در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نظام غلط باشگاهداری و مدیریت ضعیف، نخستین و مهمترین مشکل در نتیجه نگرفتن تیمهای ایرانی در آسیا عنوان شده است.
بیژن ذوالفقارنسب، کارشناس فوتبال ایران درهمین زمینه میگوید: نظام باشگاهداری ما دولتی است و عملکردی بسیار پرهزینه و کم اثر در پیشرفت فوتبال ملی دارد.
وی میافزاید: میلیاردها تومان هزینه میشود، اما نه نتایج لازم نه بازیهای خوبی میبینیم. من مشکل را در مدیریت ضعیف فوتبال ایران میدانم.
«واقعیت این است که مدیریتی کارا و متخصص نداریم و برنامهریزیهایمان موقتی هستند. اگر تخصصی در مدیریت وجود نداشته باشد نتایج هم از این بهتر نخواهد بود. همه به تیم ملی ایراد میگیرند، در حالی که باید پذیرفت تیم ملی عملکرد ضعیفی داشته است.»
ذوالفقارنسب میگوید: در تمام دنیا، تیم ملی نمادی از ساختار باشگاهی هر کشوری محسوب میشود. اکنون باشگاههای ما خیلی ضعیف و بدون پشتوانهاند. باید فوتبال ما از دولتی بودن خارج شود و رویکردی جهانی پیدا کند، چرا که در تمام دنیا، فوتبال جایگاه بسیار معتبری پیدا کرده و قابلیت درآمدزایی دارد. در حالی که اهالی فوتبال خودشان میتوانند مدیریت کنند، متاسفانه در کشور ما دیگران از فوتبال سوءاستفاده میکنند.
حسن حبیبی، سرمربی موفق پیشین تیم ملی که این تیم را با اقتداری بینظیر به المپیک مسکو هدایت کرده بود نیز دیدگاه تقریبا مشابهی با ذوالفقارنسبت دارد و میگوید: این که تیمهای درجه 2 و 3 اکنون میآیند و براحتی ما را میبرند یا بسختی آنها را میبریم منوط به دلایلی است که مقصرانش باید پاسخگوی آن باشند. طی 5 سال گذشته فوتبال ما با افت مشخصی مواجه شده که الان خود را بروز داده است. دلیل آن هم ورود آلودگیها به این ورزش است، در حالی که قبلا مدیران با تواناییهای خود مانع ورود این آلودگیها به فوتبال میشدند. اینها موجب شده اکنون غرور بچههای علاقهمند به فوتبال ما از میان برود و همینهاست که علاقه مرا برای حضور در فوتبال کشته است. آنچنان که سالهاست نه به استادیوم میروم و نه به فدراسیون. باید هر چه زودتر فوتبال ایران از چنین وضعیتی خارج شود.
مجید جهانپور، دیگر کارشناس فوتبال کشورمان که پیشینه مربیگری تیمهای ملی فوتبال و فوتسال ایران را هم در کارنامه دارد، عامل بیتجربگی و پایین بودن استانداردهای سختافزاری را علاوه بر مشکلات مدیریتی، مانعی در نتیجهگیری تیمهای ایرانی در لیگ حرفهای فوتبال آسیا توصیف میکند و میگوید: این مسابقهها به صورتی که امسال برگزار میشود نخستین دوره خود را پشت سرمیگذارد و طبیعی است تیمهای ما تجربه حضور در آن را ندارند.
به گفته وی، از لحاظ زیرساختی باشگاههای ما دولتی هستند و به لحاظ سختافزاری و کار مدیریت از کشورهای دیگر از جمله باشگاههای حوزه خلیج فارس عقبترند. این فاکتورها در نتیجه نگرفتن ما دخالت دارند.
جهانپور میافزاید: برای رسیدن به استانداردها نیازمند زمانیم تا موفقیتهایمان از حالت جرقهای خارج و به صورت ممتد و آماری خود را نشان دهند. شاید همین تجربه بازیهای اولیه (مرحله رفت دور نخست) کمک کند در بازیهای بعدی انطباق بیشتری به دست بیاید و تیمهای ما نتایج بهتری بگیرند.
مهدی مناجاتی، سرمربی 20 سال پیش تیم ملی هم سرمایهگذاری بیشتر و برنامهریزی اصولیتر حریفان را عامل برتری آنها میداند و به «جامجم» میگوید: از سالهای گذشته تیمهای عربی خیلی روی فوتبال سرمایهگذاری کرده بودند، از عربستان که سرآمد این تیمهاست گرفته تا کویت، امارات عمان، قطر و بحرین که خیلیها آن را کوچک میبینند، آنها مربیان خارجی بسیار خوبی آوردهاند و از سطح پایه شروع کردهاند. چون تعداد نفرات (بازیکنان) کمی دارند از آنها به نحو احسن استفاده میکنند و امکانات مناسب حمل و نقل، تغذیه و تمرین را به طور مداوم در اختیار بچههای فوتبالی خود قرار میدهند. تیمهای جوانان، امید و بزرگسال خوب برای حضور در عرصههای آسیایی، حاصل این عملکرد است.
مناجاتی میافزاید: در حالی که ما فقط تغییرات نفر ایجاد میکنیم و به آنان هم کمک نمیکنیم. نمیدانم چرا این طور شدهایم؟ در ظاهر همه مربی را کمک میکنند، ولی در عمل حمایتی نمیکنند و منتظرند او از کار برکنار شود تا شاید خود به نیمکتش نزدیکتر شوند!
وی میگوید: در یکی از جامهای جهانی پیشین که تیم ملی آلمان در وضعیت خیلی بدی قرار گرفته بود بلافاصله فرانتس بکن باوئر به کشور میزبان جام جهانی رفت تا از نظر روحی و ذهنی به مربیشان کمک کند، ولی متاسفانه در کشور ما عکس این مثال عمل میشود و خیلیها نشستهاند تا تیم لطمه بخورد. سرمایهگذاری در باشگاههای ما در مقایسه با تیمهای عربی خیلی کمتر است. آنها براحتی میتوانند بازیکن جهانی بگیرند. در حالیکه ما فقط روی حرف زدن برنامهریزی میکنیم.
مناجاتی میافزاید: نتایج استقلال در دور رفت مرحله اول لیگ حرفهای آسیا و باخت خانگی صبا از حریف ازبک باید فدراسیون ما را به خود بیاورد تا از تیمهای باشگاهی حمایتهایی به عمل آید، آنچنان که به مجموعههایی قوی با بازیکنان بزرگ تبدیل شوند، بازیکنانی که جمعیت را به ورزشگاهها بیاورند.
در این حال به موازات دلایل کلی و عمومی این کارشناسان در تبیین مشکل باشگاههای ایرانی در نگرفتن نتیجه مطلوب از رقابتهای لیگ حرفهای آسیا، دلایل دیگری نیز برای این ناکامی ذکر شده است، از جمله این که مسعود معینی، دیگر کارشناس فوتبال ایران شکستهای اخیر تیمهای ایرانی از حریفان عربی را ناشی از ریختن ترس آنها از حریفان ایرانی ذکر کرده است.
همچنین افزایش غیرکارشناسانه تیمهای لیگ برتری و برگزاری دیدارهای لیگ در زمانی کوتاهتر از تمام لیگهای دنیا (فاصله 4 روز برای هر بازی) و تداخل این بازیهای فشرده با رقابتهای دیگری چون جام حذفی، بازیهای رسمی و دوستانه تیم ملی، لیگ حرفهای آسیا و ... دلیل بسیار مهم دیگری برای فرسایش بازیکنان و تیمهای ایرانی و در نتیجه، ناکامیهای غیرقابل تصور آنها برشمرده میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: