در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها دبیرخانه دایمی این جشنواره در محل دایمی دوسالانههای هنری وزارت ارشاد تشکیل شده، در شرایطی که گام نخست در برگزاری نخستین جشنواره تجسمی فجر در حالی برداشته شده است که این اتفاق که درجای خود از نگاهی نیز میتواند فصل تازهای در روند توسعه هنرهای تجسمی در ایران به شمار رود با تهدیدات و فرصتهای زیادی روبهرو بود که هر یک قابل بررسی است.
اما اولین و شاید مهمترین دستاورد جشنواره بزرگ هنرهای تجسمی فجر برگزاری این جشنواره است. جشنوارهای که شاید با توجه به برگزار نشدنش که عمری 30 ساله داشت هنرمندان حوزه هنرهای تجسمی را به تعجب واداشت تا با نگاهی تیزبینانه به خلق آثار و نمایش آن در این گردهمایی بزرگ بپردازند. این واقعیتی انکارناپذیر است که برگزاری نمایشگاههای مختلف هنری که در سالهای اخیر روندی پرشتاب نیز به خود گرفته است و البته هریک سازی و نوایی برای خویش میزنند، نیاز به برگزاری جشنوارهای واحد را در این زمینه بیش از پیش ضروری مینمود. باید توجه داشت که بر آیند هنر معاصر ایران برای جهانی شدن نیازمند جشنوارهای استاندارد و در حدجهانی است که بتواند اعتماد هنرمندان جهانی را نیز برای شرکت جستن در آن جلب کند و این میسر نمیشود مگر اینکه این جشنواره از محدوده برگزاری صرف یک جشنواره مناسبتی پای را فراتر بنهد و در حد یک سالانه و حتی یک دوسالانه هنری راه خود را ادامه دهد.
باید به این توجه داشته باشیم که اکنون در ایران میزان فارغالتحصیلان رشتههای هنری و بخصوص در حوزه نقاشی رقم بسیار بالایی را شامل میشود و این رقم حتی میتواند رکوردی در کشورهای آسیای جنوب غربی و حتی آسیای میانه را به خود اختصاص دهد که این امر نشان دهنده ضرورت توجه و جهتدهی به این نسل تشنه و جویای هنر را بیش از هرچیزی نشان میدهد.
فرصتی که برگزاری درست و با اندیشه جشنوارهای مانند جشنواره تجسمی فجر، نسل جستجوگر جوان کشورمان را در مقابل آینهای تمام نما از هنر معاصر ایران قرار میدهد تا با نگاهی متفاوت آن را به نظاره بنشینند.
اما برای اینکه برگزاری دومین دوره جشنواره هنرهای تجسمی فجر به آنچه باید برسد باید به چند نکته به عنوان آسیب شناسی این جشنواره توجه کرد.
نخست آنکه این اتفاق قرار بوده است برآیندی از هنر معاصر ایرانی در حوزهها و رشتههای مختلف مرتبط با روند هنرهای تجسمی پس از انقلاب ایران به شمار رود. اما آیا این جشنواره در دوره نخست برآیند کاملی از هنر معاصر ایران بوده است یا خیر؟
دیگر آنکه آغاز 30 سالگی انقلاب ایران و نخستین جشنواره تجسمی فجر شاید فرصت مناسبی باشد که بیندیشیم آیا هنر انقلابی ایران که زمانی در حوزه هنرهای تجسمی برای خود رسم و نشانی تازه یافت چرا یکباره در این سالهای اخیر دیگر نامی از آن در محافل هنری داخل برده نمیشود و شاید با نگاهی تیره به انتهای خود نزدیک شده است.
روزی که مدیر کل دفتر هنرهای تجسمی ارشاد از بحث تمرکززدایی از فعالیتهای هنری حوزه هنرهای تجسمی از پایتخت سخن گفت شاید کمتر کسی به ذهنش خطور میکرد که بیش از نیمی از هنرمندان شرکت کننده در نخستین جشنواره هنرهای تجسمی فجر را هنرمندان شهرستانی کشورمان تشکیل میدهند.
راستی مگر جز این است که هنر تنها با بسط و توسعه در کل مناطق جغرافیایی گسترش معنوی نیز مییابد و در این میان راهی نیز جز این وجود ندارد که ما به هنر به دیده یک امر فرا منطقهای نگاه کنیم؟ شاید یکی از نقاط تمایز نخستین جشنواره تجسمی فجر با دیگر رویدادهایی از این دست جوانگرایی خاص این نمایشگاه باشد که آن را از نمایشگاههایی از این دست متفاوت کرده است و باید در دوره بعدی نیز به آن به دیده احترام نگریست.
این جوانگرایی حاکم بر هنرمندان شرکت کننده در نخستین جشنواره فجر نیز خود از چند سو قابل بررسی و توجه است. نخست آنکه این جوانان ثمره و محصول انقلاب ایران هستند و این یعنی میوه دادن درختی که این روزها در 30سالگیاش جوانان خلاقی را تحویل جامعه داده است که هنر را درک میکنند و تلاش میکنند درک خویش را با نگاهی جوان اما تجربهگرا به نمایش بگذارند.
اما در پایان نکتهای که نباید آن را از خاطر برد، این است که نخستین جشنواره تجسمی فجر باید نقد شود. آنهم نقد اصولی. نقد آثار به نمایش درآمده در نخستین جشنواره هنرهای تجسمی فجر شاید فرصتی برای برگزاری بهتر دور دوم این جشنواره باشد. جشنوارهای که قرار است نقش مادر جشنوارههای هنری را در کشورمان ایفا کند و در آینده به عنوان معتبرترین جشنواره ایرانی در حوزه هنرهای تجسمی در محافل هنری جهان از آن یاد شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: