گزارش «جام‌جم» از عوارض نبود راهکارهای مناسب پخش کتاب

وقتی شاعران، بازاریاب می‌شوند

گروه فرهنگ و هنر - آرش شفاعی: فکر می‌کنید وظیفه یک هنرمند مثلا یک شاعر چیست؟ لابد می‌گویید او وظیفه دارد آثار هنری خوب و کاملی بیافریند. اشتباه می‌کنید چون در ایران یک شاعر علاوه بر این‌که اثری را می‌آفریند، باید خودش آن اثر را به چاپ برساند و خودش نیز آن را توزیع کند! در بازار کتاب ایران، ناشران همواره برای چاپ مجموعه‌های شعر، شرایط سختی پیش روی شاعران می‌گذاشته‌اند و با اعتقاد به این که کتاب‌های شعر مشتری چندانی ندارند از بسیاری از شاعران جوان در ازای چاپ آثار آنها مطالبه درصدی از سهم سرمایه‌گذاری در نشر کتاب را مطالبه می‌کردند تا به این وسیله ریسک سرمایه‌گذاری خود را کاهش دهند .
کد خبر: ۲۴۵۶۷۲

این تازه آغاز ماجرا بود، چرا که حتی در صورت انتشار کتاب و عرضه آن به بازار نشر، روابط پیچیده و مخوف گستره توزیع و پخش کتاب چنان بود که عملا این کتاب‌ها به بازار کتاب کشور راه نمی‌یافت و هر سال شاهد انتشار تعداد زیادی مجموعه‌های شعر قابل قبول در کشور بودیم که در صورت توزیع سالم و گسترده، قابلیت جلب مخاطبان فراوان را داشتند، اما عملا این مجموعه‌ها دیده نمی‌شدند.

از سوی دیگر، ناشران با حذف پرداختحق التالیف  در صورتی که هنگام نشر کتاب، بهایی مطالبه نمی‌کردند  به جای پول تعداد زیادی از نسخه‌های کتاب را به شاعران تحویل می‌دادند تا خود آنها را به نحوی به فروش برساند.

شبکه غیررسمی ‌توزیع

مدتی است که برخی شاعران بخصوص شاعران جوان که از چرخه نامناسب توزیع آثارشان به تنگ آمده‌اند و دیگر وعده‌های مسوولان در خصوص ساماندهی به وضعیت پخش کتاب را باور نمی‌کنند، دست به اقدامی ‌خودجوش زده‌اند و با درج آگهی‌هایی در سایت‌های ادبی و وبلاگ‌های شخصی، کتاب‌های خود را با اعلام شماره حساب و نشانی بدون حضور در چرخه رسمی‌پخش کتاب می‌فروشند و حتی حاضرند تا یک پنجم قیمت کتاب را نیز به خرید‌های بیش از یک اثر تخفیف بدهند و این در صورتی است که برای حضورکتاب در چرخه رسمی‌توزیع، شرکت‌های توزیع حدود 65 درصد قیمت پشت جلد را تخفیف می‌خواهند و چک مابقی وجه ناشر را حداقل شش ماهه صادر می‌کنند.

به این ترتیب، در چرخه نامناسب انتشار کتاب در کشور ما و با وجود عدم اجرای قوانین وظایف مولف، ناشر و توزیع کننده همه مشکلات اجرایی و مالی بر سر مولف کتاب آوار می‌شود و کسی که دارای توانمندی هنری و آفرینش ادبی است، باید به خاطر این توانمندی مجازات نیز بشود و نه تنها درآمدی کسب نکند بلکه کتابش را به دست بگیرد و برایش تبلیغ کند و یکی یکی بفروشد تا جلوی ضرر بیشتر را بگیرد.

در وضعیت کنونی که به بهسازی وضعیت پخش کتاب امیدی نیست، شاعران جوان شهرستان‌ها دست به تاسیس اعلام نشده یک «شبکه غیررسمی ‌توزیع کتاب» زده‌اند که در آن، کتاب‌های تازه منتشر شده شعر در جلسات شعرخوانی شهرهای مختلف، کنگره‌ها و شب شعرها معرفی و با جمع‌آوری بهای این کتاب‌ها تعدادی از آنها به شاعر سفارش داده می‌شود. به این ترتیب کتاب‌های شعر اگر چه از رسیدن به دست عموم علاقه‌مندان و مخاطبان عادی محروم می‌مانند؛ شاعران و مخاطبان حرفه‌ای شعر، تازه‌های شعر جوان ایران را می‌بینند و با تجربه‌های شعری تازه آشنا می‌شوند و جلوی زیان مادی یکی از شاعران را نیز می‌گیرند.

جلیل صفربیگی، شاعر رباعی سرای ایلامی‌که با همین شیوه کتابش را به چهارمین چاپ رسانده است، با پذیرش این که بازاریابی کتاب برای شاعران را امری پسندیده و فرهنگی نمی‌داند، می‌گوید: من چند سال، پیش خواستم یکی از کتاب‌هایم را از طریق یکی از شرکت‌های پخش کتاب در تهران توزیع کنم آنها 40 جلد کتاب را با تخفیف زیاد از من گرفتند و از بهمن 86 تا کنون پول آن را نداده‌اند، در صورتی که من تنها یک روز در نمایشگاه کتاب تهران 140 نسخه از کتابم را فروختم. در این شرایط جز فروش کتاب از طریق دوستان شاعر چاره‌ای می‌ماند؟

او می‌گوید: ناشران شهرستانی اغلب شیوه‌های پخش کتاب را بلد نیستند و تازه اگر هم بخواهند در این چرخه وارد شوند، از سوی شرکت‌های پخش کتاب و مافیایی که در این حوزه وجود دارد، اجازه عرضه کتاب نمی‌یابند، به همین دلیل برای رسیدن کتاب به دست مخاطب چاره‌ای جز این روش نمانده است. 

دردسرهای نشر تمامی ‌ندارد

اما ناشران نیز در این باره حرف‌ها و درد دل‌هایی دارند. سید ضیاء‌الدین شفیعی که خود شاعر است و در کار نشر کتاب نیز دست دارد، با پذیرش این که شیوه کنونی شیوه‌ای فرهنگی نیست، می‌گوید: در شرایط فعلی 2 راه پیش رو داریم یا این که به رکود تن بدهیم و مثل بسیاری از شاعران که سال‌هاست، اثری منتشر نکرده‌اند، کتاب چاپ نکنیم یا این که بپذیریم کتاب را با حداقل عوارض منتشر کنیم و از مجموعه‌های نشر خصوصی انتظار پرداخت حق التالیف نداشته باشیم.

وی با بیان این که تحویل بخشی از شمارگان کتاب به صاحب اثر برای استفاده از روابط خود در میان اهل ادبیات تنها چاره ممکن برای توزیع کتاب، بدون ورود در چرخه بیمار پخش کتاب است، می‌گوید: تعطیل شدن حمایت‌های جانبی از ناشران نظیر تحویل فیلم و زینک، عبور از گردنه سنگین صدور مجوز، عدم خرید کتاب از سوی ارشاد، سرگردانی در روش‌های سنتی و الکترونیک و افزایش بی‌حساب و کتاب بهای کاغذ باعث شده است که ناشر لذت انجام یک کار فرهنگی را از دست بدهد و وقتی شما کتابی به یک ناشر می‌دهید این احساس به او دست می‌دهد که یک دردسر تازه برایش درست شده است، در این حالت چاره‌ای نمی‌ماند که شاعران نیز در چرخه نشر کتاب با ناشر همکاری کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها