در مسیر، در روستای قدیمی "نگار" از روستاهای بااهمیت شهرستان "بردسیر" که در کتاب های تاریخی از آن نام برده شده است، توقف نمودیم. این روستا در مسیر جاده ی کرمان – بافت و در 25 کیلومتری مرکز شهرستان قرار دارد. هم اکنون در قسمت قدیمی نگار، آثار حمام ویران شده و برج و مناره ی مسجدی پابرجاست که از ساروج و آجر ساخته شده و نوشته اند که قدمت آنها به دوران سلجوقیان برمی گردد.
با گذر از شهرهای بافت، ارزوییه، وکیل اباد، حاجی آباد و مشاهده ی کشتزارها، باغ های میوه ، نخلستان ها، معادن زغال سنگ ، کوچ عشایر، آثار باستانی و بناهای تاریخی، وارد استان هرمزگان شدیم و به بندرعباس رسیدیم.
این استان نیز مانند استان های کرمان و یزد و فارس و خوزستان، برخوردار از آثار و میراث باستانی است که سند هویت ملت ایران به شمار می رود و هر ملتی با توجه به شناختی که از هویت ملی خویش دارد به میراث تاریخی خود ارج می نهد و از آن پاسداری می کند.
متاسفانه در سال های گذشته و در سده های پیش از آن، بی خبری مردم ، جهل حکومت و غرض ورزی و سوء استفاده ی برخی افراد و گروه های متنفد و سودجو، موجب شده بسیاری از آثار و بناهای تاریخی و اشیای قیمتی و عتیقه ایران از جمله در جیرفت کرمان و کیش و قشم در استان هرمزگان و شوش خوزستان مورد غارت و چپاول قرار گیرد.
این امر سابقه دارد. در عصر قاجاران و پهلوی پای سوداگران بیگانه به ایران باز شد و عامل دیگری بر جهل و بی توجهی خود ایرانیان افزون گشت تا در دوره ی ناصرالدین شاه قاجار و پس از آن ، بسیاری از اشیای تاریخی ایران به بهای ارزان به بیگانگان فروخته شود.
افزون بر این ، در تهران قراردادهایی برای کاوش های باستان شناسی بسته می شد که صاحب نظران، آن قراردادها را "ترکمانچای میراث باستانی ایران" نامیده اند و بر اساس این قراردادها، بیگانگان بسیاری از آثار و یافته ها و قطعه های باارزش را به موزه های کشور خود منتقل کردند.
محمد علی محلاتی روزنامه نگار و سفرنامه نویس عصر ناصری و دوره ی مشروطیت که به کشورهای اروپایی ، آسیایی و آمریکا و نیز به بیشتر جاهای ایران سفر کرده است در خاطراتش می نویسد:" کسانی که دول و ملل را گردش نکرده، اوضاع عالم را نمی دانند، حق دارند ندانند که ایران چه وضع طبیعی و تاریخی دارد، چه آثار ابهت در او موجود است و این خلیج فارس و اهواز و خوزستان دارای چه اهمیت فوق التصوری است. افسوس! افسوس!"(حاج سیاح، صفحه ی 223).
شهر قدیمی "گمبرون" یا بندرعباس کنونی، نسبت به سال های گذشته شلوغ ترو البته گرم تر بود. غروب روز نخستی که به بندر رسیدیم به ساحل و سپس موزه ی مردم شناسی خلیج فارس رفتیم.
شهر"گمبرون" در حاشیه ی خلیج فارس که در زمان شاه عباس صفوی به بندر عباس تغییر نام داد همواره از دو جهت تجاری و بازرگانی و نیز نظامی و امنیتی برای ایران، وطن ما اهمیت حیاتی داشته است. به لحاظ تجاری، شاه عباس در زمان فرمانروایی اش که همزمان با قدرت و برتری هلند و پرتغال بود کوشش کرد تا هلندی ها را در وضعیتی قرار دهد که بازرگانی ابریشم را تنها از طریق خلیج فارس انجام دهند و کنسول های خود را از قلمرو عثمانی و حلب (در ترکیه و سوریه ی کنونی) فرا خوانند.
شاه عباس که قدرتمندترین و بالیاقت ترین فرمانروای صفوی بود قصد داشت با این انحصار بازرگانی، راه تجارت را بر ترکان عثمانی ببندد و آنان را از امتیازات و درآمدهای گمرکی – به سود ایران – محروم کند. از این رو سفیر خود "موسی بیگ " را به هلند فرستاد و از او خواست استدلال کند که بازرگانان در عثمانی، آن آزادی عملی را که در ایران و خلیج فارس از آن برخوردارهستند، ندارند.
همچنین موسی بیگ از هلندیان درخواست کرد تا شاه عباس بتواند ابریشم و دیگر کالاهای ایرانی را با پرداخت هزینه ی ترابری آن ها با کشتی های هلندی ارسال کند و آن کالاها در هلند به حساب شاه به فروش رسانده شود.
به لحاظ نظامی نیز شاه عباس از هلندیان خواست تا او را در راندن پرتغالی ها از خلیج فارس و فتح استحکامات آنان در مسقط یاری رسانند ، همچنان که انگلیسی ها او را در بازپس گرفتن جزیره ی هرمز یاری رسانده بودند. افزون بر این ، شاه عباس سفیر دیگرش "محمد رضا بیگ" هم به پاریس فرستاد تا با فرانسویان برای راندن عرب ها از خلیج فارس مذاکره کند.
حکومت و حاکمیت ایران در عصر شاه عباس در اوج قدرت بود اما با فرمانروایی شاهان بعدی به ویژه شاه سلطان حسین صفوی، آفتاب دولت صفویان بر لب بام رسید و او و فرمانروایان بی لیاقت پس از او، در مقامی نبودند که منافع اقتصادی و تجاری و نیز امنیت مرزهای زمینی و دریایی ایران را تامین کنند.
دولت ایران در زمان پهلوی دوم به دلیل برخورداری از پشتیبانی آمریکا، بر خلیج فارس و دریای عمان برتری و سیطره داشت و برخی کشورهای عرب مدعی، مانند عراق ، امارات و عربستان سعودی قدرت عرض اندام نداشتند. این کشورها ، پس از انقلاب اسلامی که معادلات قدرت در منطقه ی خاورمیانه دگرگون شد به پشتگرمی واشنگتن ادعاهای تازه ای از جمله مالکیت بر جزایر سه گانه ی ایرانی (تنب بزرگ ،تنب کوچک و ابوموسی) را مطرح کردند.
عرب ها همچنین به تحریک قدرت های بزرگ مانند آمریکا و انگلیس ، از نام مجعول و غیرتاریخی "خلیج عربی" به جای "خلیج فارس" در گفته ها ، نوشته ها و رسانه هایشان استفاده می کنند که واکنش ایرانیان ، ملی گرایان و برخی صاحب نظران خارجی را برانگیخته است اما متاسفانه به نظر می رسد چندان که باید، کوشش و اقدام حقوقی و قانونی برای جلوگیری از سرقت نام خلیج فارس و نیز رد ادعاهای عربها در خصوص جزایر سه گانه ی ایرانی انجام نشده است.
ادامه دارد.... حسن سلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم