در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرچه بنا به اعلام منابع محلی ازدحام چند صد هزار نفری و شوق و شور آن لحظه مبارک مانع از آن بود که بتوانم به فرمایشهای رهبری فرزانه در صحن حرم گوش فرا دهم ولی به رسم هر ساله به زحمت میخواستم بدانم که امسال ماموریت اصلی کشور از نگاه ایشان چیست؟
ساعتی نگذشت که متوجه شدم افق روشن سال 88 از سوی ایشان، «حرکت برای اصلاح الگوی مصرف» نام گرفته است.شاید به فاصله کمتر از 24 ساعت از خراسان رضوی به طرف تهران حرکت کردم.
در راه و در تهران، زمانی که بیلبوردهای بزرگ اصلاح الگوی مصرف را با آن سرعت مثالزدنی نصب شده یافتم بسیار شگفتزده شدم و 2 سوال اساسی برایم مطرح شد؛ سوال اول اینکه در این تعطیلی سراسری گروهی که بسرعت کار طراحی و چاپ و نصب این بیلبوردها را به عهده داشتهاند، چه کسانی بودند؟ و سوال دوم اینکه چرا برخورد ما و مسوولان به مقولات اصولا این چنین است؟
در پایان فروردین شاید بتوان گفت که در غالب شهرها و راههای کشور، میلیونها مترمربع بیلبورد جمعآوری شد که محتوای همه آنها نوشتههایی در زمینه «اصلاح الگوی مصرف» بود.
واقعیت این است که اصلاح الگوی مصرف موضوعی کاملا فرهنگی است و آنچه مرتبط با فرهنگ است لوازم و الگوهای اجتماعی را طلب میکند بنابراین نمیتوان انتظار داشت برای تبلیغ امری اجتماعی و فرهنگی از ابزارهای غیرمتناسب با آن بهره گرفت یا برای دستیابی به هدفی، ابزار نامتناسب با آن را به کار گرفت.مثل این که یک سمینار بینظم با موضوع نظم برگزار شود یا برای بررسی موضوع فقر در یک منطقه مرفهنشین کنگره برگزار کرد.
با همین نگاه، ناگفته پیداست که اصلاح الگوی مصرف و توسعه آن به عنوان یک گفتمان ملی در گرو شناخت محتوا و لوازم آن است.بگذارید از همین تبلیغات شروع کنیم که در شرایط حاضر، امری واجب و اجتنابناپذیر است.کمتر تسلطی به علوم ارتباطی و مسائل مرتبط به تولید پیام و سنجش تاثیرگذاری آن، میتواند نشاندهنده این باشد که با استفاده از روشهای نوین و تکنیکهای موثر میتوان علاوه بر پایین آوردن هزینهها، پیامهای بهتر و بیشتری تولید و عرضه کرد.
استفاده از تکنولوژی پیامک، تولید داستان، شعر، لطیفه، پیامهای چندرسانهای، بلوتوث و وسایل ماندگار تبلیغاتی که بتواند تکرار انتقال پیام را رقم بزند، روشهای بسیار ارزانتر و ماندگارتری هستند که در فرهنگ عمومی کمتر کاربرد دارند.اصلاح الگوی مصرف، در عصر حاضر به 2 چیز وابستگی تام دارد که عبارت است از: «اعتقاد قلبی به بهبود تخصیص منابع» و «استفاده خلاقانه از منابع برای استفاده از آن.»شاید به همین دلیل است که میتوان اعتقاد داشت، خلاقیت شاه کلید اصلاح الگوی مصرف است.
محمدصادق دهنادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: