از اولین حضورتان در عرصه بازیگری بگویید.
من کارم را در سال 71 با تئاتر شروع کردم و رفتهرفته توانستم در سینما و تلویزیون هم تجربههایی را به دست آورم.
چرا بازیگری...؟
به این حرفه علاقه خاصی داشتم و دارم و در همین رشته هم در دانشگاه فارغالتحصیل شدم. به نظرم این که تو میتوانی به عنوان بازیگر زندگی افراد دیگر را تجربه کنی خیلی لذتبخش است و یک بازیگر میتواند از این طریق تجربههای زیادی را به دست آورد و مسائل اطراف خود را بهتر درک کند.
مهدی امینیخواه چقدر تجربه کسب کرده است؟
خیلی زیاد، با بازی در هر نقشی یک دریچه تازه به رویم باز شد که برایم تازگی داشت. البته آدم همیشه برای بهتر زندگی کردن نیازمند به دست آوردن تجربههای بهتر و عمیقتر است.
خب برویم سراغ مجموعه «قابهای خالی». از حضورتان در این مجموعه بگویید.
پیشنهاد بازی در این سریال از طرف آقای هرندی و تهیهکننده و کارگردان به من شد که پس از خواندن فیلمنامه و صحبتهای اولیه پذیرفتم.
عوامل یک کار و حتی بازیگران آن چهقدر برایتان اهمیت دارد؟
قطعا مهم است. یکی از دلایل دیگر پذیرفتن من برای بازی در سریال قابهای خالی حضور بازیگران قدیمی و خوب آن بود و همینطور فضای تاریخی که در آن وجود داشت. بنابراین عوامل هم برایم اهمیت دارند.
بازی در کنار بازیگران پیشکسوت این مجموعه مثل نیکو خردمند یا داریوش ارجمند تاثیری هم روی نقش شما داشت؟
بله. در این مجموعه من نقش نوه خانم خردمند را ایفا کردم که برای اولین بار هم بود که در کنار ایشان درس پس میدادم و حضور ایشان آرامش خاصی را نه تنها به من بلکه به کل مجموعه میبخشید و وقتی آدم در کنار این هنرمندان قرار میگیرد تازه میفهمد که هنوز راه زیادی پیشرو دارد.
با نقشتان چطور روبهرو شدید؟
من همیشه سعی میکنم در ابتدا نقشم را باور کنم تا مخاطبم هم از طریق من به آن باور برسد.
از این بازیگرانی هستید که برای نقششان شناسنامه طراحی میکنند؟
به آن معنا خیر. اما سعی میکنم او را از بیرون ببینم. این که چقدر حرف میزند، چطور راه میرود، برخوردش با دیگران چگونه است و... البته قصه و فیلمنامه هم در این مورد راهنمای خوبی برای یک بازیگر است.
ما در قابهای خالی با 3 زمان مختلف روبهرو هستیم. روایت زمانهای مختلف برایتان به عنوان یک بازیگر سخت نبود؟
خیر. اتفاقا این مساله یکی از جذابیتهای مهم این کار بود. این که مخاطب با 3 زمان مختلف روبهرو میشود و معتقدم که مردم ما سریالهایی را که قصه دارند و از گذشته به حال میرسند را بیشتر دوست دارند و برایشان جذابتر است.
فکر نمیکنید دوبله این کار به آن ضربه زده است؟
مطمئنا اگر این سریال دوبله نمیشد حس و حال بازیگران بهتر و راحتتر به مخاطب هم منتقل میشد. البته یک دوبلور قطعا با تکنیکهای کار دوبله آشنا است و از این جهت استفاده از دوبله در برخی از سریالها خوب و موثر است. اما اگر در قابهای خالی از دوبله استفاده نمیشد بهتر بود و از این نظر حس بیشتری در کار وجود داشت.
چه مسالهای باعث شد که این سریال دوبله شود؟
متاسفانه شرایط کار ما طوری بود که نمیشد از صدای سر صحنه استفاده کنیم و به همین دلیل کل کار دوبله شد.
مدتی است که بیشتر در نقشهای منفی ظاهر میشوید. این مساله دلیل خاصی دارد؟
من معتقدم که یک بازیگر نباید کلیشه شود و باید توانایی ارائه در هر نقشی را داشته باشد. کلیشه شدن خطر بزرگی است که همیشه یک بازیگر را تهدید میکند. به هر حال به عنوان یک بازیگر سعی میکنم در هر شرایطی توانایی خودم را محک بزنم؛ حال چه در نقشهای مثبت و چه در نقشهای منفی.
اما بازی در نقشهای منفی ممکن است شما را دچار همان کلیشه کند؟
بله. اما من تنها در نقشهای منفی ظاهر نمیشوم. اگر چه معتقدم تفاوت در ارائه هر نقشی هم میتواند آدم را از کلیشه شدن دور کند اگر حتی در نقشهای منفی هم ظاهر شوم مهم این است که آنها را متفاوت بازی کنم.
مهمترین ویژگی سریال قابهای خالی از نگاه شما؟
فضای تاریخی و روایتگونه آن به نظر من از مهمترین جذابیتهای این مجموعه است و از این لحاظ تجربه متفاوت و تازهای هم برای من بود و کار کردن با آقای هرندی هم برایم بسیار لذتبخش بود.
ایشان با هدایت درستشان آرامش خاصی را در گروه ایجاد کرده بودند.
فکر میکنید این مجموعه توانسته با مخاطبان ارتباط برقرار کند؟
امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. به هر حال تمام گروه تلاش خود را کردند تا کار تازه و مطلوبی را ارائه کنند. البته با توجه به دوبلهای که سریال دارد شاید آن ارتباط عمیق شکل نگرفته باشد. اما قصه کار جذابیت خود را دارد.
مرز بین بازی خوب و بد از نظر شما؟
بازی خوب سرشار از تکنیک و تاثیرگذاری است، اما بازی بد مصنوعی و یکنواخت است. در آن فراز و نشیبی را که یک بازی و نقش خوب وجود دارد، در یک بازی بد وجود ندارد و مهمتر از همه این که بازی خوب عمق دارد که باعث ماندگاری آن میشود.
بازی خوب شما؟
البته این را مخاطبانم باید بگویند، اما فکر میکنم در قصه دلها آن نقش و بازی خوب را کار کردم.
چه تعریفی از تماشاگر دارید؟
اصلا تعریف هنرپیشه و بازیگر چیست؟ یعنی این که ای مردم بیایید و کاری که من انجام دادهام را ببینید. تماشاگر حرف اصلی را میزند و اگر آنها از کار ما خوششان بیاید یعنی این که ما کارمان را درست انجام دادهایم.
اما شما با 70 میلیون سلیقه روبهرو هستید و راضی کردن این تعداد کار سخت و غیرمنطقی است. قبول دارید؟
بله. با نظر شما موافقم که نباید با سلیقه عمومی که چیزهای متفاوتی هم میدانند همراه شویم. البته این مساله فقط مختص مملکت ما نیست. در همه جای دنیا چنین است، اما به هر حال باید تماشاگر را به عنوان اصل پذیرفت و سپس با یک پیشنهاد فرهنگی مناسب سلیقهاش را بالا برد.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
در تلهفیلم «حرمت» به کارگردانی امیرحسین عنایتی بازی میکنم که محصول شبکه یک سیما است.
در چه نقشی؟
ترجیح میدهم کار را ببینیم و بعد در مورد آن صحبت کنیم.
اما گویا این تلهفیلم برای ایام خاصی تولید میشود. درست است؟
بله، قرار است در ایام ماه مبارک رمضان به روی آنتن برود.
پس یک تلهفیلم مناسبتی است؟
بله و ششمین کار مناسبتی من است.
کیفیت کارهای مناسبتی را چطور ارزیابی میکنید. اکثر این کارها دچار یک شتابزدگی هستند؟
بله با شما موافقم. به هر حال روند تولید و بازی در این نوع کارها خواه ناخواه با شتاب روبهرو است، اما از طرفی مردم با کارهای مناسبتی خیلی خوب ارتباط برقرار میکنند و این نوع کارها را دوست دارند که از این جهت برای عوامل کار و بازیگران بسیار اتفاق خوب و مثبتی است.
در حال حاضر در دنیای هنر کجا را نشانه گرفتهاید؟ مقصدتان کجاست؟
نمیشود راه و مقصد خاصی را در نظر گرفت. من دارم تلاش خودم را میکنم و دوست دارم نقشهای متفاوت را بازی کنم و همیشه حرف تازهای برای مخاطبانم داشته باشم. به هر حال دنیای هنر تنها مسیری است که انتها ندارد.
اگر یک قاب خالی داشتید آن را با چه چیزی پر میکردید؟
سوال عجیب و سختی است. شاید با عکسهایی که از خاطرههای گذشتهام دارم.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم