بایرن مونیخ از اوایل دهه 70 تا به امروز، کم فراز و نشیبترین تیم آلمان بوده و با وجود آن که در مقاطعی رقبای قدرتمندی داشته، کماکان چهره یک تیم سطح بینالمللی را حفظ کرده است. مونشن گلادباخ دهه 70، هامبورگ دهه 80 و بوروسیا دورتموند دهه 90 جرقههایی بودند که در مقاطعی سعی کردند پا به پای بایرنمونیخ حرکت کنند، اما هیچگاه صلابت بایرنمونیخ را نداشتهاند.
***
در شروع این فصل، بایرنمونیخ مجبور شد تغییراتی را در ترکیب و کادر فنیاش ایجاد کند. اولیور کان دروازهبان بزرگ آلمان بعد از سالها بازنشسته شد و اوتمار هیتسفلد مربی موفق و قدیمی بایرن بعد از پشت سر گذاشتن دومین دوره حضورش در بایرنمونیخ و کسب قهرمانی بیست و یکم، راه تیم ملی سوئیس را پیش گرفت. مسوولان بایرنمونیخ از یکسال پیش چنین تغییراتی را پیشبینی کرده بودند و بدون آنکه مشکلی برایشان به وجود آید، یورگن کلینزمن را که قبلا در تیم ملی آزمایش خود را پس داده بود روی نیمکت نشاندند و میشائیل رنسینگ دروازهبان جوانی که مدتها در کنار اولیور کان کسب تجربه کرده بود را در پست کان به کار گرفتند.
متفاوت
یورگن کلینزمن مربی بایرنمونیخ که افکار جدید و منحصر به فردش را قبلا در تیم ملی آلمان به همه نشان داده بود، در تیم باواریایی هم طبق اصولش رفتار کرد. دستیار اول کلینزمن، مارتین واسکزیک مکزیکی است که تنها سابقه کارکردن در تیمهای کشورش و آمریکا را دارد. دیگر اعضای کادر فنی او هم هیچیک بازیکنان نامداری نبودهاند و بیشتر آنها غیر آلمانی هستند.
کلینزمن از آغاز سال 2008 میدانست مربی بعدی بایرن مونیخ خواهد بود و به این سبب چند ماه فرصت داشت بازیهای نیم فصل دوم فصل 2008 - 2007 را به دقت تحلیل کند و تیم مورد نظرش را براساس عقایدش بسازد. اوایل بهار او با اوتمار هیتسفلد ملاقات کرد و راجع به آنچه در بایرن میگذشت و نیز نظرات و دیدگاههای هیتسفلد آشناتر شد. به هر حال در آنزمان او حق نداشت تیم را در جلسات تمرینی از نزدیک ببیند و باید دورادور شناخت لازم را به دست میآورد. در آن مدت او اصول حرفهایگری را بخوبی رعایت کرد و هیچ مصاحبهای انجام نداد تا فصل تابستان فرا رسید.
سپتامبر سیاه
بایرن فصل را با تساوی خانگی برابر هامبورگ شروع کرد و بعد از آنکه با بوروسیا دورتموند هم به نتیجهای بهتر از تساوی دست نیافت، انتقادها از این تیم و مربی جدیدش افزایش پیدا کرد. در پی آن 2 برد 1 - 4 و 0 - 3 برابر هرتابرلین و کلن باعث شد هواداران فکر کنند بایرن مونیخ راهش را پیدا کرده و به یک فصل رویایی امیدوار شدند. سپس باخت عجیب و غیرقابل باور 2 - 5 برابر وردربرمن در آلیانس آرنا پیش آمد و همه را دچار شوک کرد. در بازی بعدی بایرن در برابر تیم متوسط هانوفر هم با یک گل باخت تا ماه سپتامبر به بدترین شکل ممکن برای آنها به پایان برسد. کلینزمن در این باره میگوید: من نگران نبودم، ولی نوعی تشویش باشگاه را در بر گرفت. بایرن همیشه بیش از سایر تیمها زیر ذرهبین است میدانستم با کار سخت و کمی شکیبایی و صبر اوج خواهیم گرفت.
اوجگیری
و این اتفاق افتاد. با بازگشت فرانک ریبری از دوران مصدومیت، بایرن مونیخ دوباره قدرت گرفت و بعد از تساوی 3 - 3 با بوخوم به 5 پیروزی پیاپی دست یافت. دلیل اول نتایج خوب بایرن مونیخ، آشنا شدن بازیکنان یا افکار مربی بود. کلینزمن بعد از 2 ماه توانست بازیکنان کلیدیاش که در جریان یورو 2008 خسته شده بودند را به صورت آماده در اختیار داشته باشد. در آغاز فصل، لوکاتونی که در فصل قبل بهترین گلزن بوندس لیگا بود، هنوز نتوانسته بود روزهای تاریکش در یورو 2008 را فراموش کند و بختهای متعدد گلزنی را از دست میداد، اما به مرور زمان تونی دوباره همان گلزن بالفطره همیشگی شد. میروسلاو کلوزه زوج او در خط حمله هم فصل خوبی را پشت سر میگذارد. از همه اینها مهمتر بازگشت فرانک ریبری موتور تیم بایرن مونیخ بود که در یورو 2008 مصدوم شده بود. ریبری در حال حاضر با ارزشترین بازیکن بوندسلیگاست و باشگاههای سرشناسی چون بارسلونا، رئال مادرید، یوونتوس و منچسترسیتی خواهان به خدمت گرفتن وی هستند. او به جز دادن 4 پاس گل، با زدن 6 گل در 11 مسابقهای که به میدان رفت، گلزنتر از همیشه نشان داده است.
بازگشت استحکام
مهمترین کاری که کلینزمن بعد از سپتامبر سیاه انجام داد و باعث بازگشت تیمش به شرایط مطلوب شد، توجه ویژه به استحکام خط دفاعی متزلزلی بود که در 6 بازی آغاز فصل 10 گل خورده بود. در آن زمان همه از خط دفاع بایرن و اشتباههای میشائیل رنسینگ انتقاد میکردند و آن را پاشنه آشیل این تیم میدانستند. کلینزمن بعد از بررسی روش 2 - 5 - 3 در فصل تابستان ترجیح داد با 4 مدافع بازی کند و کریستین لل، لوسیو، فان بوتین و فیلیپ لام را در 4 پست خط دفاع قرار داد. بعد از آن که کریستین لل چند اشتباه بزرگ انجام داد و ثابت کرد تجربه لازم برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی را هنوز کسب نکرده، ماسیمو اودو به بازی گرفته شد و موثر نشان داد. اودو در کار حمله هم به مراتب بهتر از کریستین لل بازی کرد و بخصوص برای لوکا تونی توپهای خوبی آماده کرد. از سوی دیگر مارتین دیمکلیس آرژانتینی هم بتدریج جای دانیل فان بوتین را پر کرد و کمتر جای خود را در ترکیب اصلی از دست داد. در کنار آن رنسینگ هم بر خلاف روزهای اول فصل کمتر دچار اشتباه شد.
برای آن که استحکام خط دفاع بایرن بیشتر شود، مارک فان بومل به بهترین نحو به ترکیب برگشت و بهتر از همیشه نقش یک هافبک دفاعی تخریبگر را ایفا نمود.
بازگشت رویایی زی روبرتو
زی روبرتو در 34 سالگی کماکان آماده است. این برزیلی با داشتن تکنیکی بالا کاملا در قالب کار تاکتیکی بایرن مونیخ عمل میکند و هرگز تکروی نمیکند. زی روبرتو میان سالهای 2002 تا 2006 دوران به یادماندنی و درخشانی را در بایرن مونیخ پشت سر گذاشت ولی به طرزی عجیب برای یک فصل به سانتوس برزیل رفت. بعد از آن که خبر بازگشت زی روبرتو به بایرن مونیخ اعلام شد، بسیاری به آن به چشم تردید نگریستند. آنها درباره تواناییهای زی روبرتو در این سن مطمئن نبودند. زی روبرتو که قبلا در نقش هافبک چپ بازی میکرد، در دوره جدید حضورش در بایرن در بیشتر مسابقهها به عنوان هافبک میانی بازی کرده و در کار دفاعی و هجومی به یک اندازه موثر بوده است. در میان بازیکنان حاضر در بوندس لیگا بندرت بازیکنی پیدا میشود که در حفظ توپ و درک بازی بتواند با زی روبرتو مقابله کند. شاید خود زیروبرتو هم فکر نمیکرد در این سن و سال بتواند به این خوبی بازی کند و بار دیگر جای خود را در دل هواداران بایرن مونیخ بیابد. بجز زی روبرتو باید از بازیهای خوب فیلیپ لام و باستین شواین اشتایگر هم یاد کنیم که به گفته کلینزمن هر دو پیشرفت کردهاند.
خداحافظ سانیول
بایرن مونیخ در طول نیمفصل اول رقابتها سیر صعودی داشت و بعد از آن شکست ماه سپتامبر برابر هانوفر 11 بازی بعدی را بدون باخت پشتسر گذاشت و در این 11 بازی فقط 3 بار مساوی کرد. اوج کار بایرن مونیخ پیروزی یک 2 در برابر هوفنهایم شگفتیساز بود که در پایان نیمفصل اول در صدر جدول قرار گرفت. چنانچه بایرن مونیخ در آخرین بازی نیمفصل اول میتوانست اشتوتگارت را مغلوب کند، قهرمان نیمفصل هم لقب میگرفت، اما آنها در حالی که با گلهای تیم بوروفسکی و لوکا تونی با نتیجه 1 - 2جلو افتاده بودند، در دقیقه 90 گل تساوی را از میزبانشان پذیرفتند و 6 هفته بین دو نیمفصل را در رده دوم جدول سپری کردند. در این مدت نقل و انتقال زمستانی بازیکنها انجام شد و کلینزمن با رفتن لوکاس پودولسکی موافقت کرد. پولدی از رقابت با لوکاتونی و میروسلاو کلوزه خسته شده بود و ترجیح داد دوباره به کلن برگردد. نکته عجیب این که پودولسکی در پیراهن تیم ملی حس رقابتجویی بیشتری دارد، ولی در بایرن مونیخ اصلا نتوانست بر سر مکانی ثابت در ترکیب تیم بجنگد. کلینزمن میگوید: انتظار داشتم پولدی به خود نهیب زده و بگوید به آنها نشان خواهم داد کی هستم و چه قابلیتهایی دارم. من به تیم اصلی برمیگردم، اما این کار را نکرد. خیلیها در بایرن چنین کاری را انجام دادند.
بایرنیها زمانی با رفتن پودولسکی موافقت کردند که لاندن داناوان بهترین بازیکن کشور آمریکا را از لسآنجلس گلکسی به خدمت گرفتند. قرارداد داناوان با بایرن مونیخ به شکل قرضی است، ولی احتمال تمدید آن هم وجود دارد.
در نیمفصل اول بوندسلیگا، لوکاتونی با زدن 9 گل بهترین گلزن بایرن مونیخ بود و بعد از او میروسلاو کلوزه و فرانک ریبری با 6 گل مثلث تهاجمی بایرن را تکمیل کردند.
دیگر موضوع قابل بحث در مورد فصل زمستان خداحافظی ویلی سانیول از بایرن مونیخ بود. مدافع فرانسوی وفادار بایرن بعد از این که مدتها با مصدومیتهای مختلف سر و کله زد، سرانجام تصمیم گرفت از فوتبال خداحافظی کند. او مدیر ورزشی تیم موناکوی فرانسه شده است.
مدعی اول
بایرن مونیخ از تعطیلات 6 هفتهای بوندسلیگا نهایت استفاده را برد. بعد از استراحتی کوتاه، تمرینات بایرن از سر گرفته شد و بعد از چند بازی دوستانه و تدارکاتی، بایرن مونیخ در مرحله یکهشتم نهایی جام حذفی آلمان با نتیجه یک 5 اشتوتگارت را خارج از خانه درهم کوبید تا برای همه مدعیان خط و نشان بکشد. آنها در لیگ قهرمانان اروپا هم با قرعه آسانی روبهرو شدند و باید برابر اسپورتینگ لیسبون بازی کنند. در دور برگشت رقابتهای بوندسلیگا بایرن در نخستین بازی میهمان هامبورگ بود. در این بازی بایرن با اشتباهات داوری روبهرو شد و بازی را با یک گل واگذار کرد تا فاصلهاش با هوفنهایم صدرنشین دوباره به 3 امتیاز برسد.
با توجه به مصدوم شدن وداد ایبیشویچ گلزن اول بوندسلیگا، بسختی میتوان شانسی را برای قهرمانی هوفنهایم قائل شد. هرتابرلین، هامبورگ و بایرلورکوزن هم که 3 مدعی دیگر بوندسلیگا هستند بوضوح شخصیت قهرمانی ندارند و در این میان باز هم به نام بایرن مونیخ میرسیم که شایستهترین تیم برای قهرمانی است. آنها تمام موارد لازم برای تکرار عنوانشان را دارند. یک کادر مدیریتی قوی که در صدر آن نام فرانتس بکنباوئر و در پی آن کارل هاینس رومنیگه دیده میشود. یک مدیر ورزشی به نام اولی هوینس که حواشی فوتبال آلمان را بهتر از هر کسی میشناسد. یک مربی زیادهخواه که حتی بعد از پیروزی یک 5 برابر اشتوتگارت میگوید بایرن مونیخ میتواند بهتر بازی کند و بالاخره بازیکنانی که از هر حیث نسبت به دیگر تیمهای بوندسلیگا برتر هستند. در این شرایط کمتر کسی است که نسبت به قهرمانی بیست و دوم این تیم پرهوادار در بوندسلیگا تردیدی به خود راه دهد.
مزدک میرزایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم