مروری بر برنامه های تولیدی و زنده رادیو

این سالها از بس سخن از «عصر ارتباطات »، «انفجار اطلاعات » و «سپهر اطلاعات» شده ، خواننده و شنونده و بیننده به محض برخورد با چنین واژه هایی ، خسته از این همه تکرار و چندباره گویی ، مایل است چشم و گوش فروبندد و هیچ نبیند و نشنود.
کد خبر: ۲۴۳۹۰
شاید همین امر، ازجمله جلوه های این عصر است . جامعه ما نیز فارغ از این قیل و قال حادث شده و هجمه اخبار و اطلاعات نیست ؛ بویژه ما که فعالیت ارتباطی و رسانه ای داریم و در این «مسابقه بزرگ» ، در موقعیت ایفای نقشیم . هرکس - عامل و کارگزار رسانه ای - در هر شغل و حرفه و پست و سازمانی ، هرچه در چنته دارد و می تواند، «رو» کند ، تا موفق به «ایجاد ارتباط» و اثرگذاری شود و نوع مطلوب این ارتباط هم همانا نزدیک کردن آن سوی ارتباط (مخاطب) به هدف مقرر است . سخن ما درباره رسانه ای در بین این همه رسانه های قدیمی و جدید پیرامون ماست که مایل است به پشتوانه قدمت و پیشینگی خود، از قافله عقب نماند. همین رادیوی خودمان ! همین رادیویی که حالا دیگر یکی دو تا نیست . دیگر به باریکی 20 ، 30سال پیش نیست . همزمان با موقعیت زمانه - حالا با فاصله و سیالی 10 تا 40 ساله - و با عنایت به گستردگی تخصص ها در زمینه مختلف در دنیا و تنوع نیازمندی های انسان به دانستنی ها و توسعه روزافزون دانش بشری ، توانست فربه و فربه تر شود. ابزار ارتباطی و کانال های رسانه ها رو به فزونی نهاد و از همین جا بود که مسابقه بزرگ اطلاع رسانی با هدف تامین نیازهای متعدد گروههای مختلف مخاطبان ، در رسانه ها مجدانه گسترش یافت . در این مقاله ، به هدف نهایی متولیان و هدایتگران رسانه های غربی نمی پردازیم ؛ چون در این مدخل ، ناگزیر به ورود به مباحث ارزشی و نمره گذاری به رویکرد ایدئولوژیک خواهیم بود. به درون برمی گردیم و به رسانه خود در این سالها، به رادیوهای هشتگانه نظر می کنیم . با تاثرخاطر از جریان ساختارمندی رسانه های پیشرفته بیرون ، به قوام اسکلت رادیو پرداختیم . دیگر فصلش نبود همه داده ها و اطلاعات را از یک یا دو منفذ تنگ رادیوهای سراسری ، به انبوه مخاطبان دارای وقت ضیق و کم صبر و حوصله تقدیم کنیم . آمدیم سنگ بنای ورود به گستره ای را به حسب اضطرار و ضرورت پایتخت ، با یک کانال فرعی و حاشیه ای به نام «گروه تهران» آغاز کردیم و با طی اندک مدتی ، شبکه رادیویی تهران را بنیان نهادیم و تقریبا همزمان ، یک شبکه بومی دیگر یعنی رادیو پیام را، که این سالها به گستردگی یک شبکه سراسری است .

8شبکه برای هر مخاطبی

دیری نپایید به تناسب نیازهای متنوع مخاطبان در تهران و ایران ، هشت شبکه رادیویی به سرویس دهی مشغول شدند؛ همه چیز به روز، تازه و به وفور برای انبوه مخاطبان مشتاق . بدیهی است که کشور جوانی چون ایران که بیشتر جمعیت آن را جوانان پرشور، فهیم ، پویا و در ضمن ، جویای نان و نام و پوینده هویت خود تشکیل می دهند ، باید شبکه هایی با نام و با مسمای «جوان» و «ورزش» راه اندازی کرد. همچنین از شبکه ویژه هنرمندان و فرهنگیان و فرهیختگان نباید غافل بود. پس چه نیکو که به جای عدد خنثی 2(رادیو 2) ، از این پس «رادیو فرهنگ» بخوانیمش . یا برای مشتاقان و علاقه مندان متون معارفی و حال و هوای دینی ، شبکه ای با نام «معارف» راه اندازی کنیم . شبکه ملی و حیثیتی یک رادیو که به عنوان پیشقراول رسانه شنیداری ، کماکان با حفظ شان ایران شمولی خود، باتجربه شصت و سه ساله ، با دوراندیشی و احتیاط و مراقبه به امر اطلاع رسانی و تامین نیازهای عمومی مخاطبان خود مشغول است . «رادیو قرآن» هم که با سه ساعت برنامه در صبح و تکرار آن در عصر با این حجم محدود زیبنده جامعه اسلامی نیست ، پس باید توسعه یابد و به عنوان یک شبکه سراسری و 24ساعته فعالیت نماید تا در مسیر نیازهای مخاطبان خاص خود باشد. دیدید چقدر «مفصل» شدیم ؛!

شبکه ها در نوبت راه اندازی

حالا ، دیگر شبکه های رادیویی نیز در نوبت راه اندازی اند؛ مثلا شبکه «کودک و نوجوان» ، شاید هم شبکه «سالمندان»! و اگر هم کمی فرصت دست داد و امکاناتش فراهم بود، شبکه «میانسالان»! چه ، در این صورت هیچ چیز نمی ماند. همه گروههای سنی و نیازهای موجود را در بر می گیریم و دیگر هیچ نیازی نیست که بر زمین بماند. تمام و کمال و منحصرا به سراغ تک تک خواسته های شنونده ها می رویم . حالا با عنایت به این تجربه گستردگی رادیوهای داخلی ، در دنیا هم اگر بخواهیم ، می توانیم 100شبکه رادیویی راه بیندازیم . حال به جای آن که در فکر تاسیس و راه اندازی شبکه های رادیویی در دنیا باشیم ، می خواهیم تنها به یکی از شبکه های موجود داخلی ، با سن جوان 12سال متمرکز شویم و یک بخش و یک قسمت از آن را بازبینی کنیم . آنچه تا بدین جا آمد ، فقط نگاهی بود به سر در سیمای صدا. حسب اشتغال نگارنده در یکی از این شبکه های رادیویی و ضمن فعالیت ، تصویری عینی از پشت صحنه برنامه های سحرگاهی - ساعات 3 تا 6 بامداد - ارائه می شود، با این امید که مورد عنایت محققان ، برنامه سازان و مدیران این رسانه شنیداری واقع شود. این برنامه ، یک برنامه ساده نزدیک به ترکیبی است که از حدود چهار ماه پیش آغاز شد و بدیهی است که می باید از آیتمهای مختلف متناسب با آن ساعات باشد (که چنین است)؛ از میان برنامه های 10دقیقه ای سنگین با مضامین معارفی و ادبی گرفته ، تا موسیقی ، کلام گل و بلبلی و پل زدن های معروف ، قصه و حرف و حدیث و البته با محوریت «سرودهای درخواستی» شنونده ها، در طول این سه ساعت برنامه . دو مسوول ارتباطات تلفنی ، همه شب موظف به ضبط و ثبت اسامی سرودهای درخواستی شنونده ها، در فرم مخصوص به آن می باشند. نکته اساسی و قابل طرح ، همین بخش سرودهای درخواستی است که به هر حال پس از 25سال مجددا توانست در این شبکه یا شبکه های دیگر راه بیفتد که ظاهرا یک امر پیش پا افتاده و غیرقابل توجه است . اما گذشت زمان - 3یا 4ماه - و تکرار هر شب آن و توجه به کیفیت این ارتباط ، می تواند کم کم هیات یک مساله را به خود بگیرد. ناگزیر برای روشن شدن موضوع ، «آنچه گذشت» را در قالب یک گزارش توصیفی یا شبه داستان بیان می کنم : نکته جالب توجه ، در ارائه برنامه در آن وقت شب ، کیفیت تنظیم و ساخت و پخش برنامه ؛ و از طرف دیگر، تعامل با شنونده های بیدار یا بیداردل است . چه چیزی ، چگونه ارائه می شود؛ گیرنده ها و شنونده ها چگونه مرتبطاند؛ آیا اساسا ارتباط برقرار است یا نه؛ شاید زمانی که در آن ساعات نیمه شب ، مثلا برنامه تکراری اما کنترل شده و فنی ساخته ادب و هنر با نام حکایتی ، قولی ، غزلی از این شبکه پخش می شد، کسی در پی ارتباط این برنامه با شنونده نبود، اما عوامل سازنده و پخش کننده آن ، از کیفیت ساخت و تولید احساس امنیت و رضایت خاطر داشتند. تنها تردید، در «قسمت» بود. اگر «قسمت» بود، شنونده یا شنونده های خاص خود را پیدا می کرد و از سویی شاید هم هنوز هیچ کس حتی نام این برنامه را نشنیده باشد! اما از زمان پخش برنامه های زنده ، بویژه در برنامه هایی که از شنونده ها خواسته می شود حرفهایشان ، یا سرودهای درخواستی شان را بگویند، همین «تلفنها»، کم کم به یکی از معیارهای ارزش گذاری برنامه تبدیل می شود. در این رهگذر می خواهیم بدانیم در موقعیت تنظیم ، ساخت و تهیه این برنامه زنده ، چه مواردی کانون توجه ماست . چقدر در بالا بردن کیفیت برنامه تلاش داریم و در عین حال به تازه و نو بودن آن می اندیشیم . نکند در این برنامه ، شب و نیمه شب را دوره می کنیم و بعد که به سراغ برنامه های روز می رویم ، آنجا هم می بینیم «لوپ» می کنیم شب را و روز را!

مخاطبان حر فه ای

«ع . م» کیست؛! و همین طور «ش . ز»، «ع . ف»، «ن . ف» و...؛! این نامهای اختصاری و مختصر را داشته باشید تا پس از ذکر یک مقدمه کوتاه ، به سراغشان برویم . هدف رسانه ، ایجاد ارتباط با مخاطب و هدف نهایی آن ، اثرگذاری بر او برای هدفی از قبل تعیین شده است . با این مقدمه یک سطری به سراغ «ع . م» می رویم . وی از مخاطبان جدی یا شاید بسیار شوخ آن برنامه است . بعدا معلوم شد شنونده برنامه های دیگر نیز هست ؛ از شهر من ، سلام گرفته تا شهر من ، خداحافظ! این شنونده ، به طور وحشتناک ، مخاطب فعال و واقعا پرو پاقرص این شبکه رادیویی است . ماههای پیش ، او به همراه 26شنونده دیگر، به عنوان شنونده های پای ثابت برنامه ها، چندان جدی به نظر نمی آمدند، اما ماه گذشته ، یک شب ، برنامه ناگهان با افت شدید تلفنهای مخاطبان مواجه شد. با تعقیب عوامل برنامه ، بویژه پیگیری مسوولان ارتباطات ، این راز «بی تلفنی» برنامه برملا شد؛ آری ، چون در چند شب متوالی ، سرودهای درخواستی آنها پخش نمی شد، (حالا به هر علتی) ایشان یعنی «ع . م» به عنوان سردمدار شنونده های ویژه ! به قول مسوولان ارتباطات تلفنی برنامه ، با یکدیگر (این گروه 27نفره!) که شماره تلفن های یکدیگر را داشتند تبانی کردند و آن شب ، تماس با برنامه را تحریم نمودند! به ابتدای ماجرا برگردیم . این چند نفر هماهنگ ! در بین تعداد محدودی شنونده های اتفاقی و موردی و ناهماهنگ با یکدیگر، با واحد ارتباطات برنامه ، ارتباط برقرار می کنند و سرود یا ترانه ای درخواست می کنند. درخواست سرود یا ترانه از سوی چند شنونده ، «ع . م»، یا «ش . ز»، یا «ع . ف»، یا «ن . ف» و... ظاهرا اتفاق مهمی نیست که در رادیوی پایتخت می افتد، آنها می خواهند از عصار بشنوند، یا از افتخاری ، اقتداری ، اصفهانی ، اعتمادی یا از نوری و رشیدی و... . نه ، اشتباه همین جاست . اتفاق مهمی رخ داده است . ایشان این 27نفر یا 50نفر یا 100نفر به این شبکه ، به برنامه ها زنگ می زنند و خود را در لیست مخاطبان فعال قرار می دهند! حالا آیا با شبکه های دیگر هم کار می کنند یا نه ، نمی دانم . ولی همین شبکه فعلا چهار ماه است که هر شب ، در این سه ساعت سحرگاهی ، بدون استثنا! معطل همین 27نفر است ! نه تنها تماسشان مبنی بر درخواست یک آهنگ با این برنامه روتین سحری برقرار است ، بلکه هر شب بین ساعت 10 تا 11 نیز با برنامه زنده ای دیگر، تماس می گیرند و فقط درخواست ترانه می کنند. همکاران این برنامه اظهار می دارند که این 27نفر، روزها هم به برنامه های دیگر تلفن می کنند و همین درخواست را دارند. جالب است که در این 4ماه شب یا روز، «ع . م»، فقط متقاضی آهنگ رسم زمونه نجفیان بود و هیچ آهنگ دیگری درخواست نکرده است ! و از قرار معلوم ، عموما هم خواسته اش اجابت شده است . وحشتناک این که ، وی حسب انس و الفتی که با برنامه و واحد ارتباطات برنامه پیدا می کند، این اواخر برایش بسیار حائزاهمیت است که در این تماسها، نفر چندم است ؛! یا آن یکی که ساعت سه و پنج دقیقه بامداد با برنامه تماس می گیرد و ترانه درخواستی همیشگی خود را می گوید و ساعت 5دقیقه به 6و پایان برنامه ، با بغض می گوید چرا آهنگم را پخش نکردید! هفته گذشته ، در اوج فعالیت ، وقتی این مخاطب تماس گرفت و طبق معمول ، فقط آهنگ رسم زمونه را درخواست کرد، پرسید: من امشب نفر چندمم؛! مسوول ارتباطات در پاسخ ، با اظهار تاسف گفت : متاسفانه امشب پنجم شدین . (آخر او همه شب ، اولین یا دومین نفری بود که به برنامه زنگ می زد). بلافاصله پرسید: یعنی «ش . ز»، زودتر زنگ زد؛! پاسخ شنید: بله ، «ش . ز»، طبق این لیست دومین نفری بودند که ترانه درخواستی خود را گفتند. «ع . م» آهی از نهاد برکشید که هرگز در طول این چهار ماه فعالیت شبانه روزی مخاطب گری چنین آه سوزانی نکشیده بود. امشب نخستین شبی است که برنامه موقتا تعطیل شده تا پس از ماه مبارک رمضان . احتمالا «ع . م» و شاید آن 26نفر، غم بزرگی دارند! و بدتر این که ، هنوز هیچ کس از او یا از بقیه این جمع هماهنگ نپرسید: عزیزم ! چته؛! چند ساله ای؛ میزان تحصیلات و شغلت چیه؛ و.... پس از قرائت یکی از مسوولان ارتباطات برنامه ، ناگزیر شدم جمله ای به این متن بیفزایم ؛ جمله ای که شاید «حلقه مفقوده» بود. همان دوست و همکار واحد ارتباطات تلفنی برنامه با لبخند گفت : «چرا! شغلش معلوم شد. آخرین لحظه شغلش را پرسیدیم ...

مسعود پیوسته
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها