قاب خوانندگان

شصت‌چی در کسوت مربی فوتبال

در میان مجموعه‌های تلویزیونی که امسال از شبکه‌های گوناگون سیما پخش شد، سریال نمایشی «مرد 2 هزار چهره»‌ از جایگاه ویژه‌ای نزد بینندگان برخوردار بود. شاید یکی از مهم‌ترین دلایل این مهم، از آن جهت بود که در نوروز سال گذشته همین مجموعه و با همین ساختار و رویکرد از طریق شبکه سوم سیما پخش شد و از همین روی تعقیب ماجراهای «مسعود شصت‌چی» برای مخاطبان جذاب و جالب بود. داستان این مجموعه که با نگاه طنز همراه است، ماجرای شخصی می‌باشد که به جهات گوناگون دستخوش حوادث مختلف قرار می‌گیرد و با همین رویکرد، بستر حوادث و قصه‌های مردهزار یا 2 هزار چهره آغاز می‌گردد.
کد خبر: ۲۴۵۲۹۰

داستان با پیدایش و پردازش شخصیت «شصت‌چی»‌که سال گذشته در قالب شخصیت‌ها و حرف گوناگون ظاهر شد، شکل می‌گیرد که صدالبته امسال نویسنده آن را آن‌قدر پخته و کامل می‌نماید که «شصت‌چی» معروف امسال زمانی که در مقابل پلیس قرار می‌گیرد، کامل جاافتاده شده و او را در نوسانات گفتاری خود کلافه می‌نماید. نویسنده به سرعت از چنین وضعیتی استفاده کرده و شخصیت‌های دیگر را آرام‌آرام و با روند کلی داستان رو می‌کند. شاید دستمایه قرار دادن مشاغل گوناگون شالوده اصلی ماجراهاست و از همین روی است که اولین ورود ماجراها با خود شخصیت مهران مدیری به عنوان یک هنرمند مطرح بروز پیدا می‌کند.

شصت‌چی در یک جریان ساده و پس از آزادی از زندان به واسطه خلاف سال گذشته‌اش و با طعنه بیکاری به ناگهان در جایگاه «مدیری» قرار می‌گیرد و این بار، داستان از وضعیت هنرمندان، نقدها و بخصوص حوادث و وقایع طنز سخن می‌گوید. این اتفاق مهم شاید هم پاسخی به برخی از انتقادهای سال گذشته بود و هم اوضاع نابسامان طنز را به نوعی بیان می‌کرد. حضور آقای «روحانی» به عنوان منتقد و در برابر بدل «مدیری» بسیاری از ابهامات و وضعیت طنز را طرح کرد. این بخش نخست داستان بود، قرارگیری شصت‌چی به عنوان خلبان نیز بخش دوم داستان است، خلبانی که هیچ نمی‌‌داند اما به هر تقدیر هواپیمایی سرگردان را به زمین می‌نشاند و این اتفاق کمی جای تامل داشت لاجرم نمی‌توان ارتباط داستانی را در این راستا حادث نمود. ولی با این وجود گذر از بخش ابتدایی و کمک به جهش داستانی بود ولی انصافا بخش دوم یعنی داستان «شصت‌چی خلبان» جای نقد بسیار دارد. اما این نزول در داستان کمک شایانی کرد تا شصت‌چی زمانی که در کسوت یک مربی فوتبال قرار می‌گیرد بسیاری از اوضاع و احوالات فوتبال کشورمان در صفحه تلویزیون ظاهر شود. این بخش یکی از بهترین بخش‌های داستان مرد 2 هزار چهره بود؛ قسمتی که از وضعیت شکل‌گیری یک باشگاه تا استخدام مربی و بازیکن و حتی لیدرها به شفافی سخن می‌گفت و از همین روی به خوبی توانست با مخاطبان ارتباط کاملی برقرار کند. نباید از این نکته گذشت که به جهت وضعیت خاص فوتبال و علاقه‌مندان زیادی که این ورزش به خود اختصاص داده، تاکید نویسنده نیز مضاعف گشته بود، اما «شصت‌چی مجرم» در بخش چهارم وارد بازی خاصی می‌شود و با پیش کشیدن موضوع خرافه و فال و... سعی می‌کند با جنبه طنز سراغ چنین مقوله‌ای برود و البته تا حدودی هم موفق بود. باید در نظر داشت چنین نوع طنزی قطعا با مشکلات عدیده‌ای روبه‌روست که انصافا نویسندگان با دیالوگ‌هایی بسیار دقیق توانستند تا حدودی آن را پوشش دهند. نکته‌ای که کمی باید درخصوص این مجموعه به آن تاکید داشت، بازی «مهران مدیری» است. گرچه او به جهت آن که می‌بایست همان «شصت‌چی» سال گذشته را به تصویر کشد بالاجبار ظاهر شد، اما این انتقاد به او وارد است که نوع حرکات، گفتار و حتی بعضا در میمیک چهره او یک یکنواختی که در طول سالهای دور وجود داشته و در مجموعه‌های دیگر، مخاطبان شاهد آن بودند، وجود دارد. عملا «مدیری» ساعت خوش، پاورچین، برره و جایزه بزرگ با مدیری طنز «هزار چهره» آنچنان متمایز نیست و از همین روی توانسته ضربه‌ای در کل به داستان و نوشته خوب این سریال طنز وارد نماید. به هر حال طنز «مرد 2 هزار چهره» طنزی قابل قبول و تامل‌برانگیز است. طنزی که کمتر می‌توان در طول سالیان گذشته از آن یاد کرد. شاید پختگی و کامل شدن شخصیت «شصت‌چی» 87 سبب‌ساز بهتر شدن «دو هزار چهره» 88 گشت و توانست تا حدودی معنای واقعی طنز را بیان نماید.

فائقه‌السادات خراسانی اصل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها