در اولین جلسه فوق العاده محاکمه عامل جنایت در قیطریه تهران ، متهم روز گذشته جزئیات این جنایت را فاش کرد و در ادامه ، قاضی شعبه 1157 گفت : پس از برگزاری آخرین ، جلسه ، حکم متهم اعلام خواهد شد.
کد خبر: ۲۴۲۴۹
به گزارش خبرنگار ما ، در ساعت 9صبح روز گذشته علیرضا. ه ، مردی که متهم است 5عضو یک خانواده را در دومین روز از اردیبهشت امسال در ویلای قیطریه به قتل رسانده است ، به همراه ماموران شعبه 10پلیس آگاهی وارد دادسرای امور جنایی تهران شد و دقایقی بعد برای محاکمه ، مقابل میز قاضی جواد اسماعیلی ، قرار گرفت . در این جلسه ، قاضی ابتدا از علیرضا خواست به اتهام قتل 5انسان ، حقیقت را بازگو کند. متهم در حالی که سر به زیر انداخته بود، در جواب گفت : آقای قاضی ! من همه چیز را از دست داده ام و امروز حقایق و جزئیات این جنایت را فاش خواهم کرد. قاضی از علیرضا به عنوان اولین سوال پرسید: چند تیر شلیک کردی و کدامیک از اعضای خانواده کبیری را به قتل رساندی ؛ متهم گفت : ساعت 2بعد از ظهر روز دوم اردیبهشت وارد خانه شدم . چون در این خانه رفت وآمد داشتم ، مادر خانواده از من خواست تا برای دیدن یک پنکه و فروش آن ، به زیرزمین بروم . در آن لحظه اسلحه داشتی؛ اسلحه را در زیر لباس خود پنهان کرده بودم . بعد چه اتفاقی افتاد؛ وقتی من و او وارد زیرزمین شدیم ، درخصوص رفتارهای غیراخلاقی محمدرضا به مادرش اعتراض کردم ؛ اما او رفتارهای فرزندش را تایید کرد. من در این لحظه قدرت کنترل خود را از دست دادم و اسلحه را بیرون آوردم و او با مشاهده اسلحه ، شروع به داد و فریاد کرد و به من حمله ور شد و گردنم را چنگ انداخت ، من یک گلوله به سقف شلیک کردم و سپس 2گلوله به شکم و سر او زدم . پس از نیم ساعت ، همچنان مبهوت بودم . تمام بدنم می لرزید. متهم افزود: فکرم کار نمی کرد. باید تا آخر خط می رفتم . من با محمدرضا مشکل داشتم و تصمیم به قتل او گرفته بودم و نمی خواستم کس دیگری را بکشم. بعد از قتل مادر خانواده چه کردی؛ به سراغ مهدی کبیری رفتم . او صدای شلیک گلوله را نشنیده بود. به او گفتم همسرش در زیرزمین حالش بد شده است . وقتی پایین آمد، او را سر جسد همسرش بردم و 2گلوله هم به سوی او شلیک کردم و پس از آن که مطمئن شدم مرده است ، به طبقه بالا رفتم و منتظر محمدرضا ماندم . متهم گفت : عقربه های ساعت 5 بعدازظهر را نشان می داد که خواهر محمدرضا به نام بهاره با خودرو وارد حیاط شد. در این هنگام زنی که در این خانه رفت و آمد می کرد و من او را سرایدار می دانستم ، به همراه بهاره وارد حیاط شد. زن سرایدار وارد اتاق شد. من در راهرو ایستاده بودم . او اسلحه را در دست من مشاهده کرد و شروع به فریاد زدن کرد. به او گفتم ساک باش ، اما ساکت نشد. او را هل دادم و یک گلوله هم به طرف او شلیک کردم . بهاره با شنیدن صدای تیر، داخل خانه شد. او مات و مبهوت بود. در این لحظه سرایدار از جای خود بلند شد و من بار دیگر 2گلوله به سوی او شلیک کردم . من جریان اختلافات خود با محمدرضا را برای بهاره تعریف کردم . آیا او می دانست پدر و مادرش را کشته ای؛ خیر ، بهاره تنها سکوت کرده بود و به من می گفت محمدرضا دیوانه است . در این لحظه محمدرضا با خودروی زانتیا وارد حیاط شد. خشاب اسلحه را پر کردم ، بهاره را به داخل حمام بردم و 3گلوله به سرش شلیک کردم . متهم افزود: پس از کشتن بهاره ، پشت در پنهان شدم و به مجرد آن که محمدرضا وارد خانه شد ، 2تیر به سرش شلیک کردم . پس از قتل وی ، برای آن که صحنه سازی کنم ، مقادیری چک و فرش را سرقت کردم و با برداشتن سوئیچ خودروی زانتیا ، اموال را درون آن گذاشتم و ساعت 22 از ویلای قیطریه خارج شدم. اسلحه را از کجا تهیه کردی؛ از یکی از شهرهای غربی کشور. با چه وسیله ای به محل جنایت رفتی؛ با خودروی گالانت خودم ؛ اما آن را دو خیابان قبل از ویلای قیطریه ، پارک کرده بودم . چرا؛ چون همسایگان این خودرو را می شناختند.
انگیزه شما از ارتکاب 5فقره قتل چه بود؛ بنویسید سرقت و تمامش کنید. محمدرضا آدم خوبی نبود ؛ من با او و مادرش دشمنی داشتم . پول نقد هم سرقت کردی؛ فقط 500دلار سرقت کردم. به محمدرضا بدهکاری مالی داشتی؛ خیر ، او به من 20میلیون تومان بدهکار بود. آیا کس دیگری در این جنایت با تو همکاری داشت؛
خیر ، تنها بودم . از چه زمانی نقشه قتل را کشیده بودی؛ یک ماه پیش از عید وقتی اسلحه را تهیه کردم ، مترصد فرصت بودم تا محمدرضا را به قتل برسانم ؛ اما این فرصت فراهم نشد. چرا در بیرون از خانه جنایت نکردی؛ محمدرضا را نمی دیدم . در پی این اظهارات ، قاضی جواد اسماعیلی ختم اولین جلسه دادگاه را اعلام کرد و به خبرنگار ما گفت : دوشنبه هفته آینده آخرین جلسه محاکمه با حضور وکیل مدافع متهم برگزار و بلافاصله حکم لازم درباره وی صادر خواهد شد. قاضی اسماعیلی گفت : این متهم به صورت علنی و در محل جنایت مجازات خواهد شد.