در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن سالها قصههای زیادی را با صدا و اجرای زندهیاد مهین دیهیم از تلویزیون دیده و شنیده بودم و شبها به عشق شنیدن صدای مریم نشیبا که قصهای ساده را با آب و تاب زیاد تعریف میکرد به بستر رفته بودم تا فقط با صدای او بخوابم.
یادم هست نشیبا قصه را با شور خاصی آغاز میکرد و بتدریج به بیان خود اوج میداد و به انتهای قصه که نزدیک میشد ریتم صدای خود را کند میکرد، قهرمان داستان که به سرانجام میرسید و قصه که به پایان میرسید، صدای او هم آنقدر ملایم و لطیف میشد که مرا به خواب میبرد و به من اطمینان میداد که قهرمان دوستداشتنی قصه به سرانجام خوبی رسیده است.
زندهیاد مهین دیهیم زمانی که از رادیو به تلویزیون آمد تا برای کودکان داستان بگوید در لباس مادر بزرگی ظاهر شد که در خانه قدیمی خود که با رنگهای گرم تزئین شده بود، مینشست و قصه میگفت؛ صدای گرمش با حرکات دستانش چنان هماهنگ بود که همه مخاطبان کودک خود را سحر میکرد. صدایش گاهی اوج میگرفت و گاهی فرود؛ یادم هست هنگامی که صدای خود را آهسته میکرد، نگرانی هم در من اوج میگرفت؛ نکند اتفاقی رخ دهد...
دیهیم اصول قصهگویی را بلد بود و آن را یک تخصص میدانست، به همین دلیل از صدای خود بهترین استفاده را میکرد تا این تخصص را در خدمت آرامش کودکان قرار دهد. مریم نشیبا هم میداند که قصهگویی، تخصص است و وقتی قرار است برای میلیونها مخاطب قصهای را روایت کنی باید آنقدر راه و روش این کار را بلد باشی که بتوانی آنها را مشتری دائمی برنامه خود کنی....
با این ذهنیت به تماشای برنامه شببخیر کوچولو نشستم که صدا و سیمای ایران در زمینه قصهگویی تجربیات زیادی دارد و این برنامه را با استفاده از همین تجربیات تولید کرده و روی آنتن فرستاده است اما واقعیت این است که با دیدن قصهگوی برنامه همه ذهنیتم به هم ریخت، او مجری جوانی بود که مدتهاست او را به عنوان مجری برنامههای کودک و خردسال در شبکههای مختلف میبینیم. مجریگری یک تخصص است همانگونه که قصهگویی یک تخصص است و قرار نیست یک مجری مسلط به فنون بازیگری قصهگوی خوبی هم باشد.
شاید طراحان برنامه شببخیر کوچولو خواستهاند با استفاده از مجریان محبوب بچهها این برنامه را دیدنیتر کنند اما وقتی مجری همانگونه که اجرا میکند قصه هم میگوید ماهیت کل برنامه و اهداف آن زیر سوال میرود. از طرفی ساعت پخش این برنامه به گونهای طراحی شده است که بچهها را آماده خواب کند بنابراین تمام فضای برنامه باید آنها را برای خواب آماده کند اما در اطراف قصهگو تصویر کودکانی را میبینیم که با لباس به اصطلاح مهمانی؛ سرحال نشستهاند و دارند قصه گوش میکنند و جایی هم که لازم باشد با قصهگو همکاری میکنند و به سوالات او پاسخ میدهند، این همکاری خوب است و برنامه را زندهتر میکند اما طراحان برنامه شببخیر کوچولو شاید بهتر باشد فکری برای لباسها و نوع حضور بچهها در این برنامه بکنند.
هنوز هم اگر پای صحبت قدیمیترها و آنانی که اکنون خود پدر و مادر شدهاند بنشینیم و به خاطرات آنها گوش کنیم، حتما قصه ظهر جمعه را لابهلای خاطرات آنها پیدا خواهیم کرد؛ همان گونه که آنها حتما از زندهیاد دیهیم سخن خواهند گفت و با یادآوری این که هنوز ترانه و آهنگ شببخیر کوچولو را با خود زمزمه میکنند، لبخند خواهند زد و خواهند گفت که چقدر مریم نشیبا را دوست دارند. ساختارشکنی و تجربه راههای جدید خوب است اما زمانی که این راههای جدید بر مبنای تجربه گذشته باشد؛ کسی چه میداند شاید روزی برنامه شببخیر کوچولو و قصههایش چنان کامل و حرفهای شود که در ذهن کودکان امروز جاودانه شود.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: