فرهنگ به مثابه حلال مشکلات مردم و چارچوبی است که در قالب آن ارتباطات آنها را میسر میکند و انسانها میتوانند به کمک آن آموزش ببینند یا نیازهای مادی و عاطفی خود را برآورده کنند. فرهنگ شیوه زندگی است که به الگوهای رفتاری انسانها شکل میدهد. فرهنگ میراث تاریخی نسلهاست که در طول زمان و در فرآیند انتقال از نسلی به نسل دیگر افزوده و تکمیل میشود. از منظر تیلور فرهنگ کل پیچیدهای است که دانش، باور، هنر، قوانین، اخلاقیات، رسوم و هرگونه قابلیتها و عادات دیگری را که انسان به عنوان عضوی از جامعه فرا میگیرد، شامل میشود و فرهنگ یک سازه با اجزای متنوع است؛ مانند رشد فکری، روحی و معنوی، زیباشناختی فرد، گروه یا جامعه، فعالیتهای ذهنی، هنری و محصولات آنها مانند فیلم، موسیقی، کتاب، تئاتر و حقوق، زبان، اقتصاد، دین، هنر، راه و رسم زندگی، آیینهای اخلاقی، فعالیتها، باورها، آداب و رسوم تداومی از مردم یا یک جامعه.
با توجه به اینکه تربیت مقدم بر تعلیم است و به واسطه استفاده از تربیت است که تعلیمات، انسان را به کمال میرساند، ملاک سنجش تربیتی در مدرسهها یعنی نمره انضباط کلیشهای و ضعیف است. همانطور که خیلی از ما این تجربه را گذراندهایم بیشتر دانشآموزان به دلیل شهرت و دیده شدن افتخار میکنند که بیانضباط باشند یا دستکم ناراحت نمیشوند اما هیچ دانشآموزی به بیفرهنگی افتخار نمیکند. پدر و مادرهای گرامی هم توجه زیادی به نمره انضباط فرزند خود ندارند، زیرا با بیانضباطی، زیاد به آنها توهین نمیشود، اما با اخذ نمره پایین فرهنگ توسط فرزند خود سرخورده شده و به فکر فرو میروند. بیانضباطی از دید بچهها در مدرسه فقط یعنی آوردن وسایل اضافه به مدرسه، تاخیر، اصلاح نکردن بموقع سر، نوع پوشش و ... که در مجموع مشکلاتی فردی محسوب میشوند و به تعبیری اطاعت کورکورانه و انضباط خشک تعریف میشود. البته سوءتفاهمها و درگیریهای لفظی و جسمی بین آموزگاران و دانشآموزان گاه به اخراج موقت یا دائم دانشآموز هم میانجامد. اما این عنوان (نمره انضباط) ملاک شایستگی تربیتی، پس از دوره 12 ساله آموزش و پرورش، پروندهاش بسته و به بوته فراموشی سپرده میشود و در گزینشهای کاری و تحصیلی آینده و استفاده از امکانات دولتی (دولتی که هزینه آموزش و پرورش را تامین کرده) ملاک سنجش شایستگی افراد قرار نمیگیرد و سیستم سنجش آن موجود نیست و چه بسیار افرادی که زباله و تهسیگار به زمین میاندازند، دیر به محل کار خود میروند یا در محل کار وظیفه خود را درست انجام نمیدهند، از چراغ قرمز و محل عبورممنوع عبور میکنند و فرهنگ عبور و مرور ضعیف یا اسفباری دارند، زباله خود را جلوی در خانه دیگری میگذارند و همسایه خود را آزار میدهند، به اموال عمومی و درختان آسیب میرسانند و هزینههای عمومی مردم و دولت را افزایش میدهند؛ اما مانند انسانهای مفید و بافرهنگ اجتماع از امکانات دولتی یکسان و چه بسا بیشتری برخوردارند و حتی با در اختیار داشتن پول زیاد در جامعه احساس شایستگی هم میکنند.
اگر ملاک نمره تربیتی در مدارس از نمره انضباط به نمره فرهنگ تغییر نام پیدا کند و این نمره در تمام سطوح اجتماع تا کاندیداتوری ریاستجمهوری ملاک شایستگی افراد در اجتماع قرار گیرد، این یک نقطه شروع میشود تا شاهد نتایج شگفتانگیزی در محیط اجتماعی مدارس و پس از فراغ از تحصیل در سطح اجتماع باشیم؛ چون فرهنگ یک کل است نه یک جزء. در واقع ملاک نمره تربیتی دانشآموزان شامل حتی فرهنگ عبور و مرور دانشآموزان در راه و سرویس مدرسه، فرهنگ کتابخوانی، ادب و معنویات، استعداد، خلاقیت، قابلیتهای منحصر به فرد و ویژگیهای مثبت خانوادگی، هنر فردی، شرکت در فعالیتهای نوعدوستانه، سازش فردی و اجتماعی، رشد شخصیت، مشارکت دستجمعی، حتی مسوولیتپذیری و بیتفاوت نبودن نسبت به اجتماع و برانگیختن حس میهنپرستی و احترام به والدین را در بر میگیرد.
متاسفانه بتازگی خبر از احتمال حذف نمره انضباط در آییننامهها و جایگزینی سنجش با واژههایی مانند: خوب، عالی، نیاز به راهنمایی بیشتر و ... را شنیدیم. امیدواریم به امید خداوند متعال به جای این دگرگونی که نوعی واپسگرایی است، شاهد تغییر عنوان نمره انضباط به نمره فرهنگ باشیم که مطمئناً مایه مباهات تکتک ایرانیان خواهد شد. همه با هم امیدواریم.
مهدی بهلولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم