در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ریچارد آتنبارو میگوید: «اگر کسی به من میگفت که دلت میخواهد برای فیلمی کار کنی و خیلی زود تصمیم بگیر که میخواهی به عنوان فیلمبردار، بازیگر یا کار دیگری حضور داشته باشی، بدون درنگ پاسخ میدادم که دلم میخواهد کارگردانی کنم؛ چون ظاهرا لزومی ندارد تذکر بدهم که سینما بیش از هر کس دیگری رسانه «کارگردان» است. من به عنوان بازیگر هم مشغولم، اما بیشتر بر مبنای شهود و غریزه، اما شوق بسیار زیادی برای برقراری ارتباط دارم. نکته هیجانانگیز در تئاتر این است که با شما حرف میزنم و با کسی رابطه مستقیم دارم برای من هیجانانگیز، شوقآور و جبرانکننده است. برای همین تئاتر را میپرستم. در سینما اگر قرار باشد بازی کنی فقط برای کارگردان است، اما اگر کارگردانی کنی، این فرصت برایت به وجود آمده تا امضایت را پایین قاب بگذاری. این امکان را داری که بگویی، این است آنچه باور دارم، ایمان دارم و آنچه میخواهم اعلام کنم.»
این گفته آتنبارو، دقیقا با شیوه کارگردانی محمدرضا ورزی ارتباط مستقیمی دارد. در ابتدای ساخت این گونه آثار، فیلمساز بیشک با این پرسش روبهرو میشود که چه چیز تازهای میخواهد برای تماشاگر در بستر یک درام تاریخی عرضه کند. در غیر این صورت بسیاری از آثار مستند و تصاویر آرشیوی به جا مانده از تاریخ معاصر با یک گفتار مناسب بسیار گویاتر از اثری داستانی با روایتی ملالآور است که هزینههای هنگفتی برای طراحی صحنه و لباس، چهرهپردازی و ساخت دکور صرف آن میشود. در این رهگذر، علاقهمند ساخت سینمای تاریخ معاصر ایران راه سخت و دشواری برای همراهی مخاطب با اثرش دارد و اگر با رویکرد نوینی به این قضیه نپردازد، دیده نشدن فیلم تولید شده قابل پیشبینی است؛ چراکه بیننده در حافظهاش آثار درخشان و به یاد ماندنی زندهیاد علی حاتمی در این عرصه را به خاطر سپرده و ناگزیر تمام تصاویر ساخته شده به وسیله حاتمی (مثلا نماهایی از بافت شهری تهران قدیم) در ذهن تداعی میشود. این نشان میدهد چقدر جزئیات تاریخ معاصر در علی حاتمی رسوب کرده که پس از گذر ایام برای نمونه سریال خاطرهانگیزش هزاردستان، رنگ و روی کهنگی به خود نگرفته و هر فیلمسازی که بعد از او تلاش کرده به این فضاها نزدیک شود، باز محکوم به یادآوری دستپخت حاتمی در دیدگاه مخاطب شده است. اتفاقا در گفتگوهایی که تا به حال با ورزی و عواملش انجام شده است، جملگی از تاثیرپذیری ورزی از شیوه کار زندهیاد حاتمی گفتهاند که امری مرسوم در جهان سینماست که یک کارگردان از نوع نگاه فیلمساز دیگری تاثیر بپذیرد و به هیچ عنوان امر نکوهیدهای نیست. اما زمانی که این تاثیرپذیری در سطح و لایههای قشری باشد، سرانجام خوشایندی برای اثری سینمایی ندارد. البته در اینجا قصد مقایسه جزء به جزء عمارت فرنگی ورزی را با آثار حاتمی ندارم، ولی ذکر چند نکته در بازی گرفتن از بازیگران (در نقشهای مشابه) خالی از لطف نیست. برای نمونه کافی است که قیاسی گذرا درباره نوع بازی احمد نجفی در نقش رضاشاه عمارت فرنگی با نمونه پیشینش داوود رشیدی در کمالالملک حاتمی انجام دهیم. رشیدی در همان چند نمای کوتاهش در فیلم کمالالملک آنقدراین نقش را باورپذیر ارائه میکند که تا به حال هیچ بازیگر دیگری نتوانسته همگامش شود که چهرهپردازی دقیق، دیالوگهای وزین حاتمی و صدای بینظیر زندهیاد ایرج ناظریان برای این نقش، تاثیر بسزایی داشت. بویژه در جایی که فیلمساز میخواست خصلتهای قلدرمآبانه و زورگویی رضاخان را با چند دیالوگ ظریف به نمایش درآورد. وقتی کمالالملک را با لحنی از غرور خطاب قرار میداد که پهلوی دندان ببر داره و کباب را با سیخ به نیش میکشه، فوقالعاده بود. حالا این را مقایسه کنید با نوع بازی گرفتن از احمد نجفی که با صدای خشدار و به اصطلاح تو گلویی قصد داشت رضاخانی قلدر را به نمایش درآورد. نکته جالب توجه در این میان اهمیت داشتن مقوله صدا از جانب محمدرضا ورزی در بیشتر کارهایش بوده که با استفاده از دوبلاژ سعی در باورپذیری بازی هنرپیشههایش داشته است.
به این منظور از یار دیرین علی حاتمی در این زمینه یعنی ناصر طهماسب در مقام مدیر دوبلاژ سود جسته است. همکاری آنان نیز موفق بوده و نظر مثبت اکثر کارشناسان را به سوی خود جلب کرده است. مانند دوبله سریال پدرخوانده که در آن گوینده توانایی چون بیژن علیمحمدی با صدای قابل انعطافش به جای بیشتر سران رژیم گذشته نقشگوییهای مطابق اصلی داشت. مانند میرطاهر مظلومی (در نقش احمدشاه که صدایی مناسب رفتارهای این شخصیت ارائه کرد.) منوچهر زندهدل، ناصر خاوری، حسین نورعلی (محمدرضاشاه) و شهراد بانکی. با توجه به نکاتی که گفته شد، عمارت فرنگی در 2 مورد لحظات قابل باوری داشت؛ یکی بازی مسلط محمد مطیع (در نقش سر اردشیر ریپورتر) که پس از سالها دوری از سینما و تلویزیون ایران، تمام رازآلودگیها و تزویرهای این پرسوناژ را بخوبی نشان داد و البته همواره این انتظار از سبک بازی محمد مطیع میرود. دیگر سکانسهای گفتگوی میرزا کوچکخان و جواهر خاتون، همسرش که تصویری تازه و بدیع از این مبارزهجو مشهور داشت ، نشان داد ورزی میتواند با دوری از مستندات تاریخی و پایبندی مو به مو به آنان (گریزی که علی حاتمی هم با هوشمندی بدان داشت) با نگاه خودش از منظر هنر، گویای گوشههای مهجور مانده از زندگانی شخصیت تاریخی باشد. گفتگوهای عاشقانه میرزا و همسرش در لحظه وداع در روایت ساده و کم افت و خیز عمارت فرنگی، قابل تقدیر است.
نیروان غنیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: