در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در سال 1865 میلادی فردریک آگوست ککوله، از محققان علم شیمی که در زمینه شیمی آلی به تحقیق و مطالعه میپرداخت ناگهان خواب عجیبی دید. او در خواب ماری را دید که حلقهای را تشکیل داده بود و دم خود را نیش میزد. ککوله نیز همانند دیگر شیمیدانهای آن زمان در تلاش بود تا به یافتههایی درباره ساختار بنزن که یکی از انواع هیدروکربنهای معطر و بیرنگ است، دست یابد.
این روِیای عجیب به او کمک کرد تا به حلقوی بودن ساختار بنزن پی ببرد. به این ترتیب زمینه مناسبی برای تحقیق درباره این گروه از ترکیبات و پیشرفت در زمینه شیمی آلی یا شیمی کربن فراهم شد. اگرچه در طول تاریخ تنها تعداد اندکی از انسانهایی که زندگی در این کره خاکی را تجربه کردهاند توانستهاند نامی را ازخود به یادگار گذارند، اما آنچه در این تجربه حائز اهمیت است، این است که ککوله برخلاف آنچه به نظر میرسد، از روش بسیار سادهای برای رسیدن به هدف و پاسخگویی به معمایی که در ذهنش مطرح شده بود، استفاده کرد. اغلب ما بر این باور هستیم که تصمیمگیری درباره انتخاب مسیر مناسب در کسب علم و دانش در زمینههای علمی مختلف، انتخاب شغل مناسب و یا انتخاب یک شریک زندگی ایدهآل از مجموعه عواملی هستند که وجود آنها برای در کنار هم قرار دادن قطعات پازل زندگی و رسیدن به موفقیت در مسیر زندگی، لازم و ضروری است. این در حالی است که او به عنوان یک محقق موفق، تنها با اندکی تعمق درباره آنچه در رویا دیده بود به چنین موفقیتی دست یافت. هنگام خواب شبانه، مغز تا تثبیت اطلاعات در حافظه از تداخل اطلاعات جدید یا اطلاعات قبلی ممانعت به عمل میآورد و این توانایی را در اختیار شما قرار میدهد تا روز بعد بتوانید به نحو مطلوبتری این اطلاعات را در ذهن کنار هم و مورد استفاده قرار دهید. بنابراین میتوان گفت، خواب نهتنها به تقویت حافظه کمک خواهد کرد بلکه بررسی اطلاعات جدید ثبت شده در ذهن را نیز امکانپذیر خواهد ساخت بر این اساس مغز اطلاعات ارزشمند به دست آمده را در ذهن ثبت میکند و نسبت به حفظ یا افزایش این گروه از اطلاعات تصمیم میگیرد. برای مثال اگر این تصویری که در ذهن ثبت شده در بردارنده عناصری مهیج و غیرمهیج باشد، وقتی فرد میخواهد مغز او بخش مهم و مهیج موجود در تصویر مشاهده شده را در حافظه نگاه میدارد و دیگر بخشهای تصویر را که در مقایسه از ارتباط کمتری با این بخش از تصویر که در حقیقت بخش اصلی تصویر است برخوردار است از ذهن پاک میکند. مغز میتواند مجموعهای از اطلاعات موجود در حافظه را بررسی و تجزیه و تحلیل کند تا ارتباط بین آنها را شناسایی و با حذف جزییات غیرضروری، به ما کمک کند مفهوم آنچه را که به آن دست یافتهایم، بیاموزیم.
همه بخشهای مغز فعال هستند
با توجه به این که پیش از این فرضیات دیگری در این زمینه مطرح شده بود، بدون تردید شما نیز از خواندن این مطلب متعجب شدهاید اما مطمئن باشید یافتههای اخیرمحققان جامعه علمی را نیز شگفتزده کرده است. تا اواسط دهه 1950 میلادی، اغلب دانشمندان تصور میکردند که هنگام خواب مغز کاملا غیرفعال خواهد شد. اگر چه هرمن ابنیگ هاوس، روانشناس آلمانی در سال 1985 میلادی به شواهدی مبنی بر نقش موثر خواب در حفاظت اطلاعات ثبت شده در حافظه کوتاه مدت دست یافته بود، اما همچنان محققان بر این باور بودند که این پدیده ناشی از وجود نوعی سیستم حفاظتی انفعالی در مغز است که مانع ایجاد تداخل میان اطلاعات ثبت شده در ذهن میشود. به گفته محققان، از آنجا که اطلاعات جدید وارد شده در حافظه، اطلاعات پیشین را تحت تاثیر قرار میدهد، ما بسیاری از این اطلاعات را به مرور زمان فراموش میکنیم. اما با توجه به این که هنگام خواب هیچگونه اطلاعاتی در ذهن ثبت نمیشود، بنابراین دادههایی که پیش از خواب در حافظه ثبت شده باشند، در این مدت چندان دستخوش تغییر نخواهد شد.
در سال 1953، محققان حوزه روانشناسی در دانشگاه شیکاگو در بررسیهای انجام شده متوجه وجود اختلافات قابل توجهی در فعالیت مغز هنگام خواب شدند و به این نتیجه رسیدند که در تحقیقات انجام شده درباره نحوه عملکرد مغز و یادگیری، موضوع بسیار مهمی را نادیده گرفتهاند. آنها دریافتند در مرحلهای که فرد درخواب عمیق است و خواب میبیند و پس از آن فرد مرحلهای دیگر را تجربه میکند، یک چرخه 90 دقیقهای سپری میشود. در مرحله خواب عمیق که اصطلاحاREM ً نامگذاری شده است، چشمها بسرعت در حال حرکت بوده و مغز نیز فعال است. نوسانات علائم الکترومغناطیسی ثبت شده از مغز که ناشی از فعالیتهای شدید مغزی است، کاملا شبیه علائمی است که هنگام بیداری ثبت میشود. پس از این محققان علم عصبشناسی به تحقیقات خود در این زمینه ادامه دادند و به این نتیجه رسیدند که در فاصله زمانی بین مراحل مختلف ( REMحرکات سریع چشم) هر یک از مجموعه سلولهای عصبی مغز به طور جداگانه تحریک خواهند شد. در این فواصل زمانی که مغز کمترین سطح فعالیت را دارد، تعداد زیادی از سلولهای عصبی همزمان و با آهنگ یکنواختی از یک تا چهار بار در ثانیه تحریک خواهند شد. بنابراین میتوان گفت هنگام خواب، مغز در هیچ مرحلهای غیرفعال نخواهد بود، بلکه خواب فرآیندی است که بسیار متفاوتتر از آنچه پیش از این تصور میشد، عمل میکند. در حقیقت خواب فرآیندی کاملا فعال است.
بخوابید تا بهتر به خاطر آورید
دستیابی به اطلاعات جدید در تحقیقات انجام شده توسط محققان علم عصبشناسی را در سال 1994 میلادی میتوان نقطه عطفی در مطالعات انجام شده درباره چگونگی عملکرد مغز هنگام خواب و تاثیر آن بر حافظه به شمار آورد.
براساس این نتایج، وقتی فرد سطح مشخصی از مرحلهREM را در چرخههای 90 دقیقهای هنگام خواب شبانه سپری میکند، در تفسیر پدیدههای مبتنی بر تشخیص بسیار بهتر عمل خواهد کرد، اما در صورتی که خواب شبانه کافی نبوده و فرد نتوانسته باشد تعداد مشخصی از مراحلREM را هنگام خواب سپری کند، توانایی او در تفسیر چنین پدیدههایی درمقایسه با قبل، هیچ تغییری نخواهد کرد. پذیرش این واقعیت که عملکرد مغز پس از خواب شبانه به میزان قابل توجهی افزایش خواهد یافت، وجود سیستم حفاظتی انفعالی در مغز را مورد تایید قرار نخواهد داد. بلکه وقتی مغز در حال استراحت است پدیدههایی اتفاق میافتند که سبب تغییر اطلاعاتی خواهد شد که روز گذشته در حافظه ثبت شدهاند. مرحله خواب عمیق یاREM مرحلهای ضروری است که زمینه مناسب برای انجام چنین تغییراتی را فراهم خواهد کرد. اگرچه آنها بر این باور بودند که چنین تغییرات ناخودآگاهی میتواند هنگام روز نیز ایجاد شوند، اما جالب توجه این بود که این تغییرات مستلزم سپری شدن تعداد مشخصی از چرخههای 90دقیقهای مرحله خواب عمیق یاحرکات سریع چشم هنگام خواب شبانه است. در سال 2000 میلادی این موضوع مورد بررسی مجدد قرار گرفت. حاصل تحقیقات نشان داد که لازمه بهبود عملکرد و افزایش توانایی فرد در تفسیر پدیدههای مبتنی بر تشخیص دیداری، بیش از 6 ساعت خواب شبانه روزی پس از یک جلسه آموزشی است.
همچنین هریک از مراحل مختلف خواب ویژگیهایی دارد که نقش مهمی در افزایش و بهبود عملکرد مغز خواهد داشت. وقتی ما اطلاعاتی در مغز کدگذاری میکنیم و آنها را به رمز درمیآوریم، این اطلاعات جدید ثبت شده در حافظه رهسپار سفری طولانی خواهد شد که به موجب آن در ذهن مثبت و از نظر کیفی دستخوش تغییر میشود تا این که در پایان تنها شباهت بسیار کمی با اطلاعات اولیه خواهد داشت.
در نخستین ساعات، حافظه از ثبات نسبی بیشتری برخوردار بوده و در نتیجه در برابر تداخل با اطلاعات پیشین مقاومتر خواهد بود. اما پس از مدت زمان مشخصی مغز نسبت به ثبت اطلاعاتی که ارزش به خاطر آوردن داشته یا نداشته باشند تصمیمگیری میکند که در نتیجه آن برخی جزئیات ثبت شده تنها به صورت یک داستان کوتاه قابل بازیابی خواهند بود. اگر خواب تنها به صورت موقتی به حفظ و تثبیت اطلاعات در حافظه منجر شود، بنابراین، این اطلاعات همچنان در معرض خطر فراموشی قرار خواهند داشت. اما پیامدهای موثر خواب بر توانایی ذهن تنها محدود به ثبت اطلاعات حافظه نخواهد بود، بلکه پردازش اطلاعات در حافظه دربردارنده مراحل پیچیدهای است که هنگام خواب به ترتیب سپری خواهند شد.
اگرچه تاکنون مطالعات بسیاری درباره مکانیسم ابتدایی چگونگی عملکرد مغز در فرآیند افزایش توانایی ذهنی افراد برای ثبت اطلاعات در حافظه انجام شده است، اما بررسی دقیق این فرآیند هنوز به صورت معمایی مطرح است که پاسخ مناسبی برای آن یافت نشده است. حافظه از طریق افزایش امکان برقراری ارتباط بین صدها، هزاران و یا میلیونها سلول عصبی شکل میگیرد و به این ترتیب الگوهای فعالیتی مشخصی که از احتمال تکرار بیشتری برخوردار هستند، به وجود خواهند آمد. وقتی این الگوهای فعالیتی در مغز مجددا فعال میشوند میتوانیم اطلاعات مورد نظر را به یاد آوریم. تغییرات ایجاد شده در برقراری ارتباط بین سلولهای عصبی که موجب برقراری ارتباط بین آنها میشوند ناشی از انجام نوعی فرآیند مولکولی است که سبب تقویت ارتباط ایجاد شده بین دو سلول عصبی که همزمان باهم تحریک شدهاند، میشود و ایجاد ارتباط بین آنها را در بلندمدت تضمین میکند. بنابراین بین سلولهای عصبی که همزمان باهم تحریک و برانگیخته میشوند، ارتباطی ایجاد خواهد شد که الگوی مشخصی را برای فراخوانی اطلاعات در حافظه به وجود خواهد آورد.
هنگام خواب، مغز الگوهای فعالیت سلولهای عصبی ایجاد شده در طول روز را بار دیگر فعال میکند که در نتیجه سبب میشود بتوانیم برای طولانی مدت این اطلاعات را در حافظه خود ذخیره و در صورت نیاز استفاده کنیم. از آنجا که تکرار فرآیند یادگیری به صورت ناخودآگاه هنگام خواب میتواند نقش موثری در تسهیل یادگیری داشته باشد، بنابراین ممکن است مغز بتواند با افزایش تکرار قسمتهای پیچیدهتر در یک فرآیند یادگیری فرد را به میزان قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد.
برای مثال اگر فردی که نواختن پیانو را میآموزد در فاصله زمانی بین جلسات آموزشی خواب کافی داشته باشد، از سرعت و هماهنگی بیشتری در حرکت انگشتان دست هنگام نواختن قطعهای که بتازگی آن را فرا گرفته است برخوردار خواهد بود. در خواب، مغز آنچه را که آموخته است بار دیگر از طریق بررسی اطلاعات ثبت شده در حافظه مرور میکند. بررسی تصاویر ثبت شده از مغز در روش تصویربرداریMRI گویای آن است که فرد پس از بیدار شدن از خواب برای تمرین آنچه پیش از این فراگرفته است، از بخشهای مختلفی از مغز استفاده میکند. در این شرایط فعالیت مغز در سمت راست بخش حرکتی، بخش میانی جلوی مغز، هیپوکامپ (ساختمان عصبی خمیدهای که در کف مخ میانی بطن جانبی مغز قرار دارد) و همچنین سمت چپ مخچه که نقش مهمی در افزایش سرعت و دقت انجام کار دارند، افزایش خواهد یافت. این در حالی است که در مقابل فعالیت مغز در بخشهایی که سبب عدم تمرکز و ایجاد هیجان در فرد خواهند شد به مراتب کاهش مییابد. توانایی مغز در همه قسمتها پس از استراحت افزایش خواهد یافت اما در بخشهایی که در انجام یک فرآیند نقش موثرتری دارند، محسوستر خواهد بود.

چرا فراموش میکنیم؟
براساس تجاربی که در طول زندگی به دست آوردهایم، حجم انبوهی از اطلاعات مختلف در حافظه ثبت میشود که این اطلاعات محدوده وسیعی از یافتههای بسیار مهم درباره موضوعات مختلف تا اطلاعات بسیار ساده و ابتدایی مانند شماره اتومبیل شخصی شما را در بر خواهد گرفت. در سالهای گذشته روانشناسانی که در زمینه مفاهیم شناختی به تحقیق و مطالعه پرداختهاند به یافتههایی مبنی بر وجود دو نوع سیستم حافظه اصلی در ذهن انسانها دست یافتهاند. حافظه کوتاهمدت یا حافظه فعال مسوولیت حفظ حجم اندکی از اطلاعات را که در همان حال درباره آن میاندیشیم، به صورت موقت به عهده دارد. این در حالی است که حافظه بلندمدت انسان میتواند حجم انبوهی از اطلاعاتی را که فرد در طول زندگی از طریق تفکر یا تجربه به آن دست یافته است در مغز نگهداری کند. این دو حافظه از نظر میزان جزئیات اطلاعاتی که در اختیار فرد قرار میدهند نیز با یکدیگر متفاوت خواهند بود. حافظه کوتاهمدت اطلاعات بسیار دقیقی را درباره موضوعات محدودی که در زمان حال به آنها میاندیشیم ارائه میکند، اما حافظه بلندمدت تنها میتواند تصویر مبهمی از موضوعات مختلفی که در گذشته با آنها مواجه شده و یا آنها را تجربه کردهایم به معرض نمایش بگذارد. اگرچه حافظه بلندمدت انسان میتواند حجم انبوهی از اطلاعات را در مغز حفظ کند، اما اغلب جزئیات چنین اطلاعاتی قابل دستیابی نخواهد بود و این اطلاعات تنها محدود به عناوین و موضوعات اصلی که در گذشته برای ما رخ دادهاند، خواهند بود.
اما براساس یافتههای جدید محققان آنچه در حافظه بلندمدت انسان ثبت میشود نیز تا به این اندازه مبهم نخواهد بود که نتوانیم هیچ یک از جزئیات آن را به طور کامل به یاد آوریم. اما آنچه جالب است این که ما انسانها اغلب قادر نخواهیم بود جزئیات این اطلاعات را به یاد آوریم. به عبارت دیگر با وجود این که مغز یا حافظه بلندمدت انسان دربردارنده جزئیات کامل حوادث و موضوعات مختلف است، اما ما نمیتوانیم در موقع نیاز جزئیات را به صورت کامل به خاطر آوریم.
برای مثال وقتی تصویری را میبینیم اغلب میتوانیم به صورت دقیق دیدن یا ندیدن تصویری مشابه این تصویر در گذشته را مورد تایید قرار دهیم؛ اما وقتی وارد یک فروشگاه اسباببازی بزرگ میشویم و در تلاش هستیم آنچه را که مورد علاقه کودکمان بوده است بیابیم، باید برای رسیدن به پاسخ صحیح در ذهن خود بسرعت و بدون استفاده از یک یادآور تصاویری در حافظه به جستجو بپردازیم. بدون تردید آنچه سبب فراموشی و ایجاد تداخل در میان اطلاعات ثبت شده در حافظه میشود، فرآیند جستجو در میان این اطلاعات است که مستلزم صرف زمان بوده و اغلب موجب اشتباه خواهد شد.
فرانک فراهانی جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: