این بازی بهسادگی تا انتها تنش را با گیمر همراه میکرد و همین باعث رضایت خاطر بازیکننده میشد.
حالا، آتن تاریک، دنبالهای بر خلیج قصاب است اما در مقایسه با بازی قبلی، کمی میلنگد و در گرداب قابل پیشبینی بودن میافتد که بازیهای اصیل همواره از آن دوری میکنند. بخش آخر این بازی، ویژگی جدید بازی چند نفره آن است که در ابتدا جذاب بهنظر میرسد، اما ماندن در آن خوشایند نیست.
هجوم به آتن تاریک برای کسانی مناسب است که احتمالا بازی اصلی را انجام ندادهاند، یا بیش از حد به دنیای ریدیک علاقمندند.
هجوم به آتن را فرار از کشتارگاهی تصور کنید که تروتازه شده است و در نمایشگرهای کیفیت بالا، خیرهکننده بهچشم میآید. این بازی قدیمی بودن خود را به چند طریق به شما ثابت میکند: حرکات مدلهای سفت و سخت شخصیتهای بازی خیلی سرهمبندیشده بهنظر میرسد و حس خوبی را منتقل نمیکند و همچنین، پسزمینههای کم کیفیت، تمام تلاش کارتهای گرافیکی امروزی را بههدر میدهند و در نهایت، جنس اشیا بهنظر مات و کهنه میرسد.
اما سایهزنی و نورپردازی عالی خلیج قصاب هنوز هم حس میشود و بهطرز غافلگیرکنندهای عالی است. بازیهای زیادی نیستند که بعد از گذشت پنج سال باز هم بتوانند روی فناوری خود تکیه کنند و خیالتان راحت باشد که گرافیک بازی شما را از جریان اصلی بازی دور نمیکند، و این یعنی هم کیفیت خلیج قصاب و هم لایههای اضافهتری از هجوم به آتن تاریک.
خوشبختانه، ساختن مجدد بازی اصلی با گیمپلی خوبی که این بازی دارد، تبدیل به شکست نخواهد شد. شما باز هم در نقش ریچارد ریدیک، باید از خلیج قصاب، نسخه بینکهکشانی مشابه آلکاتراز، فرار کنید. زندانی نابخشودنی، هراسانگیز و غیرقابل فرار که در میان ناکجاآباد قرار دارد.
ریدیک میداند که فرار از این زندان نیازمند چندین و چند قابلیت و استعداد است. شما کار خودتان را با دو مشت گرهکرده آغاز میکنید، اما دست آخر به یک ابرسرباز بسیار تیز و خطرناک تبدیل میشوید. هر چند، اولویت با ماندن در سایه است و سروصدا نکردن.
هر کدام از این مولفهها به نوبهخود جالب توجهاند، اما خلیج قصاب چنان با ظرافت و توازن آنها را گرد هم آورده است که این بازی را از ژانر خود فراتر میبرد، آنقدر که شما در مقایسه نمیتوانید بازیهای زیادی را با انگشتانتان بشمارید.
هر چه بیشتر در بازی فرو بروید، زندان بیشتر برایتان محلی برای زندگی میشود. زندانیان چه قصهها برای گفتن، و چه ماموریتها برای انجام دادن که ندارند و اینجاست که به برجستهترین نکته بازی میرسیم: صداگذاری بینظیر این بازی، هرکدام از این شخصیتها را زنده میکند. حتی طرحهای نقش بسته روی دیوارها و خراشها و علامتها هم از ناامیدی طراحانشان سخن میگویند.
اگر در حال صحبت با یکی از زندانیان رفیق باشید، یا در سایه بخزید و چاقویی را در گردن یک یونیفرم آبی فرو کنید، یا قبل از معرفی دشمنتان به پاشنهپایتان، او را با یک تفنگ از پای در بیاورید، همیشه حس ناآرامی شما را آشفته خواهد ساخت. این همان تنشی است که در تمام طول بازی شما را همراهی خواهد کرد.
حمله به آتن تاریک، داستان جدیدی دارد و بعد از رویدادهای خلیج قصاب رخ میدهد. برخی از ویژگیهای بازی قبلی را با خود دارد و چندتایی از آنها را بهبود بخشیده است. مدلسازی کاراکتر جدید بسیار بهتر است و بسیار به وین دیزل شبیه است. از صدای او برای شخصیت اصلی استفاده شده است و بههمین دلیل، حس بسیار خوبی به گیمر میدهد. خیالتان راحت باشد که چنان صداگذاریای را تا آخر سال 2009 نخواهید شنید.
بازیکردن همانند نسخه قبلی است، کافی است در گوشه و کنارهای تاریک بخزید و با قابلیت دید در تاریکیتان، دشمنان را درست سر بزنگاه گیر بیندازید و با تیغ و چاقویی که در دست دارید، بهروشهای مختلف و آنها را از پای در بیاورید. اما، ضعف هوش مصنوعی بازی باعث میشود که شما در بسیاری از مواقع با استفاده از حفرههای بازی به کشتن آنها بپردازید و آنقدر که لازم است درگیر نشوید.
با این وجود، باید ذکر کرد که آتن تاریک بازی خوبی است، اما شاید غیر از اشتیاق شما برای بازی، یکی دو حس دیگر را هم برانگیزاند، بخش بازی چندنفره آن کاملا غیرضروری بهنظر میرسد. اما در کل، این بازی جذاب میتواند حس بازیکنندههای نسخه قبلی را زنده کند. اگر تاکنون خلیج قصاب را بازی نکردهاید، هجوم به آتن را باید حتما بازی کنید. اما اگر قبلا خلیج قصاب را بازی کردهاید، شاید دلتان بخواهد بازیهای خیلی خوب دیگر را هم بازی کنید!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم