در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واژه تبلیغات سیاسی را اینگونه تعریف کردهاند که تلاش آگاهانه بعضی افراد یا گروهی برای کنترل یا تغییر نگرش سایر گروهها با استفاده از ابزارهای ارتباطی که این امر واکنش مخاطبان را به تاسی از تبلیغات سیاسی در بر خواهد داشت. تبلیغات به معنی اشاعه عقاید و به منظور تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان، همیشه به نوعی در تاریخ جوامع بشری وجود داشته است.
به عبارتی، هدف از نقل افسانهها و اساطیر به وسیله پیران قوم و قبایل برای ایجاد روحیه جنگاوری در جوانان گرفته تا موعظه فیلسوفان یونان (نظیر سقراط) و روم باستان در معابر عمومی و حتی سنگ نوشتههای هخامنشیان و ساسانیان چیزی جز مبارزات تبلیغاتی نبوده است.
به عنوان مثال بر اساس اسناد و مدارک، فتح سرزمینهای لیدی و بابل، جنگهای کورش و ایجاد وحدت و تعمیم و گسترش مذهب تشیع به وسیله صفویان در ایران فقط در سایه تبلیغات سیاسی میسر گشته است نه به وسیله ارتش و قوای نظامی نیرومند.
اهداف تبلیغات سیاسی
از دیرباز تبلیغات سیاسی، ساز و کار مناسبی برای دستیابی به اهداف و آمال سیاسی بوده و از همین رو همواره از سوی اغلب سیاستمداران مورد توجه قرار گرفته است. در قلمرو مفهومی تبلیغات امروز، با سه دسته تبلیغات مواجه هستیم که هر یک به منظور دستیابی به اهداف و آمالی خاص به وسیله مبلغان خاص تعقیب میشوند.
نوع اول از تبلیغات سیاسی به تمامی فعالیتهای احزاب و گروههای سیاسی اطلاق میشود که در پی ترویج عقاید، اهداف و آموزههای خود برای جلب افکار عمومی در درون مرزهای ملی صورت میگیرد.
نوع دوم تبلیغات سیاسی، فنونی ترویجی را در بر میگیرد که دولتها و رژیمهای سیاسی برای افزایش مشروعیت، حیثیت و حفظ روحیه شهروندان خود در داخل اعمال میکنند و علاوه بر این از آن به منظور تخریب روحیه مخالفان در دوران جنگ، بویژه جنگ سرد سود میجویند.
در نهایت ، نوع سوم شامل تبلیغات غیر سیاسی و عام المنفعهای میشود که دارای خصایص اجتماعی ، بهداشتی ، علمی و هنری است و برای پیشبرد امور بهداشتی ، فرهنگی و غیره و به وسیله سازمانهای مربوط انجام میشود.
نقطه مشترک این سه نوع تبلیغات، استفاده از وسایل ارتباطی است که به وسیله رسانههای گوناگون برای شکل دادن به باورها و نگرشها یا رفتارها در جهت مقاصد مبلغ به کار گرفته میشود. اساسا هدف تبلیغات سیاسی، دستیابی به مرحله پذیرش ایدئولوژی مبلغ در مردم است. به همین دلیل تبلیغات بخشی از ایدئولوژی محسوب میشود.
روشهای تبلیغات سیاسی
روشها و شگردهایی که در عرصه تبلیغات سیاسی جهان اعمال میشود، بنابر چگونگی اوضاع و احوال هر کشور و اهداف سیاستگذاران، مبلغان و ظرفیتهای ذهنی و فرهنگی مخاطبان انتخاب میشود. برخی از این روشها عبارتند از:
تظاهرات
یکی از برنامههای عملی تبلیغات سیاسی تظاهرات است، میزان شور و اشتیاق استقبالکنندگان و به دست داشتن پرچم و تراکتها و تصاویر و داشتن لباس خاص در هر حال یکی از عوامل مهم موفقیت است.
اعمال نمادین
یکی از شیوههای تبلیغ سیاسی که دارای اعتبار قابل توجهی است اعمال قدرت و تلاشهای سمبولیک و نمادین است که نمونههای درخشان و به یاد ماندنی آنها برای همیشه در حافظه تاریخ مبارزات سیاسی، مذهبی و اجتماعی دولتها و ملتها ثبت میشود.
در تاریخ معاصر و در جنگهای آزادیبخش، نهضتهای استقلالطلب و ضداستعماری ضداستبدادی در مناطق مختلف جهان از اعمال نمادین برای جلب توجه دیگران استفاده کردهاند. در دوران مبارزات علیه نظام سلطنتی در کشور ما نیز حرکتهای حماسی و سمبولیک زیادی به منصه ظهور رسید.
بمباران تبلیغاتی (جنگ روانی)
این اصطلاحی رایج در سلسله اعمال تبلیغی است که منظور از آن بیان، پخش، نشر و نمایش تکراری واقعه یا وقایع یا جهات و جوانب آنها از رسانههای جمعی است. معمولا هنگامی که هدفی ارزشمند و کاری بزرگ و خطیر در پیش است، مجموعهای از برنامههای بمباران تبلیغاتی تهیه و تدارک میشود و علیالاصول مخاطبانی که در معرض این بمبارانها قرار میگیرند، هرچند کوتاهمدت، مسخ و منفعل میشوند.
از خصوصیات این روش تکرار، تداوم و هجوم همهجانبه و هماهنگ و فراگیر اطلاعیهها و گزارشها و تفاسیر کلامی، تصویری و نوشتاری در رسانههای جمعی است و تلاش بر این است که در عرصه انتخابات خبری موضوع موردنظر یکهتاز و مطلق یا حداقل وجه غالب باشد.
اقدامات انحرافی
برای تحتالشعاع قرار دادن و خنثی کردن اثرات روانی رویدادهایی که علیه حکومتی یا حزبی به وقوع پیوسته و به احتمال زیاد تبلیغات مخالفان تشدید شده است، گاهی ماجراجویی جدید خلق میشود یا موضوعی کهنه دوباره مطرح میگردد و در اطراف آن موج تبلیغات به راه میافتد به امید آن که افکار عمومی هرچند به طور موقت از توجه به موضوعهای مهم و اصلی مطرح منحرف شود. به هر حال از مشخصات بارز این شگرد مطرح کردن مسائل فرعی و حاشیهای است، به نحوی که مسائل اصلی گم یا کمرنگ شود و تحتالشعاع قرار بگیرد.
تایید
تمسک و نقلقول از گفتهها، اظهارنظرها و بیانیههای تاییدی و حمایتی رهبران، سران و مسوولان کشورها، مجامع بینالمللی سیاسی، حقوقی، علمی، فرهنگی و اجتماعی جهان معمول و مرسوم در تبلیغات سیاسی دولتها و نهادهای سیاسی دنیاست و نوعی اتخاذ سند برای نشان دادن ثبات سیاسی و مقبولیت بینالمللی است.
سکوت
گاهی واقعهای که مطلقا موافق طبع و تمایل یک مجتمع سیاسی حاکم نیست، اتفاق میافتد، برای حزب و نیروی مخالف امتیاز و پیروزی غیرمنتظرهای کسب میکند یا به هر طریق خسارت مهمی بر بدنه و ارکان حاکمیت وارد میشود. در این وضع، توسل به سکوت مطلق و به اصطلاح به روی خود نیاوردن میتواند یکی از واکنشهای تبلیغاتی باشد.
تحقیر
کوچک یا ناچیز نشان دادن واقعهای که بزرگ است، مفهوم عنوان فوق است. معمولا کسب امتیازات بینالمللی و منطقهای و محلی از طرف یک کشور یا سازمان و گروه سیاسی اغلب مایه دلگیری و حسادت جمعی سیاسی در کشور رقیب میشود، لذا رقیب در انعکاس اخبار این پیروزیها بخل میورزد و به طرق گوناگون مورد را کماهمیت جلوه میدهد.
این شگرد در انتخابات هم استفاده میشود، به این معنا که اگر در جایی انتخاباتی انجام شده که 90 درصد واجدان شرایط در رای دادن شرکت کردهاند که رقم بالایی است و شخصی با 80 درصد کل آرای ماخوذه در انتخابات پیروز شده و مقامی را کسب کرده است که عدد چشمگیر و قابل توجهی است. خبرگزاری و رسانههای تحت نفوذ رقیب در یک عمل تحقیری تبلیغاتی با حذف ارقام شرکتکنندگان در انتخابات و تعداد زیاد آرای کسب شده فقط به ذکر برگزیده شدن فلان کس در انتخابات فلان جا اکتفا میکنند.
بزرگنمایی
برعکس روش تحقیری است. در این روش، خبر با آب و تاب بیشتری پخش میشود تا توجه به مخاطب را جلب کند و میزان اهمیت آن بالا برده شود.
تحریف
شاید یکی از ناجوانمردانهترین شگردهای تبلیغاتی سیاسی شیوه تحریفی است و متاسفانه در بنگاهها و نهادهای خبری و تفسیری که مدار کارشان بر عدم صداق است، بیشترین کاربرد را دارد. با اندکی دخل و تصرف و پس و پیش کردن کلمات و جملات یا اضافه و کم کردن حتی یک حرف یا کلمه و جملهای میتوان بکلی مفهوم اصلی را دگرگون کرد.
ابهام
پیداست که منظور از توسل به این شیوه مذموم، ایجاد ابهام و تردید در اخبار مربوط به رویدادهای مسلم است . به عنوان مثال موفقیت بزرگ سیاسی، علمی، اجتماعی و... در صحنه بینالمللی یا محلی نصیب کشور یا سازمان شده است، رقیبت سیاسی از بوقهای تبلیغاتی خود با ذکر کلمات و جملاتی از قبیل احتمالا، شاید، اگر، گویا و صحت و سقم مطلب هنوز معلوم نشده است، منابع مستقل هنوز تایید نکردهاند و غیره خبر حتمی و قطعی را به صورت ملتزم و مقید و مبهم پخش میکند.
کذب
مقصود شگرد رسوای دروغپردازی است. در این مرحله واحد تبلیغات سیاسی در جریان مبارزه تبلیغاتی خود به منظور بدنام کردن و تضعیف رقیب سیاسی از توسل به این شیوه دریغ نمیکند، آشکارا دروغ میسازد و از وسایل ارتباط جمعی تحت نفوذ خود منتشر میکند.
شایعهسازی
در مبارزات تبلیغات سیاسی، شایعهسازی شیوه رایجی است. شایعه گاهی به طور خودجوش و اتفاقی و موردی تولید و پخش میشود. این در صورتی است که از علایق و عواطف یا نفرت و انزجار افراد و برخی گرو هها نسبت به اشخاص و نهادها نشات گرفته است و در مواردی هم حساب شده و سازمان داده شده از طرف واحدهای تبلیغاتی نهادهای سیاسی تهیه میشود و از طریق وسایل ارتباط جمعی خودی، منتشر و پخش میشود.
یکسونگری
در اتخاذ و عمل به این روش، نگاه به رویدادها فقط از یک زاویه، سمت و جهت است و تنها بعدی از ابعاد قضیه مطرح میشود.
زمانشناسی
وقتشناسی، موقعیتشناسی، فرصتیابی و فرصتطلبی اصطلاحاتی آشنا با مفاهیم نزدیک به هم و از شاخههای یک مقولهاند که نامش «زمان» است. لذا تبلیغات سیاسی پیشرفته دنیای معاصر کوشش میکند بیامان و بیترحم با زمان و حوادث خود همگام باشد.
تکنیکهای تبلیغات سیاسی
منظور از تکنیکهای تبلیغاتی، شگردها و تمهیداتی است که باعث واکنش پیشبینی شده و مطلوب در مخاطب میشود. این شگردها و تمهیدات براساس هنر، دانش و تجربیات ارتباطگر و همچنین اهداف تبلیغات، شرایط مخاطبان و شرایط محیطی که در ارتباط با آن برقرار میشود، تعیین و اعمال میشود. بنابراین تکنیکهای تبلیغی از منعطفترین مقولات در عرصه ارتباطات و تبلیغات است. تعدادی از این تکنیکها عبارتند از:
ارائه نظر به عنوان حقیقت
گاهی خبرگزاریها درباره رویداد و واقعیتی، یک نظر شخصی و خاص دارند که ممکن است با آن رویداد و واقعیت فاصله داشته و مغایر باشد، ولی سعی میکنند نظرات خود را به آن واقعیت متصل کنند. از این شیوه برای جا انداختن یک نظر سیاسی به جای واقعیت و خبر استفاده میشود و به ترتیبی به هم چسبانده میشود که مخاطب آن نظر را بخشی از خبر تصور میکند.
برجستهسازی
براساس نظریه برجستهسازی Agenda setting رسانهها نمیتوانند به مردم بگویند که درباره یک موضوع چگونه فکر کنند، بلکه به مردم میگویند چه موضوعهایی مهم به نظر میرسند. این امر به معنای آن است که رسانهها تاثیر مستقیمی بر مردم ندارند و تاثیر آنها غیر مستقیم است. مک کوئیل (1987) تصریح میکند برجستهسازی نه به یک اولویت بلکه به سه اولویت متفاوت مربوط میشود؛ یک اولویت در گروه سیاسی یا سایر گروههای ذینفع جا میگیرد ، دیگری اولویت رسانههاست که ارزشهای خبری و سلیقه ملموس مخاطبان بر آن تاثیر میگذارد و به آن ساخت میدهد.
اولویت سوم از آن همگان است که تصور میشود، تحت تاثیر رسانههاست. به طور کلی برجستهسازی یکی از شیوههای رایج و متداول در تبلیغات است. از برجستهسازی در تبلیغات منفی و مثبت استفاده میشود.
به این معنی که هم میتوان نقاط قوت خودیها را برجسته کرد و باعث کسب اعتبار و مشروعیت برای آنان شد و هم میتوان نقاط ضعف رقیب را برجسته کرد و وی را ناتوان جلوه داد.
انگ زدن و متهم کردن رقیب
در این شیوه سعی میشود بدیها و نقایص مخالفان و خوبی و محاسن دوستان، بزرگتر از حد معمول منعکس شود؛ خوبیها و محاسن مخالفان و زشتی و پلیدیهای دوستان اصلا منعکس نشود.
نوع دیگر، شیوه ناپسند متهم کردن است و آن انگ زدن یا برچسبزدنهای نارواست که در سطح داخلی میتوان به «سطحینگر»، «لیبرال» ، «انحصارگران» و... اشاره کرد که البته رادیوهای بیگانه نیز این انگها را با آب و تاب بیشتری مورد استناد و بهرهبرداری قرار میدهند. اما انگهایی که غربیها و مخصوصا دو کشور آمریکا و رژیم اشغالگر قدس به آن اتکا میکنند، واژههایی است همچون «تروریست»، «جنگطلب»، «افراطی» و... که همه اینها تصوراتی را به وجود میآورند که هیچگونه همخوانی با واقعیت ندارند.
جاذبه ترس
یکی از تکنیکهای تبلیغات استفاده از جاذبه ترس است. از این ترفند بیشتر در تبلیغات سیاسی استفاده میشود. در این نوع تبلیغات به طرف مقابل چنین القا میشود که اگر به عمل خواسته شده در تبلیغ، ترتیب اثر داده نشود، حتما دچار عوارض سوئی خواهید شد.
حدس و گمان
حدس و گمان به معنای پیشبینی آینده، بدون داشتن معیارها و ملاکهای علمی است. در تبلیغات انتخاباتی از این تکنیک به وفور استفاده میشود، زیرا نتیجه انتخابات و پیامدهای آن مشخص نیست و هر کس به نفع خود آینده را پیشبینی میکند. مبلغ با استفاده از تکنیکهای مصادره به مطلوب، همراهی و ... اینگونه القا میکند که خواسته آنها تحقق خواهد یافت.
نامشخص بودن خبر از تفسیر
در این تکنیک، فرستنده پیام بدون اینکه خبر اصلی را انعکاس داده باشد، به تفسیر و تحلیل پیام میپردازد. در تفسیر، گوشههایی از پیام اصلی خبر بیان میشود ولی به علت اینکه مخاطب دسترسی به مطلب اصلی ندارد، توانایی تفکیک خبر از تفسیر را نخواهد داشت بنابراین به احتمال زیاد مخاطب از تفسیر به جای خبر استفاده خواهد کرد.
استناد به ادعاهای کذب
استناد به ادعاهای کذب به این معناست که یک واسطه خبری، سخنان و ادعاهای یک منبع خبری را بدون هیچگونه دخل و تصرفی انعکاس میدهد اما ادعا و سخنان منبع خبری اصلی کذب و دور از حقیقت است.
ایجاد نفاق در گروه رقیب
یکی از تکنیکهای تبلیغی مورد استفاده در تبلیغات سیاسی، ایجاد نفاق در گروه رقیب است. از این تکنیک احزاب، گروهها و شخصیتهای سیاسی برای شکاف میان رقبا استفاده و تلاش میکنند بین گروه رقیب و طرفداران آن، مطالب و اخباری بعضا کاذب انتشار دهند تا جناح رقیب را نامنسجم و متزلزل کنند.
تبلیغات سیاسی از منظر اسلام
در کنار این همه روشهای مختلف تبلیغات، جا دارد تبلیغات سیاسی را از منظر اسلام نیز مروری کنیم. در فرهنگ اسلام که هدفش رسانیدن پیام حق به انسانها و رهایی آنها از جهل و نادانی و راهنمایی در مسیر حق و حقیقت است، پیامبران مسوولیت تبلیغ را به عهده داشتهاند.
پیام در تعبیر اسلامی همان رسالت است که پیامآوران الهی آن را ابلاغ کرده، مردم را به پذیرش آن فرا میخواندند، اما مخاطب از نگاه و دیدگاه اسلام با آنچه امروز در برخی از تبلیغات شاهدیم، متفاوت است.
آیات متعددی در قرآن بر این نکته تاکید دارد که مخاطب آزاد است پیامی را که به او ابلاغ میشود انتخاب کند و بر این اساس انسان از نظر اسلام موجودی مختار است که میتواند پس از شنیدن یک پیام، آزادانه تصمیم بگیرد و چنانچه روی فرد یا افرادی تبلیغ صورت بگیرد، او اختیار دارد که بپذیرد یا نه؛ اما در تبلیغات امروزی گاهی اوقات حقایق در پوشش قرار میگیرند و مخاطبان آنچنان از نظر عاطفی تحریک میشوند که قدرت قضاوت صحیح از آنها گرفته میشود. همچنین از نظر اسلام آنچه تحت عنوان پروپاگاندیسم مطرح است و مبلغ در آن برای رسیدن به هدف میتواند از هر وسیلهای استفاده کند، منظور نظر نبوده و نیست.
ابراهیم برین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: