در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین بازیهای مهمتان برای اینترناسیونال پورتو الگره در لیگ فوتبال برزیل در 17سالگیتان بود. حتما حس میکردید که رویای بزرگی برای شما تعبیر شده است.
بله. در همان اولین مسابقه برنده شدیم و من نقش مهمی را در آن دیدار ایفا کردم. هم یک گل زدم و هم پاس گل دادم. به همین علت آن دیدار هرگز از یادم نمیرود.
چند هفته پس از آن با گلزنی در جام باشگاههای جهان در برابر الاهلی مصر در خاک ژاپن با 17 سال و 102 روز سن به جوانترین گلزن در یک مسابقه رسمی بزرگسالان مورد تایید فیفا بدل شدید و از پله افسانهای هم فراتر رفتید. چه احساسی داشتید؟
طبیعی بود که بسیار خوشحال باشم، زیرا میشنیدم که همه جا از من تعریف میکنند. از نظر آنها گلزنیهای من در آن سن کم، اسباب غرور بود. با این حال شهرتها و تعریفهایی از این دست کفایت نمیکند و باید در کارتان استمرار هم داشته باشید. خوش اقبالی من در این بود که در تیم خوبی مثل اینترناسیونال عضویت داشتم و یارانم از من حمایت میکردند.
خودتان را بیشتر یک بازیکن تیمی یا فوتبالیست انفرادی میدانید؟
گلزنی کاری است که بیش از هر چیزی دوست دارم و همیشه در این مورد به خودم تلقین میکنم. در عین حال اگر از عهده این کار برنیایم، تغذیه یارانم و دادن پاسهای لازم به آنها اهمیت زیادی مییابد. فوتبال، ورزشی تیمی است و اگر با یکدیگر همکاری نکنیم، به جایی نخواهیم رسید.
این یک موضوع ثابت شده است که اینتر، چلسی و رئال مادرید هم شما را میخواستند، بنابراین چرا میلان را انتخاب کردید؟
مدیر برنامهها و اعضای خانوادهام در این قضیه سهم زیادی داشتند. این که میلان برزیلیهای زیادی دارد، نکتهای مهم در این ارتباط و یک عامل تشویقی برای پیوستن من به این تیم بود. وقتی موضوع را به اطلاع والدینم رساندند، آنها از قضیه استقبال و برایم آرزوی موفقیت کردند.
شما در تابستان 2007 به سنسیرو رفتید، اما قواعد خاص نقل و انتقالها باعث شد فقط 4 ماه پس از آن تاریخ بتوانید برای میلان به میدان بروید. حتما دوران سختی بود.
البته همان مدت به من کمک کرد تا بیشتر با تیم و یاران جدیدم هماهنگ و جذب محیط شوم، همراه تیم به اینجا و آنجا میرفتم و شرایط لیگ ایتالیا را از نزدیک میدیدم و آن را شخصا حس میکردم، سپس در 2008 اولین بازیهایم را برای میلان انجام دادم و گل هم زدم و همچنان پیشرفت کردم. حالا هم هدفمان فتح جام یوفا و بازگشت به جام قهرمانان باشگاههای اروپاست.
یکی از برزیلیهای میلان که کنارش بازی کردید (و مدتی است که از روسونری جدا شده) رونالدو بود. شما همیشه از تحسینکنندگان او بودهاید.
بازی در کنار او از مسائلی است که تا آخر عمر به خاطر خواهم سپرد. وقتی کودک و نوجوان بودم، در زمینهای فوتبال وانمود میکردم که رونالدو هستم و به یارانم نیز این را میگفتم. آرزویم این است که همچون وی شوم.
برزیل در مرحله انتخابی جام جهانی 2010 در منطقه آمریکای جنوبی حضوری پرنوسان داشته است. فکر میکنید فرجام کارتان چه باشد؟
ما در رده دوم جدول گروه قرار داریم و بیش از یک باخت هم نداشتهایم. در نتیجه در شرایطی خوب برای راهیابی به مرحله نهایی قرار داریم. با این حال در مسابقههای خانگی خوب نبوده و امتیازات زیادی را در آنجا از دست دادهایم.
حریفان با تمام توان در آنجا به میدان میآیند و 11 نفره دفاع میکنند. در چنین اوضاعی چارهای جز افزودن بر تلاشمان و جلب رضایت هواداران خود از طریق فتح این دیدارها نداریم.
کودکی پر دردسری داشتید، پیدا شدن یک تومور مغزی در 10سالگیتان را میگویم.
بله. بسیار دردآور بود و حتی پس از عمل جراحی باز واکنش بدی در من دیده شد و دوره مداوای طولانیتری را پشت سر گذاشتم. با این حال همان مشکلات سبب شد پختهتر و برای ادامه زندگی خود مهیاتر شوم.
با شهرت روزافزون خود چه میکنید؟
تا هفت هشت سال پیش خودم به دنبال امضاء گرفتن از چهرههای سرشناس بودم و حالا دیگران میخواهند چنین چیزی را از من بگیرند.
من بخصوص به کودکان بسیار علاقه دارم و امکان ندارد وقتی از من میخواهند عکس یادگاری با آنها بگیرم، نه بگویم.
اهداف شخصیتان چیست؟
دلم میخواهد با میلان به هر جام و افتخار ممکن برسم و با تیم ملی برزیل به دور پایانی جام جهانی 2010 راه یابم. هدف همه ما فتح این جام در آفریقای جنوبی است.
وصال روحانی
منبع:fifa.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: