این بار به خودت شوک بده آقای مدیر

روزی که لیدرهای باشگاه پرسپولیس حتی پس از گلزنی ایوان پتروویچ، دست از فریاد کشیدن برنداشتند و اعتراض خود را با شعارهای همیشگی‌شان با مضمون حیا کن و رها کن بر سر افشین پیروانی کوبیدند، خود سرمربی پرسپولیس هم می‌دانست دیگر فرصتی برای باقی ماندن نخواهد داشت.
کد خبر: ۲۴۶۹۵۰

گاهی اوقات لازم است یک خواسته مدیریتی با پیش‌زمینه شفاهی هواداران به پیش برود. درست مانند آنچه در پرسپولیس دیدیم. 2 شکست در کارنامه افشین پیروانی کافی بود تا نام نلو وینگادا از جعبه بیرون بیاید.

***

هنوز این علامت سوال وجود دارد که سازمان تربیت بدنی براساس چه استدلالی دست به تغییر کادر مدیریتی باشگاه پرسپولیس زد. تیمی که بر مسند قهرمانی نشسته بود، ناگهان تمامی ارکان مدیریتی و ستون‌های اصلی قهرمانی‌اش را از دست داد و خود را در دست مدیرانی دید که از آنها فقط نامی باقی مانده بود. بازخوانی پرونده آنچه بر مدیریت پرسپولیس گذشت بیهوده است، ولی مرور هر اتفاق این تیم نشانه‌های محکمی از اشتباه‌های بزرگ مدیریتی در این باشگاه دارد. آیا نباید به همین نمونه آخر یعنی نلو وینگادا اشاره‌ای داشت؟

وینگادا آخرین کشف مدیرانی است که در بدو ورود خود به باشگاه پرسپولیس، نام زاکه‌رونی و تروسیه را زنده کردند. مدیرانی که صرفا برای ایجاد یک تحول و شاید هم دست بردن در شجره‌نامه باشگاه، خود را مکلف به تغییری در کادر فنی دیدند و افشین پیروانی را از کار کنار گذاشتند. آیا مدیران باشگاه پرسپولیس می‌توانند محصول این تحولات در لیگ را مقابل چشمان هواداران بازگویی کنند؟

ساده است... نلو وینگادا با صرف هزینه‌ای نزدیک به یک میلیارد تومان برای این باشگاه پا به ساختمان این تیم می‌گذارد و قراردادی را برای نجات این تیم می‌بندد. آیا می‌توانید او را یک ناجی بنامید؟ مردی که از تمام نیمکت‌نشینی‌های خود در لیگ برتر، فقط به 2 پیروزی رسیده است. او در 8بار نیمکت‌نشینی در لیگ برتر، فقط 2بار طعم پیروزی را چشید و وقتی می‌بینیم اگر در 2 بازی دیگر شکست نمی‌خورد و پیروز میدان می‌شد، می‌توانست بسادگی راهی لیگ قهرمانان آسیا در سال آینده شود، به تصمیم‌گیری مدیریت باشگاه پرسپولیس شک می‌کنیم. آنها چنین هزینه‌ای را چرا و چگونه روی دست باشگاه پرسپولیس گذاشتند، فقط برای نجات خود؟

افشین پیروانی چقدر ضعیف‌تر از وینگادا نتیجه می‌گرفت؟

در پس طرح چنین پرسشی، نمای پرسپولیس در لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا پیش چشممان قرار می‌گیرد. چهره‌ای بشاش و خندان که توانایی صعودی ساده از گروه خود را دارد. شاید تک پرچمدار فوتبال باشگاهی ایران در آسیا که به عبارتی برای فوتبال زمین خورده ایران تا حدودی آبروداری کرده است. هرچند نمی‌توان ماهیت درخشش پرسپولیس در لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا را نادیده گرفت، اما نمی‌توان این حقیقت را هم از یاد برد که پرسپولیس در ساده‌ترین گروه غرب آسیا قرار گرفته بود. حضور نماینده چهارم عربستان، تیم چهارم امارات و یک قطری در این گروه، بی‌شک صعودی ساده را برای پرسپولیس قابل پیش‌بینی می‌کرد. نه آن‌که بتوان عملکرد قابل ستایش پرسپولیس در عربستان (ولو در اجرای یک بازی محتاطانه و بسته) را زیر سوال برد، اما ابهام واقعی اینجا شکل می‌گیرد که آیا پرسپولیس توان مقابله با رقیبانی درجه بالاتر در آسیا را هم خواهد داشت؟

***

بحث بر سر دلایل کنار گذاشتن پیروانی و روی کار آمدن وینگادا نیست. اخباری دقیق و واقعی از داخل ساختمان باشگاه پرسپولیس به گوش می‌رسد که نلو وینگادا در پایان لیگ و وقفه‌ای که در جریان لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا پیش خواهد آمد با پرسپولیس وداع می‌کند. دلیل این جدایی، همان پولتیک قدیمی مسوولان باشگاه پرسپولیس است. مدیرانی که همه کس و همه چیز را فدای بقای خود کرده‌اند، می‌توانند این بار با کشیدن خط قرمز روی نام یک مربی، همه نگاه‌ها را متوجه نقطه‌ای دیگر می‌کنند.

امروز به یاد جمله امیر حاج رضایی می‌افتیم که می‌گفت: چرا شوک فقط مختص مربیان باشد؟ چرا خود مدیران با استعفا به تیم‌های خود شوکی وارد نمی‌کنند؟ امروز در پیکره مدیریتی باشگاه پرسپولیس، مدیرانی را می‌بینیم که همین چندی قبل، زمانی که مقابل انتقادهای یک مجری قرار گرفت، از تمامی رانت‌های خود برای زیر فشار قراردادنش استفاده کرد. مدیرانی را می‌بینیم که بی‌شک از تاریخ انقضای مدیریتی‌شان سال‌ها می‌گذرد؛ اما باز هم در راس مدیریت باشگاه هستند. این مدیران که یک روز حبیب کاشانی را به دلایل واهی اخراج کردند، امروز پس از ناکامی مطلق در لیگ (تاخت زدن کرسی قهرمانی با رده ششم و حتی نرسیدن به لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا) چه تصمیمی برای روزهای آینده خواهند داشت؟ آیا باز هم صدای خود را به ته گلو می‌اندازند و در رسانه ملی مقابل منتقد جبهه می‌گیرند؟

پرسپولیس مشکل مربی نداشت. این تیم با افشین قطبی شکست خورد، با افشین پیروانی ناکام ماند و در نهایت با مردی مانند وینگادا حتی از رسیدن به سهمیه لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا ناکام می‌ماند! آیا ستاره‌هایی مانند باقری، کریمی، نیکبخت، حیدری، رضایی، توره، پتروویچ و محمد برای موفقیت کافی نبودند؟ آیا مدیران باشگاه آن شوک واقعی را به تیم خود وارد می‌کنند؟

پیام یونسی‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها