در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شنیدهام کارگردان فیلم کوین مکدونالد با هواپیما به استرالیا آمده تا نظر مثبت شما را برای بازی در فیلم «شرایط موجود» جلب کند. آیا شما برای بازی در این فیلم خیلی باید مجاب میشدید؟
من نیازی به قانع شدن نداشتم ولی قطعا باید او را میدیدم. تصمیم گیری من برای بازی در یک فیلم فرآیند خیلی پیچیدهای ندارد. پس، اجازه بدهید در مورد این موضوع صحبت کنم که چگونه از من خواسته شد در این فیلم بازی کنم، چون من سابقه خیلی طولانیای در زمینه همکاری با شرکت «یونیورسال» دارم. فهرست کامل فیلمهایی که من برای یونیورسال کار کردهام اینها هستند: گلادیاتور، ذهن زیبا، مرد سیندرلایی و گانگستر آمریکایی. بنابراین وقتی تقاضای بازی در این فیلم به دستم رسید، موضوع فقط این نبود که این تقاضا از سوی کسانی بوده که قبلا با آنها کار کردهام، بلکه از سوی کسانی بوده که رفاقت دور و درازی با آنها داشتهام. استودیو شرایط خوبی نداشت. آنها پولهای هنگفتی خرج کرده بودند. از طرفی در بین عوامل فیلم هم کسانی بودند که من از قبل میشناختمشان. بنابراین دوستان قدیمیام داشتند به من میگفتند: «ببین مرد! تفاوت بین این که در این فیلم بازی بکنی یا نکنی، مثل این است که برای بچههایت هدیه کریسمس بخری یا نه.» ولی اگر دوست خوبی باشی شاید بتوانی از این جور ایمیلها بنویسی.
آیا با کارهای کوین مکدونالد آشنایی داشتید؟
فیلم «آخرین پادشاه اسکاتلند» او را دیده بودم و سبک کارش و درکی که از رسانه سینما داشت، من را تحت تاثیر قرار داده بود. ولی مساله اصلی برای من این بود که فیلمنامه را بخوانم و واکنش فیزیکی خودم به آن را ببینم. بعد از خواندن یک سکانس، مو بر تنم سیخ شد. زمینهای را که داستان فیلمنامه پوشش میداد، پسندیدم و بعد در ادامه یک قسمت خیلی سینمایی در فیلمنامه دیدم، و با خودم گفتم: «خب، حالا دیگر مجبورم این را کار بکنم؛ پس تابستان امسال به این فیلم اختصاص دارد.» این طور شد که کوین شجاعانه این همه راه را با هواپیما از آمریکا به استرالیا آمد، چون هر دو ما نظرمان این بود که گفتگوی رو در رو خیلی مفید است. فکر کنم او همهاش 24 ساعت پایش روی زمین بود، ولی در همین مدت با هم پیادهرویهای طولانی انجام دادیم، با هم غذا خوردیم و کلی با هم صحبت کردیم.
پس بلافاصله با هم قرارداد بستید؟
صراحتا اعتراف میکنم که من و کوین در تمام زمینهها با هم دیدگاههای یکسان نداریم. ولی این موضوع هرگز باعث نشده که تا حالا رابطه خلاقانه خوبی با دیگران نداشته باشم. رابطه من با ریدلی اسکات هم همینطور است ولی در عین حال قرار است پنجمین فیلممان [رابین هود] را با هم بسازیم. [میخندد.]
آیا نقش ما در «شرایط موجود» باعث شد که در کشفی جدید، کار روزنامهنگاران را تحسین کنید و متوجه بشوید که کار روزنامهنگاری چقدر پر درد سر است؟
به هیچ وجه. به نظر من اگر در کار روزنامهنگاری دردسری وجود داشته باشد، روزنامهنگاران خودشان دنبال آن دردسرها میروند. کم اهمیت جلوه دادن یکسری خبرها و نوشتن مطالب دروغ و کذب در روزنامه فقط به خاطر این که ممکن است فروششان را بالا ببرد. به نظر من، اگر در حال حاضر روزنامهنگاری خبری دچار بحران شده، بحران راستگویی، خود روزنامهنگارها این وضعیت را ایجاد کردهاند. من مشکلات روزنامهنگاران را درک میکنم ولی نسبت به آنها حس سمپاتی و همذاتپنداری ندارم. اگر میخواهید که مردم نگاه جدیتری به روزنامهنگاری داشته باشند، پس کار تان را بهتر انجام بدهید.
این که «هلن میرن» سردبیر شما بود، چه تجربهای را برایتان به همراه داشت؟
او مطلقا دوست داشتنی است، مخصوصا وقتی که دشنام میدهد! [میخندد.] من سالهاست که هلن میرن را میشناسم بنابراین تجربه خیلی خوبی بود که بالاخره توانستم با او همبازی شوم.
کار کردن با کوین مک دونالد در مقایسه با کار کردن با کسی چون «ریدلی اسکات» چگونه بود؟
خب، کوین کارگردان جوانی است، و این اولین بار بود که او برای یک استودیو فیلم میساخت و اولین بار بود که مسوولیت این همه آدم روی دوشش قرار میگرفت. بنابراین، بدون شک، او از این به بعد در مسیر پیشرفت قرار میگیرد. ولی با توجه به این که او برای اولینبار پروژه به این عظیمی را کارگردانی کرده باید گفت که کارش را خیلی خوب انجام داده است. خیلی با صراحت میگویم، این شورشیترین فیلم استودیویی است که من تاکنون در آن بازی کردهام. البته این فیلم به یکسری مسائل خیلی مهم میپردازد که باید در موردشان بحث شود، کوچکترینش همان بحث خصوصیسازی مسائل دفاعی و نظامی است. وقتی به بازیگران فیلم نگاه میکنید میبینید که گروه خیلی خوبی در آن حضور دارد. نه تنها هلن میرن، بلکه رابین رایت پن و جف دانیلز و جیسون بیتمن و راچل مک آدامز و بن افلک هم در آن حضور دارند. بن افلک تاکنون در هیچ فیلمی به این خوبی ظاهر نشده. او در این فیلم به مرحلهای از پیچیدگی عاطفی میرسد که واقعا خیرهکننده است.
اشاره کردید که باز هم دارید در فیلمی از ریدلی اسکات بازی میکنید. از فیلم «رابین هود» چه انتظاری باید داشته باشیم؟ شنیدهام این فیلم به سبک و سیاق فیلم گلادیاتور ساخته میشود؟
داستان این فیلم هزاران سال بعد از گلادیاتور رخ میدهد. اگر شما به ریدلی اسکات پول و یک هزار عدد شمشیر بدهید شک نکنید فیلم پرهیجانی برایتان میسازد.
منبع: ایندای لاندن
مترجم: مهبد آستانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: