در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در تلویزیون، به تولیدات دیگری هم برمیخوریم که با همین ویژگی، چنین موقعیتی، دارند. نظیر، سخنرانیهای الهی قمشهای و یا درسهایی از قرآن یا برخی از برنامههای گفتگو محور، که در گذشته بیشتر نظارهگر آنها بودیم، مثل سری اول و دوم گستره شریعت یا هزار راه نرفته. تولیداتی که از نظر موضوعی، حول مضامین دینی و خانوادگی، شکل گرفته بودند و روی آنتن شبکههای 4 و 2 سیما قرار داشتند. عنصر مشترک و پررنگ اینگونه تولیدات، تکیه کاملشان به کلام است.
حجم وسیعی از آثاری که رویاروی بینندگان قرار میگیرند، چنین برنامههاییاند. این رویکرد، اصلی پذیرفته شده در شبکههای تلویزیونی دیگر کشورها و بنگاههای تبلیغاتی معتبر نیز هست و به علت همین گستردگی و جایگاه، در کنار آثار نمایشی و مستند، ظرفیت نقد و کند و کاو را دارند.
تاثیرگذاری گلبرگ و برنامههایی نظیر آن را باید از سویی، در موضوع و گرایش محتواییاش دانست و از سوی دیگر، کارشناسی که برای گفتگو دعوت میشود.
محور اصلی، خانواده است و در این میان، نیز تلاش گلبرگ به مسایل مشخص و تعریف شدهای پرداخته شود. در برنامههای پیشین گلبرگ مراحل و مواردی مانند معیارهای انتخاب همسر و نحوه آشنایی دوران نامزدی مورد مداقه قرار گرفت و در مقطع کنونی نیز نکاتی پیرامون عقد و چگونگی روابط زوجین مطمح نظر قرار گرفته است.
جوان بودن جمعیت کشورمان و همچنین تنش و چالشهایی که در عرصه خانوادهها، وجود دارند ضرورت پرداخت به چنین سوژههایی را حتمی و اجتنابناپذیر، کرده است و به موضوع آن، سیمایی واقعگرایانه میبخشد. به موازات آن، موضوع با دوری از کلیگویی سعی دارد تا نگرش جزیی و عینی به مسائل حساسترین مقاطع شکلگیری خانواده داشته باشد.
موضعی که به برنامه حس و حال بیشتری میدهد و این امکان را فراهم میآورد، مخاطب با آن ارتباط زندهتری پیدا کند.
یکی از زمینههای شکلگیری چنین موقعیتی، در حیطه موضوع را باید دخالت و نقش مخاطبان در این ارتباط دانست، به این معنا که این وضعیت از طریق طرح سوال و ابهاماتی سامان مییابند که از سوی آنها مطرح میگردند.
در بین پرسشهایی که مطرح میشوند گاه به مواردی برمیخوریم که عجیب و غریب مینمایانند، مثل کسی که بیان داشت قبل از عقد، عاشق کسی نبوده است، ولی حالا که عقد کرده، عاشق کسی دیگر غیر از همسرش شده است و اگر بخواهد از او طلاق بگیرد از نظر شرعی و اخلاقی، چگونه خواهد بود؟! یا فرد دیگری که پرسیده بود، در شرایط فسخ عقد و طلاق خانماش از نظر شرعی، قرار دارد اما به علت علاقه به وی نمیخواهد از این حق استفاده کند آیا خلاف شرعی، مرتکب گردیده است؟!
وجود چنین سوالاتی، افزون بر آن که نسبت نزدیک و واقعگرایانهتری بین موضوع و برنامه برقرار میکند، نمایشگر سطح و فرهنگ دینی و خانوادگی برخی از گروهها و افراد مختلف جامعهمان نیز، خواهد بود.
«گلبرگ»، در پرداخت محتوایی موضوع، رویهای بیشتر عملگرایانه دارد تا نظریهپردازنه. این روش، به چگونگی ساختار مفهومی اثر ربط پیدا میکند. به سخنی دیگر وقتی محتوا براساس پرسشهایی، قوام میگیرد که خانوادهها و زوجها با آنها درگیری ملموسی دارند، پر واضح است پاسخها هم بهگونهای ارائه خواهند شد که بتوانند در عمل، به رفع مشکل و مانع کمک کنند. در همین ارتباط است که برنامه به شخصی و خصوصیترین موارد، به گونهای میپردازد که اضافه بر راهگشایی، به مضمون، جذابیت بالاتری میدهد.
در تولیدات گفتگو محور مجری میتواند، به مدد توانمندی و خلاقیتهایی که از خود، نمایان میسازد در غنا و کشش برنامه، نقش آفرینی پرفروغی داشته باشد. این موقعیت را اگر چه در اجرای «گلبرگ» نمیبینیم، اما در مقابل روحانی کارشناسی که در برنامه حضور دارد، به جهت بهرهمندیاش از بعضی خصال فکری، گفتاری یا ظاهری، به این مجموعه موقعیتی داده که بتواند اعتماد و علائق شمار قابلتوجهی را به خود جلب کند.
حضور ایشان به جهتگیری محتوایی رنگ و بوی اسلامی میدهد، با این وضعیت، پاسخهای نسبتا مناسب او به سوالاتی که بیشتر خاستگاهی فرهنگی، اخلاق و روانی دارند بیانگر آن است که وی در کنار شناخت نسبت محور اصلی بحث با مبانی و تعالیم فقهی در ارتباط دادن آن با زوایای دیگر افکار و خلقیات انسانی تجربه و مطالعات گشایشگرایانهای دارد.
«گلبرگ» با همه سمت و سوی روشنگرانهای که نمایان میکند به مدد کارشناساناش، میتواند عمیق و به روزتر از آنچه که هست، باشد.
اگر یکی از اصلیترین جهتگیریها موضوع و مضمون را توجه به آنها از منظری فقهی بدانیم، واقعیت آن است که «گلبرگ» فقط اشاره به توصیف و بیان احکام دارد و نه چیستی و فلسفه آنها که امروزه، برای بسیاری سوالآفرین است و شماری از معاندان آن احکام را دستمایههایی برای ضدیتشان با دین زندگیساز و تعالیبخش اسلام قرار دادهاند.
به عنوان مثال، در برنامه «گلبرگ» سوالاتی درباره حق طلاق از سوی مرد، مهریه، ضرورت اجازه والدین برای ازدواج دختران، تمکین همسر و نظایر آنها شده، در مقابل کارشناس روحانی هم به گونهای پاسخ میدهد که در احکام ارائه شده از سوی مراجع فقهی، آمده است.
در جایی پرسش میشود، چرا حق طلاق با مرد است و کارشناس، پاسخ میدهد زن میتواند شرط ضمن عقد گذاشته از همسر آیندهاآش وکالت بگیرد که او نیز هم سان وی حق طلاق داشته باشد و بعد در ادامه کارشناس ابراز میدارد چنین شرطهایی میتوانند در اعتماد بین زوج خلل وارد کنند و از این رو، بهتر است این گونه اقدامات صورت نگیرد. مشخص است که این شیوه پاسخگویی، تناسبی با واقعیت و مشکلاتی که از این جهت در جامعهمان بروز پیدا کرده، ندارد و نمیتواند برای کسانی که این مباحث را با حساسیت و باریکبینی بستری دنبال میکنند، اقناعکننده باشد.
«گلبرگ» را میشود از دیدگاهی تطبیقی نگریست. مثلا اگر بخواهیم آن را با تولیداتی نظیر هزار راه نرفته که در مدتی طولانی روی آنتن شبکه 2 سیما قرار داشت، مقایسه کنیم «گلبرگ» را باید برنامهای بیشتر با موضوع و مضمون کلی (به علت طرح سوالهای مختلف) و هزار راه نرفته را خاصتر دانست. به عنوان نمونه از یاد نبردهایم که در هزار راه نرفته در طول برنامه یک مساله یا معضل خانوادگی از طریق دیالوگ کارشناس با زوجی که مشکل داشتند، از دیدگاه روانشناسی اخلاقی به صورت تفصیلی مورد بررسی قرار میگرفت و در این حیطه، ساختار کارشناسانهتری نیز طراحی شده بود. علاوه بر این در «گلبرگ» به مضامین از نگاهی غالبا فقهی اخلاقی پرداخته شده است.
«گلبرگ» برنامهای آگاهیبخش در حوزه خانواده است. استفاده از مجری کارشناس پرداخت عمیق و به روزتر مضامین فقهی مربوط به خانواده و تنوع دادن به ساختار به گونهای که امکان دیالوگ بین کارشناس با مجری کارشناس یا سوالکنندگان را فراهم کند آن را اثرگذارتر خواهد کرد.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: