در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش «جامجم»، اوایل بهار سال 84 مردی به اداره آگاهی شهرستان همدان رفت و از ناپدید شدن پسر 23 سالهاش به نام محسن خبر داد و گفت: پسرم از 2 روز قبل به طرز مرموزی ناپدید شده است. او بتازگی با دختری به نام مریم عقد کرده و قرار است بزودی ازدواج کند.
پس از این شکایت، جستجوی پلیسی برای یافتن محسن ادامه پیدا کرد و ماموران در تحقیق از نامزد وی و خانوادهاش پی بردند که آنها هم از سرنوشت مرد گمشده اطلاعی ندارند.
4 سال از گم شدن محسن میگذشت و جستجوی پلیس همچنان برای یافتن وی بینتیجه مانده بود تا این که چندی قبل والدین وی نامهای مبنی بر ناپدید شدن محسن و وضعیت زندگی خود برای آیتالله شاهرودی، رئیس قوه قضاییه نوشتند و از ایشان تقاضای کمک کردند.
پس از ارسال این نامه به اداره نظارت و پیگیری قوه قضاییه، از سوی آیتالله شاهرودی، رئیس قوه قضاییه دستور ویژهای در این زمینه صادر شد و مسوولان انتظامی و قضایی همدان تحقیقات خود را بار دیگر روی پرونده ناپدید شدن محسن متمرکز کردند تا این که 2 هفته قبل متوجه شدند نامزد محسن، 2 سال قبل در دادگاه خانواده طلاق غیابی گرفته و با مرد دیگری ازدواج کرده است.
با مشخص شدن این موضوع، این زن و خانوادهاش مرتبهای دیگر به مرکز پلیس احضار شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند که مریم نامزد محسن بیان کرد وقتی از یافتن وی ناامید شده، به اجبار خانوادهاش ازدواج کرده است.
به دنبال اظهارات زن جوان، خانواده وی مورد بازجویی متعدد قرار گرفتند تا عاقبت چند روز قبل برادر مریم به قتل محسن اعتراف کرد.
اعتراف به قتل پس از 4 سال
متهم به قتل در اظهاراتش به پلیس گفت: چند ماه بعد از عقد خواهرم و محسن، متوجه اختلاف میان آنها شدم. این اختلافها به حدی رسید که خواهرم تصمیم گرفت از او جدا شود، اما به خاطر حفظ آبروی خانوادگی از تصمیم خود منصرف شد. من هم که از ماجرای اختلاف آنها مطلع بودم، تصمیم گرفتم محسن را بترسانم تا دیگر خواهرم را اذیت نکند.
متهم به قتل ادامه داد: روز حادثه که اوایل بهار سال 84 بود با یک دستگاه موتورسیکلت به روستای محل زندگیاش در اطراف کبودرآهنگ رفتم و به بهانه آشتی دادن محسن با خواهرم، او را با خود بردم.
حوالی جنگلهای اطراف روستا به بهانه این که موتورسیکلتم خراب شده است، از او خواستم پیاده شود تا من آن را تعمیر کنم که در همین موقع با چوبدستی به سوی محسن حمله کردم و به سرش زدم و او را مجروح کردم. 3 روز بعد وقتی متوجه مرگ او شدم، جسدش را در بیابان دفن کردم.
وی افزود: هر مرتبه که خانوادهاش از ناپدید شدن محسن سوال میکردند، اظهار بیاطلاعی میکردم و چند مرتبه هم همراه آنها، به جستجوی وی پرداختم تا آنها به من شک نکنند.
بنابراین گزارش، به دنبال اعتراف متهم به قتل، کارآگاهان جنایی آگاهی همدان با هماهنگی قضایی به محل دفن جسد عزیمت کردند و موفق به کشف بقایای جسد داماد گمشده شدند.
متهم به قتل پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: