نقد سریال «دوران سرکشی»

«دوران سرکشی» را باید یکی از موفق ترین سریال های تولید شده در سالهای اخیر دانست . شخصیت های جذاب نمایشی ، مضمون اجتماعی درباره موضوعی که پیشتر ممنوعه به نظر می رسید
کد خبر: ۲۴۷۶۷
، کارگردانی موفق ، بازیهای بی نقص و از همه مهمتر ، فیلمنامه بسیار خوب آن ، مهمترین دلایل این موفقیت هستند. اکنون که سریال «دوران سرکشی » به پایان رسیده است ، می توان آخرین نگاه را به جنبه های متفاوت آن انداخت و با برجسته کردن برخی از این وجوه ، به یادآوری دوباره و بازخوانی این ویژگی ها پرداخت . داستان «دوران سرکشی» بر محور دختران فراری پیش می رود و قصه با تمرکز بر روی یکی از این دختران به نام «روناک»، گسترش می یابد. به این ترتیب در روایت فیلم ، این امکان فراهم می شود تا مخاطب بتواند همراه شخصیت اصلی ، از گوشه و کنار جامعه عبور کند و همچون او با افراد و مکانهایی از دنیای پیرامون خود آشنا شود. این شیوه ، درست ترین - و امتحان پس داده ترین نحوه روایت برای تشریح گسترده یک معضل اجتماعی است ؛ بخصوص این که مساله محوری داستان ، «فرار» است و در فرار نیز عنصر «عبور» - از همه کس و همه چیز - نقشی تعیین کننده دارد؛ زیرا فرد فراری در جستجوی نقطه امنی برای «رهایی » و رسیدن به «آرامش» است . آنچه زمینه های فرار را فراهم می آورد، «بحران» است ؛ از هر نوع که باشد. خواه بحران مالی یا سیاسی و خواه بحران روحی و روانی یا اجتماعی - فرهنگی . در «دوران سرکشی»، روناک دختری از خانواده ای نسبتا فقیر است که به دلیل از هم گسیختگی خانواده به خاطر عدم حضور جدی پدر در زندگی و تربیت فرزندان ، دچار آشفتگی و در نتیجه «بحران» است . بتدریج بر ابعاد این بحران افزوده می شود و حضور دختر در خانه عمو به این بحران ، ابعاد تازه ای می دهد. فرهنگ اجتماعی حاکم بر خانواده عمو ممنوعیات بی دلیلی را برای روناک به دنبال می آورد و در نتیجه ، نه تنها معضلات تربیتی فرد حل نمی شود، بلکه بیشتر و بیشتر هم می شود. با در تنگنا قرار گرفتن شخصیت ، معمولا کوشش فرد در جهت رهایی از این تنگناست . معنای دیگر این حرف ، دست زدن شخصیت به اعمالی برای «رهایی» است . وقتی که قدرت مقابله با بحران - به هر دلیل درونی یا بیرونی - وجود ندارد، ساده ترین راه ، فرار است . به نظر می رسد در نحوه روایت داستان سریال ، بیشترین کوشش نویسنده صرف ایجاد این تنگناها و گسترش آن ، به منظور رسیدن به بحران های بزرگ و بزرگتر در شخصیت روناک ، شده است . جمله ای از یک فیلمنامه نویس موفق هالیوودی را به یاد می آورم که چیزی نزدیک به این مضمون گفته است : «همه بلاها را بر سر شخصیتتان نازل کنید، از آسمان سنگ ببارد یا صاعقه ای بزند و درختی را روی شخصیت اصلی بیندازد، او در حالی که می لنگد، مجبور به عبور از دریاچه ای باشد که ممکن است در آن غرق شود. خلاصه هر کاری که می توانید انجام دهید تا شخصیتتان به آسانی از ماجرا جان به در نبرد، اما در انتها می توانید او را به سلامت به مقصد برسانید». گمان می کنم این شیوه کلاسیک نوشتن فیلمنامه در «دوران سرکشی» به نتیجه ای درخور انجامیده است . با توجه به آنچه درباره روایت در سریال «دوران سرکشی» گفته شد، در طول روایت با قصه ای «تودرتو» رو به روییم . این قصه تو در تو به شکل موثری کمک کرده است تا چند وجهی بودن شخصیت روناک ، جلوه عینی تری بیابد. درواقع ، شاید بتوان این اتفاق را تاحدودی نتیجه رابطه دیالکتیکی میان فرم و مضمون دانست . به هر حال ، قصه درباره دختری فراری است که با توجه به نحوه روایت ، دچار مخاطرات متعدد و جدی می شود. طبعا میان این رویدادها و فرم ارائه شان باید رابطه ای منطقی ، مطلوب و نمایشی جریان داشته باشد. این نقطه عزیمت نویسنده بوده است که بتواند رویدادها را در فرم مناسب خودش عرضه کند. بخشی از این «تودرتو» بودن فرم ، از طریق ساختمان فلاش بکی (بازگشت به گذشته) اتفاق افتاده است . اگر دقت کنیم ، متوجه می شویم که در طول پخش قسمتهای مختلف سریال ، کم و بیش با این نحوه روایت روبه رو بوده ایم که داستان برای توضیح نکته ای را ارائه اطلاعاتی ، ناگزیر به فلاش بک شده است . این رفت و برگشت مداوم میان گذشته و حال در داستان ، باعث مضاعف شدن فرم تودرتویی قصه و تسری آن به ساختار بصری سریال شده است . «دوران سرکشی» قصه ای گسترده دارد. درواقع همان طور که اشاره شد. به دلیل نوع قصه که بر محور فرار شخصیت اصلی پیش می رود، افراد و مکانهای متعددی وارد گره های داستان می شوند و پس از ایفای ماموریت خود - در پیشبرد و گسترش داستان - از آن خارج می شوند. این امر، نتیجه ای دیگر به بار می آورد که فیلمنامه نویس ، حداکثر بهره را از آن برده ؛ «غافلگیری». در حقیقت ، به مدد گستردگی قصه و تودرتو بودن آن ، مدام شخصیت های جدیدی وارد ماجرا می شوند و موقعیت های تازه ای خلق می کنند. این امر باعث می شود که بیننده مدام در حالت غافلگیری بماند و هر لحظه در انتظار اتفاق جدیدی باشد. همین امر، عنصر بعدی را وارد کار می کند: «تعلیق». یعنی مخاطب ، علاوه بر این که منتظر اتفاقات پیش بینی نشده تازه ای است ، اما از طرفی اصلا نمی تواند نتیجه اتفاقات در حال انجام را نیز حدس بزند. نگه داشتن بیننده پای جعبه تلویزیون تا هفته بعد، بی آن که در وادی ابتذال و ساده سازی درغلتیده شود، کار کمی نیست . از دیگر امتیازات فیلمنامه «دوران سرکشی»، دیالوگ نویسی آن (گفتگوها) است . گرچه در سریالی با این ابعاد، همواره می توان شاهد نوسان در کیفیت بود، اما مهم این است که این تغییر کیفی از حد معینی عبور نکند و «دوران سرکشی» نیز از این مرزها عبور نمی کند. در زمینه دیالوگ نویسی ، باید اشاره کنیم که قواعد بخوبی به کار گرفته شده است . گفتگوها ترکیب مناسبی از افشای اطلاعات ، برملاکردن روحیات شخصیت ها، دو پهلو بودن و پیشبرد داستان را به کار می گیرد. در طول گفتگوی میان دو یا چند شخصیت ، کمتر شاهدیم که آنها نکته ای جدی برای گفتن نداشته باشند و تنها با جملاتی مصنوعی یا کوتاه آن صحنه را برگزار کنند. در تمام صحنه ها کنش دراماتیک حاکم است و این کنش بخوبی از طریق دیالوگ ها گسترش می یابد . اکنون که درباره روایت و فیلمنامه سریال «دوران سرکشی» به نکات کلی - و البته مثبت - اشاره شد، بجاست که به شکلی کوتاه به موضوع و جنبه های مثبت و منفی آن هم پرداخته شود. باید اشاره کنیم که موضوع مطرح شده در «دوران سرکشی»، موضوعی جسارت آمیز است . مساله جوانان و نوجوانان فراری - بخصوص دختران - کم و بیش در جامعه وجود دارد و طبعا باید به طرح و ریشه یابی آن اقدام شود. محدودیت های موجود در تلویزیون برای پرداختن به برخی دوایر ملتهب و موضوعات خاص ، شاید در بسیاری موارد مانع از تولید برنامه هایی از این نوع می شود و به همین دلیل خلائ پخش سریال های نمایشی با مضامین روز و اجتماعی کاملا احساس می شود. از همین رو «دوران سرکشی» با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد و به نیاز طبیعی آنان در مشاهده شرایط پیرامونشان ، بموقع پاسخ گفت . از طرفی به نظر می رسد برخی قواعد نانوشته در امر برنامه سازی موجب شده است تا شاهد کمرنگ شدن لایه های اجتماعی مضمون فیلم باشیم . موقعیت بسیاری از شخصیت های فرعی فیلم ، در طول داستان پیگیری نمی شود. بسیاری از آن دختران یا افرادی که روناک با آنها برخورد پیدا می کند. محصول جامعه هستند و به تعبیری ، قربانی محسوب می شوند؛ اما سریال از اظهارنظر درباره شخصیت های مشابه روناک - در قالب طرح مساله - دوری می جوید و ضمن خودداری از ارائه تحلیلی واقعی درباره موقعیت آنان ، تنها می کوشد بر موقعیت فردی روناک متمرکز شود. بسیاری دیگر از دخترانی که دکتر حنانه پناهی سر راهشان قرار نمی گیرد، چه سرنوشتی پیدا می کنند؛ برای کمرنگ شدن لحن تلخ سریال ، این سوال بی پاسخ می ماند. همچنین ، پایان خوش سریال (یا به اصطلاح «هپی اند») نیز در زدوده شدن روند اولیه طرح مضمون در «دوران سرکشی» موثر است . یعنی سریال با پرهیز از «پایان باز»- که نتیجه رویدادها و موقعیت نهایی ، قطعی فرض نمی شود و می توان تعابیر متفاوتی داشت - راه را بر هر نوع تعبیری می بندد. روناک با وجود همه صدماتی که بر او وارد شده ، سرانجامی روشن پیدا می کند. راستش صحبت درباره شیوه کار کمال تبریزی در «دوران سرکشی» کمی غیرمعمول به نظر می رسد؛ زیرا او اکنون جزو کارگردانان باتجربه سینمای ایران محسوب می شود و کاملا با کارش آشناست . در این سریال نیز دکوپاژ و نحوه نمابندی صحنه ها در خدمت قصه و روایت است . تبریزی از هرگونه تجربه جدید و متفاوت در میزانسن ، دکوپاژ و فرم های بصری خودداری می کند که البته این نکته نه حسن است و نه قبح . به نظر می رسد او بیش از هر چیز نگران ارتباط مخاطب با قصه و رویدادهاست و برای همین عناصر کارگردانی اش را تنها در خدمت تعریف درست داستان به کار می گیرد و بس . با این حال ، نگارنده اعتقاد دارد که با توجه به انبوه تولیداتی که ذائقه و سطح سلیقه بینندگان را نزول می دهد، این وظیفه کسانی چون تبریزی است که درک درست و روبه رشدی از کارکردهای بصری یک فیلم یا سریال ارائه کنند. طبیعی است که تبریزی در حوزه سینما بارها و بارها به این کار مبادرت کرده است و نباید به صرف تفاوت نوع مخاطب سینما با تلویزیون ، از این وظیفه شانه خالی کرد یا در آن سستی نشان داد. تبریزی از نظر رسیدن به ریتم و ضرباهنگ مناسب در هر رویداد و کل سریال ، کاملا موفق عمل می کند. او در نحوه ارائه موضوع ، ارتباط شخصیت ها در صحنه ، زمان کافی برای دیده شدن نما و مواردی از این دست ، کلیت منسجمی را بر سریال حاکم کرده است . قطع هر قسمت از مجموعه در نقطه اوج مناسب - گرچه در اساس از فیلمنامه می آید- از دیگر ویژگی هایی است که در مرحله کارگردانی نیز تبریزی به آن واقف بوده و آن را درست اجرا کرده است . انتخاب بازیگران در سریال «دوران سرکشی» از نقاط قوت آن است . تعداد بازیگران نقشهای اصلی و فرعی ، معمولا کار را با مشکل مواجه می کند و در نتیجه موجب می شود گاهی بازیگران مناسبی - از جنبه های مختلف نظیر فیزیک ، لحن و چهره - برای برخی نقشها انتخاب نشوند. این اتفاق موجبات ناهماهنگی در روند بازی را فراهم می آورد. خوشبختانه در «دوران سرکشی» همه بازیگران در نقشهای خود، حضوری کاملا مطلوب و طبیعی دارند. بازیگر نقش روناک با جدیتی مثال زدنی از عهده ایفای نقش خود برمی آید. ویژگی عمده این نقش در چندوجهی بودن آن است که از شرایط روحی و روانی این شخصیت ناشی شده است . بنابراین ، روحیات متفاوت یک شخصیت و یا حالات روحی شخصیت های متفاوتی را در این نقش می توان دید که این نکته ، گویای سنگین بودن نقش است . به هر حال بازیگران دراین سریال توانسته اند نقشهای خود را به خوبی تحت هدایت کارگردان به انجام برسانند.

محمدرضا باباگلی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها