در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حمل و خرید مواد مخدر یکی از اولین جرمهایی به حساب میآید که هر معتادی به دلیل آن ممکن است دستگیر شود، اما پرونده او به همین جا ختم نمیشود بلکه به زودی او میتواند لیست بالا بلندی از جرمهای کوچک و بزرگ را مرتکب شود و در واقع بدل به یک مجرم معتاد شود.
بررسیها نشان میدهند که رفتارهای بزهکارانه ناشی از اعتیاد به مواد مخدر امری اجتناب ناپذیر است.میزان اعمال بزهکارانه معتادان بسیار زیاد و متنوع است.
بیشترین جرمی که معتاد مرتکب میشود خرید و فروش مواد مخدر است که خود به تنهایی یکی از اصلیترین مصادیق قانونشکنی است. از آن مهمتر آغازی برای ورود معتاد به جرایم سنگینتر به حساب میآید.
دکتر رضا مختاری ، روانشناسی است که در یکی از مراکز بازپروری از چندی پیش مطالعه بر روی این پدیده اجتماعی را آغاز کرده است. او معتقد است جرمخیزی، بیش از هر معضل اجتماعی دیگری میتواند در بستر اعتیاد جامعهای را تهدید کند. او میگوید: «این پدیده تنها در کشور ما چنین آمار خطرناکی ندارد، بلکه حتی در کشورهایی که برای کنترل اعتیاد، موادمخدر از سوی دولت در اختیار معتادان قرار میگیرد هم معادله جرم و اعتیاد صدق میکند. بر اساس مطالعاتی که چندی پیش در یکی از شهرهای بزرگ انگلیس انجام گرفته بود مشخص شد با وجود این که دولت خود مواد مخدر را در اختیار معتادان قرار میدهد، اعمال بزهکارانه این افراد کمتر نشده است.در واقع رابطه میان بزهکاری و اعتیاد یک پدیده دائمی عمومی و غیر قابل اجتناب تلقی میشود.
رابطه بین ارتکاب جرم و اعتیاد برای نخستین بار در دهه 1930 در آمریکا مورد توجه قرار گرفت. بررسی در سال 1973 روی یک هزار معتاد به مواد مخدر نشان داد که 80 درصد آنها قبل از اعتیاد، هیچ نوع بزهکاری اجتماعی نداشتهاند، در حالی که 67 درصد این افراد پس از اعتیاد مرتکب جرم شده بودند.»
مختاری با اشاره به نمونههای دقیق آمارگیری که از سوی پژوهشگران اجتماعی در زمینه جرمخیزی اعتیاد انجام شده، اضافه میکند: «تحقیقات بعدی نشان میدهد از میان یک هزار و 36 معتاد، 75درصد قبل از اعتیاد سابقه محکومیت نداشتهاند و 86 درصد آنها پس از اعتیاد، محکومیت را تجربه کردهاند. در تحقیقاتی که روی دانشآموزان یکی از دبیرستانهای آمریکا به مدت 8 سال صورت گرفت مشخص شد که استفاده از مواد مخدر و ارتکاب جرم رابطه مستقیم با یکدیگر دارند و میزان بزهکاری همگام با بالا رفتن مصرف مواد مخدر افزایش پیدا میکند. همبستگی میان مواد مخدر و بزهکاری، انحراف یا اخلاق ضداجتماعی را به وجود میآورد که اعتیاد در آن به عنوان یک انحراف یا ناهنجاری اجتماعی تلقی میشود.»
دکتر مختاری ریشه بسیاری از مفاسد و ناهنجاریهای اجتماعی همچون خودکشی و قتلها را نیز در مواد مخدر و اعتیاد میداند، او اضافه میکند: «اعتیاد نشان دهنده نوعی ناهنجاری رفتاری در شخصیت اجتماعی فرد است که به شکل اعتیاد ظاهر میشود. مواد مخدر در رشد این ناهنجاری رفتاری در افراد اثرات گوناگونی دارد و گرایش به بزهکاری در افراد معتاد به موادمخدر شیمیایی و جدید نسبت به استعمال کنندگان جوانان بیشتر است.»
جرایمی که معتادان به مواد مخدر مرتکب میشوند صرفا جنبه اقتصادی و مالی ندارد و ناشی از ناهنجاریهای رفتاری است، وی با اشاره به این نکته به ریشههای روانی ارتکاب جرم در افراد معتاد میپردازد و اضافه میکند: «مواد مخدر سبب پافشاری معتاد در ارتکاب اعمال بزهکارانه میشود و این امر نشان دهنده تاثیر مواد مخدر در فرد بزهکار است.اعتیاد سبب ارتکاب 2 جرم اصلی از سوی معتاد میشود، یکی حمل و خرید و فروش مواد مخدر و دیگری سرقت برای تهیه این مواد که هر دو جرم برای دستیابی به مواد مخدر است. این جرایم عموما به 2 نوع جرایم مربوط به مواد مخدر و جرایم جانبی تقسیم میشوند.
براساس تحقیقات میزان وقوع جرایم به معتادان بسیار گسترده و پیچیده است و نه تنها نیاز معتاد به مواد مخدر، بلکه جرائم و جنایات خطرناک جانبی را نیز در برمیگیرد که میتوان آن را به 3نوع تقسیم کرد، در نوع اول، فعالیت غیر قانونی در امر تهیه مواد مخدر از طریق سرقت، قاچاق، خرید و فروش مواد مخدر، اقتدار جنایی علیه دیگران و ارتکاب جرم برای منافع شخصی. نوع دوم: فعالیت غیرقانونی در امر تهیه مواد مخدر از طریق روسپیگری (در زنان)، باجگیری و شرارت، قماربازی و جرایم مشابه و نوع سوم: دستگیری تنها به خاطر حمل مواد مخدر.
این حقوقدان میافزاید: «جرایم نوع اول که رفتارهای بزهکارانه خطرناک را شامل میشوند، در برگیرنده 60 درصد از موارد بزهکاری بوده در حالی که فقط 3 درصد معتادان، جرایم نوع سوم را انجام میدادند. شمار اندکی از معتادان در این سهگروه قرار نمیگرفتند و از راههای دیگر مواد مورد نیاز خود را تهیه میکردند. میزان بزهکاری معتادان از طریق تحقیقات علمی نشان داده که معتاد هر روز در خطر ارتکاب جرم است یعنی معتاد در هر 24 ساعت ممکن است یک یا 2 جرم را مرتکب شود.»
دکتر مختاری با اشاره به آمار بالای مجرمانی که معتاد هستند، میگوید: «در واقع معتادان یکی از مهمترین منابع جرمخیزی در کشور به حساب میآیند، به طوری که ریشهیابی بسیاری از جرایم و جنایتهای رخ داده به معتادی ختم میشود که یا خانه و اعضای خانوادهاش را با کشاندن به گرداب مصرف مواد مخدر از زندگی سالم محروم کرده یا حتی ممکن است برای یک لحظه نشئه شدن، تن به هر جنایتی بدهد. افراد در جریان اعتیاد دچار اختلال رفتاری، پرخاشگری، بینظمی و خشونت بیحد و مرز میشوند و این به دلیل ناتوانی معتادان در اداره خود و خانواده شان است.»
این روانشناس در بررسی سیر جریاناتی که اعتیاد زمینه ارتکاب به جرایمی همچون سرقت، قتل، کودک آزاری، همسرآزاری و... را فراهم میکند، اظهار کرد: «اعتیاد، بیماری ثانویهای است که شخص نسبت به بیماری اولیه به آن مبتلا میشود. زمینه ابتلا به بیماریهای روانی اولیه همچون اختلال شخصیتی، افسردگی شدید، اسکیزوفرنی، سندرم بیش فعالی، کم توجهی شدید و حتی زمینههای کودکی فرد معتاد که در خانواده آشفته متولد شده، در معتادان افزایش مییابد. بررسی دوران کودکی معتادان نشان میدهد که با ابتلا به اختلالات رفتاری، عمدتاً افراد پرخاشگری بودهاند، به طوری که بتدریج اختلالات رفتاری منجر به بروز رفتارهای ضد اجتماعی از سوی این دسته از آسیبدیدگان میشود. این در حالی است که گرایش به مصرف مواد مخدر، زمینه بروز ناهنجاریها و انحرافات اجتماعی را فراهم میکند.»
همچنین این روانشناس توضیح میدهد: «اغلب، معتاد، زمانی مرتکب جرم میشود که هنگام مصرف با مشکل مواجه شود. بدین ترتیب چنانچه به میزان نیاز خود به مصرف مواد مخدر نیازمند پول باشد، برای برآوردن نیاز روانی خود برای انجام هر اقدامی آمادگی دارد تا آنجا که در اولین مرحله به سرقت اموال نزدیکان عمدتاً درجه یک و در مرحله بعد با ترغیب توزیع کنندگان، با شکار طعمههای جدید به فروش مواد مخدر روی میآورد.»
این محقق در ادامه با تشریح آغاز تشنجات جرمزایی در زندگی معتاد، میافزاید: «با توجه به این که توجه معتاد هم از نقطه نظر اقتصادی و هم روحی و روانی بر مصرف مواد مخدر تمرکز مییابد، دیگر قادر به توجه به نیازهای مادی و عاطفی همسر و خانواده خود نیست. بدین ترتیب، زمانی که فرد معتاد برای تأمین نیاز خود به مخدر مصرفی با کمبود یا مانعی همچون خانواده و نزدیکان مواجه میشود، در واکنش به اعتراضات پیشرو، اشکال جرایم خانوادگی از قبیل همسرآزاری، فروش فرزندان و یا کودکآزاریهای شدید شکل میگیرد.»
وی معتقد است: «در حالی که فرد معتاد نیازمند کسب درآمد برای تأمین مخدر مصرفیاش است، به مرور با بروز مشکلاتی در محیط کار، خانه نشین میشود. وی خانهنشینی معتادان را از دیگر عوامل بروز جرایم از سوی آنها عنوان میکند. به گفته این پژوهشگر آسیبهای اجتماعی، واقعیت امر این است که روشهای برگزیده مسوولان در مواجهه با معتادان به شدت تبدیل به گره کور شده، به طوری که ریشههای درمان نیافته آن به شکل فجایع جرمزایی گریبانگیر خانوادهها به ویژه نسل جوان کشور شده است. از این رو راهیابی فرد معتاد به انواع باندهای سرقت، توزیع مواد مخدر و حتی اجیرشدن برای انجام جنایاتی به مراتب فجیع، آسانتر از انتخاب راههای درمان برای رهایی از دام اعتیاد است. اعتیاد به مصرف مواد مخدر نه تنها در کشور ما بلکه در همه کشورهای دنیا مشکلا ت زیادی را برای مردم و حکومتها به وجود آورده است. امروز قاچاق مواد مخدر از سوی باندهای سازمان یافته تبهکار انجام میشود. کشور ما، به دلیل قرارگرفتن در هلال طلایی ترانزیت مواد مخدر در بین سایر کشورها بیشترین آسیب را از این جهت میبیند و از سویی مصرف مواد مخدر متحمل ضررهای جبران ناپذیری شده است.همسایگی باکشور افغانستان که بزرگترین تولید کننده مواد مخدر میباشد و علیالخصوص بعد از اشغال نظامی آن توسط نیروهای بیگانه سطح کشت مواد در آن بیشتر شده است این تبعات را دارد. به هر حال چیزی که مهم است باید به دنبال راه چارهای برای کنترل مصرف و جلوگیری از قاچاق بود تا ارتباط افراد با مواد مخدر قطع یا کم شود، تا به این ترتیب اعتیاد زمینهسازی برای شکلگیری بزههای دیگر نشود.»
حدیث ضابطی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: