در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خانه سینما در دوره جدید خود با مدیریت محمدمهدی عسگرپور، افقهای تازهای را پیش روی سینمای ایران قرار داده است. برنامهریزیهای گسترده برای آینده این سینما در سطح کلان، توجه به مطالبات و شفافسازی فضای فرهنگی و... از جمله حرکتهای روبه رشد وی در دوره مدیریت کوتاه مدت خود در خانه سینماست.
در ادامه این حرکتها، جامعه اصناف سینمای ایران برای حضور گسترده هنرمندان در این دوره از انتخابات اقدامی شایسته انجام داده است؛ حرکتی که شاید تاکنون از طرف هیچ یک از مدیران سینمایی صورت نگرفته است.
عسگرپور، مدیر عامل خانه سینما درباره انتشار این بیانیه و دلایل مطرح کردن این پرسشها میگوید: اواخر اسفند و پس از رفتن اعضای آکادمی اسکار به سابقه حضور، اهالی سینما در جریان انتخابات فکر کردم. متوجه شدم برخی از این دوران و حضور، به تلخی و برخی به شیرینی یاد میکنند.
وجه مشترک این نظرات بر این موضوع دلالت دارد که خانه سینما در دورهای کمی جانبدارانه با موضوع انتخابات برخورد کرده است. به همین دلیل به ذهنم آمد که خانه سینما را به عنوان جامعه اصناف سینمای ایران تلقی کنیم و در این جریان حضوری فعال داشته و همچنین در این خصوص، مطلقا نباید در محدوده هیات مدیره و راس آن یک موضع جانبدارانه اختیار کنیم، بلکه باید شرایطی ایجاد شود که همکاران زیر مجموعه با یک جریان اطلاعرسانی شفاف مواجه شوند.
مطالباتی که در این هفت سوال خانه سینما مطرح شده است، شاید تا امروز توسط مدیران یا اهالی سینما بارها و بارها در نزدیکی انتخابات یا حتی در دورانهای مختلف عنوان شده، اما تاکنون به صورت دستهبندی شده یا در قالب یک بیانیه جمعی نبوده و بیشتر به صورت پراکنده طرح شده است.
شاید یکی از دلایلی که کمتر به این مطالبات طی این دوران اهمیت داده شده به خاطر نبود همین جمعبندیهاست. از این رو طرح این هفت سوال در قالب یک بیانیه میتواند مطالبات را به صورت جدیتر مطرح کند. عسگرپور نیز یکی از پارامترهای دیگر خانه سینما برای طرح این پرسشها را این چنین عنوان میکند: به نظر میرسد مدیران و اهالی سینما طی یک دهه گذشته مطالبات متقابل را به صورت اظهار نظر مطرح کردند، اما همه اینها تبدیل شده به مطالبات پراکندهای که اگر روزی از آنها بپرسند که شما چه چیزی میخواهید و به دنبال چه چیزی هستید؛ پاسخ روشنی دریافت نمیکنند، زیرا این جمعبندی به طور کامل صورت نگرفته است یا با یک تناقض روبهرو میشویم.
وی یکی دیگر از کارکردهای مهم این بیانیه را چنین مطرح میکند: به عقیده من یکی از کارکردهای مثبت این بیانیه میتواند برای خود خانه سینما باشد. این اولین بار است که مطالبات به صورت دستهبندی شده ارائه میشود و در آینده نیز میتوانیم آنها را مبنا قرار داده و برای مطالبات بعدی یا زیر شاخههای آن مورد استفاده قرار بگیرد.
با تعاریف و دلایلی که عسگرپور مدیرعامل خانه سینما در نوشتن این بیانیه مطرح میکند، میتوان در صورت پاسخ هر یک از کاندیداهای ریاست جمهوری به این پرسشها، این حرکت را بسیار مثبت و ارزنده تلقی کرد.
پرسشهای کارشناسانه
علیرضا رئیسیان، کارگردان و رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران با ارزیابی مثبت از این حرکت خانه سینما، نقدی بر پرسشهای مطرح شده عنوان میکند و معتقد است: سوالها میتوانست جامعتر و در سطح کلان مطرح شود، اما به هر حال در نفس قضیه حرکت درستی انجام شده است.
وی درباره مشاوره روسای دیگر صنوف درباره طرح این پرسشها، میگوید: استفاده از نظرات ضروری نیست. این موضوع جزو اختیارات هیات مدیره خانه سینماست و اعضا میتوانند درباره آن تصمیم بگیرند و نیازی نیست از مشاوره دیگران استفاده کنند.
مهدی کرمپور، کارگردان و رئیس شورای صنفی نمایش نیز این بیانیه را حرکتی مترقی میداند و در اینباره میگوید: این حق تمام صنوف سینمایی است که مطالبات خود را از کاندیداهای پست ریاست جمهوری بخواهند و برنامههای آنها را در مورد فرهنگ و هنر جویا شوند، البته خیلی از مواقع دیده شده که هیچ برنامهای وجود نداشته، اما این حرکت سبب میشود به این موضوع فکر شده و در ارتباط با این مقوله مهم در عرصه فرهنگ و هنر نیز برنامهریزی شود.
وی همچنین انتخاب این پرسشها را کارشناسانه میداند و معتقد است: قطعا برای انتخاب این سوالها یک تیم از کارشناسان این حوزه تشکیل شده است و جامعیت دارد. پوران درخشنده، تهیهکننده و کارگردان سینما نیز که این روزها فیلم «بیست» به تهیهکنندگی وی بر پرده سینماست، اعتقاد دارد با طرح این سوالها میتوانیم متوجه شویم سینمای ما کجا قرار دارد و سهم آن چقدر است. وی در این باره میگوید: ما در سطح داخلی و بینالمللی مطالباتی داریم که از این طریق و با طرح این پرسشها میتوانیم به پاسخ بخشی از آنها برسیم. از این رو این حرکت را بسیار مثبت میدانم.
اما از طرفی فرزاد موتمن، فیلمساز سینمای ایران در این ارتباط نظری کاملا متفاوت ارائه کند. او معتقد است: به طور طبیعی رئیس جمهور نباید درباره مسائلی چون بحثهای کلان سینما اظهارنظر کند. این اتفاق در کشورهای دیگر نیز نمیافتد. به طور نمونه رئیسجمهور آمریکا هیچ وقت درباره هالیوود اظهارنظر نمیکند.
وی با وجود این اظهار نظر، حرکت خانه سینما را در انتشار این بیانه درست ارزیابی میکند و میگوید:در کشورهای صنعتی سینما اساسا متعلق به بخش خصوصی است. اظهار نظرهای سیاستمداران نیز موضوعی است، ولی در کشور ما چون سینما هم دولتی هست و هم نیست، خیلی از موارد در 30 سال پس از انقلاب بلاتکلیف مانده و به نظر میآید این بار خانه سینما کار درستی انجام داده که از نامزدهای ریاست جمهوری میخواهد نظر خود را درباره سینما بصراحت عنوان کنند تا ما نیز انتخاب درستی داشته باشیم.
سینماگر، کارمند دولت نیست
موتمن یکی از مسائل مهمی را که باید در حوزه مدیریتی به آن پرداخته شود، نبود پیوند اساسی و درست میان چرخه تولید و توزیع اکران دانست و در این باره افزود: باید اکران سینما در دست شرکتهای فیلمسازی باشد، ولی ما به آن مفهوم رایج شرکتی نداریم و بیشتر تهیه کنندههای ما با وامهای دولتی فیلم میسازند. به همین دلیل مقوله اکران نیز نمیتواند در دست بخش خصوصی باشد. از طرفی بخش تولید هم به طور کامل در دست دولت نیست.
وی همچنین معتقد است: اگر بخش دولتی تولید را به طور کامل به عهده گیرد ما همه فکر میکنیم کارمند دولت هستیم و باز نسبت به شرایط فعلی تکلیف روشنتر است. در حال حاضر دولت، هم وجود دارد و هم ندارد، یعنی بخشی از هزینهها را دربعضی شرایط میپردازد و زمانی نیز هیچ هزینهای به عهده نمیگیرد، اما در همین وضعیت کنترل شدیدی روی فیلمنامهها و آنچه که باید تولید شود دارد.
این فیلمساز با اشاره به این موضوع که باید وضعیت مشخص شود، میگوید: این سینما یا باید دولتی شود یا حمایت بخش دولتی شامل نوع بخصوصی از این سینما شود و بیشتر فیلمها نیز در بخش خصوصی تولید شود. اگر قرار است در بخش خصوصی فیلمی ساخته شود، باید ضوابطی برای تولید و اکران وجود داشته و تغییرات اساسی صورت گیرد.
با این شرایط، دیگر بخش خصوصی پاسخگو نیست. در حال حاضر مشکل این است نوع شرایطی که برای تولید وجود دارد، باعث میشود فیلمهایی بسازیم که مخاطب مابه ازای واقعی آن را در زندگی خود نمیبیند یا باید این فاصلهها از بین برود و بخش خصوصی فعال شود و تولید و توزیع را در دست بگیرد. در این شرایط فعلی نباید از این بخش انتظاری داشته باشیم.
وی در ادامه به این موضوع تاکید میکند که مسوولان دولتی باید متوجه باشند صنعت سینما سنگین است و باید آن گونه که برای فولادسازی و ذوبآهن هزینه میشود برای این صنعت هم بودجهای هماهنگ در نظر گرفته شود. این تنها راهی است که سینمای ایران میتواند در آینده جوابگو باشد.
این بیانیه از جهات دیگر نیز در آینده میتواند به عنوان یک سند مکتوب مطرح شود و هر کاندیدایی که به این پرسشها به طور شفاف پاسخ دهد، درصورت انتخاب باید جوابگوی آنها باشد. این موضوع یک تعهد دو جانبه به وجود میآورد که میتواند راهگشا باشد.
مدیرعامل خانه سینما بانی اصلی این بیانیه در این باره معتقد است: این موضوع در ذهن هر شخصی که بخواهد از کاندیداها سوالی داشته باشد، شکل میگیرد. در این شرایط هر دو طرف به یکدیگر متعهد میشوند و در هر شرایطی میتوانند مطرح کنند که چرا این جواب شما به نتیجه نرسید یا چه خوب توانستید به این موضوع بپردازد.
همه ما به نوعی عادت کردهایم در دوره انتخابات با مقدار زیادی اظهار نظر زیادی روبهرو شویم، البته بخشی از آنها آرمانهایی است که بعضی اوقات در قالب شعار مطرح میشوند که بخش عمدهای از آنها عملی نمیشود. به طور نمونه، کاندیدایی از یک نوع آزادی صحبت میکند که اگر بخواهد در عمل به آن بپردازد خود به یک عامل محدود کننده بزرگ تبدیل میشود.
رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران نیز درباره مکتوب شدن این سوالها و پاسخها، معتقد است: هم این که در این سوالها و پاسخها مطالبات قشر فرهنگی جامعه مطرح و خواستههای آنها مشخص میشود، اتفاق خوبی شکل گرفته، زیرا مکتوب شدن این موضوع باعث میشود قولهای داده شده در آینده فراموش نشوند.
رئیس شورای صنفی نمایش نیز میگوید: بیش از آنکه این موضوع بتواند به هنرمندان در انتخاب کاندیدای مورد نظرشان کمک کند، به عنوان یک سند باقی خواهد ماند.
توجه نامزدهای ریاست جمهوری به سینما
پوران درخشنده نیز معتقد است این پاسخها میتواند در آینده مثمرثمر باشد و باید بر اساس همین پاسخها هر رئیس جمهوری جوابگو باشد.
البته عسگرپور در کنار مسائلی که درباره پاسخگویی به این پرسشها مطرح شد، هدف اصلی خانه سینما را در ارتباط با این بیانیه چنین برشمرد: با توجه به موضوع مهم انتخاباتی که پیش رو داریم، فکر کردم زمان خوبی است که مطالبات خود را به عنوان جامعه اصناف سینمای ایران به یک باره و دسته بندی شده اعلام کنیم و در درجه دوم فضایی به وجود آوریم که اگر کاندیدایی خانه سینما را به عنوان جامعه اصناف را قابل بداند و به این سوالها پاسخ دهد، از این طریق همکاران و مردم با پاسخهایی روبهرو شوند که به آنها در انتخاب کمک میکند، البته اگر به پرسشها رجوع کنیم متوجه میشویم ما در انتخاب آنها سعی کردیم مطالبات مجموعه جامعه هنری را مدنظر قرار دهیم.
در حال حاضر مدتی است که از انتشار این بیانیه میگذرد، اما هنوز هیچ کاندیدایی جواب روشنی به این پرسشها نداده است. عسگرپور در اینباره میگوید: هنوز جوابی دریافت نکردهایم، من پیش از این شنیده بودم یکی از کاندیداها دنبال این است که به موضوع فرهنگ بپردازد، اما هنوز به طور رسمی بازخوردی ندیدهایم.
امیدواریم این اتفاق شکل بگیرد، زیرا برای ایجاد یک فضای مثبت بسیار اهمیت دارد. من اگر جای هر کاندیدا بودم، حتما به این پرسشها پاسخ میدادم.
توجه به مساله فرهنگ و بخصوص سینما که در دههای باعث بالا رفتن پرچم ایران در سطح بینالمللی شده، امری ضروری است. در حال حاضر تعدد قشر فرهنگی جامعه نسبت به گذشته بیشتر شده است، از این رو هر کاندیدایی میتواند با ارائه پاسخی مناسب و شفاف به هریک از این پرسشها طیف گستردهای از هنرمندان را به سمت یک انتخاب درست هدایت کند. هر کاندیدایی میتواند خود را ملزم به پاسخگویی نداند، اما این اهالی هنر هستند که خودشان در آینده نزدیک قضاوت خواهند کرد.
بیتا موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: