
این رفتارهای غیراصولی منحصر به نسبت دادن تعابیری همچون «نکبت»، «خواری»، «خفت» و غیره به صورت همهجانبه و تشکیلاتی به رقیب نشده است بلکه برخی تمهیدات خارج از قاعده ساختار انتخابات نیز چنین واقعیتی را تداعی میکنند.
بیتردید در انتخابات مانند هر رقابتی احزاب و گروهها باید هر دو احتمال برد و باخت را پذیرا باشند. نمیتوان وارد عرصه رقابتی شد اما بدون احترام به همه قواعد صرفا برای یک وجه آن مشروعیت قائل بود و برای به زیر سوال بردن وجه باخت آن پیشبینیهای سازمان یافته کرد. انتخابات در ایران بعد از استقلال، عمری سیساله دارد.
در این مدت ساختار انتخابات در کشور کارنامهای از خود ارائه داده که قابل مباهات است. از این رو شایسته فخر است که در زمان حاکمیت مطلق یک جریان سیاسی بر امور اجرایی کشور و حتی بر قوه مقننه، جناح مخالف با رای چشمگیر مردم انتخاب شده است و بالعکس.
تکرار این واقعیت مسرتبخش و این که هرگز حزبی و گروهی نتوانسته ایرادی بر ساختار انتخابات وارد آورد اعتمادی گسترده را در میان مردم به اصل چرخش قدرت رقم زده است، هر چند برخی کانونهای قدرت که نه در شعار و تبلیغات ، بلکه در عمل چرخش واقعی قدرت را برنمیتابند و آن را در راستای مصالح خود نمیپندارند، کجخلقی هایی را بروز میدهند.
برای نمونه در انتخابات ریاستجمهوری دوره نهم، اظهارات یکی از کاندیداها که توفیق کسب آرای لازم را نیافته بود، با واکنش سریع و صریح موسوی لاری وزیر کشور به عنوان مسوول اجرایی انتخابات مبنی بر این که سالمترین انتخابات را برگزار کرده است، مواجه شد. البته اگر حزبی یا گروهی ایراد جدی را در مکانیزم انتخابات شناسایی کرد یا پیشنهاد موثری برای تقویت قانونمندی در این زمینه داشت علیالقاعده میبایست آن را در چارچوب صیانت از منافع کلان جامعه به مراجع ذیصلاح و در راس همه، مجلس شورای اسلامی ارائه دهد تا با رفع نواقص قانونی یا تقویت ساختار مشارکتی مردم، کلیت جامعه از آن بهرهمند گردد.
به هر تقدیر به این اصل باید توجه داشت که در صورت وجود ایرادی در مکانیزم انتخابات، هر دو وجه آن -یعنی برد و باخت - زیر سوال خواهد بود. با علم به این مساله متاسفانه برخی کانونهای قدرت شکل گرفته در دهههای گذشته، کمیتهای را شکل دادهاند تا صرفا در صورت باخت، جوسازی کرده و بدین ترتیب قدرت رئیسجمهور منتخب مردم در دهمین دوره ریاست جمهوری را تضعیف نمایند.
این کانونها به زعم خویش میپندارند رئیسجمهوری که مورد هجمه تبلیغاتی شدید قرار گرفته، کمتر قادر خواهد بود معادلات پنهان آنها را مهار نماید. اگر کمیته صیانت از آرایی را که برخی سامان دادهاند در کنار اظهاراتی همچون «کاندیدای ما پیروز است، چه بگذارند و چه نگذارند» ارزیابی کنیم درخواهیم یافت، کانونهای ضربهخورده بر این تصورند که قادر خواهند بود در صورت پیروزی کاندیدای مورد حمایتشان بگویند «مردم فهیم حماسهای بزرگ آفریدند؛ لذا نتوانستند نگذارند» و اما در صورت شکست، از طریق کمیته صیانت از آرا جنگ روانی به راه اندازند که «از پیش گفتیم که نمیگذارند.»
آیا طراحان چنین برنامههایی نمیپندارند که بدین طریق مشروعیت دوران ریاست جمهوری خود را نیز به زیر سوال میبرند؟ زیرا آنان نیز پیش از این در فرآیند همین مکانیزم انتخابات، سکان امور اجرایی را به دست گرفتهاند. در صورت اصرار این عزیزان بر چنین روشهای غیراصولی این سوال برای مردم پیش میآید که معادلههای قدرت شکل گرفته دارای چه اهمیتی است که برخی برای حفظ آن حتی حاضرند مشروعیت مسوولیتهای خود را نیز مخدوش سازند؟
باید توجه داشت هر رایی که به صندوقها ریخته میشود در کنار انتخاب کاندیدای مورد نظر، تاییدی بر سلامت انتخابات و نظامی است که توانسته چنین فرآیندی را شکل دهد و از سلایق و گرایشهای مردم کاملا پاسداری کند. قطعا نفس مشارکت احزاب و گروهها در انتخابات، نیز به صورت پررنگتری دلالت بر همین امر دارد.
اگر کمترین شائبهای در سلامت ساختار انتخابات بود آیا سازمانهای سیاسی و حزبی نزدیک به یک سال قبل از انتخابات، همه هم و غم خود را مصروف رقابت میکردند و میلیاردها تومان هزینه مینمودند؟ چنین سرمایهگذاری کلانی خود گویاترین اذعان به این واقعیت است که در صورتی که با تبلیغات بتوانند نظر مردم را به خود جذب کنند هیچ عامل دیگری بازدارنده دستیابی آنها به قدرت نخواهد بود. اما آیا با این گونه بداخلاقیها که متاثر از نگرانیهای شدید است میتوان آرای مردم را کسب کرد؟
عباس سلیمینمین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: