رودخانههای ایران نیز از این مساله مستثنا نیستند و در چند دهه اخیر با مشکلات جابهجایی مسیر، تغییر نامناسب هندسه مسیر، تعرض به پهنه سیلابی، برداشت بیرویه شن و ماسه، اجرای سازههای نامناسب روی رودخانه و بالاخره رهاسازی زباله، پساب و فاضلاب به محیط رودخانه مواجه بودهاند که در چند سال اخیر این مساله شدت بیشتری یافته است.
بر اساس مستندات گزارش وضعیت خودپالایی رودخانههای کشور، از آنجا که تعداد منابع آبی رودخانهای کشور محدود به کمتر از 25 جریان دائمی بوده، لازم است بهرهوری و فشارهای وارد شده به آن با شناختی علمی صورت پذیرد.
در این میان هنوز رودخانهها رمقی تازه پیدا نکرده که ما باز هم خنجری دیگر بر پیکره بیجان آنها وارد میکنیم؛ پس از چندین هزار سال استفاده بیوقفه، ناگهان ابتدا مسیر آنها را تغییر میدهیم، سپس شدت آنها را تحت کنترل میگیریم، زمینهای بالادست را با تمام ساکنان اصلی آنها از گیاهان تا جانوران و میکروارگانیسمهای گیاهی و جانوری به زیر آب میبریم و زمینهای پاییندست را از نعمت جریان حیات محروم میسازیم و سرانجام تعادل چندین هزار ساله را بر هم میزنیم. اما این زیستبومها هنوز تلاش خود را برای احیای زندگی آبزیان و کنار آبزیان انجام میدهند و سعی در زنده ماندن و زنده نگه داشتن ما دارند.
بر اساس گزارش وضعیت خودپالایی رودخانههای کشور اگرچه سازوکار طبیعت بهنحوی عمل میکند که پس از مدتی بدون وارد آمدن لطمات غیرقابل بازگشت شرایط پایدار خود را باز مییابد، لیکن در مواردی میزان بار آلاینده ناشی از فعالیتهای انسانی به منابع در حدی خواهد بود که سبب برهم خوردن تعادل اکوسیستم طبیعی و عدم بازیابی آن و در نتیجه تخریب محیط زیست شود.
اما صحبت اصلی این نیست، این فقط اشارهای بود گذرا به بیمهری ما نسبت به خودمان. حال مساله اصلی، بودن یا نبودن ماهیان آبهای داخلی ایران است.
ممکن است به نبودن کوسهها در رودخانه کارون اهمیت ندهیم یا به خشک شدن دریای هامون ظرف مدت 50 سال گذشته عادت کرده باشیم و دیگر در نقشههای جدید جایی برای آن متصور نباشیم و جغرافیای طبیعی و انسانی آن منطقه را خالی از سکنه مفروض بداریم. این در حالی است که در زمانی بسیار کمتر از اینها به خشک شدن رودخانههای جاجرود و کرج عادت کردهایم؛ رودخانههایی که هنوز جای داغ آب از پیکره عظیمشان پاک نشده، اما دیگر چشمبسته از کنارشان میگذریم و بسیاری از رودخانهها را بدون توجه به نقش حیاتیشان در زنده بودن سرزمین پارسها از یاد بردهایم. اما حتما نمیتوانیم به زادآوری ماهیان در رودخانههای جنوبی توجه نکنیم.
بحرانی که چند 10 سالی است با آن مواجه شدهایم، آن است که برداشت ناصحیح یا اجبارگونه از ذخایر آب، رودهای کشور را دچار چالش شدید کردهاند و حالا مشکلات در اثر زیادهخواهیهای عدهای از ما باز هم بیشتر و بیشتر میشود. صحبت این بار بر سر شکستن شاخ و برگ درختان یا سوزاندن محیط به صورت منطقهای نیست. صحبت بر سر تخریب جنگلها نیست، گرچه آن نیز جای تامل دارد. این بار بحران خشکسالی جهانی است که عدهای با سهلانگاری و عدم احترام به حق همه موجودات و انسانها با زیادهخواهیشان آن را تشدید کردهاند.
بر اساس مستندات کارشناسان از بازدید رودخانههای کشور، بیشتر رودخانهها در اثر کشاورزی و تاثیرات مستقیم سموم و آفتکشها خواسته یا ناخواسته(!) کم یا زیاد، دچار مسمومیت هستند. اما باز هم تنها اعداد و ارقام سند اصلی این ماجرا نیستند. با اندکی تامل شما نیز میتوانید اینها را از نزدیک لمس کنید. در حاشیه اغلب رودخانههای شمالی و بخصوص جنوبی این سرزمین میتوان ماهیان کوچک و بزرگ نیمه جان یا مردهای را یافت که بدون هیچ دلیل خاصی از لحاظ بیماریهای آبزیان و حتی کوچکترین جراحتی به صورت اجتماعی (کلونی) در گوشهای از آبگیرها مردهاند یا جان میدهند و اگر کمی جستجو کنید، قوطیهای سم در همان حوالی یافت میشود که از سوی صیادان غیرمجاز برای صید ماهیان استفاده شده است.
نگرانی عمومی در ارتباط با فاجعه آلودگی رودخانه هنگامی زیاد میشود که مرگ و میر بسیاری از ماهیان رودخانه قابل رویت باشد. این موضوع زمانی که در سطح محلی، استانی و ملی توسط رسانههای عمومی <مرگ هزاران ماهی> اعلام شود، مورد توجه گروههای حامی محیطزیست و اقشار مختلف مردم قرار خواهد گرفت و آیا ما سکوت کردهایم تا شاهد مرگ هزاران ماهی باشیم و آنگاه دنبال راه چاره بگردیم؟
آیا فقط کشاورزان باعث ورود سموم به آبراههها هستند؟ این در حالی است که کشاورزان در فصول خاصی از سال اقدام به مبارزه با آفات میکنند و در این زمانها حداقل 2تا3 روز آبیاری انجام نمیشود، پس چرا در زمانهای نامتعارف، مناطقی بیش از حد معمول (با توجه به این که در بیشتر نقاط دنیا حدی به عنوان معمولی و متعارف برای مسمومیت رودها معنایی ندارد) دچار مسمویت رودخانه هستیم و این سوالی است که دوستداران محیط زیست به دنبال پاسخ آن هستند.
شکار با سم
متاسفانه باز واقعیت تاسفبار دیگری حیات عدهای از موجودات بیگناه را تهدیدمیکند. ماهیگیران غیرمجاز وارد مرحله جدیدی از شکار شدهاند که آن هم شکار با سم است.
کارشناسان محیط زیست معتقدند اکنون مخاطرات نهتنها متوجه زندگی ماهیان است، بلکه حیات تمام اکوسیستم، ساکنان رودخانه و مصرفکنندگان این قوت مطهر و سالم را تهدید میکند.
مسبب چنین پدیدهای را میتوان ماهیگیران غیرمجاز دانست که به روشهای مختلف در مناطق گوناگون مشغول به فعالیت هستند؛ افرادی که تنها مدتی از سال و به دنبال کسب سود بر عرصه رودخانهها تاخت و تاز میکنند و حتی در فصول ممنوعه با وسایل غیرمتعارف و روشهای کاملا غیراخلاقی مانند استفاده از جریان برق در داخل رودخانه (پیلهای سری شده یا موتورهای برق قابل حمل)، استفاده از سموم کلره و فسفره، استفاده از تورهای دانه ریز (که حتی بچهماهی از آنها نمیگذرد) در شاخههای فرعی و بعضی اوقات رود اصلی به صید مشغول هستند.
همچنین ماهیگیران فصلی که به صورت تفریحی ورزشی در تمام نقاط مشغول به صید هستند، با توجه به نظارت سازمانهای ذیربط باز هم مشکلاتی برای امرارمعاش صیادان مجاز ایجاد کردهاند. اما با زحمات بیدریغ و شبانهروزی محیطبانان دلسوز و ضابطان محیط زیست، باز هم ردپای زشت این گونه صیادی چهره زیستبومهای آبی ایرانزمین را آلوده کرده است و زندگی ماهیان رودخانههای این مرز و بوم را تهدید میکند.
کارشناسان معتقدند افزایش توان حفاظتی و نظارتی سازمانهای مسوول بر منابع طبیعی و مناطق حفاظتشده میتواند در کنار مکانیسمهای قانونی و پیگیریهای قضایی، یکی از راهکارهای موثر برای توقف فعالیت شکارهای غیرمجاز باشد و بقای زیستمندان را تضمین کند.
باربد صفایی مهرو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم