در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش «جامجم»، روز گذشته زنی جوان با حضور در مجتمع قضایی شهید باهنر تهران خواستار دریافت مهریهاش شامل 15 کیلو شمش طلا از همسرش شد.
زن جوان با ارائه این درخواست به قاضی دادگاه گفت: چندی قبل هنگامی که به مهمانی یکی از دوستانم رفته بودم با مرد ثروتمندی به نام فرشید آشنا شدم. کمکم روابط دوستانهای بین ما شکل گرفت تا این که چند ماه بعد به من پیشنهاد ازدواج داد.
ابتدا خانوادهام با این موضوع مخالف بودند تا عاقبت با اصرارهای من پذیرفتند و فرشید به خواستگاریام آمد. پس از خواستگاری، خانوادهام درباره فرشید تحقیق کردند و پی بردند که وی خیلی بداخلاق است و نمیتواند مرا خوشبخت کند.
زن جوان ادامه داد: اما با شنیدن این حرفها، تصمیم خود را برای ازدواج با او گرفته بودم، چون فقط پول و ثروت فرشید برایم مهم بود و به چیز دیگری فکر نمیکردم و حرفهای خانوادهام را به عنوان حسادت میپنداشتم.
آنقدر به خانوادهام اصرار کردم تا عاقبت آنها به ازدواج من با وی رضایت دادند من هم که شیفته پول و ثروت بودم، از فرشید خواستم 15 کیلو شمش طلا را به عنوان مهریه برای من در نظر بگیرد که قبول کرد و به این ترتیب عقد کردیم. قرار بود پس از چند ماه زندگی مشترکمان را شروع کنیم، اما پس از چند هفته، کمکم اخلاق و رفتار شوهرم تغییر کرد و دیگر آن مرد مهربان نبود.
شوهرم از همه چیز من ایراد میگرفت و هر روز شرایط بد و بدتر میشد. وقتی اختلافمان بالا گرفت، عاجزانه از او خواستم، به دادگاه بیاید و توافقی از هم جدا شویم، اما توجهی به حرفهایم نکرد و حاضر به طلاق دادن من نبود و بدرفتاریهایش بیشتر شد. الان فهمیدهام پدر و مادرم چرا با ازدواج من با فرشید مخالف بودند. امروز به دادگاه آمدهام تا حداقل یک کیلو از شمشهای طلا را بگیرم و بقیه را به وی ببخشم و از هم جدا شویم. اکنون به این نتیجه رسیدهام که او مرد زندگیام نیست و قادر به ادامه زندگی با او نیستم.
قاضی دادگاه پس از شنیدن اظهارات زن جوان، دستور قضایی مبنی بر احضار شوهر وی به دادگاه را صادر کرد تا در جلسه بعدی شنیدن اظهارات شوهر شاکی، حکم مربوط را صادر کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: